💸
🔥 اقتصاد نئولیبرالیستی و رانتی جمهوری اسلامی، که همهی لایههای بورژوازی حاکم از نظامی تا مذهبی در اجرای آن سهیماند، طی چهار دهه گذشته زندگی کارگران را به جهنمی واقعی تبدیل کرده است. در این نظام، خصوصیسازیهای صوری، حذف یارانهها، و سیاستهای موسوم به «آزادسازی اقتصادی» تنها به غارت منابع عمومی و تمرکز ثروت در دست طبقهای کوچک از وابستگان قدرت انجامیده است.
🏰 همان کسانی که امروز در شمال تهران، در کاخها و برجهایشان عروسیهای میلیوندلاری برگزار میکنند، همانهایی هستند که کارگران و زحمتکشان را از ابتداییترین حقوق انسانی، از جمله داشتن سندیکای مستقل، محروم کردهاند.
📉 خبر افزایش دوباره قیمت نان و لبنیات در مشهد، تنها نمونهای از فاجعهای بزرگتر است؛ فاجعهای که در سراسر کشور هر روز عمیقتر میشود. در حالی که حداقل دستمزد کارگران فقط برای شش روز زندگی کافی است، تورم افسارگسیخته و سقوط قدرت خرید، سفرههای مردم را به نابودی کشانده است. نان، سادهترین قوت روزانه، اکنون برای میلیونها خانواده ایرانی به کالایی لوکس تبدیل شده است. فاصلهی میان سبد معیشت واقعی و حداقل مزد به بیش از سی میلیون تومان رسیده، و این شکاف هولناک نتیجهی مستقیم سلطهی بورژوازی رانتی و سیاستهای فاسد و غارتگرانهی آن است.
⚡ بحران امروز نه نتیجهی «خطاهای مدیریتی» که محصول منطقی ساختار طبقاتی و ایدئولوژی نئولیبرالی نظام است. جمهوری اسلامی نه میخواهد و نه میتواند راهحلی برای فقر و بیعدالتی ارائه دهد، زیرا خود سرچشمهی آن است. رهایی طبقهی کارگر و پایان فقر، تنها از مسیر عبور از این نظام ممکن است؛ هر راهحل در چارچوب جمهوری اسلامی، توهمی بیش نیست.
✊ در چنین شرایطی، اعتراض و سازمانیابی مستقل کارگران نهتنها حق بلکه ضرورتی تاریخی است. هر گام آگاهانه در جهت همبستگی طبقاتی میتواند پایههای این نظام پوسیده را بلرزاند و چشماندازی نو برای عدالت، برابری و آزادی بگشاید.

دیدگاهتان را بنویسید