طرح تضاد، تنها اسلوب برطرف کردن تضاد و تناقص!
تا چه حد رفقای ۱۰ مهر محقند؟

سخن روز شماره ۱۹
۱۸ تیر ۱۳۹۹، ۷ جولای ۲۰۲۰

پیش از هر نکته خرسندی خودم را برای شکستن «سکوت متکبرانه» پس از سی سال توسط رفقای ۱۰ مهر ابراز می دارم. این گام رفقا مرا بسیار شاد نمود. می‌تواند شرایط ادامه ی گفتگوهایی را که قطع شده است، ایجاد نماید. این امر، دستاورد بزرگی است برای ایجاد شرایط نزدیکی سیاسی- نظری توده‌ای ها به یکدیگر.

همچنین من بسیار خرسندم که اکنون و پس از سی سال از ریزه کاری مبارزه ی این رفقا برای حفظ سلامت نظری- سیاسی حزب در «کمیته برگزار کنگره ی سوم» و همچنین دیرتر به عنوان اعضای کمیته ی مرکزی حزب توده ایران با خبر شده ام. من همیشه، ازجمله در گفتگوی اخیر نیز کوشش این رفقا را برای جلوگیری از مثله شدن مواضع نظری- ایئولوژیک حزب و مبارزه با «سوسیال دمکرات سازی» ارج نهاده ام. پس از توضیحات کنونیِ «دو رفیق نویسنده» نوشتار می‌توان با جدیت و قاطعیت بیش تر آن را تکرار نمود.

روشنگری درباره ی موضع رفیق زنده یاد حمید صفری پس از سی سال توسط این دو رفیق پراهمیت است. توضیح ها نشان می‌دهد که این رفیق تحت تأثیر پیروزی ضد انقلاب، با سردرگمی در انتخاب سیاست درست انقلابی روبرو بوده است. رو آوردن رفیق صفری به حذف اندیشه ی بانیان سوسیالیسم علمی از برنامه ی حزب توده ایران پیامد مستقیم این سردرگمی و نه در نتیجه‌گیری هوشمندانه از شرایط حاکم برای سیاست حزب توده ایران ریشه دارد. درست در شرایط بحرانی، اتخاذ تصمیم های عمده باید با احتیاط و دقت مضاعف عملی گردد.

اضافه بر آن، روشنگری دو رفیق در ارتباط با سفر رفیق حمید صفری به ایالات متحده به این پرسش پاسخ نمی‌دهد که آیا رفیق صفری دیدارهای دیگری نیز داشته است یا خیر؟

از همه بیش تر خوشحال و خشنودم از آن  که این رفقا، مانند رفقای نویدنو، با صراحت دست رد به سینه ی ارتجاع برای ایجاد شرایط براه اندختن برنامه «سوسیالیسم ارتجاعی» زده اند. من این موضع رفقا را به عنوان تعهدی در این زمینه ارزیابی می کنم و از آن شادمان هستم.

ولی «دو رفیق نگارنده» در نوشتار خود موفق در به ثبوت رساندن مخالفت خود با برنامه «سوسیالیسم ارتجاعی» که طبقات حاکم در ایران دنبال می کنند، نشده اند. کوچک‌ترین کوششی در این زمینه  در مقاله وجود ندارد. حتی برعکس. با پنهان شدن در پشت موضع تاریخی حزب توده ایران در مرحله انقلاب بهمن ۵۷، و از این طریق با انتقال مکانیکی آن به شرایط کنونی در ایران، به توجیه موضع سیاسی خود که آن را «موضع مان» می نامند ادامه می دهند (ص۱۳). ولی درست، مضمون این سیاست موضوع برخورد انتقادی من است. سکوت در به ثبوت رساندن درستی موضع دنباله روی از لایه‌ای از حاکمان در ایران ادامه دارد.

دو رفیق که همچنان نام خود را به مثابه ی «رازی دولتی» حفظ کرده‌اند در حالی که در خارج از کشور زندگی می کنند، همانجا با توضیح نظر من و انتقال سخن من درباره ی ضرورت «شرکت همه ی اندیشه‌ها در زندگی حزبی» و اعلام «موافقت» خود «با کلمه به کلمه .. گفته های درست رفیق عاصمی»، نظرمن را به اهرم برای توجیه نظر خود بدل می کنند.

دو رفیق گرامی، با انتقال اسکولاستیک گونه ی یک نقل قول که از مضمون خاصی برخوردار است، نشان می‌دهند که اول- مضمون نکته‌ای را که از آن سخنی را نقل می کنند، درنیافته اند و دوم- یا آن را آگاهانه تغییر می‌دهند تا حفظ «موضع مان» را توجیه کنند. بدین ترتیب «دو رفیق نویسنده» می کوشند گویا درستی مضمون «موضع مان» را، درستی مضمون موضعی را که رفقای ۱۰ مهر در دفاع از لایه‌هایی از حاکمیت طرح می کنند، گویا به ثبوت برسانند.

نقل قول اسکولاستیکی که شیوه ی کلیسای کاتولیک برای به کرسی نشاندن مواضع خود در دادگاه های انگیزیسیون است، برای نمونه در فیلمی که دیده ام، از نخوردن گوشت خوک توسط فرد در یک مهمانی، که او آن را مورد تأیید قرار داد، به این نتیجه‌گیری می‌رسد که فرد یهودی است!

نقل قولی که توده‌ای ها به کار می برند که مجاز است، همیشه با توضیح مضمون نکته‌ای همراه است، که از آن نقل می شود. چنین شیوه ی علمی برخورد به نظرها از این رو اسلوب کارکرد توده‌ای هاست، زیرا همانطور که زنده یاد طبری بارها برجسته می سازد، باید آنجا هم که سخن مبهم و نارساست، کوشید مضمون مورد نظر مخاطب را درک کرد. زیرا توده‌ای ها در نبرد طبقاتی نیازمند به جمع کردن نیرو و متحد هستند!

کوشش برای اثبات درستی نظر خود به کمک نقل قول از نظر من موفق نیست. این کوششی نیست که بتوان آن را مورد تأیید قرار داد. زیرا: اول- در هیچ کلمه‌ای در نوشتار خود دو رفیق گرامی به استدلال درباره درستی و صلابتِ نظریِ «موضع مان» نپرداخته اند. اشاره شد که درستی «موضع مان» را آن‌ها با پنهان شدن در پس درستی و صلابت موضع انقلابی حزب توده ایران در دوران انقلاب پنهان می‌سازند که آن را به طور مکانیکی – یا غیردیالکتیکی – به شرایط کنونی منتقل می کنند. صلابت آن سیاست انقلابی ناشی بود از مبارزه برای تعمیق انقلاب بهمن از فاز اول به دوم، از فاز تثبیت سیاسی حاکمیت انقلابی به فار تغییرات زیربنایی اقتصادی- اجتماعی در آن دوران.

اکنون حتی سایه‌ای از چنین وضعی در ایران وجود ندارد. تا آنجا که من به خاطر دارم، تاکنون این رفقا هیچ استدلالی برای توضیح، نقد و یا تایید چنین شرایط اقتصادی- اجتماعی در ایران ارایه نداده اند. آن‌ها به طور غیرانتقادی مواضع سپاه پاسداران و یا حتی خامنه ای را مواضعی «ضد امپریالیستی» اعلام می کنند، ولی کماکان به پرسش ها درباره ی آن با «سکوتی متکبرانه» واکنش نشان می دهند.

پاسخ آین پرسش که چه رابطه‌ای میان به اصطلاح مبارزه «ضد امپریالیستی» سپاه و خامنه ای با دامن زدن به سیاست قدیمی استعماری برای ایجاد اختلاف و برخوردهای مذهبی و قومی وجود دارد، تاکنون تنها «سکوت متکبرانه» بوده است!؟

سیاست اتحادی حزب توده ایران که همیشه نکته‌های مثبت با جهت گیری ترقی خواهانه را در تغییرات در جامعه مورد تأیید قرار داده است، در شرایط کنونی نیز به قوت خود باقی است. به سخنی دیگر، شرکت ایران در مانور مشترک دریایی با جمهوری خلق چین و روسیه در دریای عمان، و یا کمک به خنثی سازی برنامه امپریالیسم برای پاره پاره کردن سوریه، و کمک به ونزوئلا برای حفظ خود در زیر فشار امپریالیسم و ..، نمونه‌هایی از این گام های مشخص «مثبت با جهت گیری ترقی خواهانه» در شرایط کنونی در ایران است. آن را باید دید و اعلام نمود.

ولی در برابر آن، نسبت به وزن سنگین تبدیل ایران به وابسته اقتصادی به اقتصاد جهانی امپریالیستی از طریق اجرای دستورات سازمان های مالی امپریالیستی برای اجرای خصوصی سازی علیه منافع نسل ها و منافع ملی ایران و نابودی  قوانین حامی زحمتکشان که آن را «آزاد سازی» می نامند، «دو رفیق نویسنده» چه پاسخی می دهند؟ آن را چگونه ارزیابی می کنند؟ پیشنهاد متقابل آن‌ها و جایگزین آن‌ها برای این سیاست ضد مردمی و ضد ملی رژیم دیکتاتوری چیست؟ تا کی باید «سکوت متکبرانه» در این مورد ادامه یابد؟

هنگامی که رفقایی که در خارج از کشور زندگی می‌کنند به اهمیت تفاوت دیالکتیکی میان مبارزه در خارج و داخل از کشور پی برده اند، دیگر می‌دانند که درست وظیفه ی این رفقاست که آن چیزی را که رفقای در ایران نمی‌توانند همیشه با صراحت و قاطعیت ابراز کنند، جبران کنند و موضع توده‌ای خود و موضع متعلق به حزب توده ایران را مطرح سازند. آنجا که ضروری است، به کمک شخصیت حقوقی نام خود، به موضع انقلابی و مستقل حزب توده ایران صلابت لازم را اعطا کنند.

زیرا: دوم- این رفقا موضع توضیح داده شده درباره ی دنباله روی از لایه‌هایی از حاکمیت کنونی را که «موضع مان» می نامند، نمی‌خواهند در درون حزب مطرح سازند! آن‌ها این «موضع مان» را می‌خواهند به عنوان موضع جریانی که مایل است، فاصله ی خود را با جریان های دیگر حفظ کند، مطرح می سازند.

آن‌ها می‌نویسند که نظراتشان را با فاصله و با احترام نسبت به نظرات «جریانات مختلف توده ای، به ویژه با تشکیلات رسمی حزب توده ایران» مطرح می‌سازند. آن دوری از «برخورد لفظی» ریشه در تأکید بر این فاصله دارد.

دو رفیق گرامی نمی‌خواهند با نظرات حزبی برخوردی نشان دهند. آن‌ها رفتار به اصطلاح موقرانه و دیپلوماتیک را که «برخورد محترمانه» می نامند، به عنوان موضعی درست و ضروری قلمداد می کنند. دو رفیق موافق درستی اصل «ضرورت شرکت همه ی اندیشه‌ها در زندگی حزبی» هستند. ولی آن را برای اثبات درستی فاصله ی «محترمانه» مورد نظر خود میان ۱۰ مهر . جریان های دیگر و «به ویژه حزب ..» به خدمت می گیرند.

سرشت اسکولاستیکی عاریه گرفتن نقل قول از من اکنون شفاف و قابل شناخت است. هدف نظر من ولی دفاع از حضور ضروری نظرات مختلف در حزب است که من مطرح کرده و از آن دفاع می‌کنم. این مضمون نمی‌تواند به عنوان استدلال برای تعیین رابطه ی دو جریان جدا از هم به خدمت گرفته شود. می‌تواند به خدمت گرفته شود، ولی ارزش اثباتی برای درستی موضع طرح شده ندارد!

در صفحه ۲ مقاله شانزده صفحه ی خود دو رفیق شکل برخورد خود را با دیگر «جریان ها» توضیح می دهند: «سایت ۱۰ مهر از همان بدو تشکیل، سیاست خود را برخودداری قاطع از هرگونه زدن اتهام و برچسب، و درگیری لفظی غیررفیقانه با رفقا و جریان های توده ای، به ویژه با تشکیلات رسمی حزب توده ایران، قرار داد و تاکنون نیز به آن پایبند مانده است. مشی ما برخورد محترمانه و تحلیلی به نظراتی که در دید ما نادرست به نظر می‌آیند .. بوده است.»

بدین ترتیب با پایه ریزی «سایت ۱۰ مهر»، سیاست احترام آمیز و با فاصله با جریان های دیگر و «تشکیلات رسمی حزب توده ایران» نقش سیاست برنامه‌ای رفقای ۱۰ مهر را تشکیل می دهد. چنین موضعی نمی‌تواند موضع جریانی باشد که می‌خواهد و حتی خواستار حق شرکت در هستی حزب توده ایران باشد. برعکس. چنین خواستی به این معناست که می‌خواهد فاصله محترمانه خود را با آن حفظ کند. خواستی که به این معنا نیز است که می‌خواهد دست خود را برای تعیین «موضع مان» باز بگذارد!

این رفقا حق دارند، من چنین برنامه و «سیاست»ی را دنبال نکرده‌ام و نمی کنم. من خواستار برخورداری از حق اساسنامه خود هستم برای شرکت در هستی حزبی به منظور شرکت در مبارزه ی درون حزبی که با هدف تصحیح سیاست حزب توده ایران عملی می گردد.

هدف کوشش برای تصحیح سیاست حزب توده ایران، و حتی کوشش برای شرکت در رهبری حزب طبقه ی کارگر ایران به منظور دستیابی به این هدف، کوششی قانونی- اساسنامه ای است!

مضمون آنچه دو رفیق در ص های ۳، ۱۳، ۱۴ تحت عنوان «آلترناتیو»سازی مطرح می‌کنند که من گویا دنبال کرده ام، توضیح و توصیف مستدل و ضروری  موضع انقلابی حزب توده ایران است، آنطور که من آن را درک می کنم. من مجاز هستم این موضع انقلابی را موضع حزب توده ایران بنامم و برای توده‌ای ها و هواداران و متحدان نزدیک و دور به توضیحی ترویجی- روشنگرانه و تبلیغی برای آن بپردازم.

این وظیفه از این رو وظیفه ای تاریخی و ضروری است، زیرا «جناح راست» با سیاست یک سویه ی خود در طول سی سال، حزب توده ایران را به انزوا کشانده است. جایگاه حزب طبقه ی کارگر را که در وسط جریان رود نبرد طبقاتی و تحولات ترقی خواهانه در ایران است، به کناره های پر گل و لای رانده است. شرایطی ایجاد شده است که چپ سردرگم در حزب چپ ایران (فداییان) تاریخ حزب توده ایران را حاشا می کند. تعطیل مبارزه ی سوسیالیستی در سی سال اخیر توسط «جناح راست»، تناسب نیروها را در ایران علیه مواضع انقلابی حزب توده ایران تغییر داده است و زمینه‌های دیگری که می‌توان به این فهرست افزود.

من حضور «جناح راست» (اط) را در حزب همانقدر پراهمیت ارزیابی می‌کنم که حضور «جناج چپ» را ارزیابی می کنم. هر کدام باید بتوانند با حفظ مواضع خود در بحث درون حزبی شرکت کنند. سیاست حزب را رأی اکثریت تعیین می کند. اقلیت، با حفظ موضع مشخص خود ولی برای تحقق بخشیدن به نظر خود در مبارزه ی قانونی- اساسنامه ای در حزب شرکت می‌کند و همزمان به اجرای مصوبه ی اکثریت می پردازد!

چنین ارزیابی، یک ارزیابی لنینیستی است از کارکرد حزب طبقه ی کارگر ایران و در هر جامعه ی دیگر. در حالی که موضع «محترمانه» و دیپلوماتیک و با فاصله، موضع احزاب سیاسی در سرمایه داری هنگام برخورد با یکدیگر است. «دمکراسی پارلمانی» در سرمایه داری بر چنین برخورد «محترمانه» قرار دارد. در حزب طبقه ی کارگر ولی می‌تواند حتی برخوردهای تند نیز پیش بیاید، رفیق طبری در دیدار از خویشتن گوشه‌هایی از آن را بازگو می کند. چنین برخورد اگر صادقانه عملی می شود، زشت ولی مجاز است. برخورد لنین بارها چنین نمونه‌ای را قابل شناخت می سازد.

تنها یک نکته دیگر را مورد اشاره قرار دهم. دو رفیق نویسنده در نوشتار خود هفت بار رابطه ی من راکه  در سال‌های معینی با علی خدایی بر قرار بود، با فرمول «به کمک علی خدایی و راه توده» مشخص می کنند. ولی در باره ی محدودیت زمانی آن و این واقعیت که سال هاست بکلی وضعی دیگر برقرار است، سکوت می کنند. این در حالی است که موضع سیاسی علی خدایی، یعنی همان «موضع مان» نزد او و موضع این رفقا از نظر مضمونی در تمام سال‌ها اخیر انطباق دارد. تفاوت موضع این رفقا و علی خدایی، مخالفت با پیروی کردن از حاکمیت سرمایه داری کنونی توسط هیچ کدام نیست. اختلاف بر سر پیروی کردن  از «کدام» لایه تفاوت میان  ۱۰  مهر و علی خدایی است!

برای روشنگری در باره ی این انطباق موضع میان جریان ۱۰ مهر و علی خدایی، نمی بایستی به ذکر این نکته پرداخت که در دوره اقامت در افغانستان میان رفیق ۱۰ مهری و علی خدایی نزدیک‌ترین رابطه برقرار بوده است، آن هنگام که «فعالیت در مرز عملی می‌شد». این نکته را من به عنوان انتقاد و سرزنش مطرح نمی سازم. بلکه می‌خواهم گفته باشم که پافشاری برای ایجاد ارتباط میان من و خدایی، کوشش موفقی نمی‌تواند باشد و نمی‌تواند به سرمایه سیاسی بدل گردد.

این طور به نظر می رسد که خدایی در مهاجرت برای رسیدن به هدف های خود در هر دوره ای همکار یکی از رفقا شد ولی دیگر باید او را به حال زار خود رها کرد و مرکز بحث ها قرار نداد.

در ضمن، من هیچ‌کس و ازجمله علی خدایی را «پلیس» ننامیده ام و نمی دانم! در توصیف فیلمی که از زنده یاد رفیق بانو مریم فیروز عزیز ازجمله در بی بی سی به نمایش گذاشته شد، علی خدایی در ٬٬راه توده٬٬ اعلام کرد که فیلم توسط «رفقای» آن‌ها برداشته شده است. برخورد رفیق زنده یاد مریم به این افراد گویای جایگاه آن‌ها در اطراف خود است و نیازی به نامگذاری ندارد!

موضوعی که باید به آن پرداخت، و رفقای ۱۰ مهر به آن همانقدر تن نمی‌دهند که رفقای نویدنو، عدالت و دیگران به آن تن نمی دهند، این نکته است که سیاست مستقل طبقاتی حزب توده ایران و برنامه حداقل کارگری آن در نظرات جریان های توده‌ای از چه وزن و جایگاهی برخوردار است؟ نکته‌ای که زنده یاد جوانشیر در سیمای مردمی حزب توده ایران طرح و درستی و صلابت نظری- سیاسی برنامه ی انقلابی حزب طبقه ی کارگر ایران را به ثبوت رسانده است!

پیشنهاد من آن است که رفقای ۱۰ مهر، عدالت، نویدنو و همه ی رفقای توده ای موافقت کنند، با بررسی مشترک برای تعیین جایگاه و مضمون سیاست شناخته شده ی حزب توده ایران که در کتاب بالینی هر توده‌ای با توانایی یک دانشمند توده‌ایِ درجه اول ترسیم شده است، و درست در دوران انقلاب بهمن نگاشته شده است، نقطه ی مشترک را تشکیل دهد برای پایان دادن به پاره پاره بودن حزب توده ایران!

تنها از این طریق و با یافتن دیالکتیک مبارزه در داخل و خارج از کشور می‌توان شرایط ضرور را برای نزدیکی گروه‌های توده‌ای و ایجاد شرایط یک پارچگی آن و شرکت آن در هستی حزب توده ایران تأمین نمود.

با تدارک لازم می‌توان به برگزاری سمیناری علمی در این زمینه پرداخت!؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *