پرواز پروانه سوسیالیسم از پیله کرم کرونا!

مقاله ۱۱/۹۹

۶ اردیبهشت ۱۳۹۹، ۲۵ آوریل ۲۰۲۰

پیشگفتار

جهش بیماری های ویروسی از جانوران به انسان افزایش می یابد. در سال های گذشته ما با ابولا، آنفولانزای مرغی، مرس، تب زرد، سارس، ویروس غرب نیل و ویروس زیکا که از سوی جانوران به انسان جابجا می شود، درگیر بوده ایم.

نهادهای سرمایه داری در سراسر جهان ناتوانی خود را در روبرویی با کرونا نشان داده اند. ویژگی همگون میان ایستایی (رکود) اقتصادی سالهای سی سرمایه داری و  چالش کنونی کرونا این است که هر دو نادرستی اندیشه لیبرالیسم در باره ی دست توانا و نادیدنی بازار را در رهبری جامعه های سرمایه داری آشکارا نشان داده است.

اگر چه در سال های سی میلادی سیاست های اقتصادی کینزی توانست بیماری سرمایه داری را گذرا درمان کند، ولی نشانه های فراوانی در دست است که این بار انسان ها برای زنده ماندن، باید خود را از زیر سایه سیاه این بختک  برهانند. 

بگذارید در زیر نگاهی کوتاه به پیامدهای کنونی ویروس کرونا داشته باشیم. پس از این گزارش کوتاه به بررسی دیدگاه پژوهشگران در باره ی ریشه های پدیداری این ویروس خواهم پرداخت. در پایان به ارزیابی راه کارهای بینابینی و سوسیالیستی برای برون رفت از این چالش خواهم پرداخت.

گزارش از ان چه که می گذرد

هنگام نوشتن این نوشتار شمار کسانی که در سراسر جهان به این بیماری دچار شده اند و یا جان‌باخته اند در جدول زیر آمده است.  

 
کشورهاشمار بیمارانشمار جان‌باختگان
China82.798  4.632  
Russia57.999513
Iran85.996  5.391  
Germany150.648  5.315  
Turkey98.674  2.376  
United Kingdom133.495  18.100
Spain208.389  21.717  
France159.877  21.34  
Italy187.327  25.085  
USA849.092  47681
شمار در سراسر جهان۲٫۴۰۷٫۵۳۷۱۶۵٫۰۸۲
روز بیستم سوم آپریل www.statista.com

نیازی به بازگویی همه ی ان چه که بر جهانیان در این زمان کوتاه گذشته است نیست، چرا که در این باره بسیار گفته و نوشته شده است. تنها بگذارید نگاهی کوتاه از پیامدهای ناگوار کرونا در چند کشور و از میان آن ها داراترین کشور جهان یعنی ایالات متحده امریکا داشته باشیم.

تا کنون ویروس کرونا در آمریکا بیش از۸۰۰.۰۰۰ آلوده و بیش از  ۴۵.۰۰۰ کشته به جا گذاشته است و آشفتگی و چالش های فراوانی در جامعه امریکا پدید آورده است. ویروس کرونا شکاف طبقاتی بسیار میان توانمندان و تهی دستان را بیش از گذشته به نمایش گذاشته است.

برپایه یک بررسی تازه که Gallup انجام داده است، بیش از یک میلیون آمریکایی بی خانمان هستند؛ سی میلیون آمریکایی بیمه درمانی ندارند؛ چهل درسد از آمریکایی ها توان پرداخت یک هزینه ناگهانی بیش از ۴۰۰ دلار را ندارند.  

کسی در دستگاه دولتی امریکا از خود نمی پرسد که خیابان خواب ها چگونه می توانند هنگام بیماری خود را در “خانه” زندانی کنند؟ بر پایه گزارش روزنامه واشنگتن پست، کارمندان کم دستمزدگیر و یا کارمندان نیمه وقت به ناگزیر در یک خانه با دیگران زندگی می کنند. تنگ دستانی که با ده کس دیگر در یک خانه کوچک زندگی می کنند، چگونه می توانند هنگام بیماری از دیگران دو متر دوری بگزینند؟ حتا آنها که کار دارند، ولی پس اندازی ندارند، چاره ای جز سرکار رفتن به هنگام بیماری ندارند. کارفرمایان برای کارگران نیمه وقت بیمه درمانی نمی پردازند. و بدین گونه این کارگران حتا هنگام بیماری به سر کار می روند و به درمانگاه های  پزشکی برای آزمایش و درمان نمی روند.

شکاف طبقاتی آن چنان بزرگ است که  آمار همه ی شهرها نشان می دهد که تنگ دستان و رنگین پوستان بسیار بیشتر از آمریکایی های دارا و سفید پوست به کرونا آلود می شوند و زیان می بینند.

هفتاد درسد آلودگان شهر شیکاگو از شهروندان سیاه پوست تنگ دست هستند، اگر چه که سیاه پوستان تنها یک سوم جمعیت را در این شهر تشکیل می دهند. همزمان میلیاردرهای آمریکایی به خرید پناهگاه های زیرزمینی که زیباتر و بازتر از خانه های روی زمین است، می پردازند. این میلیاردرها در پناهگاه های زیرزمینی خود هم آفتاب و هم چشم انداز به جاهای دیدنی دارند. شرکت Ultimate Bunker – که سازنده این پناهگاه ها در ایالات متحده آمریکا است، می گوید که هر روز شمار خریداران افزایش می یابد. بسیاری از پناهگاه ها در ایالت های کم جمعیت مانند داکوتای جنوبی و نبراسکا یافت می شوند و بر پایه گزارش وال استریت ژورنال، تا سد میلیون دلار به فروش می روند.     

مانند دگرگونی آب و هوا، این یک دسته کوچک دارایان و خوددوستان و خودپرستان در جهان بوده اند که بیشترین گناه گسترش کرونا را در جهان بر دوش دارند، ولی هزینه این گناهان را رنجبران و تهی دستان می پردازند.

برای نمونه در آفریقای جنوبی، کشوری که تاکنون بیشترین آلوده به ویروس کرونا را در  آفریقا داشته است، بیشتر آلوده شدگان از دارایان سفید پوست هستند که این ویروس را از جاهای دیگر جهان به این کشور به ارمغان آورده اند. اما هنگامی که این ویروس به زاغه های تهی دستان، جایی که مردم نزدیک به هم زندگی می کنند، و دسترسی به نهادهای بهداشتی و درمانی درخور ندارند، گام می گذارد، دیگر پیش بینی پیامدهای ناگوار آن بسیار دشوار می شود. همان گونه که می بینیم یک دسته کوچک چالش ها را می آفریند، ولی آسیب آن به تهی دستان و تنگ دستان می رسد.    

در ایران جمهوری اسلامی  شرایط از این هم بدتر است. رسانه های اجتماعی به پخش شکوه ها و آه و ناله های پزشکانی پرداخته اند که داروهای کمابیش کارای آن ها برای درمان بیماری ویروس کرونا، از سوی نهادهای رژیم دزدیده شده است تا برای درمان ازمابهتران و سران رژیم به کار برده شود. باز هم  رسانه های اجتماعی به پخش گفتگوی میان آقای روحانی و برخی از دست اندرکاران پرداخته اند که در آن آشکار می شود که بیم رژیم از انقلاب گرسنگان بسیار بیشتر از کشته شدن دو میلیون ایرانی آلوده به کرونا است. باز هم مردم در کوچه و خیابان بر دیوار می نویسند که همسایه های آن ها پس از آلودگی و بستری شدن دیگر به خانه هاشان بر نگشته اند.

در دنباله این نوشته به این می پردازیم که چرا کار به اینجا رسیده است و چرا پس از این دیگر نمی توان بی درد و سر به آن چه که در گذشته  بوده است برگشت.

پژوهش گران چه می گویند؟

به گفته اینگر اندرسن، رئیس محیط زیست سازمان ملل، طبیعت با بیماری همه گیرها (epidemic) و دگرگونی آب و هوا می خواهد پیامی به ما بدهد. از نکته مذهبی مانند که بگذریم، درون مایه سخنان او درست است. از بین بردن زیستگاه ها و دگرگونی آب و هوا به انسان آسیب می رساند که کرونا یک شلیک هشدار آن است.

گسترش ویروس کرونا برایند سیستم بازرگانی نابرابر جهانی، کشاورزی صنعتی بی رویه و کنش های پردرآمد گردشگری بوده است که زیست بوم ها     (ecosystems) و زیست گوناگونی (ecosystem diversity) را به هم زد  و  مردم بومی را در کشورهای تهیدست به ناگزیر واداشت تا برای زنده ماندن به شکار جانوران ویروس دار در جنگل ها و بیابان ها بپردازند.  

هم اکنون تولید صنعتی دام، بیشتر خاک های برگزیده و برتر جهان را فرا گرفته است. میان گسترش کرونا و تنگ کردن زیستگاه های جانوران جنگلی و بیابانی پیوند نزدیکی است. تنگ کردن روزانه زیستگاه های این جانوران و از بین بردن زیست بوم های  طبیعی بهترین شرایط را برای جابجایی ارگانیسم های بیماری زا را از جانوران  به انسان فراهم کرده است. سدها هزار از جانوران که در کارخانه های گوشت پرورش سازی می یابند، در جاهای تنگ برای کشتار و بسته بندی نگهداری می شوند. این شرایط به گسترش بیماری زایی میکروارگانیسم ها بسیار کمک می کند.

اندرسن می گوید که هیچ زمانی شمار جابجایی بیماری ها از جانوران جنگلی به خانگی و از آن ها به انسان ها به اندزه امروز بالا نبوده است. فرسایش زیستگاه ها به آسانی بیماری جانوران و گیاهان را به سوی ما پرتاب می کند. وی می گوید که جای پای نابودی زیست محیطی را در همه جا می توان دید؛ در آتش سوزی جنگلهای استرالیا، در گرمای شکنده و در بدترین یورش ملخ ها.

وی می فزاید که شمار باشندگان (جمعیت) جهان دارد به ده میلیارد نزدیک می شود اگر ما طبیعت را دوست و همکار خود نکنیم، نمی توانیم زندگی درخور و شایسته برای انسان های روی زمین بسازیم. اگر ما از طبیعت نگهداری نکنیم، به خودمان زیان می رسانیم.

پروفسور اندرو کانینگهام، از انجمن جانورشناسی می گوید که آمدن و گسترش کرونا می توانست پیش بینی شود، ما می دانستیم که یک ویروس دیگر از جانوران جنگلی به انسان ها جابجا خواهد شد. لندن در سال ۲۰۰۷ پس از پژوهش به روی سارس در سالهای ۲۰۰۲-۲۰۰۳ به این برداشت رسیده بود که بودن ویروس های سارس در خفاش های نعل اسبی، همراه با فرهنگ خوردن پستانداران یک بمب ساعتی است.

کانینگام می گوید که بخت به ما یاری کرد که کرونا به اندازه ابولا (۵۰%) و ویروس نیپا (۶۰-۷۵%) مرگ آور نیست، ولی باید برای یورش های دیگر آماده باشیم. وی می افزاید که جانوران از محل شکار خود در قفس های کوچک به جاهای بسیار دور فرستاده می شوند و این کار به آن اندازه استرس می سازد که  سیستم ایمنی جانوران سرکوب می شود و هرگونه ویروس مرگبار در این جانوران می تواند هنگام خرید و فروش در بازار به انسان ها جابجا می شود. 

آرون برنشتاین، از دانشکده بهداشت عمومی هاروارد در ایالات متحده، می گوید که نابودی طبیعت و دگرگونی آب و هوایی، جانوران جنگلی را به سوی شهرها رانده است و ان ها را به مردم نزدیک کرده است. او افزود که بهداشت انسان به پایداری زیستگاه های جانوران وابسته است و تندرستی ما به چگونگی آب و هوا و پویا بودن ارگانیسم های دیگر در روی زمین بستگی دارد.

نابودی زیستگاه ها تنها به جانوران زیان نمی رساند بلکه، پژوهش ها در ۱۲ کشور نشان داده است که پشه هایی که دارای ویروس و یا باکتری های بیماری زا هستند، در جنگلهای کم درخت فراوان تر از جنگلهای دست نخورده دیده می شوند.

روزنامه نگار علمی، سونیا شاه می نویسد که امروزه میکروارگانیسم های بسیاری در جانوران به تندی به ویروس های بیماری زا در انسان دگرگون می شوند، اما این روند در دوارن نخست جوان سنگی آغاز شد. در آن زمان، “انقلاب” نوسنگی مردم را به گردهمایی در روستاها کشاند که توانایی بیشتری از گذشته برای تهیه خوراک برای مردم فراهم کرد. این روند به گونه ای سرکش و لجام گسیخته در دوران استعماری دنبال شد. وی می گوید که استعمارگران بلژیکی راه آهن و شهرهایی را در کنگو ساختند که مایه جهش ویروس لنتی میمونهای ماکاک به انسان شد که پس از آن این ویروس به هیو (HIV) دگردیسه کرد. در بنگلادش، استعمارگران بریتانیایی درختان در حرا منطقه سوندبران را برای افزایش  برنج به آن اندازه از بین برده بودند، که مایه گسترش وبا در میان مردم شده است که تاکنون هفت بیماری همه گیر پدید آورد.

راه چاره های بینابینی

آندرسن می گوید که کار بنیانی کنونی نگه داری از جان مردم در برابر کرونا و جلوگیری از گسترش آن است، ولی در آینده ما باید با از بین بردن زیستگاه ها و گوناگونی زیستی نبرد کنیم، وگرنه دوباره به یک ویروس کشنده دیگر می توانیم آلوده شویم.

همه نشانه ها به ما می گوید که زیستگاه های طبیعی نیاز بازسازی و خاک نیاز به آسایش دارد. اگر بخواهیم چالش های کنونی را از میان بر داریم، مصرف خوراک و دیگر فراورده های گیاهی ما باید از بنیان دگرگون گردد. می توان خوراک را از کشور خود و یا از کشوری نزدیک به خود تهیه کرد که این کار نابودی زیست محیطی و بهره جویی نادرست از زمین را کمتر می کند. می توان گوشت خواری را کاهش داد و به پروش دامها در کشتزارها و علفزارهای طبیعی پرداخت.

آندرسن می گوید که بهره جویی نادرست از زمین پیامدهای آسیب زای فراوانی به همراه داشته است. وی بر این باور است که پاسخ بلند زمان و درست ما به چالش کنونی به ناچار باید در برگیرنده بازگرداندن زیستگاه ها و آفریدن دوباره گوناگونی زیستی نیز باشد. وی می گوید که گسترش ویروس ها، دگرگونی آب و هوا، گرمای بی اندازه، آتش سوزی جنگل ها و بدترین یورش ملخ ها، پیام طبیعت به ما است تا از مادر زمین به درستی نگهداری کنیم.    

باید به گزینه های جایگزینی اندیشید؛ برای نمونه برای ساختن بانک های تعاونی، برگرداندن شرکت های ترابری، نیرو، بهداشت و درمانی ووو به مالکیت همگانی، بنیاد کردن شرکت های خصوصی- دولتی در زمینه داروسازی واکسن سازی ووو.  

می توانیم فراورده های گیاهی را جایگزین افزارهای پلاستیکی کنیم. هنگام تولید فراورده ها می توان سود و زیان  آب و هوایی و دگرگونی زیستی را به یاد داشت و در گسترش تالاب ها، چمنزارها و جنگل های طبیعی کمک کرد.

کارشناسان می گویند که برای جلوگیری از گسترش بیماری های واگیر باید از گرم کردن زمین و نابودی دنیای طبیعی که کشاورزی صنعتی و سودورزان  معدن انجام می دهند، پایان داد، چرا که این کارها جانوران جنگلی را به سوی شهر ها و مردم می کشاند.

سونیا شاه به همین گونه می گوید که ما می دانیم که اگر از زیستگاههای طبیعی جانوران نگهداری شود، میکروارگانیسم های کمتری از جانوران به انسان ها جابجا می شوند. آسیب پذیری ما در برابر بیماری های همه گیر بیشتر می شود، چون که نابودی زیستگاه های جانوران جنگلی هر روز بیشتر می شود.

جان اسکنلون، دبیرکل پیشین کنوانسیون تجارت بین المللی جانوران جنگلی، می گوید که خرید و فروش میلیارد دلاری این جانوران بخش دیگری از چالش های ما است.

جمهوری خلق چین خرید و فروش جانوران جنگلی را در چنین بازارها بازداشته است (ممنوع کرده است)، ولی گزارش های بدست آمده نشان می دهد که برخی از دست اندرکاران شهری در این کشور پهناور در پیاده کردن این قانون پیگیر نبوده اند. کانینگهام می گوید که این کار باید در همه ی جهان انجام شود. بازارهای خیس در بسیاری از کشورهای جنوب صحرای آفریقا و بسیاری دیگر از کشورهای آسیایی نیز هم هست و در جهان امروز که می توان یک روز در یک جنگل آفریقا و روز پسش در لندن بود این بیماری به تندی در میان مردم پخش خواهد شد.

آن گونه که پژوهش گران می گویند، ما باید در کوتاه زمان به نگهداری زیستگاه های جانوران و گوناگونی زیستی بپردازم؛ ما باید در مصرف خوراک خود به جای پای تولید آن ها در گرمایش زمین و نابودی زیستگاه های جانوران نگاه کنیم؛ ما باید بازار پرپول خرید و فروش جانوران جنگلی و بیابانی را از بین ببریم. نمی توان دیگر چشم ها را به روی فروش بچه ببرها و بچه میمون ها به توانمندان جانور و مردم آزار بست.

می توان و باید راه کارهای پیشنهادی دانشمندان دل پاک برای خاموش کردن آتشی که به خانه ما افتاده است، بکار برد. ولی این پیشنهادها ما را در برابر آتش سوزی های آینده بیمه نخواهد کرد. این دانشمندان که از دید دیالکتیکی مارکسیستی برخوردار نیستند، نمی توانند پیشنهادهایی فراتر از این داشته باشند. برای جلوگیری از بیماری های همه گیر هر چند که راه چاره های بینابینی در کوتاه زمان کمک کننده است، ولی درمان آن را باید در دگرگون کردن شیوه تولید دید. رفتاری که شیوه تولید سرمایه داری انسان ها را به آن وا می دارد، همیشه آفریننده بیماری در انسان می شود. باید ساختارهای اقتصادی این بیماری را همه گیری شناخت و با آن نبرد کرد.

بگذارید در زیر نگاهی به دلیل اقتصادی- اجتماعی این چالش و به راه کارهای ریشه ای داشته باشیم.  

سرنگونی سرمایه داری

پژوهشگران آمریکایی می گویند که کشاورزی سرمایه داری برای بهینه سازی به پروش جانوران و گیاهان با ژنومهای یکسان می پردازد، و این کار ترمزهای ایمنی بدن را از بین می ببرد. ویروس های  بیماری زا (pathogene) شرایط گسترش خوبی را در ژنوم های یکسان در جانوران و گیاهان پیدا می کنند. جای تنگ بسیاری از دام های پرورشی و گله های بزرگ دام و دامداری های صنعتی سیستم ایمنی بدن را کاهش می دهد و ویروس های بیماری زا به تندی میان انسان ها گسترش می یابند.

برخی از دگرگونی ها در باره ی شیوه تولید خوراک است. برای جلوگیری از گسترش بیماری های همه گیر در آینده، باید شیوه تولید خوراک انسان دگرگون شود. به ویژه کشاورزی صنعتی سرمایه داری به روشهایی تولید می کند که مایه پیشرفت ویروس های و گسترش بیماری می شود. ولی دولت های سرمایه داری در گذشته بازرسی کشاورزی صنعتی را هر روز کاهش داده است و تا کنون سودورزی برجسته تر از تندرستی مردم بوده است . پژوهشگران مارکسیست، کوشش سرمایه داری برای ارزش افزایی بیشتر و مالکیت خصوصی تولید و سودورزی را دلیل گسترش این گونه بیماری ها می دانند.

ویروس همواره جهش می کند، اما همه گیر شدون کرونا با شیوه زندگی و سازماندهی کنشهای اقتصادی جامعه پیوند دارد. و بنابراین ، همه گیر شدن ویروسهای بیماری زا را نمی توان جدا از شیوه تولید سرمایه داری دانست. سیاست های نئولیبرالیستی زمینه چالش های آب و هوا، مصرف گرایی بی اندازه و یک سیستم بازرگانی نابرابری را ساخت که بر پایه بهره گیری نادرست و ناخوشایند از سرچشمه های (منابع) زمین به ویژه جابجایی از جنوب به شمال ساخته شده بود.

نئولیبرالیسم در چندین دهه فرانروایی خود جهان را ویران و نابود کرده است. دهه هاست که همه چیز به دست نادیدنی، ولی ناتوان و کُشنده بازار واگذار شده بود، برای نئولیبرالیسم بخش دولتی و همگانی جامعه سال ها بار سنگینی بر دوش  بود که هر چه زودتر می بایست از آن رها شد و جامعه تا ان جا به دستگاه دولتی نیاز داشت تا بازار را گسترش دهد و پشتیبانی کند. نئولیبرالیسم حتا در کشورهای رفاهی اسکاندیناوی تا آنجا ریشه دواند، که بهداشت و آموزش بارهایی که ارزشی در جامعه  نمی افریند، خوانده می شد. 

از دیدگاه نئولیبرالیسم، هیچ چیزی به جز سازه های اقتصادی بازار برجسته نیست. مارگارت تاچر یکی از چهره های بنیانگزار نئولیبرالیسم، در زمان خود گفت: “چیزی به عنوان جامعه وجود ندارد”!

در چهار دهه نئولیبرالیسم به پیاده سازی خصوصی سازی، آیین نامه زدایی (مقررات زدایی)، از بین بردن آسایش همگانی (رفاه عمومی) و جهانی سازی پرداخته است.

اقتصاددان آمریکایی، ادوارد لوتواک، در کتاب خود “توربو سرمایه داری” می نویسد که برداشت نئولیبرالیسم از بازار آزاد چیزی بیش از آزادی خرید و فروش است. وی می گوید که بازار آزاد نئولیبرالیسم با سرمایه داری سال های ۱۹۴۵ تا دهه ۱۹۸۰ که به شکوفایی اقتصادی و آسایش کمابیش همگانی در ایالات متحده، اروپای غربی و ژاپن کمک کرده بود بسیار ناهمسان (متفاوت) است.

لیبرالیسم با این که  همیشه از مهربانی های دولت برای کمک به سودورزی خود بهره مند بوده است، ولی خواهان کوچک کردن و برون رانی دولت از پهنه کنش های اقتصادی- اجتماعی جامعه بوده است، ولی نئولیبرالیسم به دنبال کوچک‌تر کردن دولت به خودی خود نیست و دولت را برای پشتیبانی از بازار می خواهد و دولت های بازارگرا را دوست دارد و پشتیبانی می کند. دولت زادگاه سرمایه داری بوده و بی آن زنده ماندن بازار حتا در دوران جولان نئولیبرالیسم شدنی نیست. سویه ی کنترل و سرکوب دولت با شیوه های گوناگون نوین دیجیتالی گسترده تر شده است و پهنه آزادی‌های فردی و اجتماعی تنگ تر شده است.

کرونا برداشت نادرست نئولیبرالیسم را در باره نقش دولت در اقتصاد اجتماعی نشان داده است. ما به خوبی امروز می بینیم که دست اندرکاری (مداخله)  دولت در سازماندهی بهداشت و نگهداری از بیماران نقش بسیار برجسته ای در کاهش مرگ و میر داشته است. هیچ نهاد بازاری و نئولیبرالی توان انجام این کار را نداشته است. البته پایه های ایدیولوژیک دولت ها را در برخورد پیروزمندانه در برابر کرونا نباید از یاد برد. دیوید هاردی می گوید که آن دولت هایی که کمتر نئولیبرال هستند، نقش والاتری در جلوگیری گسترش این ویروس بازی کرده اند.

آنچه بیشتر و بیشتر آشکار می شود، این است که جهان به یک دگرگونی بنیادین سیستم سرمایه داری نیاز دارد. این همان سیستمی است که مایه پریشانی و آشفتگی شرایط کنونی شده است و هم اکنون برای ناکارآمدی خود برای حل ویروس کرونا و دگرگونی های آب و هوایی بسیار شکننده شده است.

چهار پژوهشگر مارکسیست (Rob Wallace, Alex Liebman, Luis Fernando Chaves and Rodrick Wallace) در اپیدمیولوژی ، جغرافیای انسانی و علوم بهداشت عمومی در « بررسی ماهانه» “monthly review”، می نویسند که باید شرایطی را که این ویروس را این چنین ناگوار با پیامدهای دلخراش دگرگون کرد شناخت و دگرگون کرد. یکی از چهار پژوهشگر، اپیدمیولوژیست والاس می گوید که برای نبرد با این چنین ویروس ها ما به یک دستگاه بزرگ دولتی (همگانی) نیاز داریم تا پشتیبان کارهای دلاورانه کارکنان بهداشت باشد. شمار بسیاری از کارکنان بهداشتی و درمانی دلاورانه برای نجات انسان ها کار می کنند، ولی پیش زمینه های پیروزی در این نبرد را دولت ها به اندازه نیاز آن ها فراهم نمی کنند.

نئولیبرالیسم دهه ها سال جامعه را به مرزی رسانده است که در آن به ناچار ویروس کرونا پیامدهای ناگوار اجتماعی آفرید. این چهار دانشمند می گویند که دهه ها است که برای دولت سود شرکت های بزرگ بسیار بر جسته تر  از فراهم کردن چارچوب های درست بهداشت همگانی شده است. هنگامی که بهداشت و درمان مردم به داشتن پول وابسته می شود در آن زمان نادرستی ها در سیستم بهداشت و درمان هم آغاز می شود. آنها جامعه آمریکایی را “گرفتار یک رژیم اپیدمیولوژی” می دانند که به سختی تخت بیمارستان و ساز و برگ به اندازه نیاز و آمادگی برای انجام کارهای درست درمانی را دارد. به دید این پژوهشگران،  اگر ایالات متحده می خواهد چالش کرونا را به گونه ای حل کند که مردم هم از این بیماری و هم از هزینه درمان آن تندرست بیرون بیایند،  باید دگرگونی های بسیار بنیانی و ریشه ای انجام شود.

دیوید هاروی، جغرافیدان مارکسیست، در jacobinmag.com  می گوید که چهل سال سیاست نئولیبرالیستی جامعه را در برخورد با چنین بیماری ها کم توان و آسیب پذیر کرده است. به همین گونه، رابر والاس، زیست شناس سوسیالیستی می گوید که بیماری های همه گیر تنها بخشی از فرهنگ ما نیستند – بلکه فرهنگ ما سازنده آنها هست. اقتصاددان مارکسیستی مایکل رابرتز می گوید که ساخت و سازهای راه سازی، جنگل زدایی، گسترش کشاورزی صنعتی و صنعت گردشگری ما توان نبرد ما را در برابر ویروس های کشنده همچون کرونا بسیار کم و شکننده کرد.

نکته های بر شمرده در بالا به خوبی نشان میدهد که نمی توان با ویروس های آینده بی ان که سرمایه داری را زیر پرسش برد، نبرد کرد.

راه چاره سوسیالیستی

باید به آنهایی که در چارچوب اقتصاد کینزی خواهان در دست گرفتن شرکت های دارویی و بهداشتی و درمانی هستند گفت که سیستم از ریشه باید دگرگون شود.

زمان هم اکنون دگرگون می شود. آنچه اکنون می بینیم، گسترش و ژرفش خواست دگرگونی های بنیانی با همکاری همگانی در جامعه است. 

در دوران بحران مالی ما دیدیم که دولت های نئولیبرال با چه بی شرمی و دریدگی میلیاردها میلیارد دلار به بانک ها و بخش مالی کمک کردند، بی آن که در برابر این کمک های هنگفت، چیزی از بانک ها درخواست کنند. بانک ها سودهای بزرگی به دست آوردند، ولی چیزی به دولت ها باز نگرداندند. دولت های نئولیبرال پول از جیب تنگ دستان ربودند و به جیب دارایان سرازیر کردند.

هم اکنون ما می بینیم که همان دولت های نئولیبرال “دلیری” گذشته را ندارند و آهسته راه می روند. بسیاری از دولت ها برای کمک به شرکت ها و بانک ها شرط بازپرداخت و ندادن پول به سهام داران گذاشته اند، چرا که چشم بیدار مردم این کشورها سیاست آن ها را زیر دید خود گرفته است. خواسته های پیشرو مردم و بیزاری و رمیدگی مردم از ایدیولوژی نئولیبرالیسم به آن اندازه است که دولت ها در بسیاری از کشورها به ناگزیر بسته های کمکی به تهی دستان، تنگ دستان و بی کاران نیز می دهند.   

نگرش اجتماعی توده ها به تندی دگرگون شده است. امروز شمار کسانی که گستاخی پشتیبانی از نیولیبرالیسم را در پهنه ی گفتگوی همگانی دارند، بسیار کمتر از روزهای پیش از کرونا است.  حتا راست ها هم خواهان پرداخت نکردن سود به سهامداران شده اند. خواست های اجتماعی هر روز  افزایش می یابد و راه چاره های نئولیبرالستی برای این چالش هر روز بیشتر از روز پیش به دور ریخته می شود. 

هر روز دسته های بیشتری از مردم به این باور می رسند که چالش کرونا باید همراه با دیگر چالش هایی همچون دگرگونی آب و هوا ، کمبود آسایش همگانی، نابرابری اجتماعی و بیکاری ووو چاره جویی شود. هر روز برای نئولیبرالیسم  دنبال کردن سیاست های گذشته و بر گشتن به روزهای پر سود پیش از کرونا سخت تر می شود. این آگاهی مردم و هیجان ضدنئولیبرالی کنونی اگر از سوی “چپ”های انقلابی سازماندهی و رهبری نشود، سیلاب  نهفته در این جنبش هیچ گاه برای ویران کردن کاخ های زرین سرمایه داری بکار برده نخواهد شد و چه بسا همان گونه که دیوید هاردی از آن بیم دارد، این نیروی بزرگ به آبراه های سوسیال ناسیونالیسم سرازیر شود.

این وظیفه حزب های سوسیالیستی و کارگری، جنبش های اتحادیه ای و دیگر جنبش های خلقی و اجتماعی است که خواست های ریشه ای را دسته بندی و راه چاره های آن را برنامه ریزی و پیش گذاری کنند.

 پایان سخن

به هر روی این نادرست است که گناه چالش کنونی را  به دوش کرونا بگذاریم و آنرا یورش بزرگ زمانه خود بدانیم. هر چند که پیامدهای ناگوار کرونا بسیار است، ولی همزمان یک زمان تاریخی شایسته ای برای ما برای پیش گزاری برنامه های ریشه ای برای دگرگونی شیوه زندگی و شیوه تولید فراهم کرده است. 

برای درمان ریشه ای بهتر است که نبرد با سرمایه داری را در دستور روز گذاشت. بسیاری از چپ ها در زمان درازی بیشتر برای کمک به پایان دادن به بحران سرمایه داری نیرو بکار بردند تا برای پایان دادن به خود سرمایه داری. استراتژی پیروزمند ایستادگی ما به دریافت راه های گوناگونی که این دو برداشت ناهمانند و نایکسان به آن می انجامد، بستگی دارد. “چپ”های انقلابی تنها برای پینه دوزی و کم کردن پیامدهای ناگوار چالش های سرمایه داری زاییده نشده اند بلکه کار بنیانی آن ها تلاش برای واژگونی و پیاده کردنی دستگاه اقتصادی- اجتماعی نوین است. 

هر چند که ما برای نجات جان انسان ها در کوتاه زمان همگام و یار دانشمندان باوجدان و چپ های غیر انقلابی هستیم، ولی ما «برای کاری بزرگ به سرای وجود آمده ایم»، ما باید «غوغایی به راه انداز[ی]م» و «دروازهٔ شهرهای ناگشوده را بگشایم». سال ها بود که مارکسیست های انقلابی می دانستند که تنها راه درمان ویروس سرمایه داری نه داروی سوسیال دموکراسی بلکه سرنگونی ریشه ایی این ویروس کده است. 

کرونا بار دیگر به ما نشان داده است که اگر توده ها سرمایه داری را واژگون نکنند، ویروس های اجتماعی و بیولوژیکی که سرمایه داری آفریده است و همچنان می آفریند، گونه انسان را دیر یا زود به نابودی خواهند کشاند.   

نوشته های کمکی

COVID-19 and Circuits of Capital

Anti-Capitalist Politics in the Time of COVID-19

The role of soil carbon in natural climate solutions

2 Comments

  1. aby

    سلام
    حال که کرونا شرایطی ایجاد کرده که چپ یک خاک از حریف بگیرد باید وقت را تلف نکند و با باراندازهای پیاپی نفس اورا باید بگیرد. امپریالیسم حالا به مانند گرگ زخم خورده است که اگر مجال یابد همه کس وهمه چیز را نابود خواهد کرد. از هم اکنون کمونیست ستیزی آنان را در غالب چین ستیزی مشاهده می نمایید. در حالیکه همه نوع کمک دارویی، ماسک، تجهیزات بیمارستانی و مواد ضد عفونی وحتا غذایی از چین به سمت کشورهای آنان روانه شده است. چپ باید متحد و یکپارچه در عرصه جهانی ظاهر گردد و بین الملل کمونیستی را بار دیگر بوجود آورد. و در عرصه داخلی با ایجاد اتحادیه کمونیستی درجهت اتحاد چپ سراسری اقدام و با دیگر نیروهای عدالت خواه در جهت اتحادهای استراتژیک کوشا باشند. سینه چاکان نولیبرالیسم در حال حاضر ماست ها را کیسه کرده وحرفی برای گفتن ندارند جز آنکه کمپین تحریم کالاهای چینی راه بیاندازند و آه وافسوس بخورند که چین پیشدستی کرد. این بدان معنی است که قرار بود آنان چین را زمین گیر کنند. همانطور که رفیق بزرگوار سیامک تأکید دارند فرصت را نباید از دست داد و با تمام توان علیه سرمایه داری به مبارزه جدی بپا خاست. موفق باشید.
    به امید نابودی سرمایه داری در سراسر جهان وبرقراری سوسیالیسم.

    1. سیامک

      درون مایه سخن را رفیق کارگر توده ای، ابی به درستی نشان داده اند.
      ببینید، سرمایه داری از دبیرکلی گرباچف چگونه بهره جویی کرد و همه ی جهان را چندین ده به پس راند و هم اکنون که “چپ” به گفته ورزشکارانه رفیق گرامی “یک خاک از حریف” گرفت، باید به بدنبال ضربه فنی باشد.

      پیروز و شادکام باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *