کشته ندادیم که سازش کنیم، رهبر قاتل را ستایش کنیم!

لشکرکشی کم سابقه حکومت در روز ۵ دی، در قضاوت عمومی مردم به آن تعبیر شده است که حکومت هر چند می کوشد با «مانورهای اقتدار» خود را محکم و پا برجا نشان دهد، اما از اراده ی مردم به ادامه ی اعتراض می ترسد. ترس اکنون به جزیی
 
از وجود او تبدیل شده است
https://youtu.be/Vb3nlWhOe_0
 

حکومت در روز پنجم دی ماه، چهلمین روز جان باختن صدها تن از مردم ایران، که از سوی خانواده ها و سپس عموم گروه های سیاسی و اجتماعی روز بزرگداشت قربانیان قیام آبان ماه ۹۸ نام گرفت، هر آن چه از نیروی سرکوب داشت به خیابان ها آورد تا فرصتی به مردم برای ادامه ی اعتراضاتشان ندهد.
این لشکرکشی کم سابقه، در قضاوت عمومی مردم به آن تعبیر شده است که حکومت هر چند می کوشد با «مانورهای اقتدار» خود را محکم و پا برجا نشان دهد، اما از اراده ی مردم به ادامه ی اعتراض و دست یافتن به پیروزی می ترسد. ترس اکنون با حکومت عجین و به جزیی از وجود او تبدیل شده است.

مردمی که قصد داشتند چهلمین روز قربانی شدن صدها تن در راه «نان، کار و آزادی» را به صحنه ی اعتراضی دیگری علیه حکومت بدل کنند، با برقراری حکومت نظامی و قطعی اینترنت نتوانستند به آن چه می خواستند دست یابند، با این حال از فرصت های اندکی که به دست آوردند برای اعتراض و تاکید بر ادامه ی مبارزه استفاده کردند.

یکی از تازه ترین شعارهایی که در گورستان بی بی سکینه بر زبان ها جاری شد، این بود: «کشته ندادیم که سازش کنیم، رهبر قاتل را ستایش کنیم»! این شعار نشانگر عزمی است که از همان فردای سرکوب خونین قیام آبان ماه، بر فضای ایران حاکم است.

حکومت برای درهم شکستن اعتراض مردم به بی رحمانه ترین کشتار و سرکوب در سطح کشور دست زد. صدها کشته، هزاران مجروح، هزاران اسیر، تنها در ظرف چند روز برای به زانو در آوردن هر جنبشی کافی بود، اما جنبش در ایران به زانو در نیامد. سکوت گورستانی، ناامیدی و تسلیم که از مشخصه های سرکوب است، بر فضای کشور حاکم نشد. دریای خون، فاصله ی مردم و حکومت را به حداکثر رساند. فاصله ای که پر نشدنی است. کینه و نفرت علیه حکومت ملایان به نهایت رسیده است. مردم فقط دنبال فرصتی هستند. فرصتیی که با ید به دست بیاید و این فرصت به دست خواهد آمد!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *