سخن روز شماره ۳۳
( شهریور ۱۳۹۸ – ۳ سپتامبر ۲۰۱۹)
در ٬٬به پیش٬٬ مقالهای پرمضمون و مهمی انتشار یافته است که نمیتوان تنها به بازانتشار آن بسنده کرد (*). مقاله بررسی انتقادی تجربه مبارزات اعتراضی- اعتصابی هفت تپه را به منظور آموزش برای نبردهای آینده هدف خود قرار داده است.
نکته ی مرکزی در بررسی انتقادی را در مقاله این نکته تشکیل میدهد که «شرایط برای تشکیل شورای کنترل کارگری و به دست گرفتن امور کارخانه توسط کارگران مناسب مقطع کنونی نبود و طرح آن .. با استقبال چندانی از طرف کارگران دیگر کارخانه مواجه نشد. این نه به معنی عدم تمایل کارگران برای اِعمال کنترل کارگری بر کارخانه ها بلکه تشخیص متفاوت آنها از موقعیت و توازن قوا موجود بود.» انتقاد به جا نشان میدهد که بورژوازی و حاکمیت در خدمت منافع آن که امید به دفع «حمایت افکار عمومی» از مبارزه ی کارگران بسته بود، کوشید از شعار «کنترل کارخانه توسط کارگران» سو استفاده کند. امری که در به اصطلاح «ادله» قاضی مقیسه نیز راه یافت و سرکوب قضایی کارگران را توجیه کرد.
درواقع شعاری که گویا در خدمت «پیش تازاندن» مبارزه کارگران است، با بی توجهی به شرایط نبرد طبقاتی و توازن قوای لحظه در آن از این رو سرشتی راست روانه و ارتجاعی و ترمزکننده می باید، زیر در خدمت «امپراتور شدن ناپلئون و ورشکستگی دهقانان» از کار در می آید که مارکس در هیجدهم بومر لوئی بناپارت در ارتباط با رفرم ارضی بناپارت توضیح می دهد. در مورد ما در خدمت قاضی مقیسه و ابزار صدور حکم شلاق و زندان مبارزان برای او.
انتقاد به جا در مقاله در ٬٬به پیش٬٬ که عنوان آن برای مقاله ی حاضر نیز به عاریه گرفته شده است، ولی نکته ی پر اهمیت دیگری را نیز نشان میدهد و برجسته میسازد. این نکته ژرفش نبرد طبقاتی در ایران است. ژرفشی که انتقادِ به جا در مقاله، محصول جنبی آن است. محصول و ثمره ی اصلی، واقعی و مهم ژرفش نبرد طبقاتی در ایران برای تئوریزه کردن شرایط این نبرد، این نکته است که طبقه ی کارگر ایران در نبرد دمکراتیک و مطالباتی خود، اولا- به این نتیجه ی انقلابی دست یافته است که راه حل مطالبات دمکراتیک زحمتکشان راه حلی در نظام سرمایه داری ندارد و باید جایگزینی برای آن فراتر از نظام حاکم یافت؛ و ثانیاً- ادامه ی پیگیرانه ی نبرد برای دستیابی به خواست های دمکراتیک- مطالباتی به رشد و تعمیق جنبش می انجامد. جستجوی راه حل خروج از شرایط حاکم به مساله ی عمده بدل می شود. جستجو و پرسش درباره ی کدام جایگزین را باید جانشین شرایط کنونی ساخت به مساله ی مرکزی در کل جامعه بدل می گردد.پایان دادن بهخصوصی سازی زندگی اجتماعی که اکنون به شعار عمومی مبارزان و زحمتکشان در ایران بدل شده است، نشان جهت ترقی خواهانه رشد نبرد طبقاتی است که طلیعه ی خروج از نظام سرمایه داری را قابل شناخت میسازد.
دو سویه ی بهم پیوسته ی نکته ی پراهمیت در روند ژرفش نبرد طبقاتی در ایران که طرح شد، این واقعیت را نشان میدهد که بسیاری از حامیان از جنبش کارگری دچار سردرگمی هستند. آنها برنامه ی جایگزینِ همه جانبه برای پرسش کارگران ندارند که کلیت هستی زندگی اجتماعی را در برگیرد و تغییر آن را ممکن سازد. به دست گرفتن مدیریت کارخانه در شرایط سلطه ی نظام سرمایه داری، به معنای شرکت کارگران در مسئولیت برای شرایطی است که بر سنگ بنیادینِ بحران زده و ویران قرار دارد. مبارزان که در نبرد روز خود – مارکس آن را «پراتیک انقلابی» توده ها مینامد-، به این نتیجه رسیدهاند که دریافت دستمزد عقب افتاده در شرایط نظام سرمایه داری وابسته به اقتصاد امپریالیستی، بدون خروج از این نظام ممکن نیست. به سخنی دیگر، مبارزان که دریافتهاند که مبارزه آنها برای «منافع فوری»، آنها را با پرسش درباره ی «فردای جنبش» (مانیفست کمونیستی) روبرو ساخته است. این مبارزان در جستجوی برنامه ی جایگزینی هستند فرا تر از کلیت شرایط حاکم.. ارایه ی جایگزین منطبق با شرایط کنونی برای این گذار انقلابی، حمایت واقعی از نبرد طبقاتی در ایران است.
بی تردید برای تدارک لازم جهت تنظیم و تحقق بخشیدن به برنامه ی جایگزین برای «فردای جنبش»، باید نبردهای بسیاری با فراز ونشیب ها به ثمر رسانده شود و سنگرهای متعددی توسط مبارزان تسخیر شود، باید روند تجهیز و سازماندهی طبقه ی کارگر گام های بسیاری بردارد تا تناسب قوا را به سود تحقق بخشیدن به برنامه ی جایگزین تغییر دهد. ولی بدون شناخت و درک مضمون چنین برنامه ی جایگزین، نبرد طبقاتی سردرگم باقی میماند و می تواند زیر فشار شرایط روز به نوسان به این سو آن سو نیز دچار گردد. نمیتوان مسئولیت حامیان را در این مشکلات از مد نظر دور داشت.
حزب توده ایران برنامه جایگزین مورد نیاز را برای شرایط کنونی در ایران، تنظیم و به مورد اجرا گذاشتن اقتصاد سیاسی ملی- دمکراتیک می داند. برنامهای که ضمن بهره گیری از توان سرمایه داران میهن دوست، با خروج از سیستم اقتصاد سیاسی سرمایه داری امپریالیستی، شرایط نبرد برای استقلال واقعی اقتصادی- سیاسی ایران را ایجاد می کند، وحدت منافع طبقه ها و لایههای ترقی خواه و میهن دوست را برای یک دوران طولانی تام و تمام فرازمندی جامعه ایجاد و زمینه ی واقعی برای رشد عدالت اجتماعی نسبی را به سود زحمتکشان و طبقات محروم تضمین می کند.
حمایت بجای دخالت و درآمیزی!