چرا کمونیست ستیزان نگرانند؟
سیاست صلح آمیز همزیستی مسالمت آمیز!

سخن روز شماره ۲۲
۲۷ تیر ۱۳۹۹، ۱۶جولای ۲۰۲۰

اگر می بایستی در بحران ناشی از اپیدمی کرونا یک سویه ی مثبت را جستجو کرد، آنوقت می بایستی به این پرسش پاسخ داده می شد که تفاوت میان دو سیستم  در مبارزه علیه پاندمی کرونا در چه پدیده‌هایی قابل شناخت است؟!

از تفاوت میان سیستم سوسیالیستی در جمهوری خلق چین، ویتنام، و یا کوبا با سیستم حاکم بر کشورهای سرمایه داری، ازجمله در کشورهای پیشرفته و امپریالیستی می‌توان به چه نتیجه‌گیری رسید و از آن برای انجام وظایف دیگر اجتماعی چه چیز آموخت؟

مارکسیست ایتالیایی، فراچسکو مارینگیو، در نوشتاری «موثر بودن سیستم سوسیالیستی» را برای محدود ساختن پیامدهای پاندمی کرونا با ارایه ی راهکارهای اتخذ شده در جمهوری خلق چین، جمهوری سوسیالیستی ویتنام و کوبا مورد بررسی قرار می‌دهد و برجسته می‌سازد (فررانسیسکو مارینگیو، مؤثر بودن سیستم سوسیالیستی در نبرد علیه کویدو/۱۹ در نمونه ی چین، دفاتر مارکسیستی ۴/۲۰۲۰).

مارینگیو نکته ی مرکزی را برای موفقیت این کشورها در مبارزه علیه پاندمی در «تامین کلیه مخارج برای تشخیص و درمان» برای همه ی بیماران توسط جامعه اعلام می کند، «گرچه هر دو کشور [هنوز] فاقد یک نظام رایگان عمومی در زمینه بهداشت و پزشکی هستند.»

در هر دو کشور بیمه های درمانی وظیفه ی تأمین سلامتی کارکنان را به عهده دارند که اخیراً در جمهوری خلق چین دهقانان را نیز در برگرفته است. وضع در کوبای سوسیالیستی با رایگان بودن تأمین بهداشت و سلامتی چنین است که سطح متوسط عمر در آن بالاتر است از در ایالات متحده آمریکا (کوبا ۷۸،۶۶، آمریکا ۷۸،۵۴ سال).

مارنگیو علت موفقیت را در جمهوری خلق چین برخورد «سیستمی» به پدیده ی «وضع غیرعادی سلامتی» ناشی از پاندمی می داند، در حالی که وضع اسفبار پاندمی در کشورهای سرمایه داری ناشی از برخورد «فردگرایانه» با همین پدیده است. پدیده‌ای که سرشت اقتصاد کشور را نیز تشکیل می دهد. ایران نمونه‌ ی چشمگیر منفی در این زمینه است!

مارکسیست ایتالیایی برجسته می‌سازد که «کلید غلبه بر مشکلات» در چین در این واقعیت نهفته است که «در بخش های سلامتی، آموزش و علمی- پژوهشی واقتصادی- اجتماعی، ساختارهای عمومی- اجتماعی  قادر هستند به صورت سیستمی وارد عمل شوند.»

با ذکر منبع، مارینگیو «چندین پژوهش تحقیقاتی» را برمی شمرد که «نشان داده‌اند که حتی تقلیل تفاوت‌ها در سطح زندگی لایه‌های مردم، توانایی ساختارهای عمومی را برای تأثیر گذاری به منظور حفظ منافع عمومی- کلیت جامعه ارتقا می دهد. برعکس، با تضعیف ساختارهای عمومی (دولتی)، منابع در خدمت سودورزی منافع خُرد خصوصی به کار گرفته می شود. .. تجربه ی کنونی نشان می‌دهد که دولت چین در نبرد علیه کوید-۱۹ برخلاف کشورهای غربی، مستقل از نیازهای سودورزی حداکثر توسط سیستم خصوصی عمل می کند.»

گرچه در مقاله ی خود نظریه پرداز مارکسیست ایتالیایی نکته‌های دیگری را نیز در توصیف سیستم سوسالیستی توضیح می‌دهد که انتقال آن ضروری می بود، ولی برای طرح مساله ی اصلی در مقاله ی حاضر که نشان دادن مؤثر بودن سیاست صلح آمیز همزیستی مسالمت آمیز است که جمهوری خلق چین با کشورهای دیگر دنبال می کند، نکات پیش کافی است.

تنها اشاره شود که در چین اسلوب «محدود ساختن شدید انتشار ویروس» از طریق برقراری قرنطینه موثر، در برابر اسلوب «مدل غربی» قرار داشت که هدف آن ایجاد «مصونیت منطقه ای» در مراکز شیوع بیماری است. بی تردید برتری در تجربه ی کنونی به مدل چینی تعلق دارد. در مدل اول، نکته مرکزی «نجات جان انسان هدف است»، در مدل دوم ایجاد شرایط برای «فعالیت های اقتصادی» هدف است.

برای مدل سوسیالیستی مبارزه ی سیستمی علیه پاندمی، رفیق مارینگیو پنج ویژگی قایل است که در قراردادی نیز بازتاب مناسب یافته است که ظاهراً میان ایرانِ ج ا و جمهوری خلق چین در شرف تنظیم است.

اول- سیستم سوسیالیستی قادر است منافع را با سرعت به خدمت بگیرد؛ این امر برای کلیه ی عرصه های هستی جامعه صادق است.

دوم- منافع عمومی – حفظ جان – در مرکز کارکرد دولتی قرار دارد؛ رشد سریع سهم انرژی قابل بازتولید خورشیدی و بادی در چین نمونه ی چشمگیری را در این زمینه تشکیل می‌دهد که با بهبود شرایط زیست محیطی و حفظ مادرزمین همراه است.

سوم- تصمیم گیری برای تجهیز و جهت دادن منابع به سود توسعه ی عدالت اجتماعی و رفاهِ جامعه؛

چار- تجهیز منابع همه جانبه تر عملی می گردد؛ امری که در رشد سریع سطح تکنیک و علم در چین قابل شناخت است.

پنج- توانایی نظام سوسیالیستی است برای ایجاد تفاهم اجتماعی در سطح جامعه برای تصمیم های دمکراتیک اتخاذ شده. امری که بازتاب رشد فرهنگی جامعه ی سوسیالیستی را به نمایش می گذارد.

رشد فرهنگ سوسیالیستی در جمهوری خلق چین در برخورد بخش خصوصی آن نیز با بحران پاندمی کرونا خود را نشان داد. بخش خصوصی در مبارزه با پاندمی نقشی فعال در چارچوب برنامه تنظیم شده توسط دولت جمهوری خلق چین و حزب کمونیست چین به عهده گرفت. برای نمونه: «مجموعه علی بابا، برای ساختارهای عمومی پژوهشی ظرفیت‌های مجانی در کمپیوتر مرکزی خود ایجاد نمود، به منظور تشخیص ژن ویروس در ارتباط با تحقیقات برای واکسن و داروهای درمانی. نیوسفت مئدیکال، به ساختن بیمارستان ها پرداخت ..» و نمونه‌های دیگر.

بدین ترتیب نظام سوسیالیستی در جهان در دوران پس از پیروزی ضد انقلاب در اتحاد شوروی، از آنچنان توانایی‌هایی برخوردار شده است که تناسب نیروها را در سطح جهانی بهم ریخته است و دورنمایی موفقیت «مدل لنینی نپ» را برای توسعه و رشد اقتصادی- اجتماعی قابل شناخت ساخته است.

این موفقیت‌ها تنها ترامپ و دستگاه‌های تبلیغاتی کشورهای غربی را دچار نگرانی کشنده نساخته است. همه ی کمونیست ستیزان در آن شریکند، ازجمله کمونیست و توده‌ای ستیزان ایرانی در داخل و خارج از کشور. آن‌ها دریافته‌اند که سیستم سوسیالیستی از تجربه ی گذشته بسیار آموخته است. در این آموزش دیگر پرواز تاریخی «یوری گاگارین» به فضا، به عنوان برتری نظامی در نبرد بین دو سیستم کافی ارزیابی نمی شود. تغییرات اقتصادی- اجتماعی را این آموزش به عنوان پشتوانه آن ضروری می‌داند و در این زمنیه نیز سیستم سوسیالیستی با موفقیت روبروست.

اکنون سیاست صلح آمیز همزیستی مسالمت آمیز از زمینه ی قدرتمند ارایه استراتژی صلح آمیز در برابر برنامه ی گلوبالیسم امپریالیستی برخوردار شده است که هدف تبدیل کردن کشورها را به نومستعمره ی خود دنبال می کند. برنامه «راه ابریشم» جدید که دولت چین با سرمایه‌گذاری های کلان در جهان به پیش می برد، عمده ترین عنصر را در نبرد صلح آمیز در رابطه میان کشورها با سیستم متفاوت اقتصادی- اجتماعی تشکیل می دهد. عنصری که به طور مستقیم علیه سیاست تجاوزکارانه و جنگ طلبانه امپریالیسم و سرمایه مالی امپریالیستی عمل می کند.

قراردادی که نگرانی کمونیست ستیزان و توده‌ای ستیزان را در ایران و خارج برانگیخته است که  احتمال انعقاد آن میان جمهوری خلق چین و ایران ایجاد شده است، و مشابه قراردادی است که چین ازجمله با برخی از کشورهای عربی و با بیش از سی کشور افریقایی، اروپایی و آمریکای لاتین  نیز منعقد کرده است که در خدمت تحکیم سیستم سوسیالیستی قرار دارد که قدرت خود را ازجمله در مبارزه علیه پاندمی کرونا و همچین خروج یک میلیارد انسان از زیر مرز فقر در چین نشان داده است.

هدف این قرارداد احتمالی توسعه صلح آمیز رابطه ی اقتصادی و بازرگانی میان کشورهای مختلف با احترام به منافع متقابل است. که همزمان هدفی صلح آمیز علیه سیطره ی نظامی امپریالیستی، علیه سیاست تجاوزگرانه ی امپریالیسم آمریکاست که تنها ده‌ها پایگاه نظامی در اطراف جمهوری خلق چین ایجاد کرده است.

نبرد طبقاتی و همزیستی مسالمت آمیز

مبارزه میان دو سیستم را باید از نبرد طبقاتی در هر کشور جدا مورد توجه قرار داد.

در ایران، مردم زجرکشیده آن زیر فشار سلطه ی چهل ساله ی دیکتاتوری ولایی قد علم می کنند. رژیمی که به مجری برنامه اقتصادی دیکته شده توسط امپریالیسم در ایران بدل شده است. زحمتکشان برای نجات خود و کشور از زیر سلطه ی دیکتاتوری در نبردی سهمناک دست پنجه نرم می‌کنند و آبدیده می شوند.

ادامه ی هوشمندانه این نبرد با برنامه‌ای همه جانبه به منظور پیش برد مبارزه ی دمکراتیک- اتحادی و سیاسی با دورنمای خروج از سلطه ی سیستم سرمایه داری وابسته به اقتصاد جهانی امپریالیستی، وظیفه‌ای است که در برابر مردم میهن ما و همه ی نیروهای جدی و مسئولیت پذیر جامعه و احزاب سیاسی، به ویژه در برابر حزب توده ایران، حزب طبقه ی کارگر ایران قرار دارد.

حزب توده ایران و همه ی میهن دوستان ایرانی مخالف هیچ گام مثبت رژیم دیکتاتوری ولایی در منطقه و جهان نیستند، ازجمله شرکت در برنامه صلح آمیز برپایی جاده ابریشم جدید به مثابه جایگزین در برابر سلطه ی اقتصادی- نظامی امپریالیسم.

اگر ایرانِ ج ا نهایتاً این قرارداد را امضا کند و به مورد اجرا بگذارد، دیکتاتوری ولایی خادم نظام سرمایه داری وابسته به اقتصاد امپریالیستی برای اولین بار در عمر خود به اجرای برنامه‌ مرکزی ای می پردازد که در چارچوب نبرد میان دو سیستم اقتصادی- اجتماعی سوسیالیستی و سرمایه داری توسط دولت چین تنظیم شده است و از حق حاکمیت ایران حمایت می کند. این گامی مثبت است و باید خواستار تحقق بخشیدن دقیق آن شد.

رابطه ی مبتنی بر قرارداد رسمی و زمان دار میان دو کشور، ضرورت تنظیم یک برنامه ی مرکزی برای اقتصاد ملی ایران را در جامعه تقویت می کند.

تنظیم چنین برنامه‌ای شرایط را برای شرکت کارشناسان و مدافعان طبقه کارگر ایران و دیگر زحمتکشان ازجمله نزد همه ی خلق های ساکن ایران در بحث و کمک به تنظیم چنین برنامه ی مرکزی تقویت می کند. جنبش کارگری از شرایط مساعدتری می‌تواند برای مبارزه ی خود به منظور بهبود شرایط کار و زندگی برخودار شود.

افسانه «نه شرقی و نه غربی» و یا «قرارداد ترکمنچای» و غیره که گروه‌هایی علم کرده اند، هدفی دیگر را دنبال می کند. آن‌ها در نبرد میان دو سیستم، جای خود را در کنار غارتگران امپریالیستی و تجاوزگران نظامی و پامال کنندگان حق حاکمیت ملی ایران می‌دانند و پستان برای چنین سیاست ضد مردمی و ضد ملی به تنور می چسبانند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *