مقابله با ویروس کرونا

اشتباه نکنید. نمیخواهیم فقط قابلیت های چین و آمریکا را در مقابله با ویروس کرونا مقایسه بکنیم. موضوع بر سر برخورد دو سیستم متفاوت ارزشی با  بحران اپیدمیک ویروس کرونا در جهان میباشد. در یک طرف ما با چگونگی مقابله نظام ارزشی سوسیالیستی با این فاجعه رو در رو هستیم، در طرف مقابل، بحران آشفته بازار مقابله امپریالیستی با بحران ویروس کرونا را شاهد میباشیم. در وسط ایندو برخورد، در عین حال شاهد چگونگی مقابله نظام هایی نیز میباشیم که سوسیال دموکراسی تا کنون قادر بوده است  بخشهایی از نظام ارزشی سوسیالیستی را در آن کشورها تثبیت و نهادینه کرده و به بخشی پذیرفته شده از زندگی عادی مردم تبدیل نماید. غالب کشورهای اروپایی در جمله سوم قرار دارند.

در  نظام امپریالیستی آمریکائی، ارزش انباشته شده از تلاش زحمتکشان توسط کسان دیگری دزدیده شده، انبار شده و بصورت سرمایه جهت برده داری نوین و مجدد همان زحمتکشان بکار گرفته میشود. در این نظام مصرف گرائی بازار و حرص و طمع سودجویی شخصی موتور محرکه اقتصادی آن میباشد. در این نظام، سهم دولت را در مدیریت اقتصادی باید به حداقل رساند. اگر بخشی از اقتصاد در دست دولت بوده باشد، باید آن را از طریق خصوصی سازی به بخش خصوصی واگذار نمود. در آمریکا تلاش میشود تا تمام بیمارستان ها، داروخانه ها، مطب های دکتر ها، آب، برق، گاز، حمل و نقل، فوردگاه ها، جاده ها، بنزین، بانک ها، مدارس، دانشگاه ها، موسسات تحقیقی، موسسات کاریابی، حتی زندان ها به  شرکت های بخش خصوصی فروخته شده و واگذار شوند.

در این کشور محققین، متخصصین، خبرنگاران، استادان دانشگاه ها و افراد حرفه ای دیگری که باید آزاد و مستقل بوده و منافع عموم مردم را نمایندگی بکنند، غالبا  برای شرکت های بزرگ و بخش خصوصی کار کرده، و مجبورند اکثرا، مستقیم یا غیر مستقیم، منافع عمومی را فدای منافع شرکت هایی بکنند که حقوق و مواجب آنها را پرداخت مینمایند.  تصورش  را بکنید، وقتی که  سودآوری شرکتی از طریق تاسیس و اداره زندان ها تامین میشود و  برای هر فرد زندانی صدهزار دلار از دولت پول دریافت میکند، رشد، و سودآوری هر چه بیشتر آن شرکت ارتباط مستقیم با رشد و توسعه دزدی، قانون شکنی و جنایت و فساد و غیره در جامعه دارد.

در این کشورها، مردم برای فرار از  خطرهای عدم  ثبات و تامین درمانی-بهداشتی، تامین درآمدی و غلبه بر خطرها و بحران های احتمالی، به شرکت های بیمه  پناه میبرند و بخش قابل توجهی از درآمدهای خویش را به کیسه های آنها می ریزند. این در شرایطی میباشد که  همان شرکت های بیمه درمانی – بهداشتی، دست در دست شرکت های داروسازی، بیمارستان های خصوصی و موسسات تحقیقاتی داشته و نه تنها کل بازار بهداشت درمانی را در دستهای خود دارند، و از این طریق قیمت گذاری بازار را کنترل می نمایند، بلکه تمام زنجیره های درآمدی آنها از طریق رنج و عذاب و مصیبت های مردم تامین میگردد.

مدل ارزشی سوسیالیستی، انسان محور بوده و تامین بیازهای انسانها، رشد، تعالی و سعادت انسانی را از طریق خودگردانی مدنی و مدیریت امور آنها از این طریق که انباشت ارزش و سرمایه زحمتکشان در  تعاونی های خودگردان خود آنها، یا دولتی که به آن مالیات میدهند در راه سعادت و رفاه عموم و از طریق مدیریت کلان امور توسط نمایندگان مستقیم مردم به پیش برده میشود. در این نظام، خصوصا بزرگترین سیستم های کلان ساختاری اجتماعی از قبیل  مدارس و دانشگاه ها، بیمارستان ها و نظام داروخانه ای، صنایع مادر مثل نفت و گاز و معادن و منابع طبیعی دیگر، فرودگاه ها وشرکت هواپیمائی مادر کشوری و امور اقتصادی کلان دیگر توسط دولت با نقش مستقیم نمایندگان کارگران و زحمتکشان در مدیریت آنها و به نفع عموم اداره میگردد. در چنین نظام هایی میباشد که امکان برنامه ریزی ها ی کلان و بلند مدت کشوری به نحو بهتری امکان پذیر بوده و مدیریت میگردد. در نظام سوسیالیستی میباشد که تمامی این امکانات در نهایت برگشته و در راه تعالی زندگی تک تک احاد جامعه، عموم، توده ها و زحمتکشان بکار گرفته میشود.

تا آنجائیکه من میدانم، در آمریکا تمام بیمارستان ها در دست بخش خصوصی میباشد و همه مردم ناچارند در صورت نیاز به استفاده از آنها بیمه های درمان خصوصی داشته باشند که باید هزاران هزار دلار در سال به آن شرکت ها پرداخت نمایند. اگر بیمه نداشته باشند، کوچکترین عملیات بیمارستانی دهها هزار دلار هزینه برای هر فرد میتواند داشته باشد. این در حالی میباشد که بیش از هشتاد میلیون آمریکائی توان پرداخت هزینه بیمه درمانی را نداشته و فاقد چنین بیمه هایی میباشند،  شرکت های بیمه دست در دستهای شرکت هایی دارند که بیمارستان ها صنایع داروئی را در دستهای خود دارند. آنها از این طریق قیمت امور درمانی را در تمام زنجیره کامل آن در دستهای خویش داشته و آنها را بصورت های نجومی بالا میبرند.

وقتی ویروس کرونا به آمریکا وارد شد، دونالد ترامپ، مثل رهبران جمهوری اسلامی ایران اول آن را سرسری گرفت. سپس معلوم شد که نه تنها امکانات مناسب تست فراهم نمیباشد، بلکه تست آن برای هر شخص هزاران دلار تمام میشود. در حالیکه کشور کوچک دانمارک بیش از صد هزار نفر را بخاطر ویروس کرونا تست کرده بود، میزان تست در آمریکا به حدود ده هزار نفر میرسید. مثال دیگر، در حالیکه کشور شصت میلیونی کره جنوبی روزانه بیست هزار نفر را تست میکند، در آمریکا در عرض یکماه گذشته، حدود ده هزار نفر تست شده است. دولت پس از گذشت بیش از یکماه، هنوز بطور شفاف نگفته است که حاضر است هزینه تست ویروس کرونا را برای همگان پرداخت خواهد کرد، یا نه.  این به این دلیل میباشد که در امور بهداشتی درمانی، این کلان سرمایه داران هستند که حرف اول را میزنند، نه دولت آمریکا. یا اینکه چنین گفته ای موقعیت بخش خصوصی و بازار را زیر سوال برده، نقش دولت را به وسط کشیده و راه را برای طرح مساله بهداشت و درمان عمومی و دولتی رایگان برای همه میگشاید.

دولت چین در عوض، بخاطر اینکه ساختارهای کلان اقتصادی اجتماعی سیاسی و امنیتی را تحت کنترل خود دارد، قادر میباشد نه تنها برنامه های کلان اقتصادی اجتماعی بلند مدت را ریخته و مدیریت نماید، بلکه در شرایط بحرانی مانند شیوع ویروس کرونا، قادر میباشد برای محافظت از توده ها و مردم عادی تمام این نهادها و ساختارها را برای مقابله با آن بسیج نماید. در این نظام، ثروت های عمومی و دولتی متعلق به مردم میباشند و در چنین مواردی بسرعت و در مقیاس وسیع در خدمت مردم بکار گرفته میشوند. گرچه بحث در زمینه بازتاب های اقتصادی بحران ویروس کرونا را باید در جای دیگری صحبت نمود، در مورد مقابله بهداشت درمانی با آن، به این دلیل که کلیت نظام بهداشتی، داروئی و درمانی از کنترل بخش خصوصی خارج میباشد، قیمت هزینه بیمارستان ها، تست و دارو شامل نوسانات بازار تجاری سرمایه داری نگردیده و تمام مردم در مقیاس وسیع و توده ای آن قادر میباشند به تمام امکانات بهداشتی، داروئی، درمانی دسترسی داشته باشند.

ما، در این نوشته کوتاه، احتمال تئوری توطئه را حذف کرده و آن را به کنار میگذاریم. اگر اندک احتمال ناچیزی هم در این زمینه برای آن جا باز کرده باشیم، میتوان انتظار فاجعه های بیشتری، مشابه آنچه بعد از فاجعه یازده سپتامبر پیش آمد را حدث زده و احتمال داد.

بحران یکماه و نیمه نظام بهداشت درمانی آمریکا در حل مشکل چگونگی تست مردم در مقابل احتمال مبتلا شدن آنها به ویروس کرونا، بعنوان یکی از شاخص های محک بحران عمومی و بن بست امپریالیستی و نظام جهانی سرمایه داری در مقابله با معضلات جهانی میباشد. در این زمینه میتوان به عرصه های بحرانی دیگری از قبیل بحران زیست محیطی، بحران جنگ های منطقه ای، بحران تامین انرژی جهانی، بحران بدهکاری در کشورهای سرمایه داری بزرگ و امپریالیستی و بحران های اجتماعی اقتصادی توده ای متعاقب ایستایی اقتصادی در کشورهای سرمایه داری در جریان بحران ویروس کرونا اشاره کرد. هر کدام از این بحران ها به تنهایی شکست تاریخی امپریالیسم در عدم توان آن جهت پاسخگویی به بحران ها و ضرورت برافراشتن پرچم ارزش های سوسیالیستی را چندین برابر میکند.   

نظام ارزشی انسان محور مبتنی برمالکیت مردمی و مدیریت خودگردان مردمی، در شکل های تعاونی، دولتی ، شخصی و اشکال دیگر آن، در شرایطی که نمایندگان برگزیده مردمی، دولت و نهادهای دولتی را به نفع مردم مدیریت می نمایند، قادر میباشند تا سریعتر، قاطعانه تر، منسجم تر و با تدارک بیشتر با بحران های طبیعی و اجتماعی و به نفع عموم مردم رو در رو گردند.  ما امروزه شاهد آن میباشیم که مدل ارزشی سوسیالیستی به درجات متفاوت در کشورهای مختلف تحت فشارهای توده ای از پایین بکار گرفته میشوند.

دنیز ایشچی

۱۷ مارچ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *