نبرد نابرابر کارگران «زغال سنگ کرمان» در دو جبهه‌ی کرون
بورس را چه کسانی راه انداخته اند؟

:سطح آگاهی کارگران ناشی از تجربه و شم سیاسی- طبقاتی

گزارش ایلنا ناخواسته برملا می سازد که کارگران ذغال سنگ کرمان با تجربه زندگی و نبرد خود دریافته اند که فرار سرمایه به بازی های بورس ناشی از بحران نظام سرمایه داری است که با اضافه تولید و همچنین با گرایش سقوط سهم سود برای سرمایه روبروست.
بدون وجود یک برنامه ی ملی و دمکراتیک برای اقتصاد کشور، نه سرمایه حبابی زاییده شده در بازار بورس داخلی و نه سرمایه گذاری خارجی نمی تواند پاسخگوی نیاز و منافع مردم میهن ما و در راس آن زحمتکشان یدی و فکری باشد.
دولت حسن روحانی نیز با انتقال سرمایه طبقه کارگر و دیگر زحمتکشان در ایران که در «شستا» تمرکز یافته به بورس هدفی جز پول سازی برای رفع نیاز مالی دولت ورشکسته را دنبال نمی کند.

پاسخ به پرسش طرح شده در مقاله، توسط «هزار کارگر زغال‌سنگ کرمان به همراه خانواده هایشان [که] به اعتراض به خیابان و جلو عالی‌ترین مرکز دولتی یعنی استانداری کرمان جمع می‌شوند» داده شده است!
آنها با تکیه به آگاهی ناشی از تجربه ی زندگی و نبرد طبقاتی خود می‌گویند: «از آنجا که تا این لحظه عدم افزایش ضریب سختی کار و جلوگیری از ورود دالاهو به بازار بورس ملغی نشده‌‌اند و دائمی شدن قراردادهای کار هم با ابهام مواجه است، به اعتراض خود ادامه دادیم و امروز مانند روزهای گذشته مقابل شرکت جمع شدیم. اگر به خواسته‌های ما رسیدگی کردند به محل کار بازمی‌گردیم، اگر نه، به زودی به تهران می‌رویم تا حداقل آنجا پاسخ بگیریم.» (ایلنا ۲۵/۲/۱۳۹۹)
کارگران حاضرند همه تبعات ناشی از این اوضاع خطرناک را به جان بخرند ولی برای رسیدن به مطالبات بر حق خود از پا ننشینند!

*****

حسین اکبری از اخبارروز

بنا بر گزارش خبرنگار ایلنا، کارگران «زغال سنگ کرمان» در ادامه اعترضات سال ۹۹، امروز (پنجشنبه، ۲۵ اردیبهشت) مقابل ساختمان شرکت، واقع در مرکز استان، تجمع کردند.

روز گذشته هم گروهی از آنها مقابل استانداری کرمان جمع شدند و خواستار ملاقات با مسئولان استان شدند. جلسه‌ای هم میان تعدادی از کارگران در استانداری برگزار و قرار شد که پیگیری خواسته‌‌‌های حدود ۳ هزار کارگر این شرکت تسریع شود.

از خواسته‌های کارگران جلوگیری از بورسی‌شدن زغال‌سنگ کرمان به واسطه‌ی ورود ‌شرکت سرمایه‌گذاری صندوق بازنشستگی فولاد (دالاهو) به بورس است؛ چراکه برابر تصمیم مدیران این نهاد بازنشستگی قرار شد که چندشرکت متعلق به صندوق از طریق ورود به دالاهو، وارد بورس شوند تا محصولاتی همچون ذغالسنگ، کک وکنسانتره در بورس عرضه و قیمت‌گذاری شوند.

همچنین خواست طرح طبقه بندی مشاغل از خواست های دیگر این کارگران است. کارگران انتظار دارند طرح طبقه‌بندی مشاغل باافزایش ضریب سختی کار از ۱.۵ به ۲ اجرا شود.

براستی چه می شود که کارگران در شرایطی که بیماری هولناک کرونا بیداد می کند؛ به‌اتفاق خانواده‌های خود در جلو استانداری تجمع می کنند و اعتراضات خود را فریاد می‌زنند. چرا در همین حال که دولت و مسوولان هیچ راهی برای بالا بردن ایمنی کارگاه ها و بویژه بنگاه‌هایی که کار سخت و زیان آور دارند؛ انجام نداده‌اند، تنها به این فکر افتاده‌اند که در این شرایط خاص، سهام صندوق های بازنشستگی فولاد و سایر منابع صندوق‌ها از جمله شستا را در بورس عرضه کنند؟ چرا باید کارگران ضمن نگرانی های بسیار فزاینده در برابر شیوع بیماری کرونا، در فکر مقابله با سیاست‌های اقتصادِ قمارخانه ای بازار بورس و کشانده شدن منابع متعلق به صندوق های بازنشستگی به این بازارها باشند؟

اگر دولت ناتوان از برداشتن باری از دوش کارگران است، چرا بار اضافی را بر این طبقه هموار می کند؟ آیا هزینه‌های ناشی از شرایط بد اقتصادی را که دیگران مسوول ناکارآمدی آن بوده‌اند و سرمایه‌داران و بنگاه‌های قدرتمند با فرار مالیاتی و همچنین دزدی‌ها و اختلاس ها آن‌را ببار آورده‌اند، کارگران باید بپردازند؟

چرا آنان که مدعی دفاع از کارگران، چند دهه برکرسی های مجلس تکیه زده‌اند در این شرایط کوچکترین واکنشی در برابر اینهمه ظلمی که برکارگران می رود، ندارند؟ جز این است که آن ها نیز همراه سیاست های به غایت فرصت طلبانه بورس بازان و دولت شده اند؟

بیماری کرونا در بین بی دفاع ترین مردم از جمله کارگرانی که ناچار از کار کردن در محیط های کار ناامن هستند، جولان می‌دهد. هیچ معلوم نیست چه بر سر زحمتکشان پس از آلودگی احتمالی به این بیماری خواهد آمد! بویژه در مناطق محروم که نرخ بهداشت و درمان درسطح پایین تری نسبت به شهرهای بزرگ و مرکزی دارند.

بورس بازی دولتی هم ناامنی بسیاری را روانه‌ی خانواده های کارگری کرده است. نتیجه بدیهی این گونه واگذاری ها علاوه برآنکه ماهیتا نادرست و واگذاری مال غیر به دیگری است و از نقطه نظر حقوقی بسیار مورد تردید است در شرایط کنونی هم موجب می گردد تا کارگران و زحمتکشان از بیم بیکاری های ناشی از این واگذاری ها که به تجربه برایشان ثابت شده ‌است آرامش نداشته باشند و از فردای خود به شدت بیمناک باشند. به همین دلیل است که بیش از سه هزار کارگر زغال‌سنگ کرمان به همراه خانواده هایشان به اعتراض به خیابان و جلو عالی‌ترین مرکز دولتی یعنی استانداری کرمان جمع می‌شوند. آنها می‌گویند: «از آنجا که تا این لحظه عدم افزایش ضریب سختی کار و جلوگیری از ورود دالاهو به بازار بورس ملغی نشده‌‌اند و دائمی شدن قراردادهای کار هم با ابهام مواجه است، به اعتراض خود ادامه دادیم و امروز مانند روزهای گذشته مقابل شرکت جمع شدیم. اگر به خواسته‌های ما رسیدگی کردند به محل کار بازمی‌گردیم، اگر نه، به زودی به تهران می‌رویم تا حداقل آنجا پاسخ بگیریم.» (ایلنا ۲۵/۲/۱۳۹۹)

آنها حاضرند همه تبعات ناشی از این اوضاع خطرناک را به جان بخرند ولی برای رسیدن به مطالبات بر حق خود از پا ننشینند!

بنظر می‌آید قافله عرضه سهام صندوق‌های بازنشستگی در سراسر ایران و از جمله صندوق بارنشستگی فولاد و منابع سازمان تامین اجتماعی در شستا را سر باز ایستادن نیست؛ چرا که درآمد دولت از بابت مالیات نیم درصدی ناشی از نقل و انتقال این سهام به صدها میلیارد تومان می رسد. وقتی دولت از عرضه ۲۵هزار میلیارد معامله انجام شده در بورس به میزان نیم درصد مالیات دریافت می کند مبلغی برابر ۱۲۵ میلیارد تومان کسب درآمد کرده است و این بمعنای آن‌ است که دولت با توجه به درآمد سرشار از عرضه سهامی که اصل آن از آن صندوق های بازنشستگی است؛ چشم بر روی تبعات ناشی از این عرضه و فشار آن بر روی کارگران خواهد بست.

بی سبب نیست که موضوع بورس به مجمع تشخیص مصلحت نظام کشیده شده‌ است تا این قمار بازی و تلکه گیری دولت را لباس مصلحت بپوشانند. گزارش اخبار اقتصادی بورس ۲۴/۲/۱۳۹۹ حاکی از تهیه بسته سیاسی جدید برای بورس در مجمع تشخیص مصلحت نظام چنین آمده است:

«در جریان جلسه عصر دیروز مجمع تشخیص مصلحت نظام و بعد از ارایه گزارشی توسط معاون علمی و فناوری رئیس جمهور درباره شرکت‌های دانش بنیان، حسن قالیباف اصل هم گزارشی از آخرین وضعیت بازارسرمایه ارائه کرد و گفت: در پی استقبال کم نظیر مردم از بورس روزانه بیش از ۱۵۰ هزار کد سهامداری جدید صادر می شود که رکوردی بی سابقه است.

وی ادامه داد: از ابتدای سال و طی دو ماه اخیر هم بیش از یک میلیون و ۶۰۰ هزار کد جدید صادر شده و بیش از ۴۵ هزار میلیارد تومان وارد بازار سرمایه شده که نسبت سال گذشته بیش از ۵۰ درصد بیشتر است.»

اما همین گزارش اظهار می‌دارد: “محسن رضایی هم بعد از گزارش مسئولان بانک مرکزی بر اهمیت ویژه‌ هدایت سرمایه‌ها به سمت تولید و ایجاد اشتغال مولد از تهیه بسته سیاستی جدید در مجمع خبر داد و گفت: اگرب سرعت اقدامات تکمیلی درجهت بهره برداری از سرمایه‌های بدست آمده در تولید و ایجاد اشتعال استفاده نشود این سرمایه‌ها وارد بازار طلا و ارز و کالا‌های مصرفی و روزمره مردم می‌شود، تورم را افزایش و ارزش پول ملی را باز هم کاهش خواهد داد.‌”
این نگرانی در اظهارات دبیر مجمع تشخیص نظام حاکی از آنست که تردید جدی در هدایت این سرمایه ها به سمت تولید و ایجاد اشتغال وجود دارد. چندی پیش هم «به گزارش “مهر” محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، با انتشار یادداشتی عرضۀ شرکت‌های دولتی ایران را در بورس مورد انتقاد قرار داده و گفته بود که در نظام بی تعادل اقتصادی ایران بانک ها نیز همانند تولید زمین‌گیر شده‌اند و بورس به هوا رفته و این هوا رفتن بورس را مقامات موفقیت دانسته و بابت آن “برای خود کف می زنند.”

همه‌ی این اظهارات اما دردی از کارگران و زحمتکشان دوا نکرده و مانع از آوار تورم و گرانی آن بر سر فرودستان نخواهد شد. قطعا نرخ بیکاری را بالا خواهد برد و رانت‌خواری در سیستم دولتی آلوده و فاسد را افزایش خواهد داد. و این درجالی است که کرونا هم عاملی برای رفتارهای فرصت طلبانه دولت در پیشبرد سیاست های نئولیبرالی شده است. برپایه همین عدم اطمینان و ناباوری مردم به ویژه کارگران هر روز بیشتر و بیشتر می‌شود و این حضور اعتراضی نیز اولین نشانه هایی‌ است که در برابر اقتصاد فرصت طلبانه کرونایی شکل گرفته‌ است.

کارگران ناگزیر در نبرد در دو جبهه کرونا _ بورس جان خود و خانواده هایشان را برکف گرفته‌اند و می‌خواهند به همه مردم نشان دهند که ظلم مضاعفی اشکارا برآنها روا شده است. انتظارات آنها از مردم این است که صدای شان باشند و در این نبرد نابرابر در دو جبهه کرونا _بورس یاری شان دهند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *