بازهم درباره ی تضاد و راه حل آن!

سخن روز شماره ۱۵
۳۱ خرداد ۱۳۹۹، ۲۰ ژوئن ۲۰۲۰

رفیق عزیز دماوند

شما به درستی تضادی را در حزب توده ایران مورد خطاب قرار می‌دهید و راه حل آن را نیز با اشاره به کارکرد زنده یاد رفیق کیانوری توصیه می کنید. من با استدلال شما موافق هستم. در این مورد رفیق عزیز سیامک توضیح هایی داد و اشاره نمود که گشوده شدن راه گفتگوی درون حزبی، تنها راه حل برای تضادی است که شما برمی شمرید. راه حل و گشایشی که می‌تواند تنها به دست رفقای مسئول کنونی در حزب توده ایران عملی گردد.

هدف من از ابرازنظر کنونی ولی سویه مورد نظر رفیق سیامک نیست. من نگران سویه دیگری از مساله هستم که می‌خواهم در اینجا توضیح دهم.

مساله ی اصلی که کمبود آن در سیاست کنونی حزب توده ایران غیرقابل انکار است، مساله سیاست مستقل طبقاتی حزب توده ایران، مساله ی برنامه حداقل کارگری حزب توده ایران است که زنده یاد جوانشیر در کتاب سیمای مردمی حزب توده ایران توضیح می‌دهد و درستی ارزیابی حزب طبقه کارگر ایران را از هر دو مقوله به اثبات می رساند.

مبنای سیاست مستقل طبقاتی حزب توده ایران را نبرد طبقاتی در ایران تشکیل می دهد.

نبرد طبقاتی در دو سطح در جریان است. یکی- مبارزه برای دفاع از منافع آنی طبقه ی کارگر ایران که مبارزه‌ای دمکراتیک- مطالباتی و صنفی است.

مبارزه‌ای است که پیگیری در آن، آن طور که جوانشیر برجسته می سازد، به سطح «مبارزه ی سوسیالیستی» فرا می روید. از این رو نقش مبارزه ی پیگیر دمکراتیک- اتحادی در جامعه، قابل شناخت ساختن دورنمای رهایی بخش نبرد طبقاتی است. قابل شناخت ساختن این واقعیت که در سرمایه داری مبارزه برای منافع آنی طبقه ی کارگر همیشه از سطح خواست های مبرم روز عقب می‌ماند و می‌تواند تنها آن هنگام به ثمر بنشیند که به «مبارزه ی سوسیالیستی» فراروید؛

سطح دوم- نبرد طبقاتی در جامعه، مبارزه ی سوسیالیستی حزب طبقه ی کارگر ایران است.

مبارزه‌ای که تنها توسط حزب طبقه ی کارگر ایران به مورد اجرا گذاشته می‌شود و می‌تواند به مورد اجرا گذاشته شود. انتظار از طیف سردرگم چپ ایران که بتواند به طور خودبخودی بر ضروت عمل به این مبارزه در شرایط کنونی دست یابد، انتظاری غیرواقع بینانه است.

علت غیرواقع بینانه بودن انتظار از طیف چپ ایران، درست این نکته است که حزب توده ایران خود به آن عمل نمی کند. پشت چپ سرگردان را خالی کرده است. این چپ چگونه می‌تواند در شرایط تبلیغات عظیم امپریالیسم و ارتجاع در سطح جهان و ایران، بدون راهنمایی حزب طبقه ی کارگر ایران، از تنگنا و بی راهی کنونی نجات یابد؟

بدین ترتیب مضمون سیاست مستقل طبقاتی حزب توده ایران، مضمونی شفاف است. حزب طبقه ی کارگر ایران باید به هر دو وظیفه ی مبارزه ی دمکراتیک برای دفاع از منافع آنی طبقه ی کارگر و همچنین مبارزه ی سوسیالیستی برای دفاع از منافع آتی طبقه کارگر، که زنده یاد جوانشیر آن را در سیمای مردمی حزب توده ایران «برنامه ی حداقل کارگری حزب توده ایران» می نامد، پیگیرانه عمل کند.

در مصوبه ای انقلابی در ششمین کنگره ی حزب توده ایران، مساله ی پراهمیت «پیوند» میان دو مبارزه به تصویب رسیده است. برخی از رفقا ولی به آن نه اعتقادی دارند و نه عمل می کنند. به اصطلاح استدلال این رفقا این توجیه است که مبارزه ی سوسیالیستی در شرایط کنونی از این رو ممکن نیست، زیرا «تناسب قوا» به سود مواضع سوسیالیستی در کشور و نزد طبقه ی کارگر برقرار نیست!

به سخنی دیگر، این رفقا معلول را به عنوان علت مساله مطرح می سازند.

آن‌ها درک نمی‌کنند که تعطیل کردن مبارزه ی سوسیالیستی قریب به چهل سال علت اصلی و تکوینی- ژنتیکی نامتناسب بودن «تناسب قوا» است!

این رفقا قریب به جهل سال از انجام وظیفه به مبارزه ی سوسیالیستی سر باز زده اند، از مبارزه برای انتقال آگاهی سوسیالیستی به درون طبقه کارگر و کل جامعه سر باز زده اند، و اکنون با پیامد اسفبار آن روبرو هستند.

پیامدی که تنها با آغاز مجدد عمل به مبارزه ی سوسیالیستی قابل ترمیم است. ترمیمی که تنها در طول زمان می‌تواند به ایجاد شرایط و امکان خروج از بن‌بست «تناسب قوا»ی نامناسب بینجامد.

اگر به کار بردن واژه «عصبانیت» برای توصیف وضع کنونی از حقانیت برخوردار است، از این روست که این برخی از رفقا شرایط بحث درون حزبی را نابود ساخته‌اند و به ایجاد مجدد آن مصممانه تن نمی دهند، ولی نسبت به استدلال های فوق که نظرات رفیق زنده یاد جوانشیر و مواضع انقلابی حزب توده ایران است تنها با سکوت پاسخ می دهند.

در شرایطی که اندیشه ی انقلابی در حزب توده ایران مجاز نیست با براه انداختن سازمانی دیگر به خواست ارتجاع برای پاره پاره کردن حزب طبقه ی کارگر ایران بپردازد،  چاره ی دیگری وجود ندارد جز انتقال بحث به صحن علن، حتی با خطر آن که اصل درست مورد نظر شما، یعنی «نباید حرفهای خانه را بیرون گفت» خدشه دار شود. باید، همان‌طور که رفیق عزیز سیامک متذکر می شود، از این رفقا خواست شرایط بحث درونی، شرایط را برای «حرفهای خانه» ایجاد سازند.

Mmmmmmmmmmmm

بازهم درباره ی تضاد و راه حل آن!

رفیق عزیز دماوند

شما به درستی تضادی را در حزب توده ایران مورد خطاب قرار می‌دهید و راه حل آن را نیز با اشاره به کارکرد زنده یاد رفیق کیانوری توصیه می کنید. من با استدلال شما موافق هستم. در این مورد رفیق عزیز سیامک توضیح هایی داد و اشاره نمود که گشوده شدن راه گفتگوی درون حزبی، تنها راه حل برای تضادی است که شما برمی شمرید. راه حل و گشایشی که می‌تواند تنها به دست رفقای مسئول کنونی در حزب توده ایران عملی گردد.

هدف من از ابرازنظر کنونی ولی سویه مورد نظر رفیق سیامک نیست. من نگران سویه دیگری از مساله هستم که می‌خواهم در اینجا توضیح دهم.

مساله ی اصلی که کمبود آن در سیاست کنونی حزب توده ایران غیرقابل انکار است، مساله سیاست مستقل طبقاتی حزب توده ایران، مساله ی برنامه حداقل کارگری حزب توده ایران است که زنده یاد جوانشیر در کتاب سیمای مردمی حزب توده ایران توضیح می‌دهد و درستی ارزیابی حزب طبقه کارگر ایران را از هر دو مقوله به اثبات می رساند.

مبنای سیاست مستقل طبقاتی حزب توده ایران را نبرد طبقاتی در ایران تشکیل می دهد.

نبرد طبقاتی در دو سطح در جریان است. یکیمبارزه برای دفاع از منافع آنی طبقه ی کارگر ایران که مبارزه‌ای دمکراتیکمطالباتی و صنفی است.

مبارزه‌ای است که پیگیری در آن، آن طور که جوانشیر برجسته می سازد، به سطح «مبارزه ی سوسیالیستی» فرا می روید. از این رو نقش مبارزه ی پیگیر دمکراتیک- اتحادی در جامعه، قابل شناخت ساختن دورنمای رهایی بخش نبرد طبقاتی است. قابل شناخت ساختن این واقعیت که در سرمایه داری مبارزه برای منافع آنی طبقه ی کارگر همیشه از سطح خواست های مبرم روز عقب می‌ماند و می‌تواند تنها آن هنگام به ثمر بنشیند که به «مبارزه ی سوسیالیستی» فراروید؛

سطح دومنبرد طبقاتی در جامعه، مبارزه ی سوسیالیستی حزب طبقه ی کارگر ایران است.

مبارزه‌ای که تنها توسط حزب طبقه ی کارگر ایران به مورد اجرا گذاشته می‌شود و می‌تواند به مورد اجرا گذاشته شود. انتظار از طیف سردرگم چپ ایران که بتواند به طور خودبخودی بر ضروت عمل به این مبارزه در شرایط کنونی دست یابد، انتظاری غیرواقع بینانه است.

علت غیرواقع بینانه بودن انتظار از طیف چپ ایران، درست این نکته است که حزب توده ایران خود به آن عمل نمی کند. پشت چپ سرگردان را خالی کرده است. این چپ چگونه می‌تواند در شرایط تبلیغات عظیم امپریالیسم و ارتجاع در سطح جهان و ایران، بدون راهنمایی حزب طبقه ی کارگر ایران، از تنگنا و بی راهی کنونی نجات یابد؟

بدین ترتیب مضمون سیاست مستقل طبقاتی حزب توده ایران، مضمونی شفاف است. حزب طبقه ی کارگر ایران باید به هر دو وظیفه ی مبارزه ی دمکراتیک برای دفاع از منافع آنی طبقه ی کارگر و همچنین مبارزه ی سوسیالیستی برای دفاع از منافع آتی طبقه کارگر، که زنده یاد جوانشیر آن را در سیمای مردمی حزب توده ایران «برنامه ی حداقل کارگری حزب توده ایران» می نامد، پیگیرانه عمل کند.

در مصوبه ای انقلابی در ششمین کنگره ی حزب توده ایران، مساله ی پراهمیت «پیوند» میان دو مبارزه به تصویب رسیده است. برخی از رفقا ولی به آن نه اعتقادی دارند و نه عمل می کنند. به اصطلاح استدلال این رفقا این توجیه است که مبارزه ی سوسیالیستی در شرایط کنونی از این رو ممکن نیست، زیرا «تناسب قوا» به سود مواضع سوسیالیستی در کشور و نزد طبقه ی کارگر برقرار نیست!

به سخنی دیگر، این رفقا معلول را به عنوان علت مساله مطرح می سازند.

آن‌ها درک نمی‌کنند که تعطیل کردن مبارزه ی سوسیالیستی قریب به چهل سال علت اصلی و تکوینیژنتیکی نامتناسب بودن «تناسب قوا» است!

این رفقا قریب به جهل سال از انجام وظیفه به مبارزه ی سوسیالیستی سر باز زده اند، از مبارزه برای انتقال آگاهی سوسیالیستی به درون طبقه کارگر و کل جامعه سر باز زده اند، و اکنون با پیامد اسفبار آن روبرو هستند.

پیامدی که تنها با آغاز مجدد عمل به مبارزه ی سوسیالیستی قابل ترمیم است. ترمیمی که تنها در طول زمان می‌تواند به ایجاد شرایط و امکان خروج از بن‌بست «تناسب قوا»ی نامناسب بینجامد.

اگر به کار بردن واژه «عصبانیت» برای توصیف وضع کنونی از حقانیت برخوردار است، از این روست که این برخی از رفقا شرایط بحث درون حزبی را نابود ساخته‌اند و به ایجاد مجدد آن مصممانه تن نمی دهند، ولی نسبت به استدلال های فوق که نظرات رفیق زنده یاد جوانشیر و مواضع انقلابی حزب توده ایران است تنها با سکوت پاسخ می دهند.

در شرایطی که اندیشه ی انقلابی در حزب توده ایران مجاز نیست با براه انداختن سازمانی دیگر به خواست ارتجاع برای پاره پاره کردن حزب طبقه ی کارگر ایران بپردازد، چاره ی دیگری وجود ندارد جز انتقال بحث به صحن علن، حتی با خطر آن که اصل درست مورد نظر شما، یعنی «نباید حرفهای خانه را بیرون گفت» خدشه دار شود. باید، همان‌طور که رفیق عزیز سیامک متذکر می شود، از این رفقا خواست شرایط بحث درونی، شرایط را برای «حرفهای خانه» ایجاد سازند.

دستتان را می فشارم

فرهاد عاصمی

سیامک جان دکتر عاصمی عصبانی است به فکر عواقب خوراک دادن به ضد حزبیها نیست. ما در شرایطی هستیم که از هر طرف به ما تهاجم میشود. حرفهای خانه را که نباید بیرون گفت باید مثل زنده یاد کیانوری صبور بود و مبارزه درون حزبی کردهر عضو حزب که با همه چیز موافق نیست اما با راه درست نظر مخالف خود را در داخل میگوید. شما که این همه فدایت شومها برای حزب مینویسید و اینها را خوب بلدید و مینویسد که مزخرفات چه بدرد جنبش میخورد با اینحال به چاه افتادی.افسوس
موفق باشید

  •  

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *