«جنگ جهانی» یا جنگ طبقاتی داخلی؟

سخن روز شماره ۵۵/۹۸
۶ آذر ۱۳۹۸ ۲۷ نوامبر

مسئول بسیج و اکنون فرمانده سپاه در سخنانی که در نشریات انتشار یافت، اعتراض ها و تظاهرات آبان ۱۳۹۸ توده های مردم را «جنگ تمام‌عیار جهانی» نامید که علیه سلطه ی دیکتاتوری ولایی، شکل حاکمیت نظام سرمایه داری وابسته در ایرانِ ج ا، جریان دارد و او آن را با سرکوب و کشتار یورش کنندگان به ساختار امنیتی و استثمارگر حاکم پایان یافته می پندارد. فرمانده سپاه می پندارد که جنگ طبقاتی حاکمان را علیه طبقات محکوم با کشتار بیش از ۱۴۳ یورشگر جان به لب رسیده به سود حاکمان به پایان رسانده است.

وظیفه ی این سطور بررسی بی‌پایه اساس بودن این سخنان و این پنداشت برای پایان «غائله» نیست که او ذکر نمود. به آن در نوشتارهای دیگر پرداخته شده است. وظیفه ی این سطور جلب توجه است به وضع روحی حاکم بر نظام دیکتاتوری و نتیجه‌گیری از آن برای مبارزات آینده توده های زحمتکش و محروم میهن ما.

 

دیکتاتوری ولایی و طبقات حاکم از «جنگ تمام عیار جهانی» علیه خود سخن می گویند. چنین برداشتی از نظر روحی و پسیکولوژی اجتماعی نمی‌تواند هیچ معنای دیگری داشته باشد که آن‌ها خود را با خطری کشنده و قدرتمند روبرو می بینند. آن ها از روی ناچاری مجبورند خطری را که از سوی توده های مردم علیه بود و هستی سیاه آن‌ها متوجه است و آن‌ها آن را احساس و درک می کنند، «جنگ جهانی» بنامند تا بتوانند همه ی نیروی ممکن خود را در نبرد طبقاتی از بالا برای مقابله با آن تجهیز کنند. تظاهر وحدت نظر میان همه ی جناح های حاکمیت که در عقب نشینی برخی از نمایندگان مجلس از مواضع خود بروز کرد، وحدت حاکمان را برملا ساخت و آن را به رخ مردم کشید.

به سخنی دیگر، حاکمان خطر مقاومت طبقات محروم را جدی می گیرند. ولی نه برای تن دادن به خواست های قانونی و انسانی آن ها. مصمم بودن آن‌ها برای برخورد بی مهابا و بدون هر مرز اخلاقی و انسانی و قانونی نشان دریافت خطر مبارزه ی توده های مردم و ژرفش نبرد طبقاتی در جامعه است.

حاکمیت استبدادی سرمایه در جمهور اسلامی با قطع اینترنت و از کار انداختن کارکرد سراسری «رسانه ها جمعی» درعین حال باد را از بادبان تبلیغات برای «مبارزات مدنی» به مثابه تنها شکل مبارزاتی خارج ساخت. این گام ارتجاع نشان داد که نظراتی که می پندارد مبارزات مدنی جایگزین نبرد طبقاتی شده است، نادرست است و با واقعیت کارکرد طبقاتی حاکمان هم خوانی ندارد. حاکمان اقدام تبهکارانه را علیه توده ها از آن رو که منافع طبقاتی آن‌ها را به خطر می اندازد، در سطح برداشت «جنگ جهانی» ارزیابی می‌کنند و متناسب با آن به یورش به مبارزان می پردازند.

چنین شناخت واقعی از وضع روحی و پسیکلوژی اجتماعی طبقات حاکم از این رو ضروری است که مبارزان را از طبقات زیر فشار و محروم به انجام تدارکاتی متناسب با آن وا می دارد. آنانی که ضرورت تدارک متناسب را نفی می‌کنند و یا غیرضروری می پندارند و بر ادامه تنها «مبارزه ی مدنی» پای می فشارند، یا بی خبران و یا عوامل دشمن طبقاتی هستند.

حاکمیت در پیشبرد منافع طبقاتی خود دچار سوتفاهم نیست و لذا مقابله با آن محتاج به سازمان یافتگی بیش تر و چهار چوب عمل‌کرد مبارزاتی بیش تر است. باید واکنش‌های قابل فهم توده ها را در شرایط نامتناسب توازن نیرو جدی گرفت و آن را به عنوان تکانه برای سازماندهی تجربه شده ی مبارزه ی طبقاتی درک نمود.

 

مبارزات مدنی، مبارزات دمکراتیک در جامعه هستند برای تغییرات به سود بهبود شرایط زندگی و هستی توده های مردم. پایبندی و عمل پیگیر در مبارزات مدنی- دمکراتیک در تمام سطوح متنوع و ممکن در نبرد طبقاتی در جامعه از این رو ضروری است که در جریان پیگیری در مبارزات دمکراتیک، سرشت رهایی بخش آن ها خود می نماید. این سرشت از این طریق خود می نماید که نشان می‌دهد که به منظور دسترسی به هدف‌های دمکراتیک- مدنی باید از چارچوب شرایط حاکم سرمایه داری وابسته ی کنونی در ایران گذشت.

توده های میلیونی در جریان مبارزات دمکراتیک- مدنی برای خواست های مطالباتی بهبود شرایط زندگی خود درمی یابند که باید از شرایطی گذشت که دیکتاتوری ولایی ابزار حفظ آن همانقدر است، که برداشت «جنگ جهانی» نزد طبقات حاکم، ابزار کارکرد متناسب طبقات سرمایه دار وابسته به اقتصاد جهانی امپریالیستی را برای حفظ آن شرایط تشکیل می‌دهد. حفظ شرایط حاکم در دفاع از منافع طبقاتی خود در برابر یورش زحمتکشان به منظور سلب مالکیت از سلب مالکیت کنندگان.

 

با چنین ارزیابی از نبرد طبقاتی در ایران است که زحمتکشان به لزوم تدارک متناسب برای گذار از شرایط حاکم در ایران دست می یابند. تدارک متناسب که نمی‌تواند تنها یک سخن توخالی باقی بماند! باید مضمون آن برای توده ها روشن و شفاف باشد تا بتوانند گام به گام به ایجاد شرایط برپایی تدارک متناسب بپردازند و آن را ایجاد کنند.

به سخنی دیگر زحمتکشان یدی و فکری و دیگر نیروهای مبارز مانند زنان، جوانان، بازنشستگان و دیگر لایه‌های زیر فشار طبقات حاکم در جریان ایجاد شرایط تدارک متناسب برای مقابله با یورش ددمنشانه دشمن طبقاتی بر لزوم تجهیز و سازماندهی نیروهای خود پی می‌برند. آن ها با تجربه ی روزانه خود و در نبردهای موضعی و متناوب پی می‌برند که باید ضمن بهره گرفتن از امکان ها جدید ارتباطی در مبارزات جاری در دوران های صلح نسبی در جامعه، از سازمان های آهنین و آبدیده شده ی طبقاتی نیز برخوردار شوند. باید همه ی تخم مرغ ها را در یک سبد نگذارند و کار دشمن را با قطع اینترنت آسان نسازند.

 

زحمتکشان در تجربه روزانه خود و با نگاه هوشمندانه به مبارزات جاری در کشورهای دیگر و نتایج آن ها درمی یابند که مبارزه با دیکتاتوری بدون مبارزه برای برقراری جایگزینی که باید در جامعه برقرار گردد پس از تصاحب قدرت سیاسی و حذف دیکتاتوری، از تدارک متناسب برای مبارزه در نبرد طبقاتی در جامعه ایرانی برخوردار نیست.

طرح پرسش «چگونه می‌خواهیم زندگی کنیم» هم اکنون، عمده ترین پرسش برای تدارک متناسب شرایط نبرد کنونی و نو و بازسازی جامعه ی شکوفای ایرانی آینده است که در آن هر فرد و هر خلقی بتواند در آزادی و در عدالت نسبی رشد یابنده اجتماعی زندگی کند.

به نظر حزب توده ایران چنین جایگزینی در شرایط کنونی نبرد رهایی بخش طبقاتی در ایران برنامه اقتصاد سیاسی ملی- دمکراتیک است که درباره ی آن در نوشتارهای دیگر سخن رفته و همچنان به آن پرداخته خواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *