چه کسی علیه مصالح عالیه ی حزب توده ایران عمل می کند؟

نامه به یک رفیق

سخن روز شماره ۳۴
(۲۱ شهریور ۱۳۹۸ – ۱۲ سپتامبر ۲۰۱۹)

از اعلام نظر صریح و صمیمانه شما درباره ی عدم امکان همکاری میان ما خوشنود نیستم، ولی آن را محترم می شمارم و برای صراحت شما در بیان تشکر می کنم. تصمیم شما «برای حزب زندگی کردن» تصمیمی درست و به جاست و مورد تأیید من نیز است. مبارزه برای مصالح عالیه حزب توده ایران، والاترین هدف یک توده‌ای صادق است. شما را چنین شناختم و ارزش مبارزه پیش رویتان را بزرگ و گرامی می دارم. این به این معنا اما نیست، که با حکم شما درباره ی مبارزه ی خودم، همنوایی دارم. بهیچ وجه!
این ارزیابی که گویا مبارزه ی ضروری کنونی من «ضربه ای مهلک بر ستون فقرات حزب وارد می کند»، نه تنها درست نیست، بلکه نشان بی توجهی به واقعیت است. مبارزه کنونی را من به دلایل غیرقابل انکاری ضروری ارزیابی می کنم. تصمیم در این باره را من سهل انگارانه اتخاذ نکرده ام. آن را تنها راه چاره در برابر سیاست نادرست تحمیل شده به حزب توده ایران توسط بخشی از رهبری می دانم. چنین ارزیابی را نباید «نسبت ناروا به حزب» پنداشت، زیرا هر کلمه در سخن با استدلال به ثبوت رسانده می‌شود ومسئولیت مشخص این بخش از رهبری را برای وضع ایجاد شده نشان داده می شود.
اینکه شما و یا رفیق دیگری تاکنون هیچ علتی برای رفتار کنونی بخشی از رهبری حزب ارایه نمی‌دهید – نمی‌توانید ارایه دهید و از آن دفاع کنید، در تأیید درستی و ضرورت مبارزه ی کنونی است. این درست است که شکل بیرونی این مبارزه نادرست و علیه مصالح عالیه ی حزب توده ایران عمل می کند، ولی این شکلی است که سیاست این بخش از رهبری حزب به توده‌ای ها تحمیل کرده است! شکلی که البته و در هر لحظه می‌توان به آن پایان داد، هنگامی که این بخش از رهبری مسئول، شرایط بحث درون حزبی را ایجاد سازد! یک سخن و اعلام آمادگی کافی است!
به طور مجزا ضرورت و درستی مبارزه کنونی مورد بررسی قرار خواهد گرفت!

رفیق عزیز نمی‌توان به این پرسش پاسخ نداد که چرا باید درّ حزب را بر روی توده‌ای ها بست، چرا باید برنامه حداقل کارگری حزب توده ایران را خدشه دار نمود و وظیفه ی مبارزه ی سوسیالیستی حزب طبقه کارگر ایران را از فعالیت حزب حذف نمود، و پرسش های دیگر، ولی خواستار دنباله روی از سیاستی شد، که پس از سی سال اجرا، به اعتراف همه ی رفقا در همین رهبری نیز، تناسب قوای نامتناسب و منفی را در نبرد طبقاتی جاری برای حزب طبقه کارگر ایران به ارمغان آورده است!؟ سیاستی که تنها مورد تایید عناصری از حاکمیت ازقبیل اسماعیل ص قرار می گیرد!

رفیق عزیز، این برداشت که گویا من «یک روز حزب را انقلابی و فردا اپورتونیست» اعلام می کنم، نادرست است. من این دو سوی سرشت کنونی را در فعالیت حزب توده ایران در برابر هم قرار نمی دهم. بر اهمیت یک سو مطلق گرانه پای نمی فشارم، بلکه جستجو و شناخت رابطه ی دیالکتیکی مشخص میان آن‌ها را در شرایط کنونی ضروری می‌دانم و توصیه می کنم! در برابر هم قراردادن دو پدیده «انقلابی و اپورتونیست» در حزب توده ایران، گامی مکانیکی است. انگشت گذاشتن بر جایگاه این دو سوی فعالیت کنونی در حزب توده ایران که شما آن را سهل انگارانه یک روز ٬٬این٬٬ و روز دیگر ٬٬آن٬٬ می نامید، به منظور نشان دادن تضادی است که در فعالیت حزب قابل شناخت است. تضادی که ناشی از مطلق سازی یک سو از وظایف حزب است. مطلق ساختن مبارزه ی ضروری دمکراتیک- اتحادی و حذف مبارزه ی سوسیالیستی از وظایف حزب توده ایران که سرشت انقلابی حزب توده ی ایران را خدشه دار می‌سازد و به خطر می اندازد. در برداشت دیالکتیکی یا این یا آن وجود ندارد، رابطه ی این و آن را باید شناخت. به کتاب تاریخ و دیالکتیک مراجعه کنید، و مبحث شناخت دیالکتیکی را در آن مطالعه کنید. زنده یاد احسان طبری وظیفه ی منطق دیالکتیکی را «یافتن شیوهء موافق ترین و منطبق ترین انعکاس واقعیت» می‌نامد (نوشته ها ..، یک، ۲۰). انعکاس واقعیت همیشه به معنای درک رابطه ی تغییر یابنده میان دو قطب تضاد در آن است. از این رو در منطق دیالکتیکی، بر خلاف منطق صوری، ٬٬این یا آن٬٬ وجود ندارد!

رفیق عزیز، در حزب توده ایران، مانند در «هر حزب» که انگلس بر آن تکیه می‌کند و من آن را در سخن روز پیش توضیح داده ام، جریان های متفاوت نظری وجود داشته و دارد و باید وجود داشته باشد تا سلامت و برّایی فعالیت انقلابی حزب رشد کند. در گذشته چنین بوده است و در آینده نیز باید چنین باشد. حضور دو اندیشه متقابل در حزب توده ایران، مانند «در هر حزب» برای حفظ مصالح عالیه ی حزب توده ایران در نبرد طبقاتی در جامعه ضروری است. این حضور و جدل فکری میان آن ها، شرط سلامت اندیشه و عمل حزب طبقه کارگر است. این تضادی آشتی پذیر و ضروری برای هستی حزب طبقه کارگر است. اگر این تضاد آشتی پذیر و غیرعمده اکنون ظاهراً به تضادی آشتی ناپذیر تبدیل شده است، ناشی از کارکرد بخشی از رهبری حزب است که می‌کوشد به طور مکانیکی با بستن درّ حزب به روی اندیشه ی دیگر، دست خود را از بندهای ٬٬اضافی و مزاحم٬٬ باز کند! چه پندار خام و غیردیالکتیکی ای! این کارکرد از نظر اخلاقی زشت و غیردمکراتیک، «ضربه ی مهلک بر ستون فقرات حزب وارد» می‌کند که شما نگران آن هستید و نه مبارزه برای بازگرداندن شرایط طبیعی به هستی حزب در حزب طبقه ی کارگر ایران!
برای نمونه می‌توان مصوبه پیوند میان مبارزه صنفی- دمکراتیک و سیاسی (- سوسیالیستی) که یکی از مهمترین مصوبه های ششمین کنگره ی حزب توده ایران است را برای نشان دادن پیامدهای خام پنداری پیش به کمک گرفت. با سکوت درباره ی این مصوبه در مطبوعات حزبی، در نوشتارها و مقاله ها، با سکوت درباره ی معنای مارکسیستی- توده‌ای آن و با حذف کامل مبارزه ی سوسیالیستی در مبارزه ی ترویجی- روشنگرانه ی حزب، نمونه‌ هایی از چنین وضع خطرناکی را نشان می‌دهد که ایجاد شده است و سلامت مبارزه ی حزب را به خطر انداخته است. سی سال تجربه چنین سیاستی اکنون در برابر چشمان ما قرار دارد. پیامد آن رانده شدن حزب توده ایران از وسط شط خروشان نبرد طبقاتی که در آن قرار داشت، به حاشیه جریان نبرد طبقاتی در ایران است. به حاشیه ی پر از گل و لای و تار که امکان تنفس را هم از انسان سلب می کند. پیامد این سیاست غیرقابل توجیه به منظور حفظ سلطه ی بخشی از رهبری بر سرنوشت حزب، ایجاد شدنِ تضادی با سرشت به ظاهر آشتی ناپذیر در حزب میان نظرات متفاوت است. تبدیل شدن اختلاف نظر که باید در بحث‌های رفیقانه درون حزبی روند مبارزاتی را به پیش ببرد و رشد و توسعه ی کمّی و کیفی آن را تضمین کند، اکنون به تضادی آشتی ناپذیر بدل شده است که برخی ها را مانند شما بر آن می‌دارد از من بخواهند که «حزب انقلابی توده» مورد نظر خودم را پایه ریزی کنم! آیا نباید چنین پیشنهادهای عجیب را پیشنهادهای پرسش برانگیز ارزیابی نمود که باید مورد توجه ویژه ی توده‌ای های صادق مانند شما قرار گیرد؟ در چنین شرایطی است که مصوبه ی انقلابی ششمین کنگره حزب، با کارکرد اپورتونیستی اثربخشی خود را از دست می دهد. با چنین عملکردی، مصوبه ی انقلابی درباره ی پیوند میان مبارزه دمکراتیک و سوسیالیستی از ارزش کاغذی نیز برخوردار نیست که بر روی آن نگاشته شده است. این نمونه‌ها را می‌توان توسعه داد.

با موکول کردن مبارزه ی سوسیالیستی به رشد نیروهای مولده، نکته‌ای که در اسناد همین کنگره ی ششم حزب ذکر می شود، به تعطیل مبارزه ی سوسیالیستی حکم داده می شود و عمل به وظیفه ی حزب توده ایران در این زمینه نقض می گردد. ولی آمادگی برای بحث درباره ی سطح نیروهای مولده در ایران کنونی سی سال بعد از ایجاد ٬٬مدرن ترین٬٬ مناسبات سرمایه داری در اقتصاد ایران وجود ندارد! چرا نباید این شیوه را «ضربه ی مهلک بر ستون فقرات حزب» ارزیابی ننمود، ولی کوشش برای طرح این موضوع را برای بحث میان توده‌ای ها چنین نامید؟
رفیق عزیز، من بارها اشاره کرده‌ام و اخیراً موضع زنده یاد نورالدین کیانوری، دبیر اول کمیته ی مرکزی حزب توده ایران را در رساله ی سال ۱۳۷۳ او نقل کرده ام. او برنامه ی برپایی حزب جدید را در چنین شرایطی برنامه‌ای نادرست و پنداری ارتجاعی ارزیابی می کند، زیرا هدف آن آگاهانه و یا ناآگاهانه پاره پاره کردن حزب توده ایران است. برخی از رفقا بر «فقید» بودن کیانوری تکیه می کنند، در حالی که برجسته ساختن مواضع هشیارانه او برای توده‌ای ها کمک است.
پیشنهاد حزب سازی کوششی است برای فرار سهل انگارانه طرح کنندگان آن از مسئولیت نسبت به وحدت حزب توده ایران، حزب طبقه ی کارگر ایران!

رفیق عزیز، بارها اشاره کرده‌ام و باری دیگر خاطرنشان می‌سازم که مساله ی خواست شرکت من در مبارزه در سازمان حزبی، که اینجا و آنجا مطرح می‌شود و شما نیز آن را تکرار کرده‌اید و به عنوان گویا علت برخورد انتقادیِ من ارزیابی می کنید، برداشتی در سطح است و به مضمون خواست بی توجه است. «بدان منگر که سرد و زرد در تابوتم. من سراپای قبیله ام». نگران نباشید، نه کسی می‌تواند و توانسته است من را از مبارزه در صفوف حزب توده ایران کنار بگذارد و یا شرکت من را در آن ممنوع سازد و نه کسی قادر به آن خواهد بود. تنها مرگ طبیعی یا غیرطبیعی به این مبارزه پایان خواهد داد! من برای شرکت خود در مبارزه در سازمان حزبی می رزمم، ولی این مبارزه تنها برای خودم نیست. رزم من به منظور به کرسی نشاندن حق اساسنامه ای توده‌ای ها است که توسط بخشی از رهبری کنونی حزب توده ایران سی سال است پامال می شود! توده‌ای ها همیشه دقیق صحبت می کنند، زیرا سخن، شکل بروز اندیشه است! اندیشه ی علمی و مستدل، دقیق است و درستیِ ساختاری و کارکردی اندیشه را نشان می‌دهد و به ثبوت می رساند.
بخشی از رهبری حزب توده ایران که قادر نشده است و یا به دلایلی که برای من روشن نیست و ظاهراً ٬٬راز دولتی٬٬ را تشکیل می‌دهد که نخواسته است و نمی‌خواهد درباره ی آن توضیح دهد، آری این بخش از رهبری حزب که قادر نشده است به وظیفه تحکیم همبستگی در حزب توده ایران دست یابد، بحث درون حزبی را از زندگی حزب توده ایران حذف کرده است، از این طریق اصل سانترالیزم دمکراتیک را خدشه دار ساخته است و توانایی انقلابی حزب را تقلیل داده است. توده‌ای ها حق دارند درباره ی علل تن دادن به چنین سیاستی بپرسند و این بخش از رهبری را مورد خطاب قرار دهند!
بررسی تاریخ ایجاد شدن چنین وضعی اکنون با این خطر روبروست که به بحثی انحرافی بینجامد. ولی رفقایی که بی مهابا بر درستی مواضع خود پای می فشارند و موضع خود را دور از تنش در گذشته میان مواضع مختلف در حزب قرار می دهند، باید جایگاه خود را در تنش‌های امروز بیابند و آن را توضیح دهند و درستی آن را مستدل سازند. تنها از این طریق است که نسل جدید توده‌ای ها قادر خواهد شد از نارسایی و کمبودهای گذشته بیاموزد و ادامه نبرد انقلابی حزب توده ایران تضمین کند.

دستتان را می فشارم و برایتان توان مضاغف در نبرد آرزو دارم.

فرهاد عاصمی

۱۵ شهریور ۱۳۹۸ ۶ سپتامبر ۲۰۱۹

One Comment

  1. یک توده ای

    رفیق فرهاد عاصمی،

    پاسخ به “نامه ای به یک رفیق”

    همان طور که در ایمیلی خصوصی به شما گفتم که گویی از سر لج آن جمله کاملا نادرست “حزب انقلابی توده ایران را برپا کنید” را نوشتم، یک دلیل بیشتر نداشت که تکرار آن در اینجا بی مورد است.

    فقط باید اضافه کنم که شک نداشتم و ندارم شما در پی بنای حزبی دیگر نبوده و نخواهید بود و این را شما با واژگان ادبی زیبا به نقل از فیلسوف آلمانی در نوشته ای دیگر بیان کرده اید که “کرک های سفید که در آسمان سرگردانند، می‌توانند برف باشند و یا کرک گل؛ پانفشاریم که چیزها، آن چیزی هستند که می نمایند”. پس نه گفته ام و نه خواهم گفت که شما همانی هستید که در نوشته هایتان جلوه می کنید. بلکه شما همانی هستید که از اعماق ذهن و قلب تان برای رشد و “مصالح عالیه حزب توده ایران” می کوشید.

    بیش از یک نقد تاکنون از نوشته هایتان نداشته ام و آن این که با ارجاع ندادن خواننده به اسناد و مطبوعات حزبی – یعنی نامه مردم- نتوانسته اید اثبات کنید که حزب این یا آن است. این را گفته و خواهم گفت که شما همان را حزب انتظار دارید که خود در حال انجام آن است.

    امید که مشکلات موجود بین حزب و توده ای های صادق بیرون حزب هر چه زودتر به آغوشش برگردند که شک ندارم بزودی رخ خواهد داد. از همینجا از تمام این توده ای درستکار و صادق بیرون مانده از تشکیلات حزبی خواهش می کنم باز هم برای پیوستن به خانوادت خود دست از تلاش برندارند. خواهش دیکرم این است که بدون استناد به مصوبات، برنامه و ارگان حزب دست به انتقادهای غیراکادمیک و علمی نزنند چرا که اگر انتقادات از سر خیرخواهی باشد شک ندارم کمیته مرکزی حزب گوش شنوا برای شنیدن و چشمان تیز برای دیدن دارد و در حد توان خود آنها را عملی خواهد کرد. آخرین نکته برای یادآوری به تمامی توده ای های هنوز صادق و وفادار این است که به حزب و خود فرصت دهند. اما مشکل شخص شما رفیق عاصمی با حزب باید روند دیگری را طی کند که من نمی دانم چگونه عملی خواهد شد. این را تنها شما و خود حزب می دانید، نه شخص یا نهاد دیگر.

    حزب توده ایران بزودی به همان حزبی بدل خواهد شد که تن تمام دشمنان خارجی و داخلی را به لرزه در خواهد آورد و خار چشم آنها خواهد شد.

    من هم برایتان بهترین ها و بیشتر توان را برای مبارزه با دو دشمن خارجی و داخلی آرزومندم.

    یک توده ای

    رفیق عزیز! احترام من به شما به خاطر شناخت شخصی خودم از شناخت شما از مارکسیسم، پایبندی سرسختانه شما به حزب توده ایران و… بوده و است.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *