جنایت خلیج تونکین تکرار خواهد شد؟

مقاله شماره ١٣٨٩ / ١٩ (١٣ تير)

واژه راهنما: خطر تجاوز نظامى‏‏ امپرياليسم عليه ايران. تحقق بخشيدن به اهداف استراتژى‏‏ نظامى‏‏- سياسى‏‏ امپرياليسم براى‏‏ تجزيه ايران، بدون عملكرد عوامل آن در ايران قابل تصور و درك نيست. سرمايه‏دارى‏‏ مافيايى‏‏ حاكم، در نقش متحد سياست امپرياليستى‏‏.

سى‏‏‏ سال پيش امپرياليسم آمريكا با اجراى‏‏‏ سناريوى‏‏‏ جنايتكارانه‏اى‏‏‏، تجاوز به جمهورى‏‏‏ دموكراتيك ويتنام و بمباران شبانه روزى‏‏‏ شهرها و روستاهاى‏‏‏ آن را آغاز كرد. براى‏‏‏ به اجرا درآوردن اين اقدام جنايتكارانه و ضدانسانى‏‏‏ كه به قربانى‏‏‏ شدن ميليون‏ها ويتنامى‏‏‏، ويرانى‏‏‏ صدها شهر و روستاى‏‏‏ اين كشور و درد و رنجى‏‏‏ عظيم براى‏‏‏ مردم آن انجاميد، سناريويى‏‏‏ سازمان داده و به وسيله آن، تجاوز به ويتنام در برابر انظار عمومى‏‏‏ مردم جهان توجيه شد كه ظاهراً در مورد ايران نيز در دست تدارك است.

اين سناريو تشكيل شده بود از اعزام يك ناو جنگى‏‏‏ هواپيما بر به خليج تونكين در ويتنام و تجاوز به آب‏هاى‏‏‏ ساحلى‏‏‏ اين كشور. رسانه‏هاى‏‏‏ تبليغاتى‏‏‏ امپرياليستى‏‏‏ سپس مدعى‏‏‏ شدند كه اين كشتى‏‏‏ مورد حمله يك قايق مسلح گارد ساحلى‏‏‏ ويتنام قرار گرفته است. با اين بهانه تجاوز و بمباران ويتنام براى‏‏‏ مدت ٨ سال توسط امپرياليسم آمريكا و متحدانش آغاز شد. بهانه‏اى‏ كه نمونه‏بردارى‏‏‏ شده بود از ادعاى‏‏‏ آلمان فاشيست درباره تجاوز لهستانى‏‏‏‏ها به آلمان براى‏‏ آغاز حمله به لهستان در سال ١٩٣٩.

اكنون ماموران و حقوق‏بگيران ايرانى‏‏‏ رسانه‏هاى‏‏‏ امپرياليسم آمريكا، در تلويزيون VOA، جمعه ١١ تير ١٣٨٩ به تكرار و بيان اين سناريوى‏‏‏ امپرياليستى‏‏‏ در مورد ايران پرداختند، به اميد آنكه حافظه تاريخى‏‏‏ مردم ميهن ما و همه مدافعان صلح در جهان آن را فراموش كرده‏اند. اين عناصر گويا از موضع نگرانى‏‏‏ براى‏‏‏ ميهن و مردم آن و سرنوشت خيزش انقلابى‏‏‏ آنان، سناريوى‏‏‏ امپرياليستى‏‏‏ را پيش‏‏گويانه تكرار نمودند و اشك تمساح ريختند.

موضوع نگرانى‏‏‏ اين ماموران و حقوق‏بگيران رسانه‏هاى‏‏‏ امپرياليستى‏‏‏، واقعيت تجاوز “كشتى‏‏‏هاى‏‏‏ توپدار” امپرياليستى‏‏‏ به خليج فارس كه از سابقه تاريخى‏‏‏ چند قرنى‏‏‏ براى‏‏‏ به مستعمره تبديل ساختن كشورهاى‏‏‏ جهان سوم و ازجمله ميهن ما ايران برخوردار است، نبود؛ براى‏‏‏ آن‏ها ايجاد پايگاه‏هاى‏‏‏ نظامى‏‏‏ امپرياليسم آمريكا در سراسر منطقه، تجاوز به عراق و افغانستان و تدارك تجاوز نظامى‏‏‏ به ايران نگران كننده نبود؛ گويا اين “مديران موسسات بررسى‏‏ و تحقيق‏” درباره اوضاع ايران و “رهبران” مورد تائيد و تكريم رسانه‏هاى‏ امپرياليستى‏ براى‏ “جنبش سبز” مردم ايران، از استراتژى‏‏‏ نظامى‏‏‏- سياسى‏‏‏ امپرياليسم آمريكا بى‏خبرند، كه بر پايه آن، تجاوز به كشورهاى‏‏‏ منطقه خليج فارس، تقسيم آن‏ها به واحدهاى‏‏‏ كوچكِ‏ قومى‏‏- مذهبى‏‏ كه قادر به زندگى‏‏‏ مستقل نباشند، سازمان داده مى‏شود؛ گويا نمى‏‏‏دانند كه اين برنامه استراتژيك، سياه بر روى‏‏‏ سفيد نوشته و تنظيم واعلام شده است؛ گويا از سخنان برژينسكى‏‏‏ در سه دهه پيش براى‏ برپايى‏ “خاورميانه بزرگ” بى‏‏‏خبرند؛ گويا بى‏‏خبرند كه پس از فروپاشى‏‏ اتحاد شوروى‏‏، تجاوزات نظامى‏‏ امپرياليسم به روندى‏‏ روزانه در جهان تبديل و در اين بيست سال چندين جنگ تجاوزى‏‏ به مردم جهان تحميل شده است.

گويا نمى‏‏‏دانند كه عوامل امپرياليسم در ايران و خارج از آن دست بكارند تا بهانه‏هاى‏‏‏ لازم را براى‏‏‏ تجاوز امپرياليسم به ايران تدارك ببينند.

اگر تجاوز به عراق را امپرياليسم آمريكا از طريق چراغ سبز نشان دادن به ‏‏ صدام حسين براى‏‏‏ تجاوز به كويت عملى‏ ساخت، چرا نبايد به دست عوامل خود در ايران صحنه‏سازى‏‏‏ لازم را در خليج فارس تدارك ديده باشد، تا حمله نظامى‏‏‏ خود را به ايران در برابر انظار عمومى‏‏‏ مردم جهان توجيه كرده و آن را مقبول بنماياند؟

حاكميت سرمايه‏دارى‏‏‏ مافيايى‏‏‏ كنونى‏‏‏ در ايران كه يكى‏‏‏ از پيگيرترين مجريان تحقق بخشيدن به برنامه نوليبرال امپرياليسم براى‏‏‏ “خصوصى‏‏‏سازى‏ و آزادسازى‏‏‏ اقتصادى‏‏‏” در ايران بوده و با پرحرفى‏‏‏ و سخنان ماجراجويانه و فاشيست‏مآبانه ‏‏ مداوم زمينه تبليغاتى‏‏‏ عليه ايران را در رسانه‏هاى‏‏‏ امپرياليستى‏‏‏ ايجاد ساخته است، چرا نبايد از زبان “سرداران” و “فرماندهان” خود نيز زمينه توجيه ادعاى‏‏‏ امپرياليسم را ارايه دهد كه گويا تجاوز “كشتى‏‏‏ توپدار” هواپيما بر “هارى‏‏‏ اس ترومن” و زيردريايى‏‏‏هاى‏‏‏ اتمى‏‏‏ و كشتى‏‏‏هاى‏‏‏ ديگر جنگى‏ به خليج فارس، تنها پاسخ و واكنشى‏‏ به حمله “قايق‏هاى‏‏‏ موشك‏دار” ايرانى‏‏‏ مى‏‏باشد؟

زمانى‏‏‏ كه مامور حقوق‏بگير امپرياليسم در رسانه‏هاى‏‏‏ اين كشور تجاوز “كشتى‏‏‏ توپدار” آمريكايى‏‏‏ به خليج فارس را امرى‏‏‏ «عادى‏‏‏» اعلام مى‏‏‏دارد، چرا نبايد مامور ديگرى‏‏‏ نيز از پيش، خبر حمله به اين “كشتى‏‏‏ توپدار” را مطرح نسازد و توپ پرتاب شده را به سود امپرياليسم به دروازه ميهن چند هزارساله ايرانى‏‏‏ ها وارد نسازد؟

چه معناى‏‏ ديگرى‏‏ مى‏‏توان براى‏‏ سخنانى‏‏ قايل شد كه على‏‏ فدوى‏‏، فرمانده گروه ويژه سپاه پاسداران، بر زبان رانده است: «… اگر ايالات متحده آمريكا و متحدان آن در آب‏راه‏هاى‏‏ بين‏المللى‏‏ به كنترل كشتى‏‏هاى‏‏ ايرانى‏‏ بپردازند، پاسخ خود را در خليج فارس و تنگه هرمز دريافت خواهند داشت …»

آقاى‏‏ فدوى‏‏ با كدام احساس مسئوليت در برابر استقلال و تماميت ارضى‏‏ ايران و سلامت جان و مال ميليون‏ها ايرانى‏‏ مى‏‏خواهد اقدام تحريك‏آميز «آمريكا و متحدانش» را در آب‏راه‏ها بين‏المللى‏‏ به برخورد نظامى‏‏ در آب‏هاى‏‏ ساحلى‏‏ ايران منتقل كرده و مرزهاى‏‏ كشور را براى‏‏ تجاوز امپرياليسم به خطر اندازد؟

سياست غيرمسئولانه و غيرشفاف حاكميت سرمايه‏دارى‏ مافيايى‏ در مورد حقوق ايران براى‏ برخوردارى‏ از فن‏آورى‏ هسته‏اى‏ صلح‏آميز، توام با گفتارها و تهديدات ماجراجويانه و فاشيست‏مآبانه مسئولان درجه اول دولتى‏، از يك سو موجب صدور قطعنامه شوراى‏ امنيت عليه ايران شد، و از سوى‏ ديگر سخنان تحريك‏آميز مسئولان نظامى‏ از قبيل آقاى‏ فدوى‏، امكان اجراى‏ برنامه امپرياليستى‏ را بوجود مى‏آورد!

حاكميت سرمايه‏دارى‏‏‏ مافيايى‏‏‏ كه در بخش اقتصادى‏‏‏ به متحد طبيعى‏‏‏ سياست نوليبرال امپرياليسم تبديل شده است و داراى‏‏‏ منافع مشترك با امپرياليسم در استقرار برنامه “جهانى‏‏ سازى‏‏” در ايران مى‏‏باشد، نمى‏‏‏تواند نداند كه آغاز يك برخورد نظامى‏‏‏ ميان ايران و امپرياليسم‏، در راس آن امپرياليسم هار و متجاوز آمريكا، در جهت حفظ منافع مردم ميهن ما و به سود حفظ استقلال و تماميت ارضى‏‏‏ ايران نيست. تدارك زبانى‏‏‏ و عملكردى‏‏‏ چنين تجاوزى‏‏‏ از چند سال پيش و به دست حاكميت سرمايه‏دارى‏‏‏ مافيايى‏‏ِ‏ يك دست شدهِ بعد از انتخابات دوره نهم رياست جمهورى‏‏‏ ديده شده است!

افتادن در دام پاسخ نظامى‏‏‏ به تجاوز امپرياليستى‏‏‏، افتادن در همان دام تداوم جنگ عليه عراق پس از آزاد سازى‏‏‏ خرمشهر و بيرون راندن متجاوز از كشور انقلابى‏‏ مى‏‏‏باشد.

تكرار چنين اقدام نابخردانه‏اى‏، قابل توجيه نيست. نمى‏‏‏توان آن را “اشتباه” سياسى‏ ارزيابى‏‏‏ نمود. چنين اقدامى‏ “آن كار دگر” است كه پنهان در پشت چپ‏نمايى‏ به مورد اجرا درمى‏آيد! ظاهر “افتادن” در دام شناخته شده امپرياليسم و اقدام نظامى‏‏‏ عليه تجاور “كشتى‏‏‏ توپدار” آن در خليج فارس را بايد از اين روى‏‏‏ اقدامى‏‏‏ تدارك ديده شده توسط سازمان‏هاى‏‏‏ جاسوسى‏‏‏ امپرياليستى‏‏‏ ارزيابى‏‏‏ نمود كه براى‏‏‏ تدارك و توجيه تجاوز خود به ايران به آن نياز دارند.

ادعاى‏ برنامه‏ريزى‏ شده “وجود سلاح‏هاى‏ كشتار جمعى‏” در عراق توسط امپرياليسم، در زمان لازم توسط صدام حسين نفى‏ نشد و امكان سواستفاده امپرياليسم را براى‏ تجاوز به عراق بوجود آورد. از اين روى‏ يكى‏ از وظايف عمده خيزش انقلابى‏ و نيروهاى‏ مردمى‏ و ميهن‏دوست ايرانى‏ اكنون آن است كه با مبارزات هدفمند خود، حاكميت سرمايه‏دارى‏ مافيايى‏ را مجبور سازند با اقدامات علنى‏ و شفاف به مردم جهان نشان دهد كه ادعاى‏ امپرياليسم نادرست بوده و تنها وسيله‏اى‏ براى‏ توجيه برنامه جنايتكارانه تجاوز به ايران را تشكيل مى‏دهد.

در اين زمينه فيدل كاسترو، انقلابى‏‏ بزرگوار و شخصيت استثنايى‏‏ مقاومت در برابر فشار امپرياليسم در جهان، در روزهاى‏‏ ٢٤ و ٢٦ ماه جون، با موضع‏گيرى‏‏ قاطعانه عليه سياست تجاوزگرانه امپرياليسم عليه ميهن ما، نسبت به خطر تجاوز امپرياليسم به ايران هشدار مى‏‏دهد. بايد از همه امكانات براى‏‏ افشاى‏‏ سياست امپرياليستى‏‏، مطلع نمودن افكار عمومى‏‏ جهان از خطر جنگ ديگرى‏‏ كه تدارك آن را امپرياليست‏ها مى‏‏بيند و تجهيز عليه اين خطر بهره جست.

بايد با پايان بخشيدن به ياوه‏گويى‏‏هاى‏‏ بى‏‏مسئولانه و اعلام صريح و روشن نادرستى‏‏ آن‏ها، باد را از بادبان تبليغاتى‏‏ امپرياليسم گرفت. بايد با مستدل ساختن خطر تجاوز نظامى‏‏ امپرياليسم، افكار عمومى‏‏ در جهان و به ويژه نيروهاى‏‏ خواستار صلح را در جهت دفاع از ايران هدايت نمود.

حاكميت سرمايه‏دارى‏‏‏ مافيايى‏‏‏ در ايران نه تنها عامل سركوب مردم و آزادى‏‏‏هاى‏‏‏ قانونى‏‏‏ و “حقوق ملت” در قانون اساسى‏‏ ايران مى‏‏‏باشد، نه تنها با دنباله‏روى‏‏‏ از برنامه نوليبرال‏‏ امپرياليستى‏‏‏ به عامل غارت ثروت‏ها و منابع ملى‏‏‏ ايران توسط سرمايه مافيايى‏‏‏ داخلى‏‏‏ و خارجى‏‏‏ تبديل شده و با اين سياست اقتصادى‏‏‏ ضدملى‏‏‏، زيرپايه استقلال اقتصادى‏‏‏ ايران را برباد مى‏‏‏دهد، بلكه همچنين به خطر عاجل و مبرم براى‏‏‏ استقلال و تماميت ارضى‏‏‏ ايران تبديل شده است.

بايد با تشديد روند انقلابى‏‏‏ در خيزش كنونى‏‏‏ و با توسعه پايگاه اجتماعى‏‏‏ جنبش و تسرى‏‏‏ دادن آن به لايه‏ها و طبقات زير ستم نظام سرمايه‏دارى‏‏‏ از طريق توسعه خواست‏هاى‏‏‏ خيزش انقلابى‏‏‏ به عدالت اجتماعى‏‏‏ و دفع خطر براى‏‏‏ استقلال ميهن و تماميت ارضى‏‏‏ آن، به حيات نظام ضدمردمى‏‏‏- ضددموكراتيك و ضدملى‏‏‏ كنونى‏‏‏ پايان بخشيد و عليه خطر تجاوز امپرياليستى‏‏ و عواقب آن بپا خواست.