جریان سوم در حال ظهور در ایران

سخن روز شماره ۳۹/۹۸

۳۰ مهر ۱۳۹۸– ۲۲ اکتبر ۲۰۱۹

«٬٬جریان سوم٬٬ در حال ظهور در ایران که بزودی تمامی جناح های سیاسی حاکمیتی را کنار زده، یا حاشیه نشین کرده و خود بر دو قوه به ظاهر انتخابی مجلس و دولت سلطه کامل پیدا خواهد کرد، جریانی کاملاً عوام فریب است که بهترین ابزار را برای کسب سلطه صد در صدی بر سیاست و اقتصاد ایران پیدا کرده است.

این ابزار عبارتند از : الف- تحریم های آمریکا. از این ابزار برای بیدار و شعله‌ور کردن حس ملی گرایی و ٬٬ضد امپریالیستی٬٬ و جذب چپ های گمراه مانند .. و ۱۹ مهر و خفه کردن اصلاح طلبان حکومتی و اعتدالگراها که خواهان رابطه با غرب هستند، بهره می‌گیرد. و

ب– فساد سیستمی که خود بنیادش نهاده را به ابزار عوامفریبی برای جلب توجه طبقه ی محرومِ ناآگاه و حتی جلب گمراه های چپ مانند .. و ٬٬تارنگاشت عدالت٬٬ تبدیل کرده است تا رأی آن‌ها را در دو انتخابات آینده مجلس و دولت قبضه کند

مضمون پیش در ابرازنظری ارسال شده است. بی تردید عمده در ابرازنظر، شناخت پدیدار شدن «جریان سوم» است و تفهیم برنامه ی آن. شناخت ابراز شده با دو پرسش همراه است، یکیسرشت پدیده ی نوظهور؛ و دیگری راه مبارزه با آن!

جریان نوظهور در ایران پاسخی است که حاکمیت نظام سرمایه داری می‌کوشد با آن بحران حاکم را علیه ثبات خود مهار کند. این ترفند جدیدی است در روند کوشش برای تداوم سلطه ی مترلزل شده ی حاکمیت نظام. به منظور پوشاندن شکاف ها و درزهای ایجاد شده به دنبال ژرفش نبرد طبقاتی در ایران. آن را باید شیوه ی ٬٬مهندسی اجتماعی٬٬ ارزیابی نمود که شیوه ی اساسی برای راه حل تضادهای درون نظام سرمایه داری دانست.

این شیوه تنها برای حل مسایل روز به کار گرفته نمی شود، بلکه در سطح کلان نیز شیوه ی مشابهی را تشکیل می‌دهد. همان‌طور که این شیوه گران شدن دلار را می‌کوشد با تزریق پول نفت به بازار تعدیل بخشد، با به راه انداختن جریان هایی که در ظاهر از زیر بوته بیرون آمده اند، ولی در‌واقع در اتاق‌های فکر نظام سرمایه داری در سراسر جهان تنظیم می‌شوند، می‌کوشد بر بحران عمومی حاکم بر خود فایق آید. نظام سرمایه داری درایران نیز در چنین ساختار جهانی قرار دارد. این‌ها کمک‌های فکری «برادرانه» متحدان امپریالیست آن است.

با این شیوه‌ها در فرانسه، برزیل، اکئوادور، آرژانتین و بسیاری دیگر از کشورها روبرو هستیم. ماکرون با همین ادعاهای «راه سوم ظهور کرد» و اکثریت مطلق کرسی های پارلمان فرانسه را به حزب تازه ساز خود سپرد که رئیس جمهور فاشیست در برزیل به مقام ریاست رسید. این شیوه‌ها به ویژه در کشورهایی از زمینه ی مساعد برخودار است که در آن چپ انقلابی حضور ندارد و یا فعال نیست و دچار سردرگمی نظری و سیاسی است. ایتالیا همانقدر چنین نمونه‌ای است که ایران نیز چنین است.

آنجا که چپ انقلابی، در ایران حزب توده ایران، جایگزینی رهایی بخش برای شرایط حاکم ارایه نمی دهد، در و پنجره برای ورود چنین جریان های «سوم» و راست و فاشیستی باز می گردد. فقر و ثروت دو پدیده نیستند که یکی این سو و دیگری آن سو قرار دارد. این دو پدیده ی مشترکی هستند که ویژگی جامعه سرمایه داری است. آنجا که سیاست مستقل طبقاتی حزب طبقه کارگر به پرچم راهنمای جنبش های مردمی بدل نمی شود، انواع جریان های «سومی» پاقرص می‌کند که در دوره ی کنونی عمدتاً دارای سرشت راست و فاشیستی و ناسیونالیستی هستند.

ریشه ی عمیق تر نگرانی ای که ابرازنظر رفیق توده‌ای بازتاب می یابد، وجود سردرگمی نزد رهبری اپورتونیسم حاکم بر حزب توده ایران نهفته است. در نداشتن برنامه جایگزین برای کلیت هستی اجتماعی ایران در شرایط سلطه ی نظام سرمایه داری وابسته به اقتصاد جهانی نهفته است. راه حل کلان نگرانی ابراز شده، برطرف نمودن این کمبود دهشتناک تاریخی در سیاست حزب توده ایران است که تراژدیی زشت و پرتضادی را با سنت فعالیت خلاق و هوشمندانه ی انقلابی حزب توده ایران در گذشته به نمایش می‌گذارد. برطرف نمودن این کمبود مساله ی روز مبارزه ی توده‌ای ها است. باید گفت طفلکی حزب طبقه ی کارگر ایران!

اما راه مبارزه با این جریان های نوظهور در شرایط سلطه کنونی دیکتاتوری ولایی چیست؟

مبارزه برای بازگشت حزب توده ایران به مواضع انقلابی، جای خود دارد، ولی نمی‌توان مبارزه ی طبقاتی را در کشور موکول به آن نمود. در شرایط مشخص کنونی چگونه باید علیه «جریان سوم» مبارزه نمود؟ منظور مبارزه ی تاکتیکی است! مبارزه برای دستیابی به هدف استراتژیک، یعنی گذار از دیکتاتوری به عنوان سنگر اول و تصاحب قدرت سیاسی به سود منافع طبقه ی کارگر که از منافع کل جامعه دفاع می‌کند – که مبارزه‌ای طولانی است -. این مبارزه ی استراتژیک به جای خود! ولی امروز چه باید کرد تا ترفند روز دشمن طبقاتی را خنثی و یا لااقل کم اثر ساخت؟

پاسخ به پرسش باید به شدت عملگرا و تاکتیکی برای سازماندهی مبارزه ی روز باشد!

در شرایطی که آزادی انتخاب وجود ندارد، ٬٬انتخابات٬٬ صحنه ای دروغین و مسخره را تشکیل می‌دهد. در شرایطی که فساد و غارت برقرار است، مبارزه با فساد و دزدی توسط نظام ایجاد کننده ی آن شوخی ای مسخره و دورغین است.

هدف آن ها بازتولید ثبات حاکمیت ارتجاع حاکم و ایدئولوژی به غایت ضد مردمی و ضد ملی آن است. به دام آن نباید افتاد.

ولی باید از امکان ایجاد شده برای روشنگری و افشاگری به سود تغییرات ترقی خواهانه و دمکراتیک در جهت حفظ و تحکیم حق حاکمیت ملی بهره برد. باید امکان پیش رو را به اهرم تماس با توده های زحمتکش بدل ساخت و با انتقال برنامه ی جایگزین انقلابی برای شرایط کنونی، نقش راهبردی سیاست حزب طبقه کارگر را برایشان توضیح داد و تفهیم نمود.

نیاز به تفهیم ضرورت «اتحاد نیروها» نیست. آن را خود این نیروها در جریان نبرد روزانه حس و درک کرده‌اند و می‌کنند. باید پرچمی را به دست آن‌ها داد که با آن می توانند برای ایجاد اتحاد ها به منظور تغییرات انقلابی، در سنگر نخست در نبرد برای گذار از دیکتاتوری برزمند. باید ستاره ی راهنمایی را نشان داد که مبارزه ی دمکراتیک امروز طبقه ی کارگر را به دورنمای حفظ منافع کل جامعه گره می‌زند. باید سرشت رهایی بخش نبرد دمکراتیک را به آن‌ها تفهیم نمود که دورنمای سوسیالیستی رهایی را از انتزاعی توخالی به هدفی درک شده بدل می‌سازد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *