تغییر شرایط نبرد طبقاتی در ایران!

سخن روز شماره ۶۸/۹۸

۲۲ دی ۱۳۹۸ – ۱۴ژانویه ی۲۰۲۰

 

شرایط نبرد طبقاتی با وقایع روزهای گذشته با تغییرات و ژرفش شایان توجه روبرو شده است!

سیاست تجاوزگرانه ی امپریالیسم در منطقه و علیه ایران، در همخوانی با سیاست ضدمردمی و ضد ملی حاکمیت دیکتاتوری نظام سرمایه داری در ج ا، فاجعه‌های سنگینی را به مردم میهن ما تحمیل نموده است. سرنگونی هواپیمای مسافربری اوکرائینی و مرگ سرنشینان آن تنها یک نمونه است برای درک همخوانی و هم سویی مضمــون سیاست امپریالیستی با سیاست ضد ملی و ضد مردمی نظام سرمایه داری وابسته به اقتصاد جهانی امپریالیستی در ایرانِ ج ا.

حیثیت و اعتبار دستگاه عظیم دیکتاتوری طبقات حاکم به شدت برباد رفته است. ادامه سرکوب و غارت و استثمار زحمتکشان و پامال نمودن حقوق قانونی مردم برای رژیم دیکتاتوری به صورت گذشته سخت تر و حتی ناممکن گشته.

کوشش برای پر کردن خلاء قدرت ایجاد شده آغاز گشته و لایه‌های مختلفی از حاکمیت و پیرامون آن می‌کوشند گذار از دیکتاتوری را به شیوه ای سازمان دهند که در گذشته نزدیک در کشورهای دیگر نیز تجربه شده است.

هدف مسالحه ی طبقات حاکم جلوگیری از گذار انقلابی از دیکتاتوری است. طبقات حاکم می‌خواهند «با پرداخت سه ریال، هفت ریال را به سود خود» (امینی نخست وزیر شاه) حفظ کنند. طبقات حاکم می‌خواهند گذار از دیکتاتوری را توسط طبقات و لایه‌های زیر فشار اقتصادی و اقدام های غیرقانونی حاکمان ناممکن سازند. هدف ممانعت از تصاحب قدرت سیاسی است توسط طبقات زحمتکش و لایه های مدافع و متحد آنان که از منافع مشترک برخوردارند.

مسالحه میان لایه‌هایی از حاکمان تا سربرآوردن کودتایی نظامیانی، طیف امکانات مسالحه ی طبقات حاکم را برای واکنش در برابر تغییر شرایط تشکیل می دهد. ابراز حدس و گمان درباره ی سرشت این کوشش ها کار به جایی نمی برد. در صورت وقوع چنین مسالحه هایی باید نسبت به آن‌ها واکنشی متناسب با سرشت و کارکردشان نشان داد.

ولی وظیفه ی عمده ی کنونی در برابر جنبش ترقی خواهی و آزادی طلبی مردم میهن ما سیاستی را ضروری می‌کند که ضمن آمادگی برای واکنشی واقع‌بینانه و هشیارانه در برابر چنین کوشش های مسالحه طلبان نزد طبقات حاکم، سیاست مستقل انقلابی خود را برای تغییرات بنیادین با هشیاری به پیش ببرد.

در شرایط کنونی تجهیز و سازماندهی زحمتکشان بر پایه منافع آنی و آتی آن‌ها کماکان عمده ترین وظیفه است که باید دنبال گردد.

چنین سازماندهی در شرایط بهبود یافته‌ سهل تر شده است و باید از آن بهره گرفت. بی تردید تکیه به خواست مبارزات زحمتکشان در مراکز بسیار، خواست فرهنگیان و بازنشستگان و دانشجویان و زنان، در یک کلام، تکیه به تجربه ی مبارزاتی ماه های اخیر و خواست بیرون آمده از آن که در شعار «نان، کار، آزادی» تجلی یافته است، هدف مبرم مبارزاتی را در شرایط تغییر یافته تشکیل می دهد.

شعار آزادی اکنون دارای مضمونی مادی شده است و برای توده ها ملموس گشته: مرگ بر خامنه ای!

خواست زحمتکشان یدی و فکری و دیگر لایه‌های میهن دوست که خواستار پایان دادن به‌خصوصی سازی هستی اجتماعی و نیازهای زندگی مردم شده اند، میوه رسیده ی این مرحله از مبارزات توده های زحمتکش است.

با تکیه به این ثمره ی به دست آمده در جریان مبارزات فداکارانه در سال‌های اخیر می‌توان نبرد طبقاتی کنونی را در شرایط تغییر یافته به طور هدفمند به سود منافع وسیع‌ترین لایه ها و طبقات زیر فشار به پیش برد.

 

مضمون پایان دادن به‌خصوصی سازی هستی اجتماعی، مضمون شعار «نان، کار، آزادی- مرگ بر خامنه ای» را تشکیل می دهد. این مضمون انقلابی نه تنها پاسخگوی نیاز و خواست ترقی خوهانه ی زحمتکشان و کلیه خلق های ایران است برای تغییرات بنیادین در کشور، بلکه تنها اهرمی نیز است که مانع مسالحه ی ارتجاعی میان طبقات حاکم می‌گردد و بر روی مضمون احتمالی مسالحه میان آن ها تأثیر مثبت و به سود مردم و مصالح ملی ایران می گذارد.

 

افق روشن‌تر می گردد. ما پیروز خواهیم شد!

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *