پنهانکاری چین؛ دستاویز بی توجهی به سلامت عمومی در جهان سرمایه داری

اخبار روز

ا. مانا – در روزهای اخیر بحث داغی در رسانه ها درگرفته است که اگر چین در روزهای اولیهٔ شیوع کرونا در صددِ پنهانکاری بر نمی آمد دیگر کشورها چگونه با این بیماری مقابله می نمودند. یافتن جوابی برای این سؤال خصوصاً در مورد کشورهای پیشرفتهٔ صنعتی که بدترین عملکردها را داشته اند، حقیقت غیرقابلِ انکاری را آشکار می سازد.

در مقابلِ این سؤال می توان پرسشِ متفاوتی را مطرح نمود و خواستار جواب به آن شد. کشوری مثل کرهٔ جنوبی، در همان روزهایی که کرونا جان هزاران تن را در چین می ستاند، چنان خوب و به هنگام عمل نمود که تحسین برانگیز بود. مگر کرهٔ جنوبی به اطلاعاتی غیر از آنچه آمریکاییها، اروپاییها و …… در اختیار داشتند، دسترسی داشت؟ چرا سیستم حکومتی در کرهٔ جنوبی، در حین انتقاداتی که یقیناً به پنهانکاری چین داشت، چنان شتابان و به هنگام، آمادگی تست در مقیاس بسیار وسیع برای شناسایی مبتلایان، بستری نمودن آنان، قرنطینه نمودن همهٔ آنانی که در معرض خطر بودند، کنترل مبادی ورود خارجیان و اتباع کره ای در بازگشت از مسافرتهای خارجی را، یافت؟ علیرغم تلفات قابل توجه در روزهای آغازین شیوع بیماری در کرهٔ جنوبی، این کشور موفق شد در اسرع وقت شیوع آن را متوقف و خسارات جانی و مالی انرا به حد اقل ممکن برساند.

بر اساسِ شنیده ها و ویدئوهای موجود، نمونهٔ تایوان حتی موفق تر و آموزنده تر از کرهٔ جنوبی است. بر کسی پوشیده نیست که روابط حاکمیت چین و تایوان (از زمان پیروزی انقلاب چین) چنان متشنج بوده است، که حتی تصور اینکه چینی ها اطلاعاتی را به صورت محرمانه در اختیار تایوان قرار داده باشند (که از دیگران دریغ داشته اند)، دشوار می نماید. نتایج در تایوان بسیار بهتر از کرهٔ جنوبی هم بوده است. قطع همهٔ پروازهای غیر ضروری، تست همه کسانی که از چین به تایوان سفر نمودند، قرنطینه نمودن همه کسانی که تست شان مثبت بود، مراجعهٔ ماموران حکومتی سه بار در روز به محل سکونتِ مبتلایان، تأمین و تحویلِ خواربار و داروی مورد نیازشان در منازل مبتلایان و  نهایتاً بستری نمودن آنانی که نیاز به بستری شدن یافتند، تایوان را در مقابل شیوع این بیماری تا به امروز بیمه نموده است.

بر اساسِ نوشته ها و شنیده ها سنگاپور نیز در این زمینه بسیار موفق عمل نموده است.

همهٔ این کشورها در مجاورت چین بوده و در همان دو هفته اول و بدون آمادگی قبلی این خدمات را ارائه نموده اند. کسی از گرسنگی تلف نشد، قفسهٔ اجناسِ فروشگاهها از لوازم ضروری زندگی خالی نگردید، لوازم محافظت شخصی به اندازهٔ کافی و در اسرع وقت در اختیار مردم قرار گرفت، و بدون شک با اقدامِ به هنگام، هزینه های اجتماعی مقابله با این ویروس بسیار کمتر از آن چیزی بوده است که بسته های تشویقی در کشورهای پیشرفتهٔ سرمایه داری بر دوشِ بودجهٔ عمومی و نهایتاً مردم مالیات دهنده نهاده است.

برای مثال بستهٔ تشویقی ایالات متحدهٔ آمریکا را در نظر گیریم. دو هزار و دویست میلیارد دلار را چنانکه به جمعیت ۳۲۰ میلیونی آمریکا سرشکن نماییم، هر آمریکایی به میزان ۶،۸۷۵ دلار بدهکار گردیده که در آینده با مالیاتی که خواهد پرداخت آنرا تأدیه خواهد نمود. اگر فقط درصد ناچیزی از این مبلغ هنگفت، در همان روزهای آغازین شیوع کرونا در چین (هنگامی که همگان از شیوع آن خبر یافتند)، برای اقداماتی شبیه به آنچه در تایوان در پیش گرفته شد، هزینه شده بود و مکانهای بسیار محدودی قرنطینه شده بودند، نتیجهٔ بهتری حاصل نمی گردید؟

اجازه دهید چشم بر همهٔ خطاهای آقای ترامپ و همراهان ایشان در دست کم گرفتن خطر این ویروس پوشیده و به هدر دادن فرصت و امکانات ذیقیمت در پیشگیری مؤثر در دو هفتهٔ نخست را به کناری نهیم. آیا حق داریم بپرسم چه اطلاعاتی در اختیار کرهٔ جنوبی، تایوان و سنگاپور بود که از آمریکا و اروپا دریغ گردیده بود، که چنین بی توجه به تجربه های موفق این کشورها عمل نمودند؟ اگر چین در هفتهٔ نخست پنهانکاری نمود، همهٔ اطلاعات این کشورها در موردِ روشهای مؤثرشان در اختیار همه بود. نمی خواهم از پاره ای کشورهای دیگر ذکری به میان آورم تا حساسیت سیاسی بر نیانگیزم و به همین سه نمونه اکتفا می نمایم که همیشه در جرگهٔ کشورهای سرمایه داری بوده و به همهٔ قواعد حاکمیت سرمایه دارانه احترام گذاشته اند.

سؤال دیگری که به ذهن خطور می نماید : مگر چین از تاریخ ۲۳ ژانویه قرنطینه شهرهای بزرگی با جمعیت  دهها میلیون را اعلام ننمود؟ آیا چرخِ بخش های عمده ای از بزرگترین اقتصاد دنیا (از نظر تعداد شاغلین) در چین – در مقابل دیدگان همهٔ دنیا – از حرکت باز نایستاد؟ اگر همه اینها کافی نبود تا دیگران این بیماری را جدی بگیرند، صرفِ اذعان به تفاوت های ویروس کرونا با آنفلوآنزا چشم و گوش ها را باز می نمود؟

و آخرین پرسش اینکه: چرا در کشورهایی که در خلال ده ها سال جنگ (جنگ جهانی اول و دوم)، و پس از آن جنگ های طولانی مدتی چون کره و ویتنام، قادر به تولید همه ابزار و ادوات ضروری جنگ بودند، در هنگام کرونا حتی از تأمین ماسک، مواد ضد عفونی کننده و ونتیلاتورهای لازم برای مقابله با اپیدمی ها باز می مانند؟ کسی به یاد دارد در خلال همه این جنگ ها، نبردها به دلیلِ کمبود ادوات و مهمات متوقف شده باشند؟ تأمین مواد شیمیایی از قبیل عامل نارنجی که سبب مرگ بیش از ۴۵۰ هزار ویتنامی شد هیچگاه با کمبود مواجه گردید؟ چرا سیستمی که از عهدهٔ برنامه ریزی، تدارکات، و تأمین مالی این جنگ های خانمان برانداز برآمده است، در سازمان دادن مبارزه با ویروس کرونا چنین خوار و ضعیف گردیده است؟ پاسخ به این سؤالات را به خوانندگان گرامی وامیگذارم.

۱۳ آوریل

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *