انتخابات مجلس نهم را به اهرم آگاهى‏‏ زحمتكشان بدل سازيم! آزادى‏‏ انتخابات و نه ”انتخابات آزاد“ بار طبقاتى‏‏ خواست آزادى‏‏ انتخابات

image_pdfPDF-پ دی افimage_printچاپ

مقاله شماره ٤١/٨٩ (٢٥ دى‏‏)

واژه راهنما: محمد خاتمى‏‏ خواستار آزادى‏‏ انتخابات است. انتخابات اهرم افشاگرى‏‏ عليه حاكميت سرمايه‏دارى‏‏ مافيايى‏‏ و توسعه پايگاه اجتماعى‏‏ “جنبش مردمى‏‏”. ارتجاع حاكم شرايط تغييرات تدريجى‏- اصلاحى‏ را نابود ساخته است.

به مناسبت انتخابات در پيش مجلس در سال آينده، حجت‏الاسلام محمد خاتمى‏‏، رئيس جمهور سابق طى‏‏ سخنانى‏‏ شرايطى‏‏ را براى‏‏ شركت اصلاح‏طلبان در انتخابات مطرح ساخت كه به موضوع بحث در محافل مختلف تبديل شده است. او در گفتگو با نمايندگان فراكسيون اصلاح‏طلبان در مجلس اسلامى‏‏، خواستار آزادى‏‏ زندانيان سياسى‏‏ و ايجاد شرايط قانونى‏‏ براى‏‏ برگزارى‏‏ انتخابات آزاد و سالم برپايه اصل‏هاى‏‏ قانون اساسى‏‏ شد.

سخنان خاتمى‏‏ در روزهاى‏‏ گذشته موضوع بحث و تفسيرهاى‏‏ متفاوتى‏‏ بود. نقطه مشترك نزد اغلب تفسيرها، شيوه حدس و گمان (اسپكولاسيون) در اين‏باره بود كه آيا او حرف دل خودش را مى‏‏زند و يا به ماموريت از طرف اين و آن سخن مى‏‏راند. آيا هدف او تدارك توافق‏ و سازش، ازجمله با مخالفان “اصولگراى‏‏” احمدى‏‏نژاد است و يا بايد سخنان او را نشان خطر خارجى‏‏ ارزيابى‏‏ نمود؟ اين بحث‏ها ازجمله موجب آن شد كه براى‏‏ نمونه آقاى‏‏ مهندس شريعتمدارى‏‏ در تلويزيون صداى‏‏ آمريكا خواستار «انتخابات آزاد تحت نظارت محافل بين‏المللى‏‏» شود!

از ديدگاه زحمتكشان و طبقه كارگر ايران كه از منافع كل جامعه دفاع مى‏‏كند، مى‏‏بايستى‏‏ سخنان خاتمى‏‏ اما نه تنها از منظر ذهنى‏‏ رئيس جمهور سابق و يا تفسيرهاى‏‏ ذهنى‏‏ افراد از خواست و انتظار و اميدوارى‏‏هاى‏‏ او انجام گيرد، بلكه مدافعان زحمتكشان مى‏‏بايستى‏‏ با توجه به شرايط عينى‏‏ حاكم بر جامعه به بررسى‏‏ نقش و جايگاه انتخابات مجلس آينده در مبارزه “جنبش مردمى‏‏” پرداخته و جايگاه اين مبارزات را در شرايط تناسب قواى‏‏ موجود در نبرد واقعى‏‏ جارى‏‏ در جامعه، براى‏‏ تدارك پيروزى‏‏ نهايى‏‏ جنبش مورد توجه قرار دهند.

توجه به شرايط عينى‏‏ نبرد “جنبش مردمى‏‏” به معناى‏‏ بى‏‏اهميت بودن انديشيدن براى‏‏ يافتن راه‏هاى‏‏ بينابينى‏‏ مبارزه و ازجمله ايجاد سازش‏هاى‏‏ هرچند و هر چقدر گذرايى‏‏ و ناپايدار در جامعه نيست. اما بدون درك شرايط عينى‏‏ و نقش آن در سرنوشت “جنبش مردمى‏‏” توسط مدافعان منافع طبقه كارگر و ديگر زحمتكشان، معلمان، روشنفكران، زنان و جوانان، نبرد روز و سرنوشت‏ساز مردم، دچار روزمره‏گى‏‏ و قناعت به حد و مرز «مقدورات» ديكته شده از طرف حاكميت سرمايه‏دارى‏‏ مافيايى‏‏ شده و آمادگى‏‏ ذهنى‏‏ و عينى‏‏ خود را براى‏‏ توسعه «مقدورات» و به‏ويژه براى‏‏ طرح خواست‏هاى‏‏ طبقه كارگر از دست مى‏‏دهد.

طرح خواست‏هاى‏‏ طبقه كارگر به مثابه يك طبقه اجتماعى‏‏ با منافع ويژه خود، درست از آن روى‏‏ از اهميت درجه اول برخودار است، زيرا بدون نقش فعال و خلاق طبقه كارگر، بدون ارتقاى‏ سطح جنبش «غيرطبقاتى‏» به جنبشى‏ «طبقاتى‏» (محمد مالجو، در “جنبش راه سبز، جرس” http://www.rahesabz.net/story/29288) در مبارزه آزادى‏‏خواهانه اجتماعى‏‏ كنونى‏‏، امكان توسعه پايگاه اجتماعى‏‏ “جنبش مردمى‏‏” كور و مسدود بوده و شانس و امكان پيروزى‏‏ آن در طول زمان از يك سو ناممكن است و از سوى‏‏ ديگر بدون طرح خواست‏هاى‏‏ طبقه كارگر، راه نفوذ خواست‏هاى‏‏ انحرافى‏‏ گشوده مى‏‏شود. براى‏‏ نمونه خواست «انتخابات آزاد تحت نظارت محافل بين‏المللى‏‏».

اين خواست ضدملى‏‏ كه مى‏‏كوشد راه نفوذ مستقيم امپرياليسم را بر سرنوشت مردم ميهن ما از طريق “دموكراتيك” و “مسالمت‏آميز”  – ابزار جايگزين براى‏‏ يورش نظامى‏‏ –  بگشايد، در عين حال اين هدف ناگفته را دنبال مى‏‏كند كه از مردم ميهن ما حق واقعى‏‏ و دموكراتيك را براى‏‏ تعيين سرنوشت خود از طريق مبارزه‏اى‏‏ انقلابى‏‏ براى‏‏ تحميل “آزادى‏‏ انتخابات” كه رئيس جمهور سابق، حجت‏اسلام محمد خاتمى‏‏ خواستار آن است، سلب سازد.

در برابر شعار «انتخابات آزاد تحت نظارت محافل بين‏المللى‏‏»، خواست قانونى‏‏ «آزادى‏‏ انتخاب و انتخابات» قرار دارد كه از بارى‏‏ طبقاتى‏‏ به سود همه لايه‏هاى‏‏ ترقى‏‏خواه و ميهن‏دوست، به‏ويژه همه زحمتكشان شهر و روستا، معلمان، روشنفكران، زنان، جوانان و همچنين خلق‏هاى‏‏ كشور كثيرالملله ايران برخوردار است و مى‏‏تواند به اهرمى‏‏ توانا براى‏‏ تجهيز همه اين نيروها عليه اقدامات و موازين ضددموكراتيك اعمال شده از طرف حاكميت سرمايه‏دارى‏‏ مافيايى‏‏، همانند “نظارت استصوابى‏‏ شوراى‏‏ نگهبان”، تبديل گردد.

شرايط برقرارى‏‏ آزادى‏‏ انتخاب و انتخابات در قانون اساسى‏‏ بيرون آمده از دل انقلاب بزرگ بهمن مردم ميهن ما در اصل‏هاى‏‏ مربوط به “حقوق ملت” تصريح و تضمين شده است. ازجمله حق اتحاد و تشكيلات سياسى‏‏ و صنفى‏‏ و ايجاد احزاب و سنديكاهاى‏‏ مستقل. دفاع از اين اصل‏ها را بايد در برابر خواست اپوزيسيون راست داخل و خارج از كشور قرار داد كه مى‏‏خواهد به كمك محافل و دستگاه‏هاى‏‏ امپرياليستى‏‏ راه دخالت اين محافل را در امور داخلى‏‏ ايران از طريق «نظارت بين‏المللى‏‏» بگشايد. دفاع از منافع ملى‏‏ كه ميرحسين موسوى‏‏ در برابر تجاوز خارجى‏‏ به عنوان وظيفه همه ميهن‏دوستان اعلام داشته است، دفاع از حقوق قانونى‏‏ مردم براى‏‏ برخودارى‏‏ از آزادى‏‏ انتخابات و حذف “نظارت استصوابى‏‏ شوراى‏‏ نگهبان” را نيز در بر مى‏گيرد كه پايه و اساس خواست ارتجاع جهانى‏‏ و اپوزيسيون راست را از بين مى‏‏برد.

نگاهى‏‏ به شرايط عينى‏‏ حاكم بر ايران

١- بحران اقتصادى‏‏- اجتماعى‏‏ كنونى‏‏ پيامد اعمال سياست حاكميت سرمايه‏دارى‏‏ مافيايى‏‏ بر كشور است.

در بخش اقتصادى‏‏، اين حاكميت به عامل اجراى‏‏ برنامه نوليبرال امپرياليستى‏‏ تبديل شده است. براى‏‏ نمونه، آقاى‏‏ دكتر محمود احمدى‏‏‏نژاد، رئيس جمهور اسلامى‏‏ در سخنانى‏‏ ابراز داشت كه: تمام ميوه كشور صادر مى‏‏شود و كليه ميوه مورد نياز كشور، ميوه وارداتى‏‏ است! او با سربلندى‏‏ در ادامه اظهار داشت كه «صادرات و واردات ميوه كلاً توسط بخش خصوصى‏‏» عملى‏‏ مى‏‏گردد و «دولت هيچ دخالتى‏‏ در آن ندارد»!

آقاى‏‏ دكتر محمود احمدى‏‏نژاد برنامه برشمرده شده را پس از يك تبادل‏نظر و تنظيم كارشناسانه در محافل مسئول اقتصاد ملى‏‏ ايران، از كشوى‏‏ ميز خود در نياورده است. اين برنامه، همانند قانون “هدفمند كردن يارانه‏ها” (نگاه شود به http://www.tudeh-iha.com/?p=1399&lang=fa)، يكى‏‏ از مفاد دستورات صندوق بين‏المللى‏‏ پول و سازمان تجارت جهانى‏‏ را تشكيل مى‏‏دهد. به عبارت ديگر، دولت گويا ضدامپرياليست و مستقل دهم كه مدعى‏‏ دريافت راى‏‏ ميليونى‏‏ مردم ميهن ما نيز هست، به اعتراف خود، عامل اجراى‏‏ برنامه امپرياليستى‏‏ در ايران مى‏‏باشد. اين برنامه يكى‏‏ از اهداف مافيايى‏‏ سرمايه مالى‏‏ سوداگر امپرياليستى‏‏ است كه با در اختيار داشتن نقدينگى‏‏ چند ده بيلون يوروى‏‏ خود در جستجوى‏‏ راه‏هاى‏‏ جديد “كاسبى‏‏” و دستيابى‏‏ به سود براى‏‏ سرمايه‏ غارتگرانه خود، و انباشت بيش‏تر سرمايه در جهان مى‏باشد.

“سنديكاهاى‏‏ كارگران شركت واحد اتوبوسرانى‏‏ تهران و حومه” و “هيات بازگشايى‏‏ سنديكاهاى‏‏ كارگر فلزكار مكانيك” در بيانيه آذر ماه سال ١٣٨٩ خود، نقش «سرمايه‏دارى‏‏ انگل تجارى‏‏ داخلى‏‏» را محكوم مى‏‏كنند كه در «همدستى‏‏» در اجراى‏‏ «نسخه‏هاى‏‏ خانمان‏برانداز صندوق بين‏المللى‏‏ پول و سازمان تجارت جهانى‏‏»، كمر به نابودى‏‏ اقتصاد ملى‏‏ ايران بسته است. اين سياست ديرينه سرمايه‏ تجارى‏‏ مافيايى‏‏ در ايران را ازجمله محسن رفيقدوست، سرپرست وقت بنياد مستضعفان بارى‏‏ ديگر در سال ١٣٧٦ مورد تائيد قرار داده بود و محمدرضا باهنر، نايب رئيس مجلس پنجم در مصاحبه با ماهنامه “صبح” (هفتم بهمن ماه ٧٥)، خواستار تبديل ايران به “تجارتخانه منطقه” شده بود و اعلام داشته بود: «… كشور ما در بخش تجارت براى‏‏ يك تاجر بين‏المللى‏‏ شدن توان بسيار بالا و بالقوه‏اى‏‏ دارد و من خيلى‏‏ اميد ندارم كه در يك زمانى‏‏، صنعت و كشاورزى‏‏ جواب خرج‏هاى‏‏ مملكت را بدهد …، اما معتقديم در بخش ترانزيت و تجارت بين‏المللى‏‏ استعداد زيادى‏‏ داريم و مى‏‏توانيم پل ارتباطى‏‏ بسيارى‏‏ از كشورها باشيم …» (سند “اقتصاد ملى‏‏”، از انتشارات “راه‏توده”، دفتر اول، ١٩٩٩).

بدين‏ترتيب مى‏‏بينيم كه سياست اقتصادى‏‏ دولت دهم، سياستى‏‏ نه در خدمت «بخش خصوصى‏‏» سرمايه‏دارى‏‏ ملى‏‏ است كه مايل است سطح توليد ملى‏‏ را ارتقا دهد، بلكه در خدمت «سرمايه انگل تجارى‏‏ داخلى‏‏» است كه مى‏‏خواهد با سوداگرى‏‏ و در «همدستى‏‏» با سرمايه مالى‏‏ امپرياليستى‏‏ دستورات سازمان‏هاى‏‏ امپرياليستى‏‏ پيش‏ گفته را در ايران به مورد اجرا در آورد.

نبايد فراموش شود كه برنامه نوليبرال امپرياليستى‏‏ از يك سو ابزار نواستعمارى‏‏ سرمايه مالى‏‏ جهانى‏‏ عليه استقلال اقتصادى‏‏ و سياسى‏‏ كشورهاى‏‏ پيرامونى‏‏ مى‏‏باشد و از سوى‏‏ ديگر اين سياست به عنصر نابود كننده زمينه حيات بر روى‏‏ كره زمين تبديل شده است. ارسال ميوه، همانند انواع ديگر فراورده‏ها كه مى‏‏تواند در محل و منطقه نيز توليد و مصرف شود، از اين سو به آن سوى‏‏ كره زمين، با مصرف غيرضرورى‏‏ انرژى‏‏، به يكى‏‏ از عوامل نابود كننده محيط زيست تبديل شده است. بر اين پايه است كه بايد گفت كه نظام سرمايه‏دارى‏‏ دوران افول در خدمت “جهانى‏‏سازى‏‏” امپرياليستى‏‏، در كنار بمب‏هاى‏‏ كشتار دسته‏جمعى‏‏ اتمى‏‏ كه براى‏‏ اولين بار توسط امپرياليسم آمريكا عليه انسان به كار برده شد، به عنصر داراى‏‏ توان نابودى‏‏ هستى‏‏ بر روى‏‏ كره زمين از آن طريق تبديل شده است كه با نابودى‏‏ محيط زيست، زمينه عينى‏‏ و واقعى‏‏ نابودى‏‏ هستى‏‏ موجود زنده را بوجود مى‏‏آورد و آقاى‏‏ دكتر محمود احمدى‏‏نژاد نيز مى‏‏خواهد آن را به عنوان افتخارى‏‏ براى‏‏ دولت دهم، به خورد مردم ميهن ما بدهد. او پيش‏تر پرداخت پول نقد را در ارتباط با اجراى‏‏ برنامه نوليبرال امپرياليستى‏‏ “هدفمند كردن رايانه‏ها” (كه وظيفه آن گران ساختن مايحتاج اوليه روزانه مردم در كشورهاى‏ پيرامونى‏ به سطح كشورهاى‏ متروپل سرمايه‏دارى‏ است)، آن را «پول امام زمان» اعلام داشته و از اين طريق اذعان كرده بود كه به نظر او “امام زمان” مورد نظر او در ارتباط قرار دارد با دستورات و الزامات صندوق بين‏المللى‏‏ پول و سازمات تجارت جهانى‏‏!

اين حاكميت مافيايى‏‏ سرمايه‏دار سوداگر جهت به اجرا در آوردن برنامه امپرياليستى‏‏، به نابودى‏‏ دستاوردهاى‏‏ دموكراتيك انقلاب بزرگ بهمن ٥٧ مردم ميهن ما دست‏زده است و با پايمال نمودن اصل‏هاى‏‏ “حقوق ملت” در قانون اساسى‏‏ بيرون آمده از دل انقلاب بهمن، بحران كنونى‏‏ را بر جامعه ايران حاكم ساخته است. هدف حاكميت سرمايه‏دارى‏‏ مافيايى‏‏ براى‏‏ اجراى‏‏ برنامه امپرياليستى‏‏ “خصوصى‏‏ سازى‏‏ و آزادسازى‏‏ اقتصادى‏‏” و دست‏يافتن به منافع مشترك با سرمايه مالى‏‏ امپرياليستى‏‏، يعنى‏‏ تبديل شدن به “متحد طبيعى‏‏” و «همدست» آن، اميد واهى‏‏ به دريافت كردن تضمين از امپرياليسم براى‏‏ بقاى‏‏ حاكميت خود است.

براى‏‏ دستيابى‏‏ به اين هدف، اين حاكميت ضدملى‏‏ و ضددموكراتيك با صراحت و شفافيت، لااقل از انتخابات دوره دهم رياست جمهورى‏‏ و جنايات انجام شده بدنبال آن، براى‏‏ حفظ حاكميت خود، اين واقعيت را به اثبات رسانده است كه نه مايل و نه قادر به عقب‏ نشينى‏‏ به سود خواست‏هاى‏‏ دموكراتيك و قانونى‏‏ مردم، براى‏‏ تغييرات قانونى‏‏- اصلاحى‏‏ به سود لايه‏هاى‏‏ متفاوت مردم در ايران است. به عبارت ديگر، اين حاكميت با صراحت و به طور قاطع به اين پرسش پاسخ مثبت داده است كه در ايران شرايط تغييرات اصلاحى‏‏ پايان يافته است!

بر پايه چنين ارزيابى‏‏ عينى‏‏ شرايط حاكم بر ايران است كه مى‏‏توان با قاطعيت اعلام داشت كه سرنوشت انتخابات دوره هشتم مجلس اسلامى‏‏، بدون شركت انقلابى‏‏ مردم در مبارزات انتخاباتى‏‏ براى‏‏ تحميل “آزادى‏‏ انتخابات” (و نه «انتخابات آزاد تحت نظارت محافل بين‏المللى‏‏» مورد نظر امپرياليسم و راست اپوزيسيون داخل و خارج از كشور)، پاسخ نهايى‏‏ خود را دريافت كرده است.

شروط اعلام شده توسط محمد خاتمى‏‏ براى‏‏ شركت در انتخابات آينده مجلس، شروطى‏‏ قانونى‏‏اى‏‏ هستند كه بايد در مبارزه‏اى‏‏ انقلابى‏‏ به ارتجاع حاكم تحميل شوند و نمى‏‏توان ارزانى‏‏ داشتن آن را از ارتجاع انتظار كشيد (اين سطور پيش از سخنان جنتى‏‏ به رشته تحرير درآمده بودند كه اكنون اعلام داشته است كه كسى‏‏ اصلاً نمى‏‏خواهد اصلاح طلبان در انتخابات شركت كنند!)

٢- اين مبارزه البته مى‏‏تواند و بايستى‏‏ با كوشش براى‏‏ ايجاد كردن اتحادهاى‏‏ هرچقدر هم گذرا و ناپايدار به مورد اجرا گذاشته شود، اما اين كوشش اولاً، تنها امكانى‏‏ نيست كه بايد به آن دست زد، و ثانياً، حتى‏‏ دست‏يابى‏‏ به چنين اتحاد عمل‏هاى‏‏ نيز بدون مبارزه انقلابى‏‏ مردم ممكن نبوده و برداشتى‏‏ عملى‏‏ و واقع‏بينانه نمى‏‏باشد.

٣- آيا فردا انقلابى‏‏ ديگر در راه است؟

آگر نمى‏‏توان اكنون اين پرسش را با آرى‏‏ پاسخ داد، اين، بدان معنا نيست كه بدون “مبارزه انقلابى‏‏ مردم”، مى‏‏توان بر بحران اقتصادى‏‏- اجتماعى‏‏ حاكم غلبه كرد و شرايط رشد و شكوفايى‏‏ واقعى‏‏ را در ايران بر قرار ساخت. در شرايط كنونى‏‏ و براى‏‏ غلبه كردن بر بحران ناشى‏‏ از حاكميت سرمايه‏دارى‏‏ مافيايى‏‏ داخلى‏‏ كه در خدمت سرمايه سوداگر و انگلى‏‏ تجارى‏‏ خارجى‏‏ است، مى‏‏بايستى‏‏ با تجهيز طبقه كارگر به عنوان مهم‏ترين مدافع منافع ملى‏‏، پايگاه اجتماعى‏‏ “جنبش مردمى‏‏” را توسعه داد. از اين روى‏‏ ميبايستى‏‏ با افشاگرى‏‏ سياست خانمان‏برانداز حاكميت سرمايه‏دارى‏‏، نشان داد كه اجراى‏‏ برنامه نوليبرال امپرياليستى‏‏ نابودى‏‏ منافع ملى‏‏ كشور را هدف قرار داده است و سرشت ضدمردمى‏‏ آن ناشى‏‏ از خيانت اين حاكميت به منافع ملى‏‏ مى‏‏باشد.

اين افشاگرى‏‏ بايد به مركز تبليغات و فعاليت ترويجى‏‏ “جنبش مردمى‏‏” تبديل شود، آن‏طور كه ازجمله در مقاله “جنبش مردمى‏‏، واقعيت‏هاى‏‏ عينى‏‏ و نقش زحمتكشان” در نامه مردم شماره ٨٤٩ توضيح داده شده است. بايد آن را به انديشه حاكم بر مبارزه تبليغات انتخابات آينده تبديل نمود و از اين طريق با ارتقاى‏‏ سطح آگاهى‏‏ توده‏ها، شرايط تغيير انقلابى‏‏ و احياى‏‏ آماج‏هاى‏‏ دموكراتيك و ملى‏‏ انقلاب بهمن را ايجاد نمود.

حاكميت سرمايه‏دارى‏‏ مافيايى‏‏ با نابودى‏‏ امكان تغييرات تدريجى‏‏- اصلاحى‏‏ در ايران، راهى‏‏ جز راه انقلابى‏‏ را باز نگذاشته است!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *