با کودتای نظامی در بولیوی مخالفت کن!

امرسبرگر، ترجمه: هاتف رحمانی

اشاره به کشوری که رئیس جمهور آن مشروعیت دموکراتیک بیشتری از اوو مورالس داشته باشد دشوار است. هیچ کس نمی تواند به صورت جدی مناقشه نماید که او دور اول انتخابات ریاست جمهوری در ۲۰ اکتبر را لغزان برنده شد. او همان طور که اکثرنظرسنجی ها پیش بینی می کردند، ۴۷ درصد آرا را در انتخاباتی با میزان  ۸۸ درصد شرکت کننده کسب کرد. آن آرا دو برابر رای واجد شرایطی است که رئیس جمهور های امریکا به طور عام کسب می کنند. من در ادامه اندکی بیشتر دراین باره خواهم گفت، اما یادآوری آن که او در طی دوران ریاست جمهوری کنونی اش ( که تا ژانویه ادامه خواهد داشت) با ۶۱ درصد آرا در انتخاباتی باتقریبا همان میزان مشارکت انتخاب شده بود حیاتی است.   

“استعفای” اخیر مورالس از لوله تفنگ آمد. او به مکزیک گریخت که دولت آن به او پناهندگی داد. ارتش و پلیس غیر منتخب او را وادار به خروج کرد. ژنرال ها آشکارا “پیشنهاد” کردند استعفا دهد و پلیس و ارتش نشان دادند که قصد ندارند از او در برابر رقبای مسلحش دفاع کنند. بسیاری از اعضای به صورت دموکراتیک انتخاب شده کنگره اکنون مخفی شده اند. مانند کودتاهای نظامی ،کودتا با خاموشی رسانه ها همراه بود تا به سرکوب سبعانه اعتراض کنندگان توسط نیروهای امنیتی کمک کند.

اگر حامی دموکراسی هستید، پس از نیروهای امنیتی بولیوی بخواهید که اجازه دهند مورالس بازگردد و دوره ریاست جمهوری خود را به پایان برساند. شما از آن ها بخواهید کارخودشان را که حفاظت از تمام نمایندگان منتخب و حق هر کسی برای آزادی بیان و اعتراض مسالمت امیز است انجام دهند. این تنها عملکرد مشروع و قانونی است. شما می توانید از دولت خود بخواهید از به رسمیت شناختن هر “مقامی” در بولیوی که سر راه بازگشت مورالس می ایستد و کسی که به جنبش سیاسی او تعرض می کند خود داری کند.  

اهمیتی ندارد که یک رئیس جمهور چقدر محبوب است، بخشی از مردم وجود خواهند داشت که او را دوست ندارند – و یک بخش هسته ی سخت در صورتی که  پلیس و ارتش به آن ها اجازه دهد خواهان لینچ رئیس جمهور هستند. اگر فکر می کنید که رئیس های جمهور امریکا از کابوس این سناریو محافظت شده اند چون مشروعیت بیشتری از مورالس دارند پس شما کشور خودتان را نمی شناسید . این حقیقت که فرد برجسته ای فرضا از لحاظ سیاسی متفاوت مانند ترامپ ، تحریریه نیویورک تایمز و ناظر حقوق بشر)با درجات متفاوتی از کودنی) به کودتا در بولیوی کمک کرده اند نشانه ای ازچگونگی حمایت سطحی از دموکراسی واقعی در فرهنگ سیاسی امریکایی است. آلن مک لئود در FAIR خاطر نشان می کند که رسانه های غربی نقش خود را در حمایت از کودتا با خودداری از نامیدن آن به آن چه هست ایفا کرده اند. در اینجا درخواستی برای نیویورک تایمز است که از آن می خواهد تحریریه ای را که از کودتا حمایت کرد اخراج کند.

اما آیا مورالس “حرکت های بدی” کرد؟

در سال ۲۰۱۶، مورالس برای فسخ محدودیت های دوره (انتخاب شدن) از طریق رفراندوم تلاش کرد اما با اختلاف دو درصد باخت. یک سال بعد دادگاه عالی منتخب بولیوی ( که برای مدت شش سال انتخاب شده است ) حکم داد که محدودیت دوره غیر قانونی است و از این رو نتیجه رفراندوم را لغو کرد. حکم قابل بحث بود، اما مثل احکام بسیاری از دادگاه های عالی در سراسر جهان ظالمانه نبود. اتحاد شهروندان به ذهنم آمد. حکم دادگاه عالی در سال ۲۰۰۰ ریاست جمهوری را تحویل جرج دبلیو بوش داد . حکم دادگاه عالی هندوراس در سال ۲۰۰۹ به صورت موثری یک نظر سنجی غیر الزام آور را غیر قانونی اعلام کرد و از این روبه کودتای نظامی جرقه زد که هندوراس هنوز باید از آن کودتا بهبود یابد.

همچنین، بولیویایی هایی که آن حکم را دوست نداشتند راه های دموکراتیک و قانونی بسیاری برای لغو آن داشتند. آن ها می توانستند به یک دیوان عالی جدید رای دهند( شهروندان امریکا نمی توانند ) یا خیلی ساده به اخراج مورالس و متحدان او از مجلس رای دهند – که چنین نکردند. (اکثریت مجلس با متحدان مورالس است- م)

اصول به کنار، آیا از لحاظ راهکاری(تاکتیکی) شرکت دوباره مورالس بی معنی بود؟ شاید ، اما مطرح کردن پرسش های راهکاری دیگری که بسیار مهم تر هستند آسان تر است.

چرا او اجازه داد بوروکرات های سازمان کشورهای امریکایی که ۶۰ درصداز سوی امریکا تامین مالی می شود نقشی در نظارت انتخابات داشته باشند؟ تحلیلی از سوی مرکز تحقیقات اقتصاد و سیاست(CEPR)  نشان داد که OAS (سازمان کشورهای امریکایی) هیچ مبنایی برای رد کردن نتایج (انتخابات) ندارد. کوین کاشمن با جزئیات شرح داده است که چرا “رسیدگی اولیه ” منتشر شده از سوی OAS هفته ها بعد به همان شکل بی پایه بود. همان طور که مارک وایزبورت در مجله نیشن خاطر نشان می کند ،اولین بار نیست که بوروکرات های OAS انتخابات شفافی را با تاثیر زیان بار رد می کنند. در سال ۲۰۰۰، سازمان در هائیتی به انتخابات مجلس که به صورت غیر عادلانه بی اعتبار شده بود کمک کرد. آن کمک به توجیه تحریم های شدید امریکا که سرانجام با کودتای نظامی امریکایی در سال ۲۰۰۴ تعقیب شد کمک کرد. از آن زمان، هائیتیایی ها هرگز شاهد انتخاباتی آزاد تر و منصفانه تر از انتخاباتی که در سال ۲۰۰۰داشتند نبوده اند. در سال ۲۰۱۱ ، OAS دوباره نظارت کرد و به صورت غیر قابل باوری نتایج انتخابات هائیتی را تغییر داد.

چرا مورالس آن ها را به انتخابات نزدیک کرد ؟ اگر او چنین نمی کرد زمینه برای دشمنان او- با حمایت واشنگتن – مهیا می شد تا بگویند او خواستار انتخاباتی فرمایشی است. تحریم های امریکا- که مستلزم بهانه معتبر یا احترام به قوانین بین المللی نیست- می توانست متعاقب احتمالی آن باشد. او شاید به خوبی محاسبه کرده بود که محبوبیت او و دست آورد هایش در دوران ریاست جمهوری می تواند برای انحراف  OAS به اندازه کافی بسنده باشد. اگر چنین می اندیشید، اشتباه می کرد .

چرا او برای تحت کنترل گرفتن ارتش کار بهتری انجام نداد؟  او قطعا می توانست در آن جبهه کار بهتری انجام دهد ، اما خوب است به یاد بیاوریم چقدر چنین حرکاتی در رسانه های غربی و دشمنان داخلی سیاه نمایی می شوند. به ویژه اگر او به عنوان مثال از کارشناسان کوبایی استفاده کرده بود این امرمی توانست به حقیقت بپیوندد. در مورد مسلح کردن حامیانش به صورت میلیشیا چطور؟ همان مشکل. 

مشکل ماییم

سرنگونی رئیس جمهوری به صورت دموکراتیک انتخاب شده توسط کودتایی مورد حمایت امریکا که به هیچ وجه معیوب نبود، یا مخالفان سرسخت او ، اگر چه آشکارا یک اقلیت، قادر نبودند تعدادی از تظاهر کننده ها را به خیابان ها بکشانند نام ببریم ؟ این لیست آشکارا نمی تواند گولارت Goulart ،آلنده Allende ، آریستید Aristide، آربنز  Arbenz، چاوز  Chavez ، زلایا Zelaya ،یا هرکسی را که از قدم زدن در آب شکست خورد در برگیرد.

نگاه درست به  مشکلات راهکاری مورالس نشان می دهد که فرهنگ سیاسی امریکا و متحدان برجسته آن مشکل بزرگی در مواجهه با هر دموکراسی در جنوب جهان است. مشروعیت دموکراتیک زمانی که امریکا و ماشین تبلیغاتی آن نابودی شما را هدف می گیرند کار چندانی نمی تواند بکند.

کودتا علیه مورالس باید یکی از نمونه های فوق العاده ساده برای هر”ترقی خواهی” باشد تا بی پروا مخالفت کند- و منظور من ازمخالفت درخواست به پایان رساندن دوره ریاست جمهوری مورالس است. افراد مشتاق برجسته کردن “انتقاد هایشان” از مورالس بخشی از مشکل هستند.

منبع: کانتر پانچ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *