«گشایش اقتصادی» و اقتصاد سیاسی ملی- دمکراتیک!
نگرشی به «یاداشت سیاسی اخبارروز»

سخن روز شماره ۲۶
۱ شهریور ۱۳۹۹، ۲۲ آگوست ۲۰۲۰

«یاداشت سیاسی اخبارروز» که در زیرعنوان خود به درستی وحدت «خیابان و کارخانه» را در «پراتیک انقلابی» نبرد طبقاتی کنونی در ایران به عنوان ارایه «راه حل» خروج از بن‌بست تاریخیِ اقتصادی- اجتماعی در ایران اعلام می‌کند و آن را در برابر ترفند برنامه دولت حسن روحانی برای «گشلیش اقتصادی» و اقتصاد سیاسی حاکم کنونی قرار می دهد، رابطه ی عمده و اصلی را میان نبرد طبقاتی در ایران و نقش رهایی بخش آن را برای رشد جامعه ی ایرانی برقرار می کند.

اخبارروز با ایجاد این رابطه ی تئوریکِ به جا، بحث نظری را درباره ی جایگزین اقتصاد سیاسی مردمی- دمکراتیک و ضد امپریالیستی- ملی برای اقتصاد سیاسی نئولیبرالِ حاکم به سطحی بالاتر ارتقا می دهد.

در تزهای فویرباخ مارکس- انگلس نقش تعیین کننده ی «پراتیک انقلابی» را برای تغییر شرایط هستی انسان برجسته می سازند. آن‌ها واکنش احساسی و تعقلی انسان هوشمند و آگاه را برای انتخاب راهکار برجسته و خاطر نشان می سازند. انسان فعال از میان امکان های ممکن آن راهکاری را انتخاب می‌کند که برای او در شرایط مشخص حاکم مناسب‌ترین اهرم را به منظور دستیابی به هدف خود ارزیابی می کند. با این انتخاب انسان امکانِ تاریخی و ضروری را به سود تغییرات ترقی خواهانه هستی خود و جامعه نشان می دهد.

از این رو امر «پراتیک انقلابی» انسان در نبرد طبقاتی نقش درجه اول را در صحنه ی شناخت سیاسی از وقایع به نمایش می گذارد. لذا ذکر وحدت «خیابان و کارخانه» در «یادداشت سیاسی اخبارروز» پر اهمیت و مستدل است.

بانیان سوسیالیسم علمی این انتخاب ٬٬ضروری- تاریخی٬٬ را عنصر اصلی در نبرد طبقاتی ارزیابی می کنند. آن را عنصر رهایی بخش در نبرد طبقاتی ارزیابی می کنند. مارکس- انگلس این واکنش را توسط انسان، نشان گذار انسان آگاه از نگرش ماتریالیستیِ ظاهربین به واقعیت، به نگرش ماتریالیسم دیالکتیکی و تاریخی می دانند که «ماتریالیسم قدیمی- فویرباخ» را پشت سر می گذارد.

تعریف وحدت «خیابان و کارخانه» همزمان انگشت بر روی نیروی می‌گذارد که نقش آن و نبرد طبقاتی آن در لحظه ی تاریخی، نقش تعیین کننده را در روند تغییرات بنیادین و گذار از دیکتاتوری در میهن ما داراست. طبقه ی کارگر ایران به نیروی تاریخی برای حل مساله ی تاریخی آزادی و استقلال ایران بدل شده است که بورژوازی و خرده بورژوازی در دویست سال گذشته برای آن کوشیدند! تجربه ی ناکام انقلاب بهمن تجربه ی منفیِ سنگینی را در تاریخ این مبارزات تشکیل می دهد.

تظاهر مبارزه جویانه ی چنین «پراتیک انقلابی» در نبرد طبقاتی در ایران برای ما ایرانی‌ها غرورآمیز است و نشان سطح آگاهی طبقاتی زحمتکشان یدی و فکری را در میهن ما برای هر مدعی به اثبات می رساند. «اعتراضات مستمر خیابانی و اعتصابات گسترده ی کارگری در ایران که این روزها شاهد آن هستیم، … آن بستری [را یافته] است که از درون آن پاسخ [ترقی خواهانه به] رئیس جمهور فریبکار اسلامی در حال شکل‌گیری است. مردم [و زحمتکشان] برای تحقق مطالبات خود دیگر به راه حل‌های دزدان و غارتگران و عاملان بدبختی و فلاکت خود .. گوش نمی‌دهند و راه نجات خود را در اعتراض در خیابان و اعتصاب در کارخانه دنبال می کنند»!

متأسفانه ولی اخبارروز در ادامه ی سخن برداشت نظری درست و مستدل خود را درباره ی عنصر پراهمیت «پراتیک انقلابی» توده ی مردم و زحمتکشان یدی و فکری پیگیرانه دنبال نمی کند. اندیشه از آنچه گفته است به نتیجه‌گیری سیاسی نمی پردازد. نتیجه‌گیری سیاسی خود را به صورت یک تز خام و درک نشده و مستدل نشده مطرح می‌سازد. درستی آن را به اثبات نمی رساند.

اخبارروز با اعلام «جمهوری دمکراتیک و اداره ی شورایی و نظارت کارگری بر اقتصاد و کارخانه ها» به عنوان خواست «خیابان و کارخانه»، نسخه ی خام و مبهم و درک نشده ای را به صورت یک انتزاع توخالی به عنوان «راه حل .. پیش پای کارگران، معلمان، دانشجویان، بازنشستگان، فرهنگیان و همه ی آزادی خواهان ایران» قرار می دهد!

نتیجه‌گیری سیاسی، همانطور که در سطور زیر نشان داده خواهد شد، در ادامه ی طرح نظری- تئوریک «پراتیک انقلابی» که «خیابان و کارخانه» آن را در ایران ارایه می‌دهند و دنبال می کنند، قرار ندارد. برشی غیرمنطقی در اندیشه به چشم می خورد. برشی اراده گرایانه و غیرمستدل.

جستجوی علت علّـی- ژنتیکی این برش که با منطق نظری در مقاله در تضاد است، از این رو عمده است، زیرا برشی است به سود دفاع از سرمایه داری و اسلوب «تعمییرات اقتصادی» در آن که قبله گاه همه ی مدافعان نظام استثمارگر است!

 اخبارروز می پندارد که «راه حل» بحران اقتصادی- اجتماعی روزافزون را در ایرانِ ج ا، می‌توان «در عرصه اقتصاد خرد» جستجو کرد و یافت!؟ کافی می‌داند که گام تعمییراتی «خرد در عرصهٔ اقتصاد» را با گام «آداره ی کلان کشور»  پیوند زد، تا به «راه حل» مورد نظر «کارگران، بازنشستگان، فرهنگیان و ..» دست یافت!

پذیرش امکان تغییرات اقتصادی «در عرصهٔ اقتصاد خرد» برای ایران تنها به معنای پذیرش نظام سرمایه داری است. امید بستن غیرمستدل است به تز «سرمایه داری خوب» که گویا «راه حل» بحران عمیق ساختاری و کارکرد نظام سرمایه داری فرتوت می باشد. بی توجهی مجرمانه است به کوشش سرمایه مالی امپریالیستی برای تعمیق وابستگی اقتصادی و سیاسی کشورهای پیرامونی به اقتصاد دیکته شده سازمان ها مالی امپریالیستی. ابزار به بند کشیدن کشورهای پیرامونی است از طریق مقروض کردن آن‌ها به سازمان های مالی امپریالیستی.

انفجار در بیروت با پیشنهاد ٬٬کمک٬٬ از طریق صندوق بین‌المللی پول به این کشور نشان ترفند ایجاد بدهی های غیرقابل پرداخت و ورشکست کننده در چنته ی نواستعماری امپریالیسم است!

پنداشت درک نشده از «جمهوری دمکراتیک و اداره ی شورایی و نظارت کارگری بر اقتصاد و کارخانه»‌ از درون تز غیرمستدل و اثبات نشده ی «اسلوب تعمیراتی» در سرمایه داری سیرآب می شود. اسلوبی که در تضاد آشکار قرار دارد با رشد ضروری ترقی خواهانه ی جامعه ایرانی در شرایط کنونی. پنداشتی که به عنوان خواست کارگران و دیگر زحمتکشان یدی و فکری القاء می‌شود و می کوشد مضمون خواست و شعارهای طرح شده را در اعتراض ها و اعتصاب های در جریان از هدف ترقی خواهانه و رهایی بخش نبرد طبقاتی دور کند.

نادرستی و غیرتاریخی بودن پنداشت طرح شده در این واقعیت ریشه دارد، که به طور غیر مستدل می‌کوشد گذار از دیکتاتوری را در ایران با بیان «اداره ی کلان کشور» به گامی استراتژیک بدل سازد! از این طریق، وحدت نیاز «تاریخی- ضروری» ایران و مردم آن را برای برپایی جامعه‌ای دمکراتیک و در خدمت رشد روزافزون و نسبی عدالت اجتماعی نقض می شود.

خواست آزادی و عدالت اجتماعی که در ایران به خواست سراسری زحمتکشان یدی و فکری بدل شده است و یک پارچگی نبرد طبقاتی و نیروی تغییر را در ایران به نمایش می‌گذارد و دورنمای رهایی بخش نبرد طبقاتی را قابل شناخت و درک می سازد، دارای مضمونی کیفی نسبت به تغییر شرایط حاکم در روبنا و زیربنای سرمایه داری است.

بحث و شکافتن مضمون یکپارچه ی کیفی شرایط حاکم بر روبنا و زیربنای سرمایه داری حاکم در این سطور، سخن را به درازا می‌کشاند و باید به طور مجزا به آن پرداخت. تنها اشاره شود که «یادداشت سیاسی» هیچ استدلالی درباره ی درستی و ضرورت پذیرشِ تزی که به نفی و نقض کلیت و یک پارچگی مضمون کیفی حاکم حکم می‌کند و  باشد، ارایه نمی دهد.

این مضمون ناشی از رشد تضاد اصلی میان کار و سرمایه در سرمایه داری وابسته به اقتصاد امپریالیستی در ایران است که ناقوس پایان دوران نظام فرتوت سرمایه داری را در میهن ما به صدا در آورده است.

نظام استثمارگر و غارتگری که با «مدرن ترین» شیوه و مدل نئولیبرال استثمار نیروی کار انسان و غارت و نابودی حقوق قانونی و بشری آن سی سال است به مردم میهن ما تحمیل شده است.

گذار از دیکتاتوری که مضمون بیان تغییر «کلان اداره ی کشور» در «یاداشت سیاسی اخبارروز» است، گذار از دیکتاتوری را گامی استراتژیک ارزیابی می کند. گامی که گویا یک مرحله تام و تمام را در تغییرات در ایران تشکیل می دهد. برداشتی که با نظر و موضع طیف همه ی جمهوری خواهانه هم سو است و نقاط مشترک بسیار نیز با موضع سلطنت طلبان داراست.

اکنون همه خود را دمکرات و آزادی خواه می‌دانند و قلمداد می سازند. چنین محکی، محکی نیست که زحمتکشان برای شناخت متحدان خود به آن نیاز دارند و می پذیرند. تجربه سخنان خمینی در جریان انقلاب بهمن چنین می آموزد.

زحمتکشان و طبقه ی کارگر ایران با پختگی و آگاهی چشمگیر خود که در مبارزات سال‌های اخیر باری دیگر نشان می‌دهد و گام به گام با ژرفش نبرد طبقاتی و تضاد اصلی در جامعه سطح کیفی خواست ها و سازماندهی خود را تعمیق می بخشد، می‌داند که «آداره ی شورایی  اقتصاد و کارخانه» در شرایط سلطه ی نظام سرمایه داری ممکن نیست!

خواست شرکت سازمان های کارگری در تنظیم برنامه متکی بر اقتصاد سیاسی ملی- دمکراتیک مقوله ای دیگر است از «راه حل» تعمیراتی «آداره ی شورایی  اقتصاد و کارخانه» در سرمایه داری.

این شیوه را که سوسیال دمکراسی در برخی از کشورها اروپایی ده‌ها سال پیش زیر فشار معنوی حضور جامعه ی سوسیالیستی در شرق اروپا و نبرد میان دو نظام سوسیالیستی و سرمایه داری توانست به مورد اجرا بگذارد، داستانی کهنه است. داستانی کهنه و نخ نما شده از این روست، زیرا که سیاست دیکته شده ی «اقتصاد بازار ازاد»، نظام سرمایه داری را در مدل نئولیبرال آن از هر بند قانونی کنترل و نظارت قانونی زحمتکشان خارج و «آزاد» ساخته است.

لذا باید کارگران در ابتدا با تحمیل مؤثر هژمونی خود و شرکت مؤثر در «آداره کلان کشور»‌، پیش شرط نظارت و کنترل خود را در جامعه ایجاد سازند. طرح مبهم «جمهوری دمکراتیک» که عاریه گرفته است از انواع جریان های جمهوری خواه، پاسخگوی نیاز تاریخی و نبرد طبقاتی جاری در ایران نیست. ترمز کننده ی آن است.

آزادی انتخاب باید به معنای آزادی فعالیت سیاسی سازمان های کارگری درک شود. محدود ساختن آن به «رای آزادانه» مردم که همان مقوله ٬٬انتخابات آزاد٬٬ مورد نظر ٬٬دمکراسی پارلمانی٬٬ در کشورهای متروپل سرمایه داری است، پاسخگوی نیاز تاریخی- ضروری را برای ایران نیست!

ایران باید از دیکتاتوری حاکم عبور کند. عبوری که به طور عینی یک هدف عمده تاکتیکی را تشکیل می دهد، نمی‌تواند تشکیل ندهد. زیرا گذار از دیکتاتوری، تنها به معنای پاسخ به شکل حاکمیت است. «یاداشت سیاسی» آن را بدون هر استدلالی  گامی «کلان» ارزیابی می کند.

گام «کلان» پاسخ به اقتصاد سیاسی ای است که یافتن آن پیش شرط تغییرات بنیادین در ایران پس از گذار از دیکتاتوری است. زیرا برخورد اندیشمندانه و ترقی خواهانه اکنون و امروز است برای فردا که باید نسبت به روبنا و زیربنای جامعه‌ای که می‌خواهیم برپا داریم، ارایه دهیم!

چگونه می‌خواهیم در جامعه ی پسادیکتاتوری تغییرات بنیادین را عملی سازیم؟

ضرورت برقراری شکل دیکتاتوری حاکمیت ولایی خود ناشی از سلطه ی اقتصاد سیاسی سرمایه دارانه و در خدمت ثبات آن است. در خدمت تشدید استثمار نیروی کار و قانون زدایی از هستی انسان زحمتکش و محروم است. «خصوصی سازی هستی اجتماعی»، شیوه ی نئولیبرال برای حل مساله ی «مالکیت سرمایه دارانه» در شرایط کنونی به سود طبقات حاکم است!

محدود ساختن «گذار کلان» به «تغییر سیاسی»، که همان برنامه «توسعه ی سیاسی» ورشکست اصلاح طلبی نیز است، برای زحمتکشان قابل پذیرش نیست. درست علیه آن بپاخواسته اند و خواستار ایجاد شرایط زیربنایی برای رشد روزافزون و نسبی عدالت اجتماعی هستند که تنها در شرایط برقراری اقتصاد سیاسی ملی- دمکراتیک با مضمونی مردمی و ضد امپریالیستی- رهایی بخش قابل دسترسی است.

ابتکار اخبارروز برای ایجاد ستون «تریبون آزاد» در نشریه، ابتکاری به جا و مثبت است. ولی در عمل به ستونی برای انتشار مقاله هایی بدل شده است که پیش تر در ستون «مقاله ها» هم انتشار می یافت و می یابد. به نظر می‌رسد باید «ستون آزاد» را به ستونی برای پرداختن به موضوع های عمده‌ و مشخصی بدل نمود که باید بر سر مضمون آن‌ها پیش تر به نظر مشترک رسید.

اگر رفقای مسئول اخبارروز امکان طرح نظر درباره ی «اقتصاد سیاسی ضروری- تاریخی پس از گذار از دیکتاتوری» را به عنوان موضوع بحث مشخص تعیین کنند که در «یاداشت سیاسی» با ناروشنایی هایی همراه است، بی تردید کمک سازنده ی بزرگی برای طرح نظرات مشخص در این زمینه خواهد بود.

2 Comments

  1. کیا گفت:

    پنجشنبه, ۳۰ مرداد, ۱۳۹۹ در ۲۱:۵۵

    منطق چه می گوید!؟
    ماشین ولایت و حتی جمهوری اسلامی تشکیل شده است از مشتی چپاولگر و شیاد و قاتل ،حال هر تغییر مسالمت آمیزی بخش اعضم آنها را بر جای نگه خواهد داشت ودر قدرت سهیم.
    برای رهایی از این بلا جز یک انقلاب عمیق راهی دیگری در افق دیده نمیشود.
    سوال اصلی اینست که چگونه میتوان به یک تحول انقلابی دست یافت

    1. فرهاد عاصمی گفت:

      جمعه, ۳۱ مرداد, ۱۳۹۹ در ۱۹:۳۲

      تحول انقلابی و شروط تحقق آن!؟
      کیا گرامی!
      حق با شماست، بدون تدارک سخت کوشانه و هوشمندانه ی یک تحول انقلابی، تغییرات در پیش می تواند به تجربه ای مانند گذشته ختم شود.
      به منظور تدارک تحول انقلابی، در برابر مردم میهن ما و در وحله ی اول در برابر طبقه ی کارگر آگاه و مبارزه جوی ایران، سه عرصه عمده قرار دارد که باید با پیگیری به پایه ریزی و ایجاد زمینه ی عینی و ذهنی آن بپردازد و به هدف دست یابد:
      اول- تعریف نظری آنچه که باید دستاورد نبرد رهایی بخش کنونی در ایران باشد. پاسخ به این پرسش که چگونه می خواهیم زندگی کنیم؟
      دوم- نیروی اصلی تغییر کدام نیروی اجتماعی است؟ با توجه به تجربه ی دویست سال گذشته، تنها طبقه ی کارگر ایران از رسالت تاریخی و توان تاریخی برخوردار است، جایگزین دمکراتیک- مردمی و ضد امپریالیست- ملی برای نظام سرمایه داری وابسته ی کنونی را ارایه دهد، ضرورت تاریخی آن را مستدل سازد و برای تدارک ذهنی توده های زحمتکش و کلیه مردم میهن ما که زنان و خلق های ایران محروم ترین آن ها هستند، برزمد.
      سوم- سازماندهی هوشمندانه و گام به گام تشکیلات مبارزان طبقه ی کارگر ایران و متحدان نزدیک و دور آن.

      من پرسش بسیار به جا و سازنده ی شما را در نوشتار بیش تر خواهم شکافت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *