اطلاعیهٔ کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران دربارهٔ درگذشت رفیق ملکه محمدی: در سوگ مبارزی نستوه!

رفیق ملکه محمدی، عضو کمیتهٔ‌ مرکزی حزب تودهٔ ایران و مبارز قهرمانی که نزدیک به یک قرن از حیات پرثمرش را در راه تحقق آرمان‌های طبقه کارگر گذاشت، دیگر در میان ما نیست. رفیق ملکه در ۱۲ مهرماه سال ۱۳۰۱ در خانواده‌ای فرودست متولد شد. او با وجود شرایط بسیار عقب‌ماندهٔ جامعه ما در آن دوران، با شور عشقی که به تحصیل می‌ورزید توانست به‌همت کار و حمایت مادرش پیش از پایان دوران رضاخان دیپلم خود را بگیرد.

شور و فعالیت سیاسی و اجتماعی آن سال‌های پرتب‌وتاب گذار، ملکۀ جوان را نیز به کنکاش در تغییروتحول‌های جاری میهنش برانگیخت و در این مسیر او مشتری دائمی جلسه‌های هفتگی بحث و انتقاد حزب شد که در کلوب حزب برگزار می‌شد. او به‌زودی دریافت که تنها فعالیت در این راه است که به اشتیاق ‌جان جوان و پرشور او پاسخ می‌دهد و الهام‌بخش او در زندگی پیشِ روی است. هنگامی‌که رفیق ملکه محمدی وارد دانشگاه تهران شد تنها قریب به ۱۰ سال از تأسیس آن می‌گذشت. رفیق در دانشکدۀ حقوق دانشگاه مشغول تحصیل شد. عدهٔ زنانی که در این دانشگاه تحصیل می‌کردند بسیار اندک بود. رفیق ملکه دورهٔ دکترا در رشتۀ اقتصاد را با موفقیت گذراند و موضوع رسالهٔ دکترایش “اصلاحات ارضی” بود، رساله‌ای که یکی از اسناد ارزشمند در این زمینه به‌شمار می‌رود. رفیق ملکه که از همان دوران به‌عضویت حزب تودهٔ‌ ایران درآمده بود، در طول مدت بیش از هفتاد سال در حیات حزب ما ‌و کوشش خستگی‌ناپذیر در سیر تحولی آن نقشی برجسته داشت. پژوهش‌ها، تحلیل‌ها، و مقاله‌های او در زمینۀ مسائل زنان، دهقانان، کارگران، و دیگر موضوع‌های کلیدی روز که با قلمی ژرف‌کاو و مستدل نگاشته می‌شدند، در نشریات ترویجی و تبلیغی، روش تجزیه و تحلیل آیندهٔ سیاست‌های رژیم شاه و پیامدها و راه مقابله با آن‌ها را به خوانندگان می‌آموخت.

رفیق ملکه محمدی در پی کودتای ننگین ۲۸ مرداد، سال‌ها به مبارزهٔ‌ مخفی حزبی در ایران در سخت‌ترین شرایط پیگرد از سوی دژخیمان فرمانداری نظامی ادامه داد. در هنگامهٔ دستگیری افسران توده‌ای، به‌سراغ خانواده‌های‌شان می‌رفت تا مشکلات‌ روزشان را حل‌وفصل کند و حرکت‌های آنان را که اکثرشان مردمی عادی و به‌دور از جریان‌های سیاسی بودند، جهت دهد و در این راه او بی‌محابا عمل می‌کرد. رفیق ملکه سپس به‌صلاح‌دید حزب، به‌محافظت از خسرو روزبه، قهرمان ملی که به‌خروج از کشور راضی نشده بود، پرداخت. پس از دستگیری و تیرباران روزبه، مأموران امنیتی حکومت کودتایی که به‌شدت در تعقیب رفیق ملکهٔ محمدی بودند، او سرانجام پس از ۶ سال به‌دستور حزب تن به مهاجرتی ناخواسته داد. فعالیت رفیق ملکه‌ محمدی در تحریریهٔ روزنامهٔ‌ “مردم”،‌ نشریهٔ تئوریک “دنیا”، هم در تهیه مطالب و هم در گویندگیِ “رادیو پیک ایران” همچنین در نگارش جستارهایی در طیفی گسترده‌ از موضوع‌هایی مهم ازجمله دربارهٔ مسائل دهقانی، زنان، و کارگری نقشی فعال داشت و این حجم از کار در زمرهٔ کوشش‌‌های درخشان و ‌درنگ‌ناپذیر رفیق ملکه در سال‌های مهاجرت بود.

مبارزه در راه تحقق حقوق زنان یکی از عرصه‌های مهم فعالیت رفیق ملکه بود. رفیق ملکه محمدی در مطلبی که در نشریه “دنیا” به‌مناسبت اعلام سال ۱۹۷۵ / ۱۳۵۴ به‌عنوان “سال جهانی زن” از سوی سازمان ملل متحد، دربارهٔ اهمیت مبارزه برای دستیابی به حقوق زنان در جامعهٔ استبدادزدهٔ پادشاهی ایران، ازجمله نوشت:‌ “مبارزه برای حل مسائل اجتماعی مربوط به ‌زنان، بدون تردید از مبارزه در راه دگرگونی‌های بنیادی اجتماعی در حیات خلق‌ها و دولت‌ها جدا نیست. به‌این‌ جهت، مبارزهٔ زنان ایران برای احراز برابری حقوق، بخشی از مبارزهٔ آنان برای آزادی، استقلال ملی، و صلح است. در شرایط مشخص کنونی، مانع عمده در راه مبارزهٔ زنان برای تأمین حقوق خود، سلطهٔ خونین دیکتاتوری شاه است. سلطنت مطلقهٔ شاه، امکان تشکل و مبارزه علنی را از زنان سلب نموده و سازمان درباری اشرف را به‌منظور انحراف مبارزهٔ زنان از مجرای صحیح و سرگرم ساختن آنان با مسائل فرعی و جنبی به‌وجود آورده ‌است. به‌این ‌جهت، مبارزهٔ زنان هم‌‌دوش با مردان علیه رژیم دیکتاتوری شاه اهمیت ویژه‌ای کسب می‌کند. اما این بدان معنا نیست که تا سرنگونی رژیم استبدادی شاه، باید مبارزه برای خواست‌های اقتصادی، اجتماعی، و سیاسی زنان را به‌دست فراموشی سپرد. زنان ضمن مبارزه دوش‌ به‌‌دوش با برادران و شوهران خود برای شکستن سد اساسی و گشودن راه به‌‌سوی تأمین آزادی‌های سیاسی، می‌توانند و باید با استفاده از سازمان‌های موجود: زنان، کارگران، دهقانان، دانشجویان، کارمندان و غیره، علی‌رغم رهبری ارتجاعی و ساواکی آن‌ها، مطالبات زنان کارگر، دهقان و روشنفکر را مطرح کنند و زنان را گرد جاذب‌ترین شعار هرلحظه، تجهیز نمایند. در شرایطی که رژیم برای فریب افکارعمومی و احوالی که گرانی و کمبود مواد غذایی، کمبود مسکن، گرانی اجارهٔ ‌خانه، کمبود مدرسه، گرانی مایحتاج زندگی، کمر خانواده‌ها را شکسته‌ است، میلیاردها دلار درآمد مردم به‌دست شاه صرف خرید جنگ‌افزار می‌شود، ولی مردم نان و پوشاک و مدرسه و پزشک ندارند، انتخاب شعار مناسب لحظه و گِرد آوردن زنان به‌دُور آن، علی‌رغم ترور حاکم، کاملاً میسر است.”

با پیروزی انقلاب، رفیق ملکه محمدی به‌همراه همسر مبارزش رفیق پورهرمزان و دیگر رهبران حزب به کشور بازگشت تا کاری را که نیمه‌تمام مانده بود، تمام کند و انقلابی را که با هزاران خطر کوچک و بزرگ روبه‌رو بود، به‌سهم خود حراست کند. او در دوران فعالیت علنی جدید حزب، عضو تحریریۀ “نامۀ مردم” و “دنیا” و عضو کمیتۀ کارگری حزب بود و برای نشریات متعددی ازجمله “جرس” مطلب می‌نوشت. رفیق ملکه محمدی، در جریان یورش دوم به حزب توده ایران، در هفتم اردیبهشت‌ماه ۱۳۶۲، همراه با شماری از کادرهای حزب ازجمله رفقا: طبری، میزانی (جوانشیر)، بهرام دانش، رحمان هاتفی (حیدر مهرگان)، احمد دانش، حسین جودت، انوشیروان ابراهیمی، هدایت‌الله معلم، هدایت‌الله حاتمی، محسن علوی، علی گلاویژ، جواد ارتشیار، فاطمه مدرسی تهرانی (سیمین) بازداشت شد.

رفیق ملکه محمدی در زندان برگ درخشان دیگری بر تاریخ مبارزاتش افزود. او، استوار و سرافراز، در مقابل شکنجه‌گران رژیم ولایت حاضر نشد سر فرود آورد و همچنان به حزب و آرمان‌هایش وفادار ماند. برای رژیم و ارتجاع درهم شکستن رفیق ملکه محمدی، که در صف‌های تلاش و مبارزهٔ حزب ما و در تاریخ مبارزات زنان میهن ما در طریق برابری و آزادی‌خواهی در زمرهٔ درخشان‌ترین چهره‌های زنان مبارز میهن ما بود، اهمیتی بسیار داشت اما مقاومت دلیرانهٔ رفیق ملکه در برابر این خواست دژخیمان تا آزادی از زندان و بدون حتی قبول دادن تعهدنامه به شکنجه‌گران ادامه یافت. رفیق ملکه محمدی تا انتهای عمر پربارش به آرمان‌های والای حزب تودهٔ ایران،‌ طبقه کارگر، و زحمتکشان و بهروزی مردم میهنش وفادار زیست و انبانی از کار ارزشمند سیاسی، نظری و فرهنگی برای نسل‌های آیندهٔ رزم‌آوران راه طبقه کارگر ایران برجای گذاشت.

در بزرگداشتی که “بنیاد شهریاری” [بنیاد زنده‌یاد پرویز شهریاری] به‌پاس فعالیت‌های ادبی گستردۀ رفیق ملکه محمدی و به‌منظور تجلیل از خدمات او سازمان‌دهی کرده بود، دربارهٔ فعالیت‌های گران‌قدر ادبی رفیق ملکه ازجمله گفته شد:‌ “ترجمۀ ده‌ها کتاب برای نوجوانانی که سازندگان آیندۀ این کشورند، مکتبی است برای تجلیل و بزرگداشت همۀ ارزش‌ها و ویژگی‌های انسانی در نسلی که با آشفتگی‌های بسیار مواجه است. این تلاش‌ها به‌قدری ارزشمند بود که جوایز فرهنگی و ادبی بسیاری را برای ایشان به‌ارمغان آورد. ملکه محمدی در کتاب‌هایی که با دقت برای ترجمه برگزید،

  • در “برگشت نیست” و “آن روی حقیقت” در قالب تشریح فجایع دوران آپارتاید، معنای تبعیض و محرومیت برای کودکان را شرح و نشان می‌دهد که رنج کودکان چقدر فجیع و تحمل‌ناپذیر است،
  • در” مردی که می‌توانست پرواز کند”، برای جوانان از آزادی و پرواز سخن می‌گوید،
  • در “لاوینیا” از عشق به مردم و جانبازی به‌خاطر آرمان آنها حرف می‌زند و یادآور می‌شود که مرگ، هنگامی‌که انسانی بهروزتر را به‌جای خود می‌نشانی، دروغی بیش نیست،
  • در” شبح اپرای پاریس” از عشق و شعله‌ای که برای ابد در جان‌ها می‌افروزد، یاد می‌کند،
  • در داستان “ویلهلم تل” به کودکان می‌آموزد برای دفاع از حقوق خود گستاخ و جسور باشند،
  • در سه‌گانۀ” بال نقره‌ای”، “بال آتشین” و” بال طلایی”، دنیای تخیلی کودکان را با سفر به دنیای حیوانات ناآشنا بسط می‌دهد،
  • در “آلنده‌ها”با شکیبایی همراه با تلاش سوزان برای برپایی دنیایی بهتر از آلنده و انسان‌های وفادار به انسانیت یاد می‌کند،
  • در “دزد لعنتی” با کودکانی که هنوز کوچک‌اند، اما بار تأمین معاش خانواده‌ای را بر دوش دارند، همراه می‌شود و با آنها همدلی می‌کند، با سرنوشت سخت و دردناک کودکان کار همدلی می‌کند و به‌خاطر آینده‌ای که حقوق این نازک‌بدنان را حراست کند، دلواپس امروز آنهاست.
  • در “راسموس” به کودکانی که با آرزوهای سرکوب شده در نوانخانه‌ها بزرگ می‌شوند، یادآوری می‌کند که هیچ‌چیز نمی‌تواند و نباید آنها را از تلاش‌های خستگی‌ناپذیر برای دستیابی به زندگی سزاوار دور سازد و،
  • در “لیدیا” از سخت‌کوشی و توانایی‌های زنان، حتی زنان کوچک، در نجات خانواده‌ها از مصیبت و درماندگی ستایش می‌کند،

ملکۀ محمدی به‌پاس این فعالیت‌ها جوایزی همچون “پروین اعتصامی” و جوایز متعدد دیگر را به‌دست آورده است. خوشا کسانی که در همۀ‌ لحظات زندگی‌شان الهام‌بخش، انگیزاننده و زنده‌اندیش بوده‌اند.”

رفیق ملکه محمدی در وصیت نامه ای که در ۲۱ اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۶ تنظیم کرده بود از جمله نوشت:

«بر روی سنگ مزارم فقط بنویسید:‌ملکه محمدی که با عشق مردم زیست.

مجلس یادبود در مسجد ضروری نیست، در یک سالن برگزار شود…»‌

و در انتهای وصیت نامه نوشته بود:‌«تا آخرین لحظه به حزب تودهٔ ایران، حزب روزبه و سیامک وفادار بوده ام و “جان های شیفته ای” که با مرگ میثاق داشتند، الگوی زندگی ام بوده اند»

کمیتهٔ‌ مرکزی حزب تودهٔ‌ ایران، درگذشت رفیق ملکه محمدی را به همه رفقا، هواداران، اعضای حزب،  و بازماندگان رفیق تسلیت می‌گوید. نام و خدمات ارزندهٔ‌ رفیق ملکه محمدی در تاریخ مبارزات حزب ما و جنبش رهایی‌بخش میهن ما ماندگار است.

کمیتهٔ‌ مرکزی حزب تودهٔ ایران

۴ دی‌ماه ۱۳۹۸

سایت حزب تودهٔ ایران

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *