در سودان «در بر همان پاشنه می گردد» و سرنوشت حزب توده ایران!

سخن روز شماره ۴۹/۹۸
۲۱ آبان ۱۳۹۸– ۱۳ نوامبر

چپ سردر گم که ضرورت پیگیری مبارزه ی دمکراتیک را در شرایط کنونی مطلق می‌سازد و مبارزه ی سوسیالیستی را به کنار گذاشته، با استدلال های متفاوتی به توجیه برداشت خود می پرداز. چپ سردرگم، پیوند و جدایی ناپذیری مبارزه همزمان دمکراتیک و سوسیالیستی را با به اصطلاح استدلال هایی توجیه می‌کند که نشان ترک اسلوب تحلیل مارکسیستی در بررسی و تحلیل از شرایط است. برای نمونه، می‌گوید مبارزه سوسیالیستی در شرایط کنونی نادرست است، زیرا گویا «توازن جهانی» مبارزه برای سوسیالیسم را غیرممکن ساخته است که بخش اپورتونیست در رهبر ی حزب توده ایران مطرح می سازد. و یا «با توجه به شرایط ایران، اولویت مبارزه، مبارزه برای دمکراسی است!»، آن طور که رفیق محمد رضا شالگونی، یکی از فعالین رده ی نخست ٬٬راه کار٬٬ در نامه اش در پاسخ به پیشنهاد نگارنده درباره ی جایگزین انقلابی متذکر شد، که من به سمیناری در کلن ارایه کردم.

نگاهی گذرا به سخنان رفیق بانو شادیا عبدل موننیم، عضو حزب کمونیست سودان، می‌تواند برای این رفقا درس شایان توجهی باشد. رفیق شادیا در گفتگو با جهان جوان که امروز انتشار یافت (۶ نوامبر ۲۰۱۹) برداشت حزب کمونیست سودان را درباره ی وقایع و تغییرات اخیر در سودان بازگو می‌کند که عنوان نوشتار جهان جوان است که در توده‌ای ها تکرار شد. این رفیق می‌گوید در حالی که جنبش ضد دیکتاتوری «به طور تعیین کننده تحت رهبری حزب کمونیست سودان و اتحادیه سندیکا اس پ آ قرار داشت»، هدف جنبش، یعنی «کنترل غیرنظامی حاکمیت» تحقق نیافت. و ادامه می دهد: «حزب کمونیست سودان از همان آغاز موافق مذاکرات انجام شده برای کنترل غیرنظامی حاکمیت نبود. ولی نباید فراموش نمود که مردم در سودان که سی سال است به مبارزه ادامه می دهند، خسته شده اند. اکثریت تصور می‌کند ٬٬کمی بهتر شدن، بهتر از هیچ است٬٬. ولی شادی همه جانبه نبود .. مردمی که جشن گرفتند، قراری را که بر سر آن توافق شده بود، ندیده بودند. با وجود این تصور من آن است که سودانی ها، ازجمله اعضای حزب کمونیست سودان مدافع موافقت نامه هستند. این تنها امکانی است که بتواند شرایط کم و بیش دمکراتیکی برقرار گردد.»

رفیق شادیا به پرسش در این باره که آیا در دو ماه گذشته، تغییری حاصل شده است، می گوید: «خیر، هیچ چیز تغییر نیافته است»، در بر همان پاشنه می گردد. و اضافه می کند: «ما به عنوان حزب کمونیست در تمام سال‌ها درباره ی مسایل مختلفی بحث و تحلیل کرده‌ایم که می‌تواند زمینه مساعدی برای کارکرد دولت کنونی باشد ..». درباره ی این نکات در گفتگو نکته‌ای ذکر نشده است.

آنچه که رفیق بانو شادیا با یک چشم خندان و یک چشم گرایان مطرح می سازد، می‌تواند سرنوشت آن‌هایی در ایران نیز باشد که با چشمانی باز ژرفش نبرد طبقاتی و تدارک آرام گذار از دیکتاتوری را توسط زحمتکشان و لایه‌های دیگر مبارزان ایران می بیندد و درک می کنند، ولی به وظایف مبرم خود بی توجه هستند. بخش رهبری اپورتونیسم حزب توده ایران بدون آنکه به مسئولیت خود به عنوان حزب طبقه ی کارگر ایران در برابر جنبش مردمی بیاندیشد، صحنه ی نبرد ترویجی- تبلیغی همه جانبه ی را خالی کرده و به بحث با اصلاح طلبان و اصلاح طلبی مشغول است. زیرا می پندارد با گذار از دیکتاتوری یک روند قانونمند ٬٬دمکراتیک٬٬ در ایران تحقق خواهد یافت. روندی که به طور طبیعی نظام بورژوایی دمکراتیک را برای مردم میهن ما به ارمغان خواهد آورد. از این رو مبارزه برای مترقی ترین تغییرات بنیادین را در ایران رها نموده است.

تغییرات در پیش در ایران که شکل آن و نتایجی که می‌تواند از آن برای ایران و ایرانی‌ها بیرون آید بکلی در ابهام قرار دارد، یک روند محتوم نیست! یک روند خودبخوی نیست. هزاران سرازیری لغزان در آن وجود دارد و دشمنان طبقاتی بیکار ننشسته اند!

درست با توجه به این خطرات است که نباید از مبارزه برای تحقق بخشیدن به برنامه حداقل کارگری حزب توده ایران، یعنی مبارزه برای پیوند مبارزه دمکراتیک و سوسیالیستی عدول نمود. مبارزه ی دمکراتیک تنها هنگامی به نتایج تاریخی و بنیادین فرامی روید، که دورنمای سوسیالیستی آن برای توده ها قابل شناخت و درک شود، دورنمایی که سرشت رهایی بخش مبارزه دمکراتیک را نشان می دهد. سرشت رهایی بخشی که با پیوند میان مطالباتِ دمکراتیک اکنون و آینده، دورنمای سوسیالیستی را در برابر زحمتکشان ترسیم می‌کند و ضرورت آن را توضیح می دهد.

بخش اپورتونیست رهبری حزب توده ایران در حالی که در نشست های جهانی «مبارزه برای در اولویت قرار دادن گزینهٔ سوسیالیستی در جهان» را «ضرورتی عاجل» ارزیابی می کند، آن طور که در مقاله ی نامه مردم در هفت آبان ۱۳۹۸ به نقل از ۲۱ مین نشست سالانه ی بین‌المللی احزاب کارگری و کمونیستی از ۵۸ کشور جهان بر آن تصریح شده است، در فعالیت ترویجی و تبلیغی خود در ایران مبارزه ی سوسیالیستی را از برنامه حزب توده ایران حذف نموده است.

رفیق نماینده حزب توده ایران در سخنرانی خود در این نشست از یک سو «جنبهٔ مهمی از مبارزه ما در راه تحقق دگرگونی های بنیادی مترقی و سوسیالیسم» را مرکز ثقل فعالیت حزب توده ایران «در شرایط امروزی» اعلام می‌کند و به درستی بر «هدف اصلی پیکار کمونیست‌ها در هر دو عرصه ی ملی و جهانی» مبارزه به منظور «ادغام جنبش های مترقی با مبارزه با سرمایه داری انحصاری و برای جهانی سوسیالیستی» اعلام می‌کند و پای می فشارد، و از سوی دیگر در گزارش خود کلمه ی درباره ی چگونگی کوشش حزب توده ایران برای این «ادغام» در ایران مطرح نمی سازد، نمی‌تواند مطرح سازد، زیرا چنین کوشش در برنامه ترویجی- روشنگرانه و تبلیغی حزب توده ایران وجود ندارد!

بخش اپورتونیست رهبری حزب توده ایران با منع بحث درون حزبی و با سکوت در برابر انتقادها به نارسایی و کمبود در سیاست خود، شیوه ی دورویانه ای را در برابر توده‌ای ها و توده های زحمتکش ایران از خود نشان می دهد. چنین شیوه ای شایسته حزب توده ایران با تاریخ درخشان مبارزاتی گذشته آن نیست. شیوه ی سکوت در برابر انتقادها، در تضاد است با نظر مارکس و انگلس در مانیفست کمونیستی که می گویند: «کمونیست ها شرم دارند نظرات خود را از توده ها پنهان دارند!»

باید به بحث رفیقانه درون حزبی بازگشت. باید به تبدل شدن حزب توده ایران، حزب طبقه ی کارگر ایران به عنوان محفل مافیایی و ملک طلق چند رفیقی که سی سال سیاست ناموفقی را به مورد اجرا گذاشته‌اند و از نامتناسبی تناسب نیرو برای چپ انقلابی ناله می کنند، پایان داد!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *