نقش چشمگیر زنان و خانواده های کارگری در اعتصاب کارگران معدن کرمان!

سحر صبا

ادامه اعتصاب کارگران شرکت معادن زغال سنگ کرمان | ایران اینترنشنال

کارگران معدن کرمان در مبارزه ایی آشتی ناپذیر طی اعتصاب چند روزه ایی که هنوز ادامه دارد برای کسب خواست ها و مطالبات خود بویژه خصوصی سازی ها دولت و کارفرمایان را به مصاف طلبیده اند.

بُعد وسیع و رادیکال بودن اعتصاب قدرتمند کارگران معدن کرمان در ادامه همان اعتصابات نیشکر هفت تپه، هپکو و فولاد اهواز و… تجلی یافته و طرح مطالبات مشترک در اعتراضات این چند کارخانه و صنایع سبب همبستگی و اتحاد بیشتری در سطح جنبش کارگری، و قویتر شدن باورها به نیروی طبقاتی طبقه کارگر شده است.

هر اعتصاب کارگری در ادامه از ویژگی ها و نکته قوت ها و ضعف هایی برخوردار است، که کارگران در طی مبارزه طبقاتی آن را تجربه کرده و برای محکم نمودن صفوف خود علیه دشمن طبقاتی آن را بکار می گیرند.

در اعتصابات گذشته، کارگران نیشکر هفت تپه، هپکو، فولاد اهواز و… با مبارزه پیگیر در مقابل فشار دولت و کارفرمایان ثابت کردند توانایی این را دارند که خواسته ها و مطالبات خود و طبقه کارگر را فریاد زنند، و با اتحاد و همبستگی طبقاتی، بنا به توازن قوای طبقاتی تلاش نموده، تا حد امکان آن را به کارفرمایان و دولت تحمیل نمایند. گرچه در مواردی هم پیش آمده که موفق نشده اند، اما مبارزه تعطیل نشده است. این دسته از اعتصابات نشان داده است، که کارگران با اتکاء به نیروی خود، هیچ توهمی به کارفرماها و دولت نداشته، هر روز با ادامه مبارزه، ضمن ارتقاء آگاهی سیاسی و طبقاتی و فشرده نمودن صفوفشان، توطئه های اعتصاب شکنان و کارفرماها را خنثی نموده و سازمان یافته تر عمل می کنند. اعتصاب کارگران معدن کرمان از نظر خواست و مطالبات و شیوه مبارزاتی دقیقا در سمت و سو اعتصاباتی است که در نیشکر هفت تپه، هپکو و فولاد اهواز و… بوقوع پیوست. این اعتصاب در طول این چند روز افق و درک روشنی از مبارزه طبقاتی، مقاومت و آگاهی طبقاتی را پیشاروی جنبش کارگری گذاشته است، باعث شده کارگران در کسب مطالبات خود پافشاری نموده و طرح های خانمانسوز خصوصی سازی ها که دولت و قوانین ضد کارگری جمهوری اسلامی پای اصلی این قضیه اند، را افشاء نمایند و طبق تجربه گذشته یک بار دیگر با تمام توان از اجرای این طرح ها جلوگیری نموده و آن به دولت تحمیل نمایند.

این حرکت ها در سطح جامعه ایران تا کنون دستاوردهای مهمی در رابطه با اتحاد و همبستگی کارگری و انعکاس این مبارزات با شکوه داشته است. اما یکی از بارزترین دستاوردهای این حرکت به میدان آمدن زنان کارگر و خانواده های کارگری است، که نمونه مشخص آن در مبارزات زنان کارگر نیشکر هفت تپه، سندیکای شرکت واحد، هپکو و کارگران معدن خاتون آباد… در گذشته ما شاهد آن بودیم. زنان کارگر و خانواده های کارگران معدن کرمان بمثابه یک بخش مهم این حرکت در صف مقدم دوش به دوش با کارگران مرد معدن قرار گرفته اند، این زنان آگاهانه منفعت طبقاتی خود را تشخیص داده، در کسب خواست ها و مطالبات شان در مبارزه مشترک با همسران خود و مردان کارگر به مبارزه برخاسته اند، آنها به این ضرورت رسیده اند که فقط با اتکاء به نیروی طبقاتی خود و هم طبقه ای هایشان خواهند توانست در مقابل توطئه های بورژوازی مقاومت نموده و آن را خنثی نمایند.

حمایت زنان و خانواده های کارگری از مبارزات و اعتصابات کارگری معدن کرمان، نیشکر هفت تپه و شرکت واحد بار اول نیست که اتفاق می افتد، طبق شواهد مبارزات رو به جلو طبقه کارگر و زیر پا گرفتن خواست های طبقه امان از سوی نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی به عناوین مختلف، صف طبقاتی زنان و مردان کارگر گسترده تر و صداها رساتر شده است.

زمانی که طبقه کارگر با یک منفعت مشترک اقتصادی – سیاسی رودروی سرمایه قرار می گیرد، در واقع کل طبقه است که در این مبارزه طبقاتی درگیر می شود. خانواده های کارگری بعنوان یک بخش از کل طبقه نقش مهمی در مبارزه تاکنون ایفاء نموده اند. خانواده های کارگری و زنان کارگر زنانی هستند یا خود کارگراند و مستقیم استثمار می شوند یا در روابط و مناسبات استثمارگرانه ایی که بر همسرانشان روا می شود سهیم اند. از سوی دیگر، بعنوان همسر و مادر، در کار خانگی بدون مزد مشغول کار هستند، و در جامعه مورد ستم جنسیتی و طبقاتی قوانین سرمایه داری قرار می گیرند. زنان کارگر و خانواده های کارگری معدن کرمان، نیشکر هفت تپه، هپکو، فولاد اهواز و سندیکای شرکت واحد بارها به اثبات رسانده اند که حضور آنها در فشرده شدن صف مبارزاتی کارگران و متحقق شدن خواست ها و مطالبات سهم بسزائی دارد.

زنان کارگر معدن کرمان و نیشکر هفت تپه به تمامی زنان کارگر که نصفی از جمعیت طبقه امان را رقم می زنند، راه اتحاد و همبستگی، مبارزه طبقاتی و باور به نیروی خود را نشان می دهند. نیروی بالقوه مبارزاتی خانواده ها و زنان کارگر جنبش زنان کارگر را به جلو صحنه آورده اند. با فقر و فلاکتی که امروز جامعه ایران و بخصوص طبقه امان با آن دست بگریبان است، این نیرو راه رهایی خود را در مبارزه علیه دشمن طبقاتیش یافته و با چشم اندازی که در پیش است مبارزاتش رو بجلو می باشد. حضور زنان کارگر و خانواده های کارگری در اعتصابات و اعتراضات نقطه عطفی در تاریخ جنبش کارگری است. زنانی که مصمم اند علیه نظام حاکمی که سال ها است آنها را به کنج خانه رانده، مشاغل کوتاه مدت و کم بها، قراردادهای موقت و پاره وقت را به آنها تحمیل نموده، و یا به عنوان زنان مزد بگیر، که درصد قابل توجهی از آنان را از شمول قانون کار خارج نموده، و تحت قوانین نهادینه شده ارتجاعی زن را نصف مرد بر شمرده است، برخیزند و در گسستن زنجیره های ستم طبقاتی و جنیستی خود قدم بردارند.

زمانی این زنان بمثابه زنان کارگر می توانند در صف مبارزه طبقاتی همدوش با کارگران مرد ظاهر شوند که بدرجه ایی از اتحاد و همبستگی برخوردار باشند. استثماری که کارگران مرد و زن به یکسان در کارشان تجربه می کنند، آنان را به سازمان دهی جمعی علیه سرمایه داری رهنمون می سازد، امروز ما گوشه ایی از این سازمانیافتگی را در زنان معدن کرمان و نیشکر هفت تپه می بینیم.

به گواه تاریخ مبارزاتی جنبش کارگری در سطح ایران و جهان، زنان کارگر، در دوره های بحران اقتصادی- اجتماعی در بسیاری موارد پیشتازتر و جسورانه تر از مردان در میدان مبارزه ظاهر شده و می شوند. امروز ما این جسارت را به عینه در زنان مبارز معدن کرمان و نیشکر هفت تپه می بینم، یکی از زنان معدن کرمان فریاد می زند و توده های مردم را به این صف مبارزاتی با این عبارت فرا می خواند: “مردم نباید این کارگران جان به لب رسیده را تنها بگذارند. باید همه معترضان از هر صنفی از فرصت استفاده کنند و به تجمعات این چنینی بپیوندند. این یک درد مشترک است.”

مبارزات کارگران معدن کرمان و نیشکر هفت تپه بویژه شرکت فعال خانواده ها و زنان کارگر در این اعتصاب یک پاسخ محکمی است به حضرات رفرمیستی که طبقه کارگر ایران را بی افق و نا آگاه خطاب می کنند و به شعور طبقاتی این طبقه شک دارند. این مدعیان “حقوق کارگر” راه سازش با حکومت را از طریق تشکل های ضد کارگری شورای اسلامی دست نشانده و قایم شدن در پشت بورژوازی و به سازش کشاندن طبقه کارگر را بجای نبرد طبقاتی تبلیغ می کنند، آنها آگاهانه می خواهند این مبارزه کارگران را بی اهمیت جلوه داده و به بیراهه بکشند، شکی در این نیست که برایشان بی هزینه تر خواهد بود. این بخش از طبقه کارگر با به چالش کشاندن حکومت سرکوبگر جمهوری اسلامی، تا به امروز ثابت نموده است که با اتکاء به مبارزات و قدرت طبقاتیش توانسته حکومت را وادار به لغو احکام سنگین فعالین کارگری نیشکر هفت تپه بنماید، با افشاگری دزدان و اختلاس گران، آنها را به پای میز محاکمه بکشاند. این روند مبارزاتی نه تنها ثابت نموده است که طبقه کارگر توهمی به دشمنان رنگارنگ طبقاتیش چه رفرمیست باشد، چه اصلاح طلب و اصولگرا نداشته، بلکه با افقی روشن و ادامه مبارزه، تشخیص خواهد داد که چه کسانی مدافعین دروغین یا راستین طبقه کارگراند!

جنبش زنان کارگر یک بخش از جنبش کارگری است، برای نیل به اهداف و احقاق حقوق خود نیازمند است که مبارزه اش به کل مبارزه طبقه کارگر بپیوندد. خانواده ها و زنان کارگر معدن کرمان و نیشکر هفت تپه مسیر این پیوند را هموار نموده اند.

تشکل یابی زنان کارگر و خانواده های کارگری در این مقطع از مبارزات کارگری در ایران حائز اهمیت زیادی ست. چرا که شکل گیری تشکل های ما بین تشکل توده ای کارگری و تشکل توده ای زنان ابزارهایی هستند که دو جنبش بزرگ اجتماعی یعنی جنبش کارگری و جنبش زنان را بهم وصل می کند.

وقتی از تشکل های زنان کارگر سخن به میان می آوریم موضوع تنها زنان شاغل کارگر را در بر نمی گیرد بلکه زنان بیکار طبقه کارگر و زنان خانه دار خانواده های کارگری را هم شامل می شود. به همین دلیل به نظرمی آید وقتی صحبت از تشکل زنان کارگر است بهتر است از دو دسته تشکل صحبت کرد. تشکل زنان شاغل در محیط کار و تشکل زنان خانواده های کارگری و زحمتکش در محیط زندگی، و مجموعه این دو است که تشکل مستقل کارگری زنان، یا تشکل های توده ایی اجتماعی زنان را می سازد.

از طرف دیگر تشکل زنان کارگر از تشکل های توده ای کارگری نه تنها جدا نیست بلکه بخشی از آن است، امروز که طبقه کارگر ایران در اعتراض و اعتصاب برای خواست ها و متشکل شدنش مبارزه می کند و در این حرکت ها بدرجه ایی سازمان یافته است، پروسه تشکل یابی زنان کارگر می تواند بخشی از روند این سازمانیابی و متشکل شدن کارگران باشد.

در حال حاضر که درصد بالایی از زنان بیکار هستند یا در کارهای موقت مشغول اند و هر آن در معرض بیکاری هستند، این دسته از زنان در تشکل زنان کارگر جای دارند. زن کارگر زمانی که در کارخانه و کارگاه و یا در خانه خودش، استثمار میشود جز تولیدکنندگان است و ارزش اضافه تولید می کند. در مجموع زن خانواده کارگری شاغل باشد یا نباشد جزو استثمار شدگان است و تشکل لازم دارد.

اما یکی از شاخص های مهمی که توجه جنبش کارگری را به زنان جلب می کند همین امر ایجاد تشکل زنان کارگر در محل کار و محلات است، این جا است که وقتی طبقه کارگر برای یک منفعت مشترک پا به میدان می گذارد، توجه دادن به تقسیمات موجود در طبقه کارگر، که تقسیم جنسی یکی از مهم ترین آنهاست، نه تنها مانع وحدت طبقاتی کارگران نیست بلکه دقیقا در جهت اتحاد جنبش کارگری سمت و سو پیدا می کند. ما این را به عینه در اعتصابات نیشکر هفت تپه و کارگران معدن کرمان می بینیم. بهمین دلیل، شرکت واقعی و ایفای نقش زنان کارگر در مبارزه طبقاتی جنبش کارگری برای تقویت و وحدت طبقه کارگر ضروری و الزامی ست.

در سال های گذشته چندین بار در قطعنامه ها و بیانه های ۸ مارس و اول ماه مه رفع ستم جنسیتی زنان در جنبش کارگری مورد توجه قرار گرفته است، این خود نشان دهنده اهمیت برخورد به مسئله تبعیض و ستم جنسی در میان فعالین جنبش کارگری ست اما آنچه امروز چشمگیر است زنان و خانواده های کارگری در اعتراضات و اعتصابات کارگری از زوایه عملی آن را ثابت و بر جسته نموده اند و به عنوان یک نیروی قابل ملاحظه ای به صحنه آمده اند. این زنان به مبارزه برخاسته اند، به عنوان تحت ستم ترین گروه اجتماعی در میان کارگران و همچنین در میان زنان از نظر عینی شرایط اجتماعی شان را که به شرایط اجتماعی طبقه کارگر گره خورده را تغییر دهند و همچنین هویت طبقاتی شان را تقویت نمایند. در این راستا است که تشکل های زنان برای زنان کارگر اهمیت می یابد، راه مبارزه با بیکاری، برای اشتغال و نیز بهبود شرایط کار و افزایش دستمزد، علیه خصوصی سازی ها از ایجاد تشکل می گذرد. ایجاد تشکل می تواند محل تجمع آنان در جهت پاسخ دادن به نیازهای مشترک شان باشد و به این ترتیب زمینه را در شرکت فعال شان در عرصه اجتماعی و کارگری فراهم کند، و کمک کند بیشتر به کار جمعی و نیروی طبقاتی خود ایمان بیآورند. در یک کلام خلاصه کنم، زنان کارگر برای مبارزه اشان و پیشبرد حقانیت خود به چنین تشکل هائی نیاز دارند تا بتوانند در پیشبرد اهداف جنبش کارگری بیشتر موثر واقع شوند. قطعا زنان کارگر در امر تشکل یابی با موانع عدیده و سرکوب از طرف جمهوری اسلامی روبرو خواهند بود، اما خودِ تشکل سازی چالشی ست برای غلبه یافتن بر این موانع و جو سرکوب حاکم و هموار کردن راه برای تشکل یابی.

بر این مبنا است، که امروز با به میدان آمدن خانواده ها و زنان کارگرمبارزات جنبش کارگری و بویژه جنبش زنان کارگر با اتحاد و اجتماعی شدن می رود افقی را تعریف کند که نه فقط آزادی و برابری برای خود بلکه برای کل جامعه را بهمراه داشته باشد. رشد رو بجلو جنبش زنان کارگر نه فقط تضمین کننده رشد و تقویت و بهم پیوستگی جنبش کارگری است بلکه آن حلقه ایی است که این توانایی را دارد جنبش زنان را به جنبش کارگری و جنبش زنان کارگر پیوند دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *