تضاد کنونی در جنبش توده‌ای و حل آن!
ابرازنظر به بازانتشار مقاله ی نیم نگاهی به واکنش آقای علی خدایی

سخن روز شماره ۱۳
۱۵ خرداد ۱۳۹۹، ۴ ژوئن ۲۰۲۰

بازانتشار مقاله ی رفیق گرامی هاتف رحمانی از سال ۱۳۹۴ در نویدنو، گام به جایی است!

علت درستی این گام صرفنظر از مواضع توضیح داده شده در مقاله، ناشی از این واقعیت نیز است که علی خدایی که در «یادمانده» نگاری ید طولانی دارد، تاکنون به پرسش هایی پاسخ نداده است که برای روشن شدن جایگاه او در جنبش توده‌ای تعیین کننده است. او این پرسش را به طور سمجانه آمیز مسکوت می‌گذارد که با کدام گذرنامه و با دریافت کدام ویزا از ایالات متحده ی آمریکا توانست با خانواده خود به این کشور سفر نموده و پس از چندین ماه اقامت به اتریش بازگردد؟

همه ی مسئولیت های علی خدایی در پیش از برگزاری کنفرانس ملی در کابل از او سلب شده است، آن طور که رفیق عزیز علی خاوری آن را در حواشی نشست پلنوم نوزدهم ازجمله به نگارنده اطلاع داد. باوجود این سلب مسئولیت ها از او، هنگام انتقال رهبری حزب توده ایران از کابل به پراگ، علی خدایی در همان خانه‌ای سکنی داده شد که دیگر رفقای هیئت سیاسی کمیته مرکزی نیز سکنی یافتند.

آن طور که بعد ها روشن شد، هنگامی که دیوار برلین فرو ریخت، علی خدایی و خانواده او از خانه حزبی محل سکونت خود در پراگ به ایالات متحده آمریکا نقل مکان و سفر کرد و پس از چندین ماه اقامت در آمریکا به کشور اتریش منتقل شد و در اتریش به دریافت پناهندگی سیاسی برای خود و خانواده دست یافت.

او بعدها ایجاد شدن امکان سفر به ایالات متحده ی آمریکا را ناشی از کمک خانواده همسرش که روس تبار است، اعلام می کرد. ولی راجع به علت و چگونگی بازگشت به اتریش و دریافت بی درد وسر و سریع پناهندگی سیاسی به عنوان توده ای هیچ گاه توضیحی در برابر پرسش نداد. توضیحی درباره ی کارکرد خود در چندین ماه اقامت در آمریکا داده نشد.

موضع سالیان طولانی فعالیت علی خدایی پس از دزدیدن آرشیو نشریه حزبی راه توده، القای ضرورت ادامه ی سیاست «انتقاد و اتحاد» حزب توده ایران است. او این موضع را در ارتباط با جریان هاشمی رفسنجانی دنبال می کند. به پندار او می‌تواند مبارزه ی علنی حزب توده ایران از این طریق در کشور احیا گردد. این موضع بیان درک انحرافی است از نبرد طبقاتی در ایران. نفی مبارزه دمکراتیک است برای احیاق حق قانونی مبارزه ی آزاد و قانونی برای حزب توده ایران و همه ی مدافعان واقعی هدف‌های انقلاب بزرگ بهمن مردم میهن ما. زنده یاد کیانوری نیز بلافاصله با این موضع گیری علی خدایی مخالفت نمود. نامه او علیه برداشت مثبت از سیاست هاشمی رفسنجانی در راه توده ی شماره ۲۵ انتشار یافت. در آن نامه زنده یاد کیانوری با لحنی تمسخرآمیز از «سردار جنگ» نام می‌برد که اکنون با سیاست «تعدیل اقتصادی» می‌خواهد خود را «سردار سازندگی» جا بیاندازد.

اکنون که در ایران ژرفش نبرد طبقاتی و بحران همه حانبه و روزافزون پایه‌های رژیم دیکتاتوری را متزلزل ساخته است، نسخه ی «سوسیالیسم ارتجاعی» توسط ارتجاع به عنوان راه چاره پیشنهاد می شود.

در چنین شرایطی است که در ایران کوشش های به جایی در جریان است تا فضای مبارزه ی سیاسی در کشور گشوده شود و از حق قانونی احزاب مدافع هدف‌های ملی- دمکراتیک انقلاب بزرگ بهمن ۵۷ مردم میهن ما دفاع بعمل آید. ازجمله و به ویژه برای جنبش توده‌ای و حزب توده ایران فضای مبارزاتی ایجاد شود.

این کوشش ها ولی متأسفانه به مثابه ی یک نبرد پیگیر دمکراتیک در جامعه درک نمی شود، بلکه وضع چنین درک می‌شود که گویا باید با هزینه پذیرش یک برنامه «سوسیالیسم ارتجاعی» به حقوق قانونی نیم بند دست یافت. برنامه‌ای که به معنای دریافت به اصطلاح ٬٬آزادی٬٬ است با هزینه ی بر باد دادن مواضع انقلابی حزب توده ایران.

بدیهی است که حتی شکل «سوسیالیسم ارتجاعی» می‌تواند در شرایطی شکل قابل پذیرش باشد. ادامه ی حیات برای مبارز را ایجاد سازد. در دوران های نبرد سخت طبقاتی، هیچ شکل و امکان را نباید نفی نمود. زندگی و نبرد می‌آموزد که شکل‌ها ٬٬زشت٬٬ همکاری با دشمن نیز می‌توانند به منظور توسعه ی نفوذ معنوی مبارزان انقلابی نقش تاریخی معینی ایفا سازند. چنین تجربه‌هایی در بازداشتگاه ی مرگ آلمان هیتلری دیده شده است که ازجمله به آزادسازی بازداشتگاه در آوسشیوتس به دست زندانیان آن انجامید.

چنین شیوه‌ها تن دادن به «جبر»ی است که تنها با حفظ مواضع انقلابی و مستقل طبقاتی مبارزان و حزب توده ایران قابل توجیه است.

در شرایط مشخص ایران و مبارزه ی حزب توده ایران، تنها با عمل به دیالکتیک نبرد در داخل و خارج از کشور می‌توان پشتوانه معنوی و مبارزاتی را برای کوشش آن‌هایی که دستشان زیر ساطور مستقیم دشمن طبقاتی قرار دارد فضایی را ایجاد نمود که در خدمت پیشبرد نبرد طبقاتی در شرایط سخت و پیچیده در ایران است.

انتشارات متفاوت در نامه مردم، نویدنو و برخی دیگر از نشریات حزب توده ایران و یا نزدیک به آن، ازجمله بازانتشار مقاله ی رفیق گرامی هاتف رحمانی در نویدنو، نشان وجود تضاد و تناقض هایی در اندیشه و کارکرد مبارزان توده‌ای است. به نظر می‌رسد که درک شرایط پیچیده ولی همزمان تغییر و ژرفش یابنده در نبرد طبقاتی در ایران، و مواضع متفاوت مبارزان که سویه های متضادی را در برمی گیرد و نشان می دهد، می تواند تنها دارای یک راه حل تعیین کننده باشد به منظور ادامه موفق نبرد طبقاتی در ایران. این راه حل تنظیم تئوری واقع‌بینانه است توسط مسئول های حزب توده ایران به منظور به مورد اجرا گذاشتن هشیارانه ی و آگاهانه ی دیالکتیک نبرد در داخل و خارج از کشور.

بی توجهی سالیان دراز به تجربه ی گذشته و موفق حزب توده ایران در  سال‌های پیش از انقلاب بهمن در ارتباط با مبارزات سازمان انقلابی نوید، وضع دراماتیک و تضاد پیچیده‌ای را در جنبش توده‌ای در ایران ایجاد ساخته است که بدون حل واقع‌بینانه و علمی آن، جنبش توده‌ای و حزب توده ایران می‌تواند با خطر ایجاد شدن تراژدی و فاجعه ی دیگری روبرو گردد که ابعاد آن همه ی دستاوردهای تاکنون را نیز بر باد خواهد داد!

گام رهایی بخش برای حل تضاد ایجاد شده در مبارزه توده‌ای ها در داخل و خارج از ایران می‌تواند تنها با یافتن دیالکتیک مبارزه مشخص گردان های متفاوت که در شرایط متفاوت می رزمند، برداشته شود. تنها با اتخاذ چنین سیاست علمی و تجربه شده است که می‌تواند آزادی عمل مبارزان پایبند به سیاست انقلابی و مستقل طبقاتی حزب توده ایران را ایجاد سازد و شرایط ضرور را برای هر نوع سازش کوچک و بزرگ در سر راه مبارزه ی انان بر طرف سازد، بدون آن که هویت طبقاتی و استقلال طبقاتی حزب توده ایران، حزب طبقه ی کارگر ایران خدشه دارد شود.

یافتن دیالکتیک ضروری نبرد در داخل و خارج از کشور از این رو نیز ضروری به نظر می رسد، زیرا، همانطور که دیده می شود، می‌تواند دستاویز سواستفاده محافل ضد توده‌ای و انحرافی را نیز ایجاد سازد. در شرایط تعریف نشده و تئوریزه نشده  دیالکتیک مبارزه در داخا و خارج از کشور، عناصری مانند علی خدایی نه تنها فعال می شوند، بلکه نقشی تعیین کننده نیز می یابند و می کوشند به دست آورند.

در چنین لحظه هاست که کمبود بزرگ فعالیت سازمانی حزب توده ایران در سال‌های گذشته ی سی سال اخیر چشم گیر می شود. در چنین لحطه هاست که نادرستی انتخاب فله ای رفقا به ارگان های حزبی تا سطح هیئت سیاسی و کنار گذاشتن فله ای آنان هنگام سرپیچی از سیاست درک نشده برخی از مسئولان، در همه ی ابعاد دراماتیک و فاجعه برانگیز آن، درک می شود.

در چنین لحظه هاست که درک می‌شود که پس از شکست ها و حتی پیروزی ها باید همه ی مبارزان آنکت حزبی جدید پر کنند. چنین شیوه ای را باید به مثابه یک ضرورت بی تردید برای فرد فرد مبارزان توضیح داد.

این درس پایانی، یعنی پرکردن مجدد انکت حزبی همیشه در شرایط ویژه شکست و یا پیروزی انقلاب امری متداول و ضروری است. باید اکنون نیز به آن عمل نمود. چنین شیوه ای موثرترین شیوه برای جدا ساختن سره از ناسره است!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *