پیش به سوی یورش دوم! آینده به سوسیالیسم تعلق دارد اوج مجدد جنبش کارگری و کمونیستی در سراسر جهان

image_pdfimage_print

مقاله شماره: ١٣٩٠ / ١٧ (٢١ دي)
واژه راهنما: سيزدهمين نشست بين المللي حزب هاي كارگري و كمونيستي در آتن – يونان ١٨ تا ٢٠ آذرماه ١٣٩٠. بيانيه پاياني نشست. سخنراني نماينده حزب توده ايران در نشست. انتخابات فرمايشي مجلس شوراي اسلامي.
«ورشکستگی شرکت های بزرگ خصوصی منجر به ورشکستگی اقتصاد ملی مي شود»… «سياست اقتصادي يي كه در آن ثروتمندان ثروتمندتر و تهي دستان، تهي دست تر مي شوند»… «ضرورت توانمند سازي حزب هاي كمونيست و كارگري»… «خصلت تجاوزكارانه امپرياليستي تشديد مي گردد»… «وظايف مبارزاتي براي آزادي اجتماعي، ملي و طبقاتي و ترويج مشخص گزينه سوسياليستي، به ضد حمله ايدئولوژيك جنبش كمونيستي نياز دارد»… «با پيكار مشترك به وحشي گري سرمايه داري خاتمه بخشيم!»

بیانیه پایانی سیزدهمین نشست بین المللی حزب ها کارگری و کمونیستی در آتن- یونان 18 تا 20 آذرماه 1390 تحت عنوان “آینده به سوسیالیسم تعلق دارد” در نامه مردم، ارگان مرکزی حزب توده ایران، حزب طبقه کارگر ایران (شماره 844، 28 آذر 1390 http://www.tudehpartyiran.org/detail.asp?id=1543) انتشار یافت.
در همین شماره نامه مردم بخش های اصلی سخنرانی نماینده حزب توده ایران در این نشست پراهمیت حزب ها کمونیستی نیز انتشار یافته است (http://www.tudehpartyiran.org/detail.asp?id=1544). همخوانی مواضع حزب توده ایران با مواضع مورد تائید و تصویب حزب ها 78 گانه کارگری و کمونیستی در ارزیابی شرایط بحرانی حاکم بر صورتبندی اقتصادی- اجتماعی سرمایه داریِ دوران افول در جهان و در ایران، همراه با پشتیبای مبارزه جویانه نشست حزب هاي کمونیستی از حزب توده ایران در نبرد برای «صلح، دمکراسی و پیشرفت» و«مخالفت» آن ها با «تهدیدهای مداخله جویانه بر ضد حاکمیت ملی ايران» که «تحکیم ارتجاعی ترین بخش های طبقه حاکم را به ارمغان می آورد»، که در سند دیگری تحت عنوان “بیانیه نشست در مخالفت با تهدیدهای مداخله گرایانه نظامی علیه ایران” به تصویب نشست رسید، چشمگیر و راهگشاست.
انتشار هر دو سند نشان اوج مجدد جنبش کارگری و کمونیستی در سراسر جهان می باشد.

تحلیل ارایه شده از نبرد طبقاتی در جهان و ایران در بيانيه سيزدهمين نشست ٧٨ حزب كمونيستي و كارگري و همچنين در سخنان نماينده حزب توده ايران در اين نشست، با نشان دادن «بحران سرمایه داری» در کلیت خود، طرح وظیفه به منظور «توانمندسازی حزب های کمونیستی و کارگری» را در جهت «سرنگونی سرمایه داری و بنای سوسیالیسم» به عنوان پرسش های مبرم و روز مطرح در جنبش کارگری در جهان و توده ای در ایران عنوان کرده و پاسخ های علمی و انقلابی را به پرسش ها ارایه می دهد. در سطور زیر به فرازهای این دو سند نگاهی افکنده شده است.

اول- «بحران موجود، بحران خود نظام سرمایه داری است»
اهمیت ارزیابی بحران به عنوان بحران صورتبندی اقتصادی- اجتماعی سرمایه داری، ارایه جمع بندی علمی از کلیت شرایط حاکم بر اقتصاد و هستي اجتماعی- فرهنگی نظام استثمارگر سرمايه داري مي باشد. پيامد و خطرات ناشی از اين بحران نظام سرمايه داري، به ویژه خطر تجاوز نظامی امپریالیسم و دامن زدن به اندیشه ضدانسانی نژادپرستی در محافل حاکمه کشورهای امپریالیستی، نكات مورد توجه خاص در بيانيه پاياني نشست را تشكيل مي دهد.
نشست حزب هاي کارگری و کمونیستی، بحران حاکم را بر سرمایه داری در جهان «بحران خود نظام سرمایه داری» اعلام کرده و چنین نتیجه گیری می کند:  این به معنای آنست که بحران اضافه تولید، بحران اجتماعی ناشی از تشدید بیکاری و فقر، بحران مالی، بحران محیط زیست و … منجر به گسستگی روزافزون شالوده نظامی شده است که «دیگر قادر به تامین شرایط گذران زندگی توده ها نیست» (مارکس): «… بحران موجود، بحران خود نظام سرمایه داری است. و این کاستی های درون نظام نیستند، بلکه خود نظامِ نادرست است كه بحران های مرتب و دوره ای را پدید می آورد. این بحران از تشديد تضاد عمده سرمایه داری بین سرشت اجتماعی تولید و تملک خصوصی سرمایه داری ناشی می شود. … این بحران مرزهای تاریخی سرمایه داری و نیاز به تقویت مبارزات برای ايجاد گسست های ضد انحصاری و ضد سرمایه داری به منظور سرنگونی انقلابی سرمایه داری را برجسته می سازد …».

در ارزيابي حزب توده ایران، موضع نشست حزب هاي کمونیست و کارگری درباره بحران سرمایه داری مورد تاكيد قرار گرفته و «نظام مند و نهایی بودن» آن برجسته می گردد. نماينده حزب توده ايران در سخنرانی خود اين بحران را به عنوان «ژرف ترین مرحله» ارزیابی می کند. او همچنين ارزیابی حزب از اوضاع حاکمیت سرمایه داری در ایران را نیز مشابه همین وضع برمی شمرد و می نویسد: «ایران کشوری است با گرایش سرمایه داری باهمان مشخصه ها و ویژگی های مشترک همه کشورهایی که حکومت های دیکتاتوری دارند، و از دشواری ها و خرابی های اقتصادی و اجتماعی حاد در رنج اند. … رژیم ایران با پیاده کردن یک اقتصاد سرمایه داری انگلی و بشدت فاسد … که هدفی جز حفاظت از منافع جرگه سالاریِ (الیگارشی) حاکم را ندارد، … برنامه های اقتصادی این رژیم … به طور مستمر به سمت الگوی اقتصادی یی نولیبرال چرخیده است که حاصل آن، تراکم شدید سرمایه مالی خصوصی بوده است.»

دوم- بن بست راه حل ارتجاعی!
سیزدهمین نشست بین المللی حزب های کمونیستی و کارگری با توجه به «بحران سرمایه داری»، سرشت راه حل ضدانساني محافل حاكميت كشورهاي امپرياليستي را افشا می سازد که بیان کوشش نافرجامي است كه توسط آن ها به منظور نجات صورتبندی اقتصادی- اجتماعی سرمایه داری دوران افول به مورد اجرا گذاشته مي شود. اين كوشش عبارت است از «افزایش تجاوزگری امپریالیسم» از یک سو و افزایش «مدیریت سیاسی توسعه طلبانه با بسته های حمایتی دولتیِ گسترده برای گروه های انحصارات، سرمایه های مالی، و بانک های … [که] به متورم گردیدن بدهی عمومی می انجامد» از سوی دیگر. سیاستی که «ورشکستگی شرکت های بزرگ خصوصی را به ورشکستگی اقتصاد ملی تبدیل می کند.»
راه حل ارتجاعي برشمرده شده محافل امپرياليستي كه در بيانيه سيزدهمين نشست بين المللي حزب هاي كمونيستي به تفصيل نشان داده و سرشت ضد مردمي آن به اثبات رسانده مي شود، همه ابعاد اقتصادي- اجتماعي، نظامي و فرهنگي هستي جوامع بشري را در برمي گيرد. هدف اين راه حل ارتجاعي برقراري سيطره نواستعماري اين محافل بر كشورهاي پيراموني و برقراري حاكميت ”آزاد“ از هر بند و قانون براي  سرمايه مالي  در همه كشورهاي جهان است.
نماينده حزب توده ايران در سخنان خود انطباق كامل سياست حاكميت سرمايه داري در جمهوري اسلامي را با اين راه حل ارتجاعي نظام سرمايه داري جهاني نشان داده و آن را افشا مي كند. او در ارتباط با سياست جهاني امپرياليسم و با ژرفش «بحران سرمايه داري»، چنين موضع گيري مي كند: «… واكنش دولت هاي سرمايه داري عمده در برابر اين بحران، دو جنبه داشته است: قلع و قمع دستاوردهاي زحمتكشان در داخل و گشودن جبهه هاي جديد كشمكش در سراسر جهان. … ما شاهد پيامدهاي فاجعه بار سياست امپرياليستي ”تغيير رژيم“ در ”عراق“، ”افغانستان” و ”ليبي“ بوده ايم. هدف اين سياست دقيقاً ترسيم نقشه جغرافياي سياسي (ژئوپليتيكي) خاور ميانه و تامين و تضمين منافع حياتي امپرياليسم جهاني به سركردگي ايالات متحده در اين منطقه [است] … بالاگرفتن تنش ها در روابط با ايران را نيز جز در اين چارچوب نمي توان ارزيابي كرد. …».
اين برنامه ژئوپوليتيكي امپرياليسم آمريكا براي خاورميانه، سياست تجاوزگرانه نواستعماري اي كه در برنامه استراتژي نظامي امپرياليسم آمريكا تحت عنوان ”قانون راه ابريشم“ در روز ١٩ مارس ١٩٩٩ به تصويب كنگره ايالات متحده آمريكا رسيده است، توسط زيگنيف برژنسكي در كتاب ”تنها قدرت جهاني“ طرح شده است. او در اين كتاب خواستار برقراري حاكميت امپرياليسم آمريكا بر قاره ”ايورو آسيا“ شده است.
نماينده حزب توده ايران با اشاره به تجربه دو دهه گذشته در ايران، سياست و راه حل ارتجاعي حاكميت سرمايه داري در ايران را چنين برمي شمرد: «رهبري رژيم ولايت فقيه نشان داده است كه ظرفيتِ اداي نقش سازنده براي بيرون بردن كشور از عقب ماندگي و وابستگي اقتصادي را ندارد. ما با رژيمي سرو كار داريم كه از پيشرفت اقتصادي- اجتماعي واهمه دارد، آزادي ها را سركوب مي كند و ديدگاهي را بر جامعه تحميل مي كند كه متعلق به قرون وسطي است. … با انديشه هاي علمي و علوم اجتماعي اعلام جنگ داده است … براي ”اسلامي كردن“ آموزش و نفي انديشه هاي علمي، ماركسيستي يا سوسياليستي … تلاش همه جانبه يي [بعمل مي آورد] … با پياده كردن يك اقتصاد سرمايه داري انگلي و به شدت فاسد … كه هدفي جز حفاظت از منافع جرگه سالاري (اليگارشي) حاكم ندارد، نابخردانه به تباهي و اتلاف منافع عظيم انساني و طبيعي كشور ادامه مي دهد. در دو دهه گذشته، برنامه هاي اقتصادي اين رژيم به لحاظ اجتماعي عقب مانده، به طور مستمر به سمت الگوي اقتصادي نوليبرال چرخيده است كه حاصل آن، تراكم شديد سرمايه مالي خصوصي بوده است. … با توسل به شيوه هاي ”پينوشه“يي، شوك درماني اقتصادي شتاب بيشتري گرفته [و اين سياست مورد] ستايش  … هيات نمايندگي صندوق بين المللي پول [قرار گرفته است] … خصوصي سازي گسترده و فزاينده، سياست هاي پولي ضدملي، كاهش شديد بودجه هاي خدمات اجتماعي دولتي و نقض و سركوب گسترده حقوق كارگران، شاخص هاي عمده برنامه اقتصادي كنوني رژيم ايران و دولت  احمدي نژاد … [بوده كه] مشخص ترين و صريح ترين استنادها به مهم ترين سازوكار ارتقاي نقش محوري ”بازار“ و سرمايه مالي اند. …»
با توجه به چنين سياست ضدملي و ضدمردمي است كه «توده هاي زحمتكش ايران به درستي به اين امر پي برده اند كه رژيم حاكم بر كشور به هدف هاي انقلاب بهمن ٥٧ خيانت كرده است و در چارچوب اقتصادي يي حركت مي كند كه در آن ثروتمندان ثروتمندتر و تهي دستان، تهي دست تر مي شوند. وضعيت اقتصادي- اجتماعي وخيم و رو به افول ايران و موضع گيري هاي تحريك كنندهِ بي مورد و نابجاي دولت احمدي نژاد، زمينه و فرصت لازم را براي امپرياليسم فراهم مي كند تا نفوذ خود را در ايران و كشورهاي همسايه آن گسترده تر كند.»

سوم- آينده به سوسياليسم تعلق دارد
بيانيه نشست حزب هاي كمونيستي با اشاره به تشديد سياست كمونيست ستيزي و عليه حقوق دموكراتيك كه توسط محافل حاكمه در كشورهاي سرمايه داري در جهان اعمال مي گردد و سياستي مشابه وضعي است كه بر ايران نيز  حاكم است، توجه را به اهميت «ضرورت توانمند سازي حزب هاي كمونيست و كارگري» جلب مي كند. ضرورت توجه به ايجاد توانندي حزب هاي كمونيست در بيانيه نشست با هدف توضيح ضرورت ايجاد ارتباط مستقيم ميان وظيفه دموكراتيك و سوسياليستي اين حزب ها انجام مي گردد. وظيفه اي كه براي اجراي نقش تاريخي خود بخ منظور «تقويت هرچه بيشتر مبارزات كارگران و مردم در راه دفاع از حقوق و آرمان هايشان، براي بهره جويي از تضادهاي درون نظام و تضادهاي بين امپرياليستي براي براندازي در سطوح قدرت سياسي و اقتصادي و براي تامين نيازهاي مردم» اجتناب ناپذير است. بيانيه نشست برجسته مي كند كه «بدون نقش رهبري حزب هاي كمونيست و كارگري و طبقه پيشتاز، طبقه كارگر، مردم در برابر آشفتگي، يك سان سازي و جهت دادن تردستانه از سوي نيروهاي سياسي نماينده انحصارها، سرمايه مالي و امپرياليسم آسيب پذير خواهند گرديد.»
بيانيه اين خطر را گوشزد مي كند كه «خصلت تجاوزكارانه امپرياليستي تشديد مي گردد. …»، همچنين بر خطر نژادپرستي مدرن اشاره كرده و مي نويسد: «همزمان مي توان به سربرآوردن نيروهاي نازي و بيگانه هراس در اروپا، به مداخلات چند سويه، تهديدها و يورش بر ضد جنبش هاي مردمي و نيروهاي سياسي ترقي خواه در آمريكاي لاتين اشاره كرد. نظامي گري تقويت مي شود و …». با توجه به اين نكات است كه «گسترش و تقويت جبهه سياسي و اجتماعي ضدامپرياليستي و مبارزه براي صلح در جهت از ميان برداشتن علل جنگ هاي امپرياليستي» را بيانيه وظيفه روز و «اساسي» نيروهاي ترقي خواه اعلام مي كند و برجسته مي سازد كه «دو راه براي رشد وجود دارد:
–    راه سرمايه داري، راه بهر كشي از مردم كه خطرات بزرگي را در جهت جنگ هاي امپرياليستي و بر ضد حقوق دموكراتيك مردم و كارگران در بر دارد؛ و
–    راه رهايي با امكانات فراوان براي بسط منافع كارگران و مردم، براي دستيابي به عدالت اجتماعي، حق حاكميت مردم، صلح و پيشرفت. راه مبارزات كارگران و مردم، راه سوسياليسم و كمونيسم كه نياز تاريخي است.»
بيانيه با اشاره به «تجارب گرد آمده كنوني به ويژه در آمريكاي لاتين … [به تشديد] امكانات مقاومت و مبارزه طبقاتي براي اين كه مردم به جلو گام بردارند و به موضع هايي دست يابند كه ضربه وارد آوردن به امپرياليسم [و] … سرنگوني بربريت امپرياليستي را … [ممكن مي كند، برجسته مي سازد كه] در شرايط موجود، تشديد مبارزات طبقاتي و نظري، سياسي و توده اي [ضروري مي باشد به منظور] جلوگيري از اجراي اقدامات ضد مردمي و [همچنين با انگيزه] بسط اهداف  مبارزاتي كه نيازهاي كنوني مردم را تامين كنند. …. مقابله سازمان يافته كارگران براي ايجاد گسست هاي ضد انحصاري و ضد امپرياليستي، براي سرنگوني سرمايه داري و پايان بخشيدن به استثمار انسان از انسان از ضرورت هاي ديگر براي شرايط موجود است. امروز شرايط براي ائتلاف هاي گسترده اجتماعي ضد انحصاري و ضد امپرياليستي … و مبارزه براي گرفتن قدرت و گسترش دگرگوني هاي ژرف، بنيادي و انقلابي مهيا است. اتحاد طبقه كارگر، سازمان يابي و جهت گيري طبقاتي جنبش كارگري، عوامل پايه اي براي تضمين بناي ائتلاف هاي موثر اجتماعي با دهقانان، لايه هاي طبقه متوسط شهري و جنبش هاي زنان و جوانان اند. در اين مبارزه نقش حزب هاي كمونيستي و كارگري در سطوح ملي، منطقه اي و جهاني و تحكيم همكاري آنان ضروري است. … مبارزه ايدئولوژيك جنبش كمونيستي براي دفاع و رشد سوسياليسم علمي، دفع كمونيسم ستيزي امروزي، مقابله با ايدئولوژي بورژوايي، جريان هاي فرصت طلب، و بينش هاي ضد علمي كه مبارزه طبقاتي را نفي مي كنند، مبارزه با نيروهاي سوسيال دموكرات كه با حمايت كردن از استراتژي سرمايه و امپرياليسم، سياست هاي ضدمردمي و طرفدار امپرياليسم را اجرا و مورد دفاع قرار مي دهند، اهميت حياتي دارد. … وظايف مبارزاتي براي آزادي اجتماعي، ملي و طبقاتي و ترويج مشخص گزينه سوسياليستي، به ضد حمله ايدئولوژيك جنبش كمونيستي نياز دارد.
سرنگوني سرمايه داري و بناي سوسياليسم نيازي ضروري براي مردم است. … تنها سوسياليسم است كه مي تواند شرايط از ميان برداشتن جنگ ها، بيكاري، گرسنگي، سيه روزي، بيسوادي، ناامنيِ صدها ميليون انسان، نابودي محيط زيست … و [شرايط] همگام با نيازهاي امروزي كارگران را فراهم آورد.»
بيانيه با مخاطب قرار دادن زحمتكشان، راه تحقق بخشيدن به سوسياليسم، راه انقلابي را چنين برمي شمرد: «زحمتكشان، دهقانان، كارگران شهري و روستايي، زنان و جوانان، ما شما را فرا مي خوانيم تا با پيكار مشترك به وحشي گري سرمايه داري خاتمه بخشيم. اميد هست، چشم انداز هم وجود دارد. آينده متعلق به سوسياليسم است. سوسياليسم، آينده است!»

سنگ بناي اصلي
نماينده حزب توده ايران نيز در سخنراني خود در سيزدهمين نشست حزب هاي كمونيستي و كارگري در آتن، هدف عاجل جنبش ضدديكتاتوري و دورنماي رشد كشور را در همنوايي با مضمون بيانيه سيزدهمين نشست اين حزب ها توضيح مي دهد و با اشاره به اين واقعيت كه «بقاي ديكتاتوري حاكم بر ايران و بورژوازي جرگه سالار (اليگارشي) فاسد آن، در تضاد با منافع زحتكشان قرار دارد» و اين كه «رژيم ايران سعي دارد با ژست هاي ضدآمريكايي و عوام فريبانه صوري، اين تضاد را در پس پرده عامل هاي خارجي پنهان كند»، بر ضرورت «تغيير انقلابي» در ايران تاكيد داشته و ازجمله مي گويد: «پيش شرط گذار ايران از استبداد به دموكراس يي واقعي، تشكيل جبهه متحد سياسي گسترده يي از تمام نيروهاي چپ، دموكراتيك و ترقي خواهي است كه مصمم به پايان داده به حكومت ديكتاتوري در كشورند.»
با توجه به راه رشد آينده، راه رشد سوسياليستي در ايران، نماينده حزب طبقه كارگر ايران بر اين نكته مركزي پاي مي فشارد كه «طبقه كارگر و لايه هاي گوناگون زحمتكشان، ازجمله بخش هايي از خرده بورژوازي شهري، سنگ بناي اصلي اين جبهه متحد سياسي پراهميت اند … هدف راهبردي حزب ما در ايجاد تغيير انقلابي به منظور برپايي نظام سوسياليستي در ايران، مبتني بر واقعيت هاي كشور ما و توسعه نيروهاي مولد از طريق ايجاد دگرگوني هاي بنيادي اقتصادي- اجتماعي و برقرار دموكراسي مردميِ واقعي به منظور تامين و تضمين عدالت اجتماعي است.»
تعيين نيروهاي متحد طبقه كارگر براي برپايي ايراني آزاد در جهت رشد سوسياليستي در سخنان نماينده حزب توده ايران، به عبارت ديگر، ارايه تعريف از مرحله ملي- دموكراتيك انقلاب ايران در اين سخنان پراهميت، در عين حال، تعيين موضع حزب طبقه كارگر در ارتباط با نيروهاي راستگراي مدافع سرمايه داري ليبرال و ”آزادي هاي ليبرالي“ در نظام سرمايه داري ”بازار آزادي بي نظارت“ نيز مي باشد. موضعي كه خط فاصل جنبش مردمي كنوني در ايران را با نيروهاي راستگراي سلطنت طلب تا جمهوري خواه و به ظاهر ”چپ“ و چپ سوسيال دمكرات نيز تشكيل مي دهد و دست ردي است به سينه مدفعان ”اتقلاب بورژوا- ليبرال“ و ”حقوق بشر آمريكايي“ در مبارزات جاري مردم ميهن ما.
نماينده حزب توده ايران، خطاب به رفقاي شركت كننده در نشست حزب هاي كمونيستي و كارگري در آتن، وظيفه حزب طبقه كارگر ايران را براي «موفقيت پيكار در راه گزينه يي سوسياليستي و [تعيين] استراتژي هاي ضرور به منظور آماده كردن شرايط براي دستيابي به چنين گزينه يي، [وابسته] به عمل و حضور موثر آگاهي طبقاتي و جنبش كارگري پيكارجو، همراه با حزب كمونيست مسلح به سياست هاي درست و مناسب براي ايجاد ائتلاف ها [به منظور] حركت به سمت تعيين تكليف مبارزه بر سر قدرت و رها كردن كشور از زنجيرهاي سرمايه داري جهاني» اعلام مي كند.
نماينده حزب در سخنانش پيوند وظايف دموكراتيك و سوسياليستي حزب توده ايران، حزب طبقه كارگر ايران را مورد تاكيد قرار مي دهد و اظهار مي دارد: «در اينجا مايلم بار ديگر بر اين نظر حزب خود تاكيد كنم كه مبارزه در راه صلح، دموكراسي و عدالت اجتماعي در شرايط اقتصادي- اجتماعي مشخص ايران، و با توجه به تحولات كشور، همانا مبارزه براي ايجاد شرايط اقتصادي و اجتماعي و پيش شرط هاي عيني و ذهني لازم براي گام برداشتن در مسير استقرار سوسياليسم در ايران است. اين اعتقاد ما ريشه در شناخت ژرف ما از سوسياليسم علمي و كاربرد خلاقانه ماركسيسم- لنينيسم در ارتباط با مبارزه مان در راه صلح و پيشرفت در ايران دارد. …».

بدون ترديد دستاوردهاي سيزدهمين نشست بين المللي حزب هاي كمونيست و كارگري در آتن (٢٠١١، ١٣٩٠) پشتوانه نظري و سياسي پراهميتي براي مبارزات ملي مردم كشورهاي جهان و ازجمله براي مبارزات حزب توده ايران در هفته هاي پيش رو و در ارتباط با ”انتخابات“ فرمايشي مجلس شوراي اسلامي در ايران خواهد بود.
نامه مردم در مقاله اي تحت عنوان «”انتخابات“ فرمايشي و بي اعتباري راي مردم در چارچوب رژيم ولايت فقيه» (شماره ٨٨٥، ١٢ دي ١٣٩٠ http://www.tudehpartyiran.org/detail.asp?id=1553) و با بهره گيري از دستاوردهاي نشست پيش گفته، اين انتخابات را به مثابه راه حل ارتجاعي حاكميت سرمايه داري و نماينده آن رژيم ولايت فقيه ارزيابي مي كند و آن را نمايشي رسوا مي نامد: «برگزاري ”انتخابات“ از ديد مرتجعان حاكم تنها نمايشي بوده است به منظور نشان دادن مقبوليت ساختار عميق ضدمردمي حاكميت سياسي در ايران.»
حاكميت سرمايه داري و رژيم ولايي- امنيتي آن نشان داده است كه قادر و مايل به عقب نشيني در برابر خواست هاي مردم نبوده و ازجمله با هر نوع آزادي ضرور براي برگزاري انتخاباتي قانوني مخالف است. رژيم ولايي- امنيتي با اين سياست ضدمردمي و ضدقانوني خود زمينه آزادي انتخابات را نابود ساخته است. لذا «حزب توده ايران در شرايط كنوني معتقد است كه شركت در خيمه شب بازي ”انتخابات“ سازمان يافته از سوي ولي فقيه و فرماندهان سپاه، راي دادن به استبداد و سركوب خشن و خونين آزادي ها و حقوق دموكراتيك مردم ميهن ماست. … بايد با استفاده از همه امكانات، برنامه هاي تبليغي رژيم را خنثي كرد و مردم را به مخالفت فعال با روند برگزاري ”انتخابات“ نمايشي فراخواند. اتحاد عمل همه نيروهاي ضداستبداد و مخالف ادامه [حيات] رژيم خودكامه و ضدمردمي ولايت فقيه، كليد موفقيت تلاش هاي جنبش مردمي براي مقابله با ”خيمه شب بازي“ انتخابات رژيم» و افشاگري عليه ماهيت ضدملي و ضدمردمي رژيم است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *