جبهه ضد دیکتاتوری در مرحله ملی- دمکراتیک کنونی تاکتیک و یا استراتژی؟

مقاله ی شماره ۲۲ / ۱۳۹۸
(۷ مهر ۱۳۹۸ – ۲۹ سپتامبر ۲۰۱۹)

تحقق بخشیدن به وظایف دو گانه ی ملی- دمکراتیک در مرحله ی کنونی نیاز به تسخیر سنگر اول در یک نبرد طولانی دارد. سنگری که رژیم دیکتاتوری ولایی در پشت آن قرار دارد و آن را به ابزار انجام وظیفه ی خود برای حفظ سلطه ی نظام سرمایه داری وابسته به اقتصاد امپریالیستی بدل نموده است.

چرا مبارزه ی ضد دیکتاتوری برای حزب توده ایران، مبارزه‌ای تاکتیکی و همزمان استراتژیک است؟ زیرا روند رشد انقلاب در پیش، قابل پیش‌بینی نیست! سرعت توسعه و عمق روند انقلابی و طول زمانی که به آن نیاز است، عنصرهایی هستند که حزب توده ایران را بر آن می دارد، سیاستی واقع‌بینانه و در عین حال با نگاه به دورنمای نبرد را دنبال بکند. از این رو حزب طبقه کارگر ایران دارای یک برنامه حداقل و یک برنامه حداکثر است.

برنامه حداقل، شرکت همه جانبه حزب توده ایران در نبرد روزانه لایه‌های مختلف اجتماعی برای تغییرات دمکراتیک در جامعه است. حزب توده ایران هنگامی که شاه بختیار را به جای ازهاری به نخست وزیری گماشت، نه تنها مخالفتی نکرد، بلکه همراه توده های مردم ٬٬سوت هم زد٬٬! هنگامی که بختیار شاه را به فردوگاه رساند، وضع بر همین منوال بود. تناسب قوا امکان های بزرگ تری را در آن شرایط در اختیار حزب توده ایران نمی گذاشت. ولی حزب توده ایران برنامه ی حداکثر خود را برای مرحله ی ملی- دمکراتیک انقلاب کنار نگذاشت، کنار نگذاشته بود. تناسب قوای حاکم، رهبری انقلاب را به خرده بورژوازی سپرد، ولی حزب توده ایران مبارزه برای برقراری هژمونی طبقه کارگر را در انقلاب ملی- دمکراتیک ترک نکرد! برعکس با خواست برپایی جبهه متحد خلق و نشان دادن ضرورت ایجاد شدن آن برای مرحله کنونی نبرد طبقاتی در ایران، حزب توده ایران به نبرد طبقاتی برای دستیابی به برنامه حداکثر خود عمل نمود.

حزب توده ایران با ارزیابی از جبهه ضد دیکتاتوری به مثابه ی تاکتیک برای تسخیر سنگر اول در انقلاب ملی- دمکراتیک، همزمان هشدار می‌داد که ما با روند انقلابی ای روبرو هستیم که تنها با تحقق بخشیده شدن به برنامه حداکثرِ ضروریِ عینی، انقلاب به ثمر خواهد رسید.

دنبال کردن راه رشد غیرسرمایه داری که آن روزها مانند امروز موضع واقع‌بینانه ی حزب توده ایران را تشکیل می‌داد و می دهد، توانست تاثیرهای مثبت خود را در اصول قانون اساسی بیرون آمده از دل انقلاب بهمن ۵۷ مردم میهن ما بگذارد. دنبال نمودن این هدف در شرایط کنونی صد برابر واقع‌بینانه تر است.

در شرایط سلطه ی اقتصاد جهانی شده ی امپریالیستی، جز از طریق خروج از این سیستم، هیچ شانس و امکانی برای رشد و توسعه ی دمکراتیک- مردمی و ملی- استقلال طلبانه برای کشورهای جهان جنوب وجود ندارد. بدون پاره نمودن همه ی بندی های وابستگی نواستعماری به امپریالیسم، راه دیگری برای دستیابی به استقلال ملی و حق حاکمیت ملی وجود ندارد. نبرد رهایی بخش و مبارزه برای استقلال واقعی اقتصادی- سیاسی- اجتماعی برای کشورهای جنوب به امر مرگ و زندگی بدل شده است. فیدل کاسترو این شعار را بارها مطرح نموده است. این ارزیابی نه تنها ارزیابی واقع بینانه ای است، بلکه امروز صد بار واقع‌بینانه تر است از سال ۵۷ در انقلاب بهمن. جمهوری خلق چین نیز هنوز برای پایان بخشیدن و قطع بدون بازگشت هر نوع وابستگی نواستعماری به اقتصاد امپریالستی می رزمد!

از این روست که گرچه برای تسخیر سنگر اول و گذار از دیکتاتوری، حزب توده ایران به ویژه با توجه به تناسب قوای کنونی، برای تحقق یافتن برنامه ی حداقل ممکن مبارزه می کند، ولی لحظه‌ای از وظیفه خود که نشان دادن دورنمای تغییرات ضد سرمایه داری است کوتاهی نمی کند. به سخنی دیگر، برنامه حداکثر خودر پنهان نمی سازد؛ آن را برجسته می سازد؛ توجه به آن را جلب و کوشش برای دسترسی به آن را برای توده ها مستدل می سازد.

برنامه ی تاکتیکی ٬٬جبهه ی گسترده ی ضد دیکتاتوری٬٬ که وظیفه ی تسخیر سنگر اول را در نبرد برای گذار از شرایط کنونی تشکیل می دهد، تنها آن هنگام در خدمت هدف استراتژیک قرار خواهد داشت، که نقش کمکی هدف تاکتیکی برای دستیابی به هدف استراتژیک برای توده های میلیونی زحمتکشان توضیح داده شود و درستی آن به ثبوت رسانده شود.

حزب توده ایران تنها حزب طبقاتی در ایران است که با ایجاد پیوند منطقی میان مبارزه ی دمکراتیک- مطالباتی و مبارزه برای دورنمای ترقی خواهانه تغییرات بنیادین به تجهیز و سازماندهی نیرویی زحمتکشان همت گذاشته است که بدون مبارزه ی آگاه و جانفشانانه و فداکارانه آن، باری دیگر رهبری انقلاب آینده مانند انقلاب بهمن به دست لایه‌های ناپیگیر و متزلزل خواهد افتاد. از این روست که ما ضمن مبارزه برای جبهه ضد دیکتاتوری و پیروزی آن حتی در سطح حداقل، مبارزه ی روشنگرانه و سیاسی- کارکردی خود را همزمان برای تقویت جنبش کارگری به کار می گیریم.

رابطه و بهم پیوندی تاکتیک و استراتژی از سرشت روندگونه بودن مبارزه ناشی می شود. جدایی مکانیکی آن دو، در خدمت به سرانجام رساندن وظایف مرحله ی ملی دمکراتیک انقلاب نیست. تجربه ی تلخ شکست انقلاب بهمن ۵۷ مردم میهن ما در تأیید این ارزیابی قرار دارد. آموزش از این شکست، مبارزه ی همزمان برای برنامه ی حداقل و حداکثر است. نباید فراموش نمود که چگونگی رشد روند انقلابی را نمی‌توان پیش‌بینی نمود.

خوشبختانه جنبش کارگری در ایران که در آن لایه‌های بسیاری از زحمتکشان شرکت فعال دارند و به سوی سراسری و یک پارچگی در حال رشد است، با ایجاد پیوندِ عینی میان مبارزه ی دمکراتیک- مطالباتی با مبارزه ی سیاسی- ترقی خواهانه، سطح والای آگاهی طبقاتی خود را نشان داده است، و می‌رود به عنصر اصلی نبرد طبقاتی- انقلابی در ایران بدل گردد. حزب توده ایران برخود می بالد که مصوبه ششمین کنگره آن به طور عینی در جامعه تحقق می‌یابد و به روند ژرفش نبرد طبقاتی در ایران مهر و نشان خود را می زند.

One Comment

  1. یک توده ای

    رفیق عاصمی عزیز،
    به این تشخیص درست شما در باره برنامه تاکتیکی حداقل و برنامه استراتژیک/ راهبردی حداکثر حزب توده ایران تحسین می کنم.
    طرد رژیم ولایت فقیه یعنی طرد و رد کل سیستم سیاسی و اقتصادی و… تنها اولین سنگری است که حزب تا فتح آن هرگز قادر نخواهد بود به اهداف والای خود – تامین همه جانبه تمام خواست ها و مطالبات زحمتکشان یدی و فکری ایران – دست یابد. دقیقا به هیمن دلیل است که حزب توده ایران آمادگی دارد برای فتح این سنگر با همه نیروهای سیاسی مترقی داخل و خارج ایران اتحاد تاکتیکی بکند. به محض فتح این نخستین سنگر – به زیر کشیده شدن رژیم دیکتاتوری دینی ایران-، حزب راه خود را خواهد رفت که باید برود و آن تلاش پیگیرانه برای استقرار سوسیالیسم در ایران است. به نظر می آید تنها عده بسیار محدودی از نیروهای سیاسی قادر خواهند بود برای فتح سنگرهای بعدی در کنار حزب قرار گیرند، که بی شک حزب از آن استقبال خواهد کرد.
    امیدوارم باز هم در ارتقای شناخت خوانندگان وبسایت توده ای ها از حزب طبقه کارگر ایران قلم بزنید و این می تواند مهمترین مسئولیت فردی شما باشد که بی آن که در درون حزب باشید، برای ارتقای آن از هیچ تلاشی دریغ نکنید، که می دانم نمی کنید. به عنوان یک توده ای به شما تضمین می دهم که حزب امروز توده ایران هرگز اسیر اپورتیونیست راست نشود و برای تحقق خواست بنیادین طبقه کارگر دست از مبارزه تاکنونی اش نکشد. این غافله را – یعنی تداوم مبارزه تا تحقق کامل مطالبات دمکراتیک و سوسیالیستی در ایران – سر از با ایستادن نیست.
    شک نکیند اگر روزی حتی یک مقاله از نامه مردم انتشار یابد که نشانه عدول از مارکسیسم لنینیسم در آن باشد و باورهای اپورتیونیست راست را بخواهد ترویج کند، من اولین نفری خواهم بود در کنارتان با آن مبارزه خواهم کرد.

    در اومانیته امسال از اعضای کمیته مرکزی حزب شنیده ام که از همین الان هر توده ای سابق که برنامه و اساسنامه حزب را قبول داشته باشد، حزب با آغوش باز در خود را به روی آنها باز خواهد کرد. ولی باید پذیرفت برای ورود هر توده ای به درون تشکیلات امروز حزب – که از دهه شصت تاکنون به طور مدوام زیر تهدیدات رژیم بوده است- بهتر است سختگیری های لازم وجود داشته باشد که دارد.
    از همین جا لااقل به همه توده ای های خارج از ایران می توانم این نوید را بدهم که در حزب به روی همه آنها باز است حتی اگر از حزب انتقادهای سازنده ای هم داشته باشند. فقط نشان دهند که برای ورود به تشکیلات حزب مصر و بسیار مشتاق هستند. برای این کار به شماره تلفن های داده شده در بخش جستجوی “صفحه اصلی / وبسایت حزب توده ایران” در بریتانیا یا آلمان تماس بگیرند و یا به آدرس های ایمیلی داده شده نامه بنویسند.

    با آرزوی هر چه توانمندتر شدن حزب توده ایران
    یک توده ای

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *