چرا مهاجرت به اروپا متوقف نمی‌شود؟

🌍

صدها نفر در روزهای اخیر با شنا یا استفاده از حلقه‌های بادی خود را از مراکش به شهر سئوتا، یکی از مناطق تحت حاکمیت اسپانیا در شمال آفریقا، رساندند. این تصاویر فقط روایت یک عبور مرزی نیست؛ بلکه نمادی از شکاف عمیق میان شمال و جنوب جهان است.

💰 بسیاری از مهاجران از کشورهای جنوب جهانی می‌آیند؛ کشورهایی که با فقر، بیکاری، تغییرات اقلیمی، بدهی‌های سنگین و بی‌ثباتی اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. در مقابل، بخش بزرگی از ثروت و سرمایه جهانی همچنان در کشورهای غربی متمرکز است؛ کشورهایی که بخش مهمی از توسعه تاریخی خود را در دوره استعمار، بهره‌برداری از منابع مستعمرات و شکل‌دهی به نظم اقتصادی جهانی به دست آورده‌اند.

🏛️ میراث امپراتوری‌ها هنوز پایان نیافته است. بسیاری از مرزها، ساختارهای اقتصادی و روابط تجاری امروز، ریشه در همان دوران دارند. به همین دلیل، بسیاری در جنوب جهانی معتقدند که مهاجرت تنها یک انتخاب فردی نیست، بلکه نتیجه دهه‌ها نابرابری ساختاری در نظام بین‌الملل است؛ نظامی که فرصت‌های توسعه را به‌طور برابر میان کشورها توزیع نکرده است.

🚧 اروپا برای حفاظت از مرزهای خود هزینه‌های هنگفتی صرف دیوارهای مرزی، فناوری‌های نظارتی و همکاری‌های امنیتی می‌کند. اما تا زمانی که شکاف درآمد، فرصت و کیفیت زندگی میان شمال و جنوب جهان پابرجا باشد، افراد بسیاری همچنان حاضر خواهند بود جان خود را برای رسیدن به آینده‌ای بهتر به خطر بیندازند.

🤝 شاید راه‌حل پایدار، نه فقط در کنترل مرزها، بلکه در کاهش نابرابری جهانی، سرمایه‌گذاری عادلانه‌تر، اصلاح روابط اقتصادی بین‌المللی و ایجاد فرصت‌های واقعی برای توسعه در کشورهای جنوب جهانی باشد؛ زیرا مهاجرت گسترده، بیش از آنکه یک بحران مرزی باشد، بازتاب بحران عدالت در توزیع ثروت و فرصت در جهان است.




چرا وضعیت «نه جنگ، نه صلح» فعلاً به نفع تهران و واشنگتن است؟

⚖️

حملات اخیر آمریکا به ایران که به دستور ترامپ انجام شده، از نگاه حتا بسیاری از حقوقدانان و تحلیلگران، بدون مجوز شورای امنیت سازمان ملل و خارج از چارچوب دفاع مشروع است و در نظام حقوقی جهانی، مشروعیتی ندارد. امریکا به بهانه ای واهی اتمی به ایران حمله میکند در حالیکه همان تکنولوژی را با غنی سازی بالاتر را میخواهد در اختیار عربستان قرار دهد.

🔥 با این حال، پاسخ‌های محدود جمهوری اسلامی نیز نشان می‌دهد که هیچ‌یک از دو طرف فعلاً به دنبال یک جنگ تمام‌عیار نیستند.برای آمریکا، یک جنگ بزرگ می‌تواند هزینه‌های سنگین نظامی، اقتصادی و سیاسی ایجاد کند؛ از افزایش قیمت انرژی گرفته تا گسترش درگیری در سراسر خاورمیانه. از سوی دیگر، جمهوری اسلامی نیز با اقتصاد تحت تحریم، آسیب‌پذیری زیرساخت‌ها و فشارهای داخلی، توان تحمل یک جنگ طولانی و فراگیر را ندارد.

🌍 به همین دلیل، وضعیت «نه جنگ، نه صلح» ممکن است برای هر دو طرف مطلوب‌تر باشد. آمریکا فشار نظامی و اقتصادی خود را حفظ می‌کند، بدون آنکه وارد یک جنگ پرهزینه شود. در مقابل، جمهوری اسلامی نیز با حفظ سطحی از تنش، همچنان می‌تواند بر معادلات منطقه‌ای، امنیت کشتیرانی و بازار انرژی اثر بگذارد و از این اهرم در مذاکرات آینده استفاده کند.

📉 اما این راهبرد بهای سنگینی نیز دارد. ادامه تنش، اقتصاد ایران را تحت فشار نگه می‌دارد، و خطر گسترش درگیری را افزایش می‌دهد. هم‌زمان، هر حادثه پیش‌بینی‌نشده می‌تواند این تعادل شکننده را از بین ببرد و منطقه را به سوی جنگی گسترده سوق دهد.

🕊️ شاید بزرگ‌ترین پارادوکس امروز این باشد که نه صلح کامل برای دو طرف قابل‌قبول است و نه جنگ فراگیر. اما تاریخ نشان داده است که حفظ یک درگیری «کنترل‌شده» همیشه ممکن نیست و یک اشتباه محاسباتی می‌تواند همه معادلات را تغییر دهد.




چرا سوسیال دموکراسی در ایران ریشه نمی‌دواند؟

🛡️

🇮🇷اکنون به پرسش اصلی می‌رسیم: چرا سوسیال دموکراسی در ایران ریشه ندوخت و امروز نیز نمی‌تواند راه‌گشا باشد؟

🛡️ نخست: نبود بی‌طرفی در جنگ‌ها. ایران در جنگ جهانی دوم نه بی‌طرف ماند و نه از ویرانی به دور بود. متفقین در شهریور ۱۳۲۰ به ایران تاختند و ایران را پایگاهی برای فرستادن کمک به شوروی ساختند. پس از جنگ نیز ایران چند دهه درگیر کودتا (۲۸ مرداد ۱۳۳۲)، جنگ‌های نیابتی و سرانجام جنگ هشت‌ساله با عراق شد. هیچ «فرصت اسکاندیناویایی» در کار نبود.

🪞 دوم: سرمایه‌داری جهانی از ایران ویترین نساخت. وارونه کشورهای نوردیک که سرمایه‌داری غرب آن را ویترین رفاه کرد، ایران پایگاه امپریالیسم بر ضد شوروی شد. پس از کودتای ۲۸ مرداد، آمریکا و انگلستان ایران را پاسگاه خود دیدند، نه ویترین رفاه برای کارگران. اتحادیه‌های مستقل هرگز شکل نگرفت و به اعتصاب‌ها با تانک و زندان پاسخ داده می‌شد.

🏭 سوم: رشد صنعتی ایران نه گسترده بود و نه خودجوش. صنعت ایران در دوران شاه، تک‌محصولی (نفت) و وابسته به شرکت‌های فراملی بود. هم‌اکنون نیز ایران یک کشور صنعتی نیست، یک کشور پیرامونی است. درآمد سرانه یک‌دهم سوئد است. کیک اقتصاد ایران هم کوچک است و هم نابرابر.

🤝 چهارم: نبود سنت سندیکایی مستقل و نیرومند. در ایران، سندیکاها یا ممنوع بودند یا در کنترل دولت. اعتصاب‌های بزرگ یا با زندان و اعدام پاسخ داده می‌شدند یا با وعده‌های بی‌پایان خاموش می‌شدند.

👥 پنجم: نبود طبقهٔ کارگر سازمان‌یافتهٔ ملی. کارخانه‌های بزرگ ورشکسته یا نیمه‌تعطیل‌اند. کارگران پراکنده به سختی می‌توانند سندیکا بسازند.

🌄 پایان سخن: سوسیال دموکراسی در ایران سرابی بیش نیست. راه ماندگار، سمت‌گیری ملی–دمکراتیک است: اقتصادی همگانی، بریدن از وابستگی نفتی، ساختن سندیکاهایی از پایین. سوسیالیسم در ایران اگر پا بگیرد، از دل همین گذار زاده خواهد شد، نه از رویای نسخه‌برداری از الگوی سوئد.




فروپاشی جهانی سوسیال دموکراسی و راه سوم

📉

پس از جنگ جهانی دوم، بسیاری از حزب‌های سوسیال دموکرات اروپا با ایدئولوژی مارکسیسم ناهمساز شدند و به جای نبرد برای گذار از سرمایه‌داری به سوسیالیسم، تمرکز خود را بر پیاده‌کردن سیاست‌های اصلاحی اقتصادی-اجتماعی نهادند. در سال ۱۹۵۱، «سوسیالیست بین‌المللی» در فرانکفورت بنیاد نهاده شد که هم سرمایه‌داری و هم کمونیسم بلشویکی را نکوهش می‌کرد.

🛢️ دولت‌های رفاهی تا سال ۱۹۷۹ کم‌وبیش به انجام کار خود می‌پرداختند. اما در آن سال، دو سیاستمدار نئولیبرال و ضدکمونیست، ریگان در آمریکا و تاچر در بریتانیا، قدرت را به دست گرفتند. آن‌ها به یک‌باره به سرکوب سندیکاها و اتحادیه‌های کارگری پرداختند و همهٔ دستاوردهای دولت‌های رفاهی پیشین را به پس راندند. زیر نام «آزادسازی اقتصادی»، دست کارفرمایان را در بهره‌کشی بیشتر گشودند.

🌪️ پس از پیروزی ضدانقلاب در کشورهای سوسیالیستی پیشین، سوسیال دموکرات‌ها پروژه‌ای به نام «راه سوم» را باز کردند. سردمدار نظری «راه سوم» گیدنز و سردمدار عملی آن بلیر بودند. آن‌ها به گمان خود ناگزیر بودند میان یک اقتصاد مارکسیستیِ جبرگرا با سنت جمع‌گرایی و «سوسیالیسم اخلاقی» بر پایهٔ پخش دادگرانهٔ دارایی یکی را برگزینند.

🎭 هواداران «راه سوم» می‌گفتند که این راه برای هماهنگ کردن سیاست‌های سوسیال دموکراسی با واقعیت‌های جهان نوین ناگزیر است. ولی همان‌گونه که دولت‌های بلیر در عمل نشان دادند، در حقیقت «راه سوم» چیزی سوای پذیرش سرمایه‌داری و غلتیدن تازهٔ سوسیال دموکرات‌ها به راست نبود. پس از پیروزی ضدانقلاب، سرمایه‌داری دیگر نیازی به پرداخت «باج» رفاهی به کارگران ندید. سوسیال دموکراسی زادهٔ شرایطی ویژه در زمانی ویژه بوده است و چون آن شرایط دگرگون شده، وظیفهٔ تاریخی آن به پایان رسیده است.




سوسیال دموکراسی و ویترین‌سازی اسکاندیناوی

سوئد در هر دو جنگ جهانی بی‌طرف ماند. 🇩🇰 دانمارک در جنگ دوم خود را به آلمان نازی تسلیم نمود، ولی زیرساخت‌هایش را از آسیب و ویرانی جنگ نجات داد. 🇳🇴 نروژ، اگرچه در کنار متفقین ایستاد، ولی خاکش پهنهٔ نبردهای گسترده و ویرانگر نبود. این بی‌طرفی یا آسیب‌دیدگیِ اندک، فرصتی بزرگ به این کشورها داد: آن‌ها پس از جنگ نیاز به بازسازی از خاکستر نداشتند. کارخانه‌ها پابرجا بودند، راه‌آهن‌ها کار می‌کردند، بندرها باز بودند.

💰 هنگامی که آلمان با آوار خانه‌هایش دست و پنجه نرم می‌کرد و انگلستان با کوپن نان روزگار می‌گذراند، کارخانه‌های سوئد چوب و فولاد تولید می‌کردند و به بازار اروپای ویران می‌فرستادند. این برتری، زمینه‌ساز آن شد که سوسیال دموکراسی در این کشورها بتواند از همان آغاز دههٔ ۱۹۲۰ برنامه‌های خود را پیش ببرد. حزب سوسیال دموکرات سوئد در سال ۱۹۲۰ به قدرت رسید و الگویی از «اقتصاد آمیخته» پدید آورد.

🔥 پس از انقلاب بلشویکی در روسیه (۱۹۱۷)، سرمایه‌داران اروپایی و آمریکایی به ترس افتادند. آن‌ها دیدند که اگر کارگران گرسنه و بیکار دست به شورش بزنند، نظام مالکیت خصوصی می‌تواند یکسره برچیده شود. از همین رو به دنبال الگویی میانه گشتند: دولتی که رفاه نسبی پدید آورد، بی‌آنکه مالکیت خصوصی را از میان ببرد. اسکاندیناوی بهترین ویترین برای این الگو بود.

🎭 غرب سرمایه‌داری با تبلیغ سوئد، نروژ و دانمارک همچون «بهشت سوسیال دموکراسی»، می‌خواست به کارگران جهان بگوید: «ببینید، بدون انقلاب، بدون برچیدن مالکیت خصوصی، بدون دیکتاتوری پرولتاریا هم می‌توان زندگی خوبی داشت. پس آرام بگیرید و به پای صندوق رأی بروید، نه به خیابان.» این ویترین‌سازی بخشی از راهبرد جنگ سرد بود. رفاه در اسکاندیناوی نه به خاطر مهرورزی سرمایه‌داران، بلکه به خاطر ترس آنان از سوسیالیسم پدید آمد.




غزه؛ فاجعه‌ای که جهان نباید فراموش کند

🕊️

در حالی که توجه رسانه‌ها به تنش‌های منطقه‌ای و درگیری‌های جدید معطوف شده، بحران انسانی در غزه همچنان ادامه دارد. میلیون‌ها فلسطینی در شرایطی زندگی می‌کنند که بسیاری از نهادهای بین‌المللی آن را یکی از وخیم‌ترین بحران‌های انسانی سال‌های اخیر توصیف کرده‌اند. با وجود آتش‌بس‌های موقت، رنج غیرنظامیان پایان نیافته است.

💔 زندگی در میان ویرانه‌ها

بخش‌های بزرگی از غزه ویران شده‌اند. کمبود آب آشامیدنی، برق، دارو و خدمات درمانی، زندگی روزمره را به نبردی برای بقا تبدیل کرده است. هزاران خانواده خانه‌های خود را از دست داده‌اند و بسیاری از مردم همچنان در پناهگاه‌های موقت یا میان آوارها زندگی می‌کنند.

🍞 کمک‌های بشردوستانه کافی نیست

سازمان ملل و نهادهای امدادرسان بارها هشدار داده‌اند که اگرچه خطر قحطی گسترده در برخی مقاطع کاهش یافته، اما بحران غذایی همچنان ادامه دارد. محدودیت‌ها و تأخیر در ورود کمک‌های بشردوستانه، دسترسی مردم به غذا، دارو و تجهیزات پزشکی را دشوار کرده و فشار بر غیرنظامیان را افزایش داده است.

کودکان، سالمندان و بیماران قربانیان اصلی این جنگ هستند. بیمارستان‌های آسیب‌دیده، کمبود تجهیزات پزشکی و تخریب زیرساخت‌های حیاتی، امکان درمان بسیاری از مجروحان و بیماران را محدود کرده است. در هر درگیری، این مردم عادی هستند که بیشترین بهای جنگ را می‌پردازند.

⚖️ اختلاف بر سر کمک‌رسانی

بحث بر سر نقش نهادهای امدادی، از جمله آژانس امدادرسانی سازمان ملل برای آوارگان فلسطینی (UNRWA)، همچنان ادامه دارد. اسرائیل اتهاماتی دروغ را علیه این نهاد مطرح کرده، در حالی که سازمان ملل و بسیاری از کشورها بر اهمیت ادامه فعالیت‌های بشردوستانه برای میلیون‌ها فلسطینی تأکید دارند.

حفاظت از جان غیرنظامیان و تضمین دسترسی آنان به غذا، آب، دارو و سرپناه، از اصول بنیادین حقوق بین‌الملل بشردوستانه است. غزه امروز بیش از هر چیز به آتش‌بس پایدار، دسترسی بدون مانع به کمک‌های انسانی و راه‌حلی نیاز دارد که بتواند به چرخه خشونت پایان دهد.




آیا لیبرال‌های روسی از رقابت با کمونیست‌ها هراس دارند؟

🗳️📢

با آغاز رقابت‌های انتخاباتی در روسیه، گزارش‌هایی از حذف نامزدهای حزب کمونیست (KPRF) منتشر شده است. بر اساس این گزارش‌ها، برخی نامزدها پس از دریافت جریمه‌های اداری و شکایت رقبای سیاسی، از ادامه حضور در انتخابات محروم شده‌اند؛ موضوعی که منتقدان آن را نشانه‌ای از محدود شدن رقابت سیاسی می‌دانند.

⚖️ شکایت‌های سیاسی یا اجرای بی‌طرفانه قانون؟

در استان اورنبورگ، «نورلان مونجاساروف» به دلیل پستی که پنج سال پیش منتشر کرده بود، جریمه شد؛ حکمی که طبق قانون، به محرومیت یک‌ساله او از نامزدی انجامید. حامیان او می‌گویند این پست صرفاً پیامی برای تشکر از رأی‌دهندگان بوده و هیچ محتوای افراط‌گرایانه‌ای نداشته است. همچنین گزارش شده که شکایت توسط یکی از رقبای انتخاباتی او ثبت شده بود.

📑 ابهام در روند رسیدگی

در پرونده دیگری، «ولادیمیر گودوماروف» نیز با حکمی مشابه روبه‌رو شد. بر اساس ادعاهای منتشرشده از سوی حزب کمونیست، دادگاه بدون حضور او تشکیل شد، وکلای مدافع فرصت دفاع نیافتند و خود نامزد نیز از حکم تنها از طریق وب‌سایت دادگاه مطلع شد. این ادعاها، در صورت صحت، پرسش‌هایی درباره روند دادرسی و حقوق متهمان ایجاد می‌کند.

🎖️ فشار بر نامزدهای مخالف

در استان تومسک نیز «الکساندر گوبین»، کهنه‌سرباز جنگ و نامزد این حزب، برای چند روز بازداشت شد و سپس بدون طرح اتهام آزاد گردید. منتقدان می‌گویند چنین اقداماتی می‌تواند توانایی نامزدهای مخالف برای انجام فعالیت انتخاباتی را محدود کند.

🏛️ رقابت یا حذف رقیب؟

منتقدان دولت معتقدند استفاده از شکایت‌های حقوقی و تصمیمات اداری برای کنار گذاشتن نامزدهای مخالف، فضای رقابت آزاد را تضعیف می‌کند. از نگاه آنان، اگر یک حزب حاکم به حمایت واقعی مردم اطمینان داشته باشد، نیازی به حذف رقبای انتخاباتی از طریق سازوکارهای حقوقی نخواهد داشت.

انتخابات زمانی معتبر و قابل اعتماد است که همه جریان‌های سیاسی بتوانند در شرایط برابر رقابت کنند.




کوبا زیر محاصره اقتصادی؛ تحریم‌هایی که زندگی مردم را هدف گرفته‌اند

🕊️

در حالی که رسانه‌های غربی اغلب مشکلات کوبا را صرفاً به سیاست‌های داخلی نسبت می‌دهند، واقعیت پیچیده‌تر است. بیش از شش دهه تحریم‌های آمریکا، همراه با تشدید محدودیت‌ها در سال‌های اخیر، اقتصاد کوبا را تحت فشار بی‌سابقه‌ای قرار داده است. بسیاری از مقام‌های کوبایی این دوره را سخت‌ترین بحران اقتصادی تاریخ معاصر کشور توصیف می‌کنند.

خاموشی، کمبود سوخت و فشار بر زندگی روزمره

کمبود سوخت باعث شده در بسیاری از مناطق کوبا مردم روزانه ساعت‌های طولانی با قطع برق روبه‌رو شوند. بیمارستان‌ها، مدارس و حمل‌ونقل عمومی نیز از این وضعیت آسیب دیده‌اند. گزارش‌ها حاکی از آن است که حتی انتقال کمک‌های بشردوستانه نیز به دلیل کمبود سوخت با مشکل مواجه شده است؛ موضوعی که مستقیماً زندگی شهروندان عادی را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

🏥 تحریم‌ها فقط دولت را هدف نمی‌گیرند

وقتی دسترسی به نظام بانکی، واردات تجهیزات پزشکی، سوخت و قطعات صنعتی محدود می‌شود، نخستین قربانیان مردم هستند. بیماران، کودکان، سالمندان و خانواده‌هایی که هیچ نقشی در تصمیم‌های سیاسی ندارند، بیشترین هزینه را می‌پردازند. بسیاری از منتقدان تحریم‌ها معتقدند این سیاست‌ها با اصول انسانی و حقوق بشر سازگار نیست.

🌍 محاصره اقتصادی فراتر از مرزهای آمریکا

تحریم‌های ثانویه آمریکا باعث شده بسیاری از بانک‌ها، شرکت‌ها و حتی کشورهای دیگر نیز از همکاری با کوبا خودداری کنند؛ زیرا نگران مجازات‌های اقتصادی واشنگتن هستند. این وضعیت تجارت، سرمایه‌گذاری و حتی واردات کالاهای اساسی را دشوارتر و پرهزینه‌تر کرده است.

🤝 اکثریت جهان خواستار پایان تحریم‌ها هستند

مجمع عمومی سازمان ملل سال‌هاست با اکثریت قاطع، قطعنامه‌هایی در مخالفت با تحریم‌های آمریکا علیه کوبا تصویب می‌کند. با این حال، این تحریم‌ها همچنان ادامه دارند و پیامدهای آن مستقیماً بر زندگی میلیون‌ها کوبایی سایه انداخته است.

دسترسی به غذا، دارو، انرژی و خدمات درمانی، حقوق اولیه هر انسان است.