نقد و اعتراض چند تن از دانشجویان به بیانیه «شوراهای صنفی دانشجویان سراسر کشور»

در روزهای اخیر بیانیه ای از سوی « شوراهای صنفی دانشجویان سراسر کشور» که خود را «نمایندۀ حقوقی قاطبۀ دانشجویان سراسر کشور» می خوانند، منتشر شد. در کمال تاسف – و نه تعجب – این بیانیه با امضای فعالین و شوراهای صنفی بیست و دو دانشگاه مزین شده است. عجیب نیست؛ چرا که متأثر از ایدئولوژی سازی جریانات فکری اصلاح طلب و متحدین شان و زیر فشار سرکوب امنیتی دانشگاه، گرایشِ سیاست زدایی از دانشجو و دانشگاه بسیار قوی است. ما صرفا با یک فعالیت صنفی دانشجویی مواجه نیستیم. بلکه محدود کردن دغدغه و تفکر دانشجو به نجوای معصومانۀ مطالبات صنفی «دانشجویان گرامی و دانشگاهیان گرانقدر ایران عزیز» یک سیاست است برای کنترل روحیه پرسش گری و شورش گری دانشجو و ادغام آن در کارکرد نظام حاکم. برخی از فعالین صنفی پیشرو، به مرور تلاش کردند در مقابل این گرایش مبارزه کنند. اما همچنان – چنانکه  در بیانیه اخیر نیز متجلی شده – خط حاکم بر جنبش صنفی، صنفی گرایی است. دانشجویان پیشرو نمی توانند به این مسئله بی اعتنا باشند، بلکه برای پیشروی موثر و پیشبرد اهداف مترقی خود ضروری است که صریح و شفاف خط مرز مشخص خود را با این گرایشات پاسیفیستی ترسیم کنند. در غیر این صورت، از دانشگاه جز نجوا و ناله و صدای حاکمیت صدایی بر نخواهد خاست.

 اجازه نخواهیم داد! ما دانشگاه را تریبون فریاد توده ها می دانیم.

به بیانیه بپردازیم:

در حالی که هراس از ویروس تمامی توده ها را در برگرفته است و برخی از آنان با بیماری کرونا دست و پنجه نرم می کنند و در شرایطی که – بنا به روایت شاهدان عینی خودشان – نه بیمارستان ها بیماران را به شکل مناسبی پذیرش می کنند و نه امکاناتی جهت «تامین بهداشت شهروندان» در نظر گرفته شده، «شوراهای صنفی دانشجویان سراسر کشور» حداکثر مطالبه ای که مطرح می کنند « الزام تعطیلی مراکز عمومی همچون دانشگاه ها و مدارس» است.

اشتباه نکنید! نکته این نیست که در مقابل خواست تعطیلی دانشگاه ها، ما خواست بازگشایی را داشته باشیم. مسئله وظیفۀ و تعهد دانشجویان و جنبش دانشجویی در قبال توده های جامعه است.

 در شرایطی که دولت بی کفایتی و بی اعتنائی اش در مقابله با بحران های «طبیعی» که تحت این نظام در واقع آیینه تمام نمای وضعیت اجتماعی است را به اثبات رسانده، دانشجویان حامی شوراهای صنفی به جای اینکه به صرافت اندیشیدن در باب تشکیل کمیته هایی برای کمک رسانی و آگاهی بخشی علمی به توده ها بیافتند، به جای رفتن به میان توده ها و افشاگری برخوردهای حاکمیت در مقابله با بحران، نگران «تقویم آموزشی» و خواستار «عدم احتساب غیبت» برای دانشجویان هستند.

از هر بندِ بیانیه پاسیفیسم و ایدئولوژی های ارتجاعی تجلی پیدا می کند. آنها وقیحانه به صریح ترین زبان ممکن نعره می کشند که اول من و خانواده ام:

«بدین وسیله شوراه ها و فعالین دانشگاه های ذیل…از همه ی دانشجویان در خواست دارد… به صلاح دید خود و به صورت خودجوش اقدام به ترک دانشگاه و خوابگاه نمایند… و بهداشت و جان خود، خانواده، دوستان و هم دانشگاهیان، را بر هر امری مقدم و ارجح بدارند.» (تاکیدات از ماست)

البته «شوراهای صنفی دانشجویان کشور» فراموش نمی کنند که بعد از این که تمامی خواست های خود را از قبیل «ترک خوابگاه و دانشگاه تا… تعطیلات نوروزی»، «بهداشت خانواده»، «عدم احتساب غیبت» و… را گفته و احساسات خود در این موارد را بیان کردند، در انتها به «تألم» شان که «حاصل از فوت هموطنان» است نیز اشاره کنند.

با این صورت بندی از مسئله است که همه چیز سر جای خودش حفظ می شود. هیچ چیز دست نمی خورد. بحران سرجای خودش، مرگ و فلاکت توده ها سر جای خودش و «جامعه کهنه» با تمامی سرشت نشان هایش («مالکیت خصوصی، خانواده، مذهب، نظم و آرامش») هم سرجای خودش.

کوتاه و صریح بگوییم: شرم آور است.

۷ اسفند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *