هنر جانبدار و استه تیک نبرد رهایی بخش!

مقاله ۱۵/۹۹

۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۹، ۱۷ مه ۲۰۲۰

مارکسیست آلمانی روبرت مچر در کتاب مارکسیسم متحد کننده، هنر را در کنار علمدو اهرمی ارزیابی می‌کند که انسان برای بهبود شرایط زندگی خود در طول تاریخ مورد استفاده قرار داده است. در کتاب‌ دیگر با عنوان  مئدیتاسیون ها در پاریس، مچر تعریف مارکسیستی خود را از نقش و جایگاه هنر در جامعه ی طبقاتی می پروراند. در آنجا هنر متعهد و جانبدار در برابر فرهنگ طبقات حاکم طرح می‌شود.

با نشان دادن استه تیک مادیتِ اجتماعیِ تضاد میان دو قطب متضاد در جامعه ی طبقاتی، یعنی میان منافع دو قطب متضاد سلب مالکیت کنندگان و سلب مالکیت شدگان، مادیت- ماتریالیته ی مقوله ی نبرد طبقاتی در ابعاد اجتماعی آن شناخته و درک می شود. مقوله ی نبرد طبقاتی در جامعه ی طبقاتی، دیگر یک انتزاع و یا مفهوم توخالی نیست.

از این روست که مچر مورد تأکید قرار می‌دهد که به نظر او، پایبندی به واقعیت نبرد طبقاتی در جامعه، یک پافشاری متعصبانه و یک ایدئولوژی ذهنگرایانه و یا چپ روانه و درک نشده نیست. از عینیت ماتریالیستی اجتماعی برخوردار است!

هنر متعهد و جانبدار به نظر مچر با نشان دادن استه تیکِ مادیِ واقعیتِ نبرد طبقاتی، زمینه لازمِ فرهنگی- روحی و آگاهی اجتماعی را به منظور ایجاد و سازماندهی مقاومت پرولتاریا در جامعه طبقاتی ایجاد می کند. حربه ی مقاومت پرولتاریا به نوبه خود در خدمت سازماندهی نبرد رهایی بخش طبقه ی کارگر قرار دارد.

مارکسیست آلمانی نبرد طبقاتی را اهرم مبارزه جویانه ی طبقه ی کارگر می نامد، حربه ی قاطع و جایگزین ناپذیر برای موفقیت در نبرد برای رهایی از ستم و زورگویی طبقات حاکم.

تئوری استه تیکِ مادیت اجتماعیِ تضاد میان طبقات، مضمون هومانیستی و انسان دوستانه ی نبرد طبقاتی و نقش تاریخی طبقه کارگر را در نبرد رهایی بخش جامعه ی انسانی قابل شناخت می‌سازد و جایگاه هنر و علم جانبدار را در ایجاد ساختن فرهنگ پرولتری در ذهن انسان- سوبژکت تاریخی به ثمر می رساند.

مچر ایجاد شدن شرایط روحی- فرهنگی را در نبرد رهایی بخش در جامعه طبقاتی حربه ی قاطع و جایگزین ناپذیرارزیابی می‌کند برای موفقیت نبرد پرولتاریا. او شرایط روحی- فرهنگی و آگاهی اجتماعی را برای پرولتاری به مثابه اهرم مبارزه با ایدئولوژی حاکم برجسته می‌سازد و اهمیت آن را مورد تأکید قرار می دهد.

هنرِ جانبدار و متعهدی که استه تیک وجود و بودگی آن، پایبندی آن است به وظیفه ی خود در خدمت ایجاد و تقویت فرهنگ مقاومت برای رهایی جامعه، پدیده‌ای قدیمی است. مچر آن را در افسانه‌های یونانی و در دوران روشنگری بورژوازی در اروپا نشان می‌دهد. او ایونیورزالیته، سرشت جهانی و همگانی حقوق بشر را به مثابه ی نبرد رهایی بخش در این دوران برجسته می ساز.

در تاریخ ایران، نبرد کاوه ی آهنگر دارای چنین نقش رهایی بخش است.

به نظر مچر، هنر جانبدار و متعهد، استه تیک نبرد رهایی بخش را با نشان دادن پیروزی ها در این نبرد محدود نمی سازد، شکست ها را هم در برمی گیرد. (ص۴۹)

استه تیک شکست کمون پاریش توسط هنر جانبدار با نقاشی معروف مبارزه جویی زن در سنگر، نمونه‌ای برای نقش هنر متعهد است.

هنر متعهد و جانبدار روند شدن و گرایش نبرد رهایی بخش را تبلور می بخشد. (همانجا)

وظیفه هنر جانبدار و متعهد را باید به مثابه وظیفه ی تاریخی- ضروری نقش هنرمند درک نمود و آن را در برابر فرهنگ مبتذل و ضد انسانی حاکم قرار داد که در ایران کنونی با ایدئولوژی اسلام سیاسی به اوج سرشت زشت و ارتجاعیِ تاریخیِ خود دست یافته است و به ابزار سرکوب و استثمار زحمتکشان بدل شده است.

در همین ارتباط مچر نکته‌های شایان دقتی را درباره ی رابطه ذهن و عین در آخرین اثرش با عنوان مارکسیسم متحد کننده ارایه می کند.

در کتاب مئدیتاسیون ها در پاریس، مچر ازجمله استه تیک انسان دوستی را مطرح و توصیف و تفهیم می کند. او با تکیه به نظرهای پتر وئیس، نویسنده ی مارکسیست آلمانی در آلمان دمکراتیک، که در کتاب استه تیک نبرد رهایی بخش طرح شده است که یک رومان سه جلدی را تشکیل می‌دهد و سرگذشت «سه جوان رفیق و دوست ضد فاشیست را در پاییز سال ۱۹۳۷ در برلن» ترسیم می کند، مقوله‌های ذکر شده را در نبرد طبقاتی توضیح می‌دهد و می شکافد و به کمک آن تئوری درباره ی مفهوم و تعریف استه تیک مارکسیستی را می پروراند و مستدل می سازد.

مچر با نگرش از زاویه ی برداشت استه تیک مارکسیستی، هماهنگی و هم نوایی عینی را در مادیت- ماتریالیستی هستی پرولتاریا نشان می‌دهد. هماهنگی و هم نوایی عینی در هستی پرولتاریا، در مادیت- ماتریالیستی اجتماعی هستی و نبرد او ریشه دارد.

استقلال سیاست طبقاتی پرولتری در جامعه ی طبقاتی در ارتباط قرار دارد با استه تیک مادی- ماتریالیستی رابطه  میان نبرد طبقاتی و نبرد رهایی بخش اجتماعی. اهمیت این رابطه میان نبرد طبقاتی و نبرد رهایی بخش، که تظاهر سرشت انسان دوستانه ی استقلال و وحدت نیروی نو در جامعه ی طبقاتی است، به مثابه ی یک ضرورت تاریخی به اثبات رسانده می شود.

مچر وجود «استقلال کارکرد و وحدت» را «شرط رهایی» در نبرد طبقاتی تعریف می کند که هدف آن پیروزی در نبرد است (۴۵). مچر پیروزی نبرد رهایی بخش را وابسته به استقلال سیاست پرولتری در وحدت درونی نظری و کارکرد سیاسی می داند. به منظور شناخت و درک استه تیک استقلال سیاست طبقاتی پرولتری به مثابه ی حربه ی پیروزی در نبرد طبقاتی، باید اندیشه‌های بیش تری را از کتاب مطرح ساخت. برخی از آن‌ها در زیر مطرح می شود.

سه رفیق مبارز انقلابی در شرایطی که فاشیسم هیتلری در آلمان پا قرص می کند، خود را با «کلیتی» روبرو می‌بینند که «نبردی است بر سر زنده ماندن و نابودی»، آن طور که مچر از کتاب ویئس نقل می کند. این رفقا در این «کلیت، .. منافع طبقه ی حاکم را درمی یابند که خود را به مثابه ی ٬٬پیروزی پاکی و نابی عالی جنابان بر صحرای خشک و خالی نیروهای فردوست٬٬» تعریف می‌کند و سرنوشت روند هستی جامعه را به تصرف خود در می آورد. وضعی که در آن، همزمان «سرگذشت مقاومت و سرکوب» قابل شناخت می گردد.

سه رفیق کمونیست انقلابی نیاز به نگرش سخت گیرانه و ژرفی دارند که زیر ظاهر وقایع در آن دوران «که با فرهنگ حاکم در جامعه ی طبقاتی .. فاشیستی سال ۱۹۳۷» جا باز می‌کند و بر اندیشه ذوق‌زده ی توده ها حاکم می شود،بتوانند «سرگذشت به هم گره خورده و بهم تنیده ی سرکوب، اِعمال زور، و مقاومت، نبرد برای رهایی» را درک کنند که در پس صحنه ی پیش رو در جریان است.

این روند را فردریش انگلس چنین بیان می کند: «انسان دوستیِ سرکوب شدگان در مقاومت آن‌ها در برابر نیروی که سرکوبشان می کند، ایجاد و پدیدار می شود.» دریافتِ استه تیک این شناخت توسط سه رفیق که وئیس در رومان خود ترسیم می کند است که «نقش طبقه ی سرکوب شده ی زحمتکشان را در نبرد طبقه ی کارگر زیر فشار» قابل شناخت می سازد. (ص۴۰)
آن سه رفیق با چنین تجربه است که «مضمون روند تاریخی» را در جامعه ی طبقاتی درک می کنند. تاریخ به مثابه ی استثمار، سرکوب، رنج، مقاومت و کوشش برای رهایی درک می شود. روند نمونه واری که کلیه تاریخ گذشته را تشکیل می دهد.

در این تجربه است که سرکوب شدگان روند تاریخی را در مقاومت خود بازمی شناسند. سه رفیق درمی یابند که باید نیروی خود را علیه سرکوب کنندگان دسته کرده و متحد سازند. درمی یابند که چاره‌ای نیست جز به کارگرفتن نیروی مقاومت متحد خود علیه سرکوب کنندگان. «چاره ی رنجبران وحدت و تشکیلات است!» (زنده یاد ابوالقاسم لاهوتی)

پرولتاریا و مدافعان آن نیاز به «نگرش سخت گیرانه با تعریف پروسواس پدیده ها، دیدن، اندیشیدن آموختن، مطالعه و دانش، تقویت حساسیت عاطفی و همچنین آگاهی سیاسی، جانبداری قاطع ..» دارند که راه شناخت و درک استه تیک نبرد طبقاتی را سنگرفرش می کند.

در آن راه است که دست یافتن به فرهنگ متقابل در برابر فرهنگ طبقات حاکم، ایجاد نمودن فرهنگ و هنر بر پایه همبستگی پرولتری، مبارزه برای پدیدار شدن خود آگاهی گونه انسان در دورنمای منافع طبقه ی کارگر، به مثابه ی پیش شرط های شناخت و درک استه تیک سرشت رهایی بخش نبرد طبقاتی درک می شود که «بدون پافشاری بر موضع مستقل طبقاتی طبقه کارگر دست‌نیافتنی است!» (ص۴۵)

استه تیک رابطه  میان مقاومت و رهایی، مضمون نبرد طبقه ی کارگر را تشکیل می دهد. وظیفه ی هنرِ متعهد و جانبدار نشان دادن، توصیف و ترسیم رابطه ی دیالکتیکی این استه تیک با حربه ی هنری است. در این استه تیک، مضمون انسان دوستانه و رهایی بخش نبرد طبقاتی زحمتکشان، ضرورت تاریخی استقلال و وحدت خود را قابل شناخت می سازد.

مضمون دیالکتیک استه تیک نبرد رهایی بخش در جامعه ی طبقاتی با زیباترین و پر مضمون ترین واژه‌ها در شعر با عنوان بر مرداب تن نیلوفر اندیشه می روید، توسط زنده یاد احسان طبری ترسیم می شود:

بر طناب حیله حلقه ها زده اند، بر پیرهن چاک چاک و دریدهٔ یوسف وصله ها؛ خورشید انکار می شود، ماه وجودی زائد تلقی می گردد، شب پرستان مشت مشت بر ستاره ها، رنگ شب می پاشند، بر تنم زخم های بی شمار است.

هرگز زخم هایم بساط عیشتان نخواهد شد. زخم هایم نشان اقتدار منست، زخم هایم سوز دیرین منست، زخم ها را شعله‌ور می خواهم، زخم ها را زخم تر می خواهم، تا شود بزمگه نور به پا، کز شراش یکجا، برکشد آذر گنبد پیما، کز دل تیرگیِ پست و بلند یلدا، بر جهاند فردا.

دشمن سنگدل است ولی ما مغروریم!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *