بررسی شعر “با دهانهای پر از شکوفه”!

سخن روز شماره ۸

۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۹، ۴ مه ۲۰۲۰

چه کسی گفته است که شعر رزمنده نمی تواند زیبا باشد؟ چه کسی گفته است که درهم آمیزی استه تیک زبان و سرشت امیدبخش و پیکارگرانه واژه های چیده شده در کنار هم شدنی نیست؟

شعر “با دهانهای پر از شکوفه” که می خوانیم، این گونه است. پرچم پیکار را به دستت می دهد، بی آن که شعار دهد. خواننده را امیدوار می کند، بی آن که او را پندارباف کند.

شعر با باران آغاز می شود. باران در ادبیات ما بازتاب دهنده پاکی و تازگی در ذهن انسان است. آن چه که تاکنون بوده است، باید شوییده شود، تا “خاک، عطر سالهای از یاد رفته” را دوباره به یاد دارد و درخت ها خشکسالی سالیان دراز را از یاد ببرند. کاربرد “خاک” و “درخت” برای نشان دادن طبیعت دوباره جان گرفته، نمی تواند ذهن انسان را به نابودی محیط زیست و مادر زمین از سوی دستگاه بهره کش سرمایه داری نکشاند. و این که “عندلیبان با صدای جادویی شان، ترانه یِ مرگِ دنیای فرتوت” را آواز می خوانند نیز رنج و دردی است که جانوران زمین از این نظام بهره کش برده اند و بی شک از مرگ آن خشنود خواهند شد. تنها پرواز نکردن یک ماهه ی هواپیماها و ایستادن کشتی های بزرگ جهانگردی برای جان گرفتن زمین و جانوران آن بس بوده است، تا ترازمندی (تعادل) خود را دوباره بیابند.     

در این هنگام و هنگامه است که شاعر که می تواند نماینده روشن اندیشان “چپ” باشد،” اندوه خود را فراموش” می کند و برای این که کارگران در پیکارشان تنها نباشند به آنها می پیوندد. چون که برای شاعر، نه طبقه های انگلی بهره کش و خودپرست بلکه این کارگران آفرینشگرهستند که “امیدهای فردا” هستند. پیشکش شاعر برای همگامی با کارگران “دهان پر از شکوفه های بهاری” است. این فضاسازی تصادفی نیست. فرارویی خودآگاهی کارگران به آگاهی طبقاتی، بدون پشتیبانی اندیشمندان رنجبری که با دهان پر از شکوفه ها سخن می گویند و در نومیدی زمستان گل واژه های امید بهاری در دل می کارند، شدنی نیست. دست های کارگر تواناست، ولی اندیشه ی اندیشمند “چپ” برا است. بدون پیوند دیالکتیکی میان خودآگاهی و  آگاهی طبقاتی “سرودهای گلهای سرخ ” نمی توانند، با “بال حنجره یِ کارگران، به آسمان نیلگون پر” بکشند.  

طبقه کارگر برای رهایی همه ی انسان ها، به حزب طبقه کارگر برای سازماندهی رزم رهایی بخش نیاز دارد. و حزب طبقه کارگر بدون پشتیبانی کارگران، ارتشی است بی لشگر. این پیام دیالکتیکی را شعر با زنجیره ای از واژه های زیبا و شاداب به خواننده می رساند. بیهوده نیست که پس از خواندن این شعر، بوی خاک باران خورده بینی نگارنده را  قلقک می دهد و گوش او نوای دلکشی که از حنجره یِ کارگران برمی خیزد، می شنود.    

نوایی که پیام “سرود گل های سرخ” را در خود نهفته دارد. اما اگر طاعون بگذارد؟

این نخستین بار نیست که در ادبیات مارکسیستی، سرمایه داری برابر با طاعون به کار برده می شود. و شاهکار استه تیک شاعر پیوند این واژه استعاره ای با ویروس کرونا است. بی شک روند زندگی پس از کرونا دوباره پویا خواهد شد، ولی می بایست که اینبار بدون طاعون سرمایه داری بیاید.

کرونا امکان این گذار را فراهم کرده است. برای انجام این گذار باید کوشید. این کوشش آگاهانه، جان مایه مادی- ماتریالیستی تبدیل امکان به واقعیت است.  

با دهانهای پر از شکوفه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *