پیام پر بار در نشریه ی ایران فردا!
نگرشی به گفتگوی نشریه با مبارزه ملی- مذهبی سید علیرضا بهشتی

سخن روز شماره ۲۳
۱ مرداد ۱۳۹۹، ۲۲ جولای ۲۰۲۰

چند روز پیش در مقاله ی پیام پر بار «جناح راست» در حزب توده ایران؟ (*) سویه های سیاسی و نظری نزد بخشی از رهبری حزب توده ایران شکافته شد که همانند نظرنزد بسیاری از گروه‌های طیف چپ ایران، ازجمله راه کارگر، حزب چپ ایران (فداییان) و دیگران، به قول محمد رضا شالگونی «مبارزه ی دمکراتیک» را در شرایط کنونی «عمده» ارزیابی می کند و این مبارزه را مطلق گرانه و به تنهایی برای جمع آوری نیروها به منظور گذار از دیکتاتوری ولایی کافی می داند.

«جناح راست» نه تنها در حزب توده ایران، در جستجوی یک «برنامه حداقل» است که گویا می‌تواند «مخرج مشترک» فعالیت همه ی نیروهای آزادیخواه برای مبارزه به منظور برپایی یک «جمهوری دمکراتیک سکولار» در ایران باشد.

این برنامه ی استراتژیک که علی‌رغم تجربه ی منفی انکار ناپذیر نتایج آن در سی سال اخیر در ایران، توسط طیف چپ سرگردان ایران – که در‌واقع همان جناح راست در طیف چپ است – با سماجت دنبال می شود، به واقعیت نیاز و منافع آنی و آتی جامعه بی توجه است.

اکنون نشریه ملی- مذهبی ایران فردا با سید علیرضا بهشتی گفتگویی با عنوان «ائتلاف برای عدالت» انجام داده است که پرسش مرکزی در آن، پرسش درباره ی جایگاه مساله «عدالت» است «به عنوان محور ائتلاف های آینده»(*).

در گفتگو، نظریه پرداز ملی- مذهبی با اشاره به تاریخچه نبرد برای تحقق بخشیدن به عدالت اجتماعی پس از پیروزی انقلاب بهمن، و توضیح برخی از علت‌ها برای ناکامی آن، مقوله ی «عدالت» را در ابعاد اقتصادی- اجتماعی آن – در ابعاد قومی، مذهبی، جنسیت، معیشت و.. – تعریف می کند. او خواست «عدالت» را به عنوان محور برای «اجماع همپوش در رابطه با اصول عدالت» مطرح می سازد. 

«محوری» که به نظر فعال ملی- مذهبی می‌تواند به «سراشیب سهمناکی» پایان دهد که در آن «قرار داریم». سراشیبی که او آن را در «انتظار در اتوبوس انتخابات نشستن» می نامد.

به نظر نظریه پرداز ملی- مذهبی، «چنین ائتلافی» می‌توان آن هنگام پا بگیرد که «جنبش دمکراتیک» با توجه به مبارزه جاری در ایران، با دفاع از خواستِ «اقشار آسیب پذیر» جامعه، به «درکی عینی از مشکلات و معضلات معیشتی آنان» دست یابد. او با خاطرنشان ساختن «چهره های متنوع» عدالت خواهی، همانطور که اشاره شد، «فهرستِ» بی‌عدالتی را ذکر می‌کند و آن را به درستی بی‌عدالتی در حقوق «قومیت، دین، مذهب، جنسیت، معیشت و..» اعلام می کند.

علیرضا بهشتی با تکیه بر این واقعیت که «کم تر می توان جنبش دمکراتیکی را در دنیا سراغ گرفت که دست کم گوشه چشمی به مساله عدالت نداشته باشد»، از محدود ساختن مبارزه تنها «به نقد وضعیت موجود» هشدار می دهد. او هشیارانه گوشزد می‌کند که بدون ارایه یک «نگرش اقتصادی و اجتماعی تبیین شده» و «غافل ماندن از ارایه راه حل‌های عملی مؤثر، انتظار ایفای نقش آفرینی در تحولات آینده به صورت یک آرزو باقی خواهد ماند»!

هنگام مطالعه ی گفتگوی ایران امروز با دوست گرامی سید علیرضا بهشتی که بسیار لذت بخش است، در ذهن خواننده این نکته تداعی می‌یابد که انگار او مواضع انقلابی و شفاف خود را در پاسخ به موضع «جناح راست» نزد برخی ازمسئولان حزب توده ایران در مقاله ی پیش گفته در نامه مردم مطرح می سازد. او که یکی از علت‌های ناکامی «جنبش دوم خرداد» و در کل جنبش اصلاح طلبی را در ایران این واقعیت ذکر می‌کند «که اکثر فعالان جنبش دوم خرداد .. مزه بی‌عدالتی در عرصه سیاسی را چشیده بودند، اما عواقب بی‌عدالتی در عرصه اقتصادی را لمس نکرده بودند»، موضع انقلابی خود را مستند می سازد.

به سخنی دیگر، او جدایی «جنبش دوم خرداد» را از نیاز، خواست و منافع آنـی و آتـی توده های مردم و پرداختن آن‌ها را به «توسعه ی سیاسی» به عنوان گام نخست و عمده در مبارزه، علت اصلی برای دوری اصلاح طلبی در ایران از مواضع ترقی خواهانه ارزیابی می کند.

برای او پذیرش «الگوی توسعه دولت های پس از جنگ» که در آن «عدالت خواهی در اولویت قرار نداشت» توسط «نیروها و شخصیت‌ها ی چپ و عدالت خواه»، عنصر اسفباری را تشکیل می دهد که باعث «تضعیف جنبش اصلاحات» شد و سرنوشت آن را رقم زد!

او در همان پرسش اول برجسته می‌سازد که «تصور غالب بر [اندیشه ی] چهره‌های اندیشمند اصلاح طلب این بود که عدالتخواهی با آزادیخواهی سازگار نیست.» به نظر او فاجعه هنگامی تکمیل شد که «بخش قابل توجهی از اصلاح طلبان [که] همان چهره‌های چپ دهه نخست پس از پیروزی انقلاب بودند، .. فاصله گیری از چپ روی را از اجزای لازم برای تولد دوباره خود به عنوان یک جریان سیاسی تازه نفس» شمردند.

به سخنی دیگر، سردرگمی نظری و سیاسی «چپ مذهبی» مشابه است با گرفتاری نظری- سیاسی دیگر گردان ها در طیف چپ ایران. همه ی این گروه‌های سردرگم در طیف چپ ایران، به اصطلاح به منظور دوری از «چپ روی»، آنقدر عقب نشستند که از آن طرف بام به زیر افتادند.

تاکتیک فرار از صحنه ی اصلی نبرد به استراتژی مشترک طیف چپ سرگردان ایران بدل شد. تاکتیک فرار، به استراتژی و به ابزار مشترک برای فروپاشاندن جایگاه مؤثر جنبش چپ و عدالتخواه فرا روید. به مانع اصلی برای ایجاد زیربنای «عدالت اجتماعی» در ایران تبدیل شد.

نقطه ی مشترک در موضع طیف چپ مذهبی و غیر مذهبی در ایران علت اصلی ناتوانی آن ها در تغییر شرایط حاکم در ایران است. تنها با پایان دادن انقلابی به این استراتژی نادرست، راه تجهیز و سازماندهی توده ها برای تغییرات بنیادین در ایران گشوده خواهد شد.

در دوران پس از پیروزی انقلاب بهمن ۵۷ مردم میهن ما، به جای برپا شدن جبهه متحد خلق برای مبارزه ی مشترک به منظور تعمیق انقلاب بزرگ بهمن ۵۷ مردم میهن ما از فاز سیاسی به فاز اقتصادی- اجتماعی که استراتژی هوشمندانه و موفق حزب توده ایران را در این دوران تشکیل می داد، جریان های راست و ارتجاعی قادر به تثبیت مواضع سیاسی و اقتصادی خود در ایران از این طریق شدند، که راه اصلاحات انقلابی را مسدود ساختند و با یورش همه جانبه دستاوردهای انقلاب مردم را پامال نمودند.

– هنگامی که نظریه پرداز ملی- مذهبی با هشیاری در پایان گفتگوی خود پیگیر نبودن جنبش آزادیخواهی را در دفاع از نیاز عدالتخواهانه ی زحمتکشان و توده ی مردم به عنوان خطری جدی برجسته می سازد؛

– هنگامی که او بهره گیری «ابزاری» را از نیازهای زحمتکشان و منافع آنی و آتی آن‌ها توسط طیف چپ ایران مورد انتقاد قرار می‌دهد که به منظورتحقق بخشیدن به برنامه‌های دمکراسی خواهی خود به خدمت می گیرد؛ 

– هنگامی که طیف چپ ایران به تاکتیک شکست‌خورده یِ بسنده کردن جنبش آزادیخواهی به مبارزه ی «در عرصهٔ سیاسی» کماکان ادامه می دهد، جنبش مردمی دمکراتیک و ملی در ایران با خطری روبروست که نظریه پرداز در پایان گفتگو خاطر نشان می‌سازد و گوشزد می کند: طیف چپ نقش تعیین کننده در تغییرات آینده ایفا نخواهد نمود!

نظریه پردازِ چپ ملی- مذهبی موضع شفاف و صریح خود را در باره ی این خطر در پایان چنین توضیح می‌دهد و درستی آن را گوشزد می کند: «اگر [طیف چپ سردرگم] بخواهد عدالت خواهی [را] صرفاً به عنوان ابزاری برای حضور در عرصهٔ سیاسی یا حتی اجتماعی استفاد کند، یا اگر خود را به نقد وضعیت موجود محدود کند و از ارایهٔ راه حل‌های عملی مؤثر غافل بمانند ..»، قادر به تأثیر گذاری در نبرد طبقاتی جاری در ایران نخواهد بود و «انتظار ایفای نقش آفرینی در تحولات آینده به صورت یک آرزو باقی خواهد ماند»!

بدین ترتیب نظریه پرداز ملی- مذهبی، دوست گرامی سید علیرضا بهشتی با شفافیت بر لزوم ارایه برنامه اقتصادی- اجتماعی توسط جنبش آزادیخواهی و عدالت طلبانه کنونی پای می فشارد که در انطباق کامل است با برنامه حداقل کارگری حزب توده ایران برای مرحله ی ملی- دمکراتیک انقلاب و فرازمندی جامعه ی ایرانی.

دوست گرامی بهشتی خواستار «پایبندی به استلزاماتی» است که بر شمرده است. در مرکز آن «ارایه برنامه» برای آن چیزی است که باید برپا داشت. برنامه ای که نقش پرچم مبارزه را در نبرد طبقاتی اقتصادی- اجتماعی جاری ایفا می کند. حزب توده ایران در این زمینه از دیرباز فعال است و دارای آمادگی برای گفتگو است.

به طور مشخص پیشنهاد می‌شود که برای آغاز فعالیت مشترک به منظور تنظیم چنین برنامه ی حداقل مشترک، کمیسیونی  تعیین شود. در سازماندهی این امر می‌تواند نشریه ایران فردا نقش برجسته ایفا سازد. صفحه توده‌ای ها با شادی و خشنودی با نشریه ملی- مذهبی ایران فردا همکاری خواهد نمود. می‌توان اشکال متفاوتی را برای تبادل نظر و همکاری یافت.

خوشبختانه تنظیم یک برنامه برای اقتصاد ملی ایران که در آن به گفته فرشاد مؤمنی «آزادی ثمره ی عدالت اجتماعی» است، نباید از صفر آغاز کند و یا در جستجوی راه‌ موهوم ٬٬سوم٬٬ بیش از این نیرو و زمان را از دست دهد.

اقتصاد سیاسی که به آن میهن ما برای رشد و توسعه اقتصادی و تعمیق روزافزون عدالت اجتماعی نیاز بی تردید دارد، می‌تواند تنها اقتصاد سیاسی ملی- دمکراتیکی باشد که شرط اول برپایی آن خروج پیگیر است از سیستم سرمایه داری دیکته شده توسط امپریالیسم. پایان دادن به همه ی وابستگی‌ها نواستعماری ایران است به امپریالیسم.

جهت گیری ملی- دمکراتیک اقتصاد سیاسی در برنامه ی اقتاد ملی باید با توجه به امکان های ذهنی و عینی و تجربه‌های گذشته در ایران و همچنین بهره گیری هوشمندانه از تجربه در کشورهای دیگر در حال رشد، از ویژگی «مدل ایرانی» خاص خود برخودار باشد.

اقتصاد سیاسی جامعه پساسرمایه داری در ایران می‌تواند تنها آن هنگام با موفقیت روبرو گردد که از خود «پایبندی به استلزاماتی» را نشان دهد که راه حل نهایی دو تضاد تاریخی در ایران تشکیل می دهند:

حل مساله آزادی‌های دمکراتیک قانونی و حقوق دمکراتیک و حفظ منافع ملی میهن همه ی ایرانیان ساکن سرزمین ایران از یک سو و تأمین شرایط برای رشد نسبی و روزافزون عدالت اجتماعی برای طبقه ی کارگر و دیگر زحمتکشان که زنان و خلق های ایران محروم ترین آن‌ها را تشکیل می دهند، از سوی دیگر!

*

(https://tudehiha.org/fa/12105)

به نقل از کلمه ۱۵ تیر ۱۳۹۹

https://www.kaleme.com/1399/04/25/klm-280449/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *