وظیفه، تفهیمِ برنامه و سیاست انقلابی حزب توده ایران است!

مقاله ی شماره ۱۷ / ۱۳۹۸
۱۱ شهریور ۱۳۹۸ – ۲ سپتامبر ۲۰۱۹

مارکس- انگلس در مانیفست کمونیستی وظیفه ی روشنگرانه- ترویجی کمونیست‌ها را با واژه‌های شفاف و صریح و در عین حال پر محتوا درباره ی برنامه برای تغییرِ شرایط را توضیح می‌دهند و می گویند: «کمونیست ها ابایی ندارند برنامه و سیاست خود را برای توده ها توضیح دهند.»
صراحت و شفافیت سخن بانیان سوسیالیسم علمی که سرشت اسلوب کار علمی و انقلابی حزب توده ایران را در مبارزه ی ترویجی و روشنگرانه آن تشکیل می دهد، بر این پایه قرار دارد که برداشت و ارزیابی خود را از شرایط حاکم بر جامعه، با سخنانی دقیق و قابل فهم برای توده ها توضیح می دهد، برنامه ی خود را برای تغییر شرایط حاکم تشریح می‌کند و از این طریق سیاست مستقل طبقاتی خود را مستدل می سازد.
ارایه ی تئوری انقلابی از شرایط حاکم در جامعه، به معنای تئوریزه کردن شرایط و ارایه ی ارزیابی همه جانبه از روند در جریان در نبرد طبقاتی است. ارایه چنین تئوریِ مشخص و همه جانبه و افتراقی از شرایط حاکم توسط حزب طبقه کارگر، برای توده ها مرز و تفاوت مضمونی تحلیل علمی را قابل شناخت می‌سازد که متفاوت است از برداشت لایه‌های دیگر اجتماعی که تنها ظاهر امر را مورد توجه قرار می‌دهند.
تحلیل علمی- انقلابی حزب طبقه کارگر به توده ها امکان درک رابطه ی شکل و محتوای پدیده‌ها را می دهد. آن‌ها را با علل علّـی روندهای در جریان در جامعه آشنا می سازد. با ارایه ی همه جانبه و دیالکتیکی تحلیل از شرایط حاکم در لحظه ی تاریخی مشخص، امکان موضع گیری متفاوت توده های زحمت و میهن دوست را نسبت به سیاست انقلابی حزب طبقه ی کارگر و دیگر لایه و طبقه های اجتماعی ایجاد می سازد.
طرح و توضیح و روشنگری درباره ی درستی سیاست حزب طبقه کارگر برای توده های زحمت، به آن‌ها امکان می دهد در برابر سیاست لایه‌های دیگر اجتماعی برخوردی متفاوت نشان دهند. تحلیل همه جانبه از شرایط همچنین به مبارزان کارگری کمک می‌کند با بیرون کشیدن وظایف روز و دورنمایی برای نبرد طبقاتی از تحلیل حزب طبقه کارگر، خود به عنصر فعال و راهبردی در مبارزات بدل گردند. روند ارتقای آگاهی طبقاتی و تبدیل شدن هر مبارزه به تحلیل گر توانمند، نیاز به این روند آموزشی دارد که ضرورت تکرار آن به طور مداوم انکارناپذیر است، زیرا به طور مداوم نیروهای جوان به صحنه نبرد طبقاتی وارد می شوند.
تنها با چنین اسلوب کار و تحلیل مارکسیستی است که حزب توده ایران، ضمن شناخت و توجه به عقب نشینی های احتمالی ارتجاع که پیامد پیشروی نبرد دمکراتیک در جامعه است، دچار این توهم نمی گردد که گویا امکان استحاله پذیری نظام سرمایه داری در ایران و شکل دیکتاتوریِ حاکمیت آن وجود دارد. تنها با پایبندی به چنین اسلوب کار و تحلیل مارکسیستی است که حزب توده ایران دورنمای روند نبرد طبقاتی را از مد نظر دور نمی‌دارد. این دورنما را با هدف ادامه ی عقب نشینی های احتمالی ارتجاع با توده های در میان می گذارد. وظایف مبارزاتی روز را از درون این ارزیابی و با توجه به دورنمای استراتژیک تغییرات بیرون می‌کشد و تفهیم می کند.

اسلوب علمی فعالیت حزب حزب توده ایران که از اهمیت نخست برخوردار است، توضیح و توصیف روشنگرانه و افشاگرانه درباره ی شرایط حاکم است و این هدف را دنبال می‌کند که برای زحمتکشان علل علّـی شرایط حاکم قابل شناخت گردد و درک مضمون وضع حاکم برای آن‌ها ممکن شود.
پایبندی به این شیوه کارکرد انقلابی برای حزب توده ایران، حزب طبقه ی کارگر ایران از این رو ضروری و اجتناب‌ناپذیر است، زیرا این حزب تنها با ارتقای قدرت آگاهی طبقاتی نزد طبقه کارگر و متحدان نزدیک و دور آن قادر می‌شود با مبارزه زحمتکشان شرایط حاکم را تغییر دهد. آن را در جهت دمکراتیک و ترقی خواهی به پیش براند.
چنین وظیفه را نمی‌توان با فلسفی بافی و ٬٬سیاست بازی٬٬ که شیوه ی احزاب ارتجاعی، بورژوایی و خرده بورژوای در جامعه سرمایه داری است، با موفقیت به سرانجام رساند. اسلوب علمی و انقلابی روشنگری و ترویج و تبلیغ حزب طبقه کارگر تنها اهرمی است که پیش شرط موفقیت حزب توده ایران را برای جلب نظر و به دست آوردن قلب و ذهن مبارزان تشکیل می دهد. مبارزانی که باید سختی و مرارت و محرومیت‌های نبرد طبقاتی را در جامعه پذیرا شوند و برای تغییر شرایط و نهایتاً برقراری هژمونی طبقه کارگر برزمند.

در روند نبرد طبقاتی که با زندان و مرگ مبارزان همراه است، ٬٬سیاست بازی٬٬ و ٬٬فلسفه بافی٬٬ جایی ندارد. ملاحظات خوش‌بینانه و امید بستن به سفره ی انتظارات کاذب که دشمن طبقاتی در جریان نبرد طبقاتی پهن می‌کند، جایی ندارد. سرآبی بیش نیست.
به مورد اجرا گذاشتن چنین سیاست علمی و انقلابی اما به این معنا نیست که حزب توده ایران باید و می تواند بی توجه به شرایط سلطه ی حاکمان و سلب مالکیت کنندگان از زحمتکشان، و تناسب قوا و امکان های عینی حاکم، همیشه با یک بیان سخن گوید و از یک شیوه ی کارکرد و فعالیت بهره گیرد. شرایط نبرد علنی، نیمه علنی و مخفی شیوه‌های مبارزاتی متفاوتی را به مبارزان تحمیل می کند.

در شرایط مشخص نبرد طبقاتی باید متناسب‌ترین شیوه‌ها را در انطباق با شرایط حاکم به کار گرفت.
هدف این جستجوی موشکافانه ی، اتخاذ شیوه و تاکتیک‌های مناسب و متناسب است به منظور به حداقل رساندن صدمات دشمن طبقاتی و به حداکثر رساندن موفقیت فعالیت روشنگرانه- افشاگرانه و فرهنگی و کارکرد مبارزات حزب توده ایران.
تحقق بخشیدن به چنین شیوه فعالیت منطبق بر شرایط حاکم، که یک سخن عام است، آسان نیست. تنها با بیان این اصل کلی، مساله حل نمی شود.ضرورت انتخاب شیوه درست و دیالکتیک متناسب با توجه دقیق و موشکافانه و همه جانبه ی به شرایط حاکم که علمی است که در جریان تجربه به دست آمده – به دست می آید، تفاوت عمده را در سیاست علمی- انقلابی حزب توده ایران و دیگر جریان ها در طیف چپ ایران تشکیل می دهد. انتخاب این دیالکتیک به هشیاری انقلابی و حزم و احتیاطِ هوشمندانه همانقدر نیاز دارد که به جسارت و تحرک و نرمش نیاز دارد.
زمانی که باید حضور مامور دشمن را در سازمان حزبی و یا در اطراف آن تحمل نمود که با تلفات همراه است، باید با دقت ٬٬کاسبکارانه٬٬ سود و زیان آن را محاسبه نمود. باید به این پرسش پاسخ داد که آیا این تحمل کردن چه کمکی به پیشبرد مبارزه انقلابی می کند. لنین انتشار ایسکرا را توسط مامور دشمن که در ساختار حزبی نفوذ کرده است، آن هنگان مجاز می دانست که خطر شناختن رابطه مبارزان از طرف دشمن با شیوه‌های هوشمندانه سازمانی خنثی شود، گر چه این کوشش بدون تلفات نخواهد شد.
در شرایط مشخص کنونیِ مبارزه ی حزب توده ایران که در آن مبارزان به دوبخش در ایران و خارج از کشور تقسیم شده اند، دیالکتیک متناسب و هشیارانه برای نبرد مشترک چیست؟
در این زمینه حزب توده ایران از تجربه ی غنی و موفقی در گذشته ی دور و نزدیک برخوردار است. مبارزه ی رفقای هوشمند و انقلابی سازمان نوید در دوره ی پیش از انقلاب بهمن ۵۷ در ایران چنین تجربه‌ای را در اوج هوشمندی و موفقیت نشان می دهد.

اصل تمرکز فعالیت انقلابی در خارج از کشور و پراکندگی سازمانی در داخل، مضمون این دیالکتیک واقع‌بینانه را تشکیل می دهد که برای دوران دیکتاتوری سلطنتی و هم شرایط مشابه با آن در دیکتاتوری ولایی صدق می کند.

صراحت و شفافیت سخن بانیان سوسیالیسم علمی که سرشت اسلوب کار علمی و انقلابی حزب توده ایران را در مبارزه ی ترویجی و روشنگرانه آن تشکیل می دهد، بر این پایه قرار دارد که برداشت و ارزیابی خود را از شرایط حاکم بر جامعه، با سخنانی دقیق و قابل فهم برای توده ها توضیح می دهد، برنامه ی خود را برای تغییر شرایط حاکم تشریح می‌کند و از این طریق سیاست مستقل طبقاتی خود را مستدل می سازد.
ارایه ی تئوری انقلابی از شرایط حاکم در جامعه، به معنای تئوریزه کردن شرایط و ارایه ی ارزیابی همه جانبه از روند در جریان در نبرد طبقاتی است. ارایه چنین تئوریِ مشخص و همه جانبه و افتراقی از شرایط حاکم توسط حزب طبقه کارگر، برای توده ها مرز و تفاوت مضمونی تحلیل علمی را قابل شناخت می‌سازد که متفاوت است از برداشت لایه‌های دیگر اجتماعی که تنها ظاهر امر را مورد توجه قرار می‌دهند.
تحلیل علمی- انقلابی حزب طبقه کارگر به توده ها امکان درک رابطه ی شکل و محتوای پدیده‌ها را می دهد. آن‌ها را با علل علّـی روندهای در جریان در جامعه آشنا می سازد. با ارایه ی همه جانبه و دیالکتیکی تحلیل از شرایط حاکم در لحظه ی تاریخی مشخص، امکان موضع گیری متفاوت توده های زحمت و میهن دوست را نسبت به سیاست انقلابی حزب طبقه ی کارگر و دیگر لایه و طبقه های اجتماعی ایجاد می سازد.
طرح و توضیح و روشنگری درباره ی درستی سیاست حزب طبقه کارگر برای توده های زحمت، به آن‌ها امکان می دهد در برابر سیاست لایه‌های دیگر اجتماعی برخوردی متفاوت نشان دهند. تحلیل همه جانبه از شرایط همچنین به مبارزان کارگری کمک می‌کند با بیرون کشیدن وظایف روز و دورنمایی برای نبرد طبقاتی از تحلیل حزب طبقه کارگر، خود به عنصر فعال و راهبردی در مبارزات بدل گردند. روند ارتقای آگاهی طبقاتی و تبدیل شدن هر مبارزه به تحلیل گر توانمند، نیاز به این روند آموزشی دارد که ضرورت تکرار آن به طور مداوم انکارناپذیر است، زیرا به طور مداوم نیروهای جوان به صحنه نبرد طبقاتی وارد می شوند.
تنها با چنین اسلوب کار و تحلیل مارکسیستی است که حزب توده ایران، ضمن شناخت و توجه به عقب نشینی های احتمالی ارتجاع که پیامد پیشروی نبرد دمکراتیک در جامعه است، دچار این توهم نمی گردد که گویا امکان استحاله پذیری نظام سرمایه داری در ایران و شکل دیکتاتوریِ حاکمیت آن وجود دارد. تنها با پایبندی به چنین اسلوب کار و تحلیل مارکسیستی است که حزب توده ایران دورنمای روند نبرد طبقاتی را از مد نظر دور نمی‌دارد. این دورنما را با هدف ادامه ی عقب نشینی های احتمالی ارتجاع با توده های در میان می گذارد. وظایف مبارزاتی روز را از درون این ارزیابی و با توجه به دورنمای استراتژیک تغییرات بیرون می‌کشد و تفهیم می کند.
اسلوب علمی فعالیت حزب حزب توده ایران که از اهمیت نخست برخوردار است، توضیح و توصیف روشنگرانه و افشاگرانه درباره ی شرایط حاکم است و این هدف را دنبال می‌کند که برای زحمتکشان علل علّـی شرایط حاکم قابل شناخت گردد و درک مضمون وضع حاکم برای آن‌ها ممکن شود.
پایبندی به این شیوه کارکرد انقلابی برای حزب توده ایران، حزب طبقه ی کارگر ایران از این رو ضروری و اجتناب‌ناپذیر است، زیرا این حزب تنها با ارتقای قدرت آگاهی طبقاتی نزد طبقه کارگر و متحدان نزدیک و دور آن قادر می‌شود با مبارزه زحمتکشان شرایط حاکم را تغییر دهد. آن را در جهت دمکراتیک و ترقی خواهی به پیش براند.
چنین وظیفه را نمی‌توان با فلسفی بافی و ٬٬سیاست بازی٬٬ که شیوه ی احزاب ارتجاعی، بورژوایی و خرده بورژوای در جامعه سرمایه داری است، با موفقیت به سرانجام رساند. اسلوب علمی و انقلابی روشنگری و ترویج و تبلیغ حزب طبقه کارگر تنها اهرمی است که پیش شرط موفقیت حزب توده ایران را برای جلب نظر و به دست آوردن قلب و ذهن مبارزان تشکیل می دهد. مبارزانی که باید سختی و مرارت و محرومیت‌های نبرد طبقاتی را در جامعه پذیرا شوند و برای تغییر شرایط و نهایتاً برقراری هژمونی طبقه کارگر برزمند.
در روند نبرد طبقاتی که با زندان و مرگ مبارزان همراه است، ٬٬سیاست بازی٬٬ و ٬٬فلسفه بافی٬٬ جایی ندارد. ملاحظات خوش‌بینانه و امید بستن به سفره ی انتظارات کاذب که دشمن طبقاتی در جریان نبرد طبقاتی پهن می‌کند، جایی ندارد. سرآبی بیش نیست.
به مورد اجرا گذاشتن چنین سیاست علمی و انقلابی اما به این معنا نیست که حزب توده ایران باید و می تواند بی توجه به شرایط سلطه ی حاکمان و سلب مالکیت کنندگان از زحمتکشان، و تناسب قوا و امکان های عینی حاکم، همیشه با یک بیان سخن گوید و از یک شیوه ی کارکرد و فعالیت بهره گیرد. شرایط نبرد علنی، نیمه علنی و مخفی شیوه‌های مبارزاتی متفاوتی را به مبارزان تحمیل می کند.
در شرایط مشخص نبرد طبقاتی باید متناسب‌ترین شیوه‌ها را در انطباق با شرایط حاکم به کار گرفت.
هدف این جستجوی موشکافانه ی، اتخاذ شیوه و تاکتیک‌های مناسب و متناسب است به منظور به حداقل رساندن صدمات دشمن طبقاتی و به حداکثر رساندن موفقیت فعالیت روشنگرانه- افشاگرانه و فرهنگی و کارکرد مبارزات حزب توده ایران.
تحقق بخشیدن به چنین شیوه فعالیت منطبق بر شرایط حاکم، که یک سخن عام است، آسان نیست. تنها با بیان این اصل کلی، مساله حل نمی شود.ضرورت انتخاب شیوه درست و دیالکتیک متناسب با توجه دقیق و موشکافانه و همه جانبه ی به شرایط حاکم که علمی است که در جریان تجربه به دست آمده – به دست می آید، تفاوت عمده را در سیاست علمی- انقلابی حزب توده ایران و دیگر جریان ها در طیف چپ ایران تشکیل می دهد. انتخاب این دیالکتیک به هشیاری انقلابی و حزم و احتیاطِ هوشمندانه همانقدر نیاز دارد که به جسارت و تحرک و نرمش نیاز دارد.
زمانی که باید حضور مامور دشمن را در سازمان حزبی و یا در اطراف آن تحمل نمود که با تلفات همراه است، باید با دقت ٬٬کاسبکارانه٬٬ سود و زیان آن را محاسبه نمود. باید به این پرسش پاسخ داد که آیا این تحمل کردن چه کمکی به پیشبرد مبارزه انقلابی می کند. لنین انتشار ایسکرا را توسط مامور دشمن که در ساختار حزبی نفوذ کرده است، آن هنگان مجاز می دانست که خطر شناختن رابطه مبارزان از طرف دشمن با شیوه‌های هوشمندانه سازمانی خنثی شود، گر چه این کوشش بدون تلفات نخواهد شد.
در شرایط مشخص کنونیِ مبارزه ی حزب توده ایران که در آن مبارزان به دوبخش در ایران و خارج از کشور تقسیم شده اند، دیالکتیک متناسب و هشیارانه برای نبرد مشترک چیست؟
در این زمینه حزب توده ایران از تجربه ی غنی و موفقی در گذشته ی دور و نزدیک برخوردار است. مبارزه ی رفقای هوشمند و انقلابی سازمان نوید در دوره ی پیش از انقلاب بهمن ۵۷ در ایران چنین تجربه‌ای را در اوج هوشمندی و موفقیت نشان می دهد.
اصل تمرکز فعالیت انقلابی در خارج از کشور و پراکندگی سازمانی در داخل، مضمون این دیالکتیک واقع‌بینانه را تشکیل می دهد که برای دوران دیکتاتوری سلطنتی و هم شرایط مشابه با آن در دیکتاتوری ولایی صدق می کند.
صراحت و شفافیت انقلابی سیاست حزب در گذشته که در اسناد حزبی تبلور یافته است که زنده یاد رحمان هاتفی آن را به صورت کتاب ٬٬اسناد…٬٬ تنظیم و انتشار داده است، بیان وظیفه ی طرح و اثبات درستی سیاست حزب توده ایران توسط آن بخش از بدنه ی حزب طبقه کارگر است که بی‌واسطه زیر ضربه ی دشمن طبقاتی قرار ندارد. کارکرد این مرکزیت هوشمند، مکمل سیاست پارتیزانی و جنگ و گریز مبارزان توده‌ای در ایران است که باید در شرایط خفقان و خطر ضربه دشمن طبقاتی را با استفاده از همه ی شیوه‌های ممکن مبارزه مخفی و علنی به بدنه داخل کشور به حداقل برساند. این دو صحنه ی نبرد متمرکز و پراکنده مکمل یکدیگراند.
آن‌ها در همه ی شرایط در ارتباط و تبادل نظر و تجربه هستند که در شرایط کنونی از امکان های بیش تری از در گذشته برخوردار است. بدین ترتیب یک پارچگی سیاست و مبارزه ی حزب تأمین می گردد.
آیا می‌توان پایبندی به چنین تجربه ی موفقی را اکنون در سیاست حزب توده ایران بازیافت؟
متأسفانه پاسخ نمی‌تواند مثبت باشد. رهبری حزب در خارج از کشور که به طور بی‌واسطه زیر ضربه ی دشمن طبقاتی قرار ندارد، آن‌چنان سخن می‌گوید و عمل می‌کند که انگار زیر ضربه مستقیم دشمن طبقاتی قرار دارد. کارکرد و سخن محتاطانه سیاسی و دیپلوماتیک را که می‌توان در مقاله های نامه مردم یافت، به شیوه‌های عمده ی فعالیت ترویجی و تبلیغی خود بدل نموده است. «امتیاز دادن بی جهت تئوریک» به ارتجاع حاکم در این سیاست چشم گیر است. قله یِ «امتیاز دادن بی جهت تئوریک» را می توان تعطیل شدن مبارزه ی سوسیالیستی حزب توده ایرانارزیابی نمود.
این «امتیاز دادن بی جهت سیاسی» از این طریق توجیه می‌شود که گفته می‌شود که گویا شرایط برای انقلاب سوسیالیستی در ایران آماده نیست!بر این پایه، مبارزه برای ایجاد این شرایط در فعالیت نظری و سیاسی حزب تعطیل و حتی موقوف شده است.
پاسخ به مامور امنیتی در نامه مردم به آقای اسماعیل ص، پاسخی دیپلوماتیک و در سطح توضیح مودبانه فعالیت حزب توده ایران محدود می شود. انگار پاسخی است که می‌تواند در ایران انتشار یابد؟

با سکوت از کنار توصیه آقای اسماعیل ص عبور می‌شود که خواستار قرار گرفتن حزب توده ایران در انتهای صف حزب چپ ایران است. با«امتیاز دادن بی جهت ایدئولوژیک»، کلمه‌ای درباره ی نادرستی مواضع اپورتونیستی حزب چپ ایران بر زبان رانده نمی شود. نه در پاسخ به آقای اسماعیل ص و نه در سخنرانی و شادباش به مناسب شرکت نماینده ی حزب توده ایران در نخستین کنگره ی این حزب در شهر کلنِ آلمان!

در حالی که امکان مرکزیت حزب برای بیان سیاست انقلابی حزب توده ایران وجود دارد که در شرایط نسبی امنیتی فعالیت می کند، این امکان مورد استفاده قرار نمی گیرد. بیان و توضیح سیاست حزب فراتر نمی رود از آنچه که تا کنون مبارزان می‌توانند در ایران طرح کنند!
کمبودهای اساسی ای در سیاست حزب طبقه کارگر ایران به چشم می‌خورد که عمده ترین آن «امتیازدادن بی جهت تئوریک» است به حاکمان و طبقات سلب مالکیت کننده از زحمتکشان. چنین وضع غیرقابل پذیرش برای توده‌ای ها از این طریق ایجاد شده است که دیالکتیک مناسب و ضروری فعالیت درون و بیرون از کشور توسط حزب توده ایران جستجو و تعیین نشده است.
مبارزه ی ایدئولوژیک با مادر همه ی بدبختی‌ها و بحران های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی در ایران، یعنی مبارزه با نظام سرمایه داری، تنها اینجا و آنجا و در بخش‌های حاشیه‌ای عملی می گردد و یا تنها در نشست با احزاب کمونیستی و کارگری کشورهای دیگر مطرح و به آن محدود می شود.
مبارزه علیه اقتصاد سیاسی نئولیبرال در ارگان مرکزی حزب، نامه مردم مطرح می‌شود که در خارج از کشور نگاشته و انتشار می یابد، ولی بدون آن که رابطه ی آن با نظام سرمایه داری به عنوان ریشه ی نابسامانی ها طرح شود. انگار مبارزه علیه نئولیبرالیسم، انگار حذف شیوه ی نئولیبرالِ انباشت سرمایه و سود در ایران و در هر کشور، بدون خروج از سیستم سرمایه داری ممکن است.
طرح موضعِ حزب در جلسه‌های و نشست های بین‌المللی و منطقه ای باید انگار نقش ٬٬ستر عورت٬٬ را ایفا سازد، برای نشریه ی ارگان مرکزی حزب توده ایران که در ایران انتشار نمی یابد، بلکه در خارج از کشور منتشر می شود، ولی کلمه‌ای درباره ی دورنمای سوسیالیستی تغییرات در پیش در ایران که باید دنبال نمود نمی نویسد. وظیفه ی سوسیالیستی حزب توده ایران در کل تعطیل شده است و جایی در فعالیت ترویجی- تبلیغی حزب طبقه ی کارگر ایران ندارد.

مبارزه ی روشنگرانه و ترویجیِ تئوریک و ایدئولوژیک حزب توده ایران، ازجمله با تعطیل ساختن انتشار مجله ی دنیا، آن‌چنان بی‌رنگ است که حتی ماموران امنیتی رژیم را نیز خرسند می‌سازد و به آن‌ها آزادی توصیه کردن به حزب طبقه ی کارگر را می دهد، خود را در صف حزب چپ ایران (فدائیان خلق) قرار دهند.

بحث درون حزبی نعطیل شده است
وضع حاکم کنونی پیامد مستقیم قطع بحث درون حزبی است. این بحث و جدل فکری از این طریق از زندگی حزب توده ایران رخت بر بسته است، که درّ حزب را بر روی توده‌ای ها بسته اند. «به سلام هم پاسخ نمی دهند»! توده‌ای ها را خداگونه در غرفه حزب در مراسمی در خارج از کشور نیز تحمل نمی کنند!
به سخنی دیگر، مرکزیت حزب توده ایران در خارج از کشور و در شرایط نسبی وجود امنیت کار و زندگی اعضای آن، بدون هر نیازی به گروگان شرایط مبارزه‌ای گرفته شده است که مبارزان در ایران دارا هستند.
سیاست حزب توده ایران شفافیت، صراحت و استدلال خود را از دست داده است. انگار «شرم دارد» سیاست خود را برای توده ها توضیح دهد و درستی آن را به ثبوت برساند!
اصل مرکزیت متمرکز و فعال در خارج از کشور و سازمان پراکنده ی حزبی در ایران که تجربه ی موفق حزب توده ایران و بخش داخل کشور آن، سازمان نوید را در سال‌های پیش از انقلاب بهمن تشکیل می دهد، هگل وار «بر روی سر گذاشته شده است»!
چه استدلالی برای درستی این سیاست ارایه می شود؟ هیچ و باز هم هیچ. تاکید کنم، هیچ استدلالی ارایه نمی شود! سکوت جای ارایه استدلال و تفهیم سیاست را گرفته است!
سکوتی که بی‌معنا نیست! همان‌طور که اخراج رفیق توده‌ای از غرفه حزب در خارج از کشور و انواع جدید آن بی معنا نیست، هدفی را دنبایل می کند!؟ هدفی که مخفی نگاه داشته می شود. زیرا هدفی است که با مصالح عالیه حزب طبقه کارگر ایران در تضادی آشتی ناپذیر قرار دارد!
توده‌ای ها نمی‌توانند با سکوت در باره ی تضاد حاکم در سیاست حزب توده ایران، به عنصر همکار برای تحقق بخشیدن به هدفی بدل شوند که دنبال می شود!
راه مبارزه با این سیاست نادرست، همان‌طور که زندیاه نورالدین کیانوری، دبیر اول کمیته مرکزی حزب توده ایران در یکی از سترگ ترین مرحله های مبارزاتی حزب طبقه کارگر در رساله ی سال ۱۳۷۳ خود خاطرنشان می‌سازد و نسبت به آن هشدار می دهد، به راه انداختن حزب جدید نیست!
اکنون که راه تصحیح سیاست حزب در درون حزب از طریق بحث درون حزبی و با تأمین شرایط لازم و متناسب در کارکرد اصل سانترالیزم دمکراتیک در حزب طبقه ی کارگر آگاهانه و هدفمند از طرف بخشی از رهبری کنونی حزب مسدود شده است، باید آن را در خارج از حزب عملی ساخت. باید به افشای شیوه‌های نادرستی پرداخت که در راس آن «دادن امتیاز بی جهت ایدئولوژیک» به دشمن طبقاتی است. مبارزه ی نظری- تئوریک وظیفه ی روز است که باید تا نفس آخر دنبال نمود.

کوشش ها متفاوت و متعدد به منظور ایجاد پل با رهبری حزب توده ایران در خارج از کشور به صورت کاتگوری وار از طرف این رفقا رد می شود. دیکتاتوری مغرورانه ی «ولایی» حاکم بر کارکرد این رفقا که در تضاد با شیوه مورد نظر مارکس- انگلس در مانیفست کمونیستی است، راه هر گونه گفت گوی رفیقانه و مسئولانه را در حزب توده ایران مسدود ساخته است و حزب را به کلوپ در بسته ای بدل نموده است.
در چنین شرایط که این رفقا به این پرسش عمده پاسخ نمی‌دهند که آیا انتظار و وعده های ارتجاع حاکم جز آن می‌تواند باشد که می‌خواهد سیاستی را به حزب توده ایران تحمیل کند که در امتداد کشتار مبارزان و رهبران حزب توده ایران قرار دارد؟ که این روزها ۳۱ سال از آن می گذرد؟آیا توده‌ای ها با شکل ٬٬نرم٬٬ ادامه ی سیاست کشتار ارتجاع روبرو هستند؟

– کشتار ددمنشانه ی سال ۶۷؛

– سکوت نارفیقانه در همه ی این سال ها درباره ی مبارزات تاریخی و سترگ حزب توده ایران در دوران انقلاب بهمن و نقش رهبران نابود شده ی حزب توده ایران در آن؛

– تکرار انتقادهای مبهم و بی‌پایه واساس به سیاست گذشته حزب توده ایران در انقلاب بهمن؛

– تعطیل مبارزه تئوریک- ایدئولوژیک و سوسیالیستی در حزب توده ایران؛

– خواست قرار گرفتن حزب توده ایران در انتهای صف حزب چپ ایران؛ و نمونه‌های دیگر، آیا روند زنجیره ی سیاستی را نزد توده‌ای ها تداعی نمی‌کند که می‌تواند برنامه ارتجاع با هدف حذف ٬٬نرم٬٬ حزب توده ایران در طول زمان از صحنه ی مبارزات مردم میهن ما باشد؟

شاید نتواند این یا آن توده‌ای اندیشه ی طرح شده در این ارزیابی را مورد تأیید قرار دهد! آما آیا نظرِ انتقادی و تصحیحی و تکمیلی برای آن دارد؟ آیا می‌تواند به این پرسش پاسخ دهد که چرا نباید در انطباق با شرایط کنونی در ایران و خارج از کشور، تجربه موفق گذشته حزب توده ایران در اجرای تمرکز در خارج و پراکندگی در داخل، از طرف رهبری حزب توده ایران به مورد اجرا گذاشته شود، و یا لااقل در بحث‌های درون حزبی مورد بررسی مشترک توده‌ای ها قرار گیرد؟ چرا راه بحث و تبادل نظر درون حزبی را می‌توان مسدود ساخت، ولی نمی‌توان به سنت گذشته فعالیت درون حزبی حزب توده ایران بازگشت؟

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *