مبارزه با فرهنگ فردگرایی نئولیبرالی در کشور!
از رفیق کارگر توده ای: ابی

سخن روز شماره ۹۸/۷۹

۲۷ بهمن ۱۳۹۸- ۱۶ فوریه۲۰۲۰

باید گفت که نئولیبرالیسم علاوه بر نابسامانی های اقتصادی، ضد انقلاب عظیمی در فرهنگ جوامع بشری به خصوص در ایران بوجود آورده است. به خدمت گرفتن علوم جدید آنان را در رسیدن به اهداف پلیدشان یاری کرده و یاری خواهد نمود. آنان سالهاست با تسلطی که بر رساناها دارند افکار عمومی ملت ها را با عملیات های روانی به سمت دلخواهشان هدایت کرده‌  وگنجشک رنگ شده را به جای قناری به ملت های خودشان ودیگر مردم جهان قالب نموده اند.

حالا کارشان به جایی رسیده که مردمان را عروسک کوکی و دست آموز خود می خواهند. این دیوصفتان خرپول و خود پرست برای حفظ نظام غارت گر سرمایه داری از هیچ ترفند ضد انسانی دریغ نمی کنند. و در این شرایط است که وظیفه حزب طبقه کارگر وکمونیست های طرفدار آن را سنگین تر می نماید. باید سلاح علم را از انحصار آنان خارج کرد. و بدل فن هایشان را آموخت. خوشبختانه رفقای زحمت کش ما در چین با دسترسی به تکنولوژی ۵G این تابو را شکسته اند، واین دلگرمی بزرگی است برای طبقه کارگر جهان پس از فروپاشی شوروی، که بار دیگر به آینده سوسیالیستی دلگرم باشند. یکی ازفن های قدرت مند لیبرالیسم ترویج روحیه فردگرایی درجامعه است. هم اکنون باید با این ترفند فردگرایی که به عنوان اهرم قدرتمندی در جهت نابودی جماعت انسانی مان وفروپاشی خانواده هایمان عمل می‌کند به مبارزه جدی برخیزیم.
بدل آن این است که کودکان را از همان دوران ابتدایی با کارجمعی آشنا کنیم. اردوهای تفریحی و آموزشی دانش آموزی، دانشجویی
نقش تعیین کننده ای در تربیت و ایجاد روحیه جمعگرایی در نوجوانان و جوانان دارد. یادش بخیر دوران راهنمایی معلمی داشتیم که در آن سال تحصیلی چند باری بچه های مدرسه را به اردو برد وچون مدرسه بودجه همچین کاری را نداشت وبچه ها جنوب شهری وندار، او همین قدر که پول اتوبوس جمع می شد، اردو را برگزار می کرد. بعد از انقلاب فهمیدیم که هوادار حزب توده ایران است.

‌‌البته اینگونه فعالیت های دمکراتیک به عهده سازمان جوانان حزب در شرایط نرمال است. ولی در شرایط فعلی برای خنثی سازی عملیات ضد انقلاب وایجاد روحیه جمع گرایی درمردم و جوانان باید مجموعه هواداران حزب ودیگر کمونیست ها در این راه به شکل فعال کوشا باشند. ایجاد تیم های ورزشی، گروه های هنری گردشگری، درمیان مردم درهرسنی، خصوصن کارگران می تواند امید بخش باشد. هنرمندان توده ای با ایجاد کلاس های آموزشی هنری در مکان ها عمومی با قیمتی ارزان واگر دستشان به دهان می‌رسد مجانی برای فقرا، می توانند در این امر مؤثر باشند. در ایران ما هنر کالا شده است و در انحصار بازار گرایان است. هنرمندان توده ای این انحصارات را باید بشکنند.
بدبختانه شرایط اقتصادی را به سمتی هدایت نموده اند که خوی انسانی مان را نابود نمایند. یکی را  فقر به ورطه نابودی کشانده ودیگری را حرص وطمع به حیوانی وحشی تبدیل کرده است.

در هر صورت این وظیفه را تاریخ به عهده ما گزارده از آن گریزی نیست.