–
جهان در حال عبور از مرحلهای تاریخی است؛ نظم لیبرال و جهانیسازی که بر پایهی «بازار واحد» و «ارزشهای جهانی» بنا شده بود، فرو میپاشد. تصور غرب از جهانِ یکدست، جای خود را به بازگشت هویتهای تمدنی داده است – فرهنگها و ملتهایی که میخواهند مسیر مستقل خود را تعریف کنند.
نقطهی عطف این تحول، رویارویی آمریکا و چین است. رابطهای که زمانی همکاری رقابتی به نظر میرسید، اکنون به نبردی برای قدرت، اراده و هویت بدل شده است. دوران سیاست مؤدبانه به پایان رسیده و عصر رکگویی، فشار و معاملهی آشکار آغاز شده است.
دونالد ترامپ چهرهی این تغییر است؛ او سیاست را به نمایش قدرت تبدیل کرد. دیپلماسی را میدان نبرد دانست و ادب را نشانهی ضعف. این رفتار اگرچه از نظر بسیاری خطرناک است، اما ساختار روابط جهانی را تغییر داده و سایر بازیگران را به بازتعریف موضع خود واداشته است.
در سوی دیگر، چین با رویکردی برخاسته از فرهنگ نظم و صبر، بهتدریج یاد گرفته با همین زبان پاسخ دهد. دورهی ابهام استراتژیک و سازش محتاطانه تمام شده؛ اکنون پکن نیز آمادهی واکنش مستقیم است.
این رقابت اما جنگ سرد جدیدی نیست، بلکه مرحلهای از شکلگیری نظمی چندمرکزی است که در آن قدرتهایی چون روسیه، هند، خاورمیانه و آمریکای لاتین نیز نقش فعالتری مییابند.
عصر جدید جهانیسازی با ادب و اجماع پیش نمیرود، بلکه با بازگشت تمدنها و تعریف مجدد توازن قدرت شکل میگیرد. آیندهی نظم جهانی را دیگر نه یک ایدئولوژی، بلکه تنوع تمدنها و توانایی گفتوگوی واقعگرایانه میان آنها تعیین خواهد کرد.
در این میان، ملتهای جنوب جهانی نیز از حاشیه به متن آمدهاند. آنان با اتکا به تجربهی تاریخی استعمارزدایی، میکوشند نظامی عادلانهتر بسازند که در آن صداهای متنوع شنیده شود و قدرت، نه انحصار، بلکه توازن و احترام متقابل را معنا کند.

دیدگاهتان را بنویسید