سفر وزیر خارجه ایران به پکن با چه دستاوردی روبرو شد؟
مشکل در برابر توسعه ی روابط میان جمهوری خلق چین و ایرانِ جمهوری اسلامی؟!

سخن روز شماره ۳۷
۳ آبان ۱۳۹۹، ۲۴ اکتبر ۲۰۲۰

در سفر هفته ی پیش خود به پکن، آنطور که رسانه‌ها به درستی اشاره داشتند، محمد جواد ظریف، وزیر خارجه ی ایران با هدف به پیش بردن روند سروسامان دادن به قرارداد ۲۵ ساله میان جمهوری خلق چین و ایرانِ جمهوری اسلامی، و یا لااقل برداشتن گامی در این جهت به دیدار همتای چینی خود در پکن رفت.

آیا برای این سفر می‌توان دستاوردی قایل شد و یا باید آن را «غافگیری» وزیر خارجه ی ایران ارزیابی نمود که هادی خسروشاهی در گزارشی در روزنامه ی «دنیای اقتصاد» مطرح کرده است؟ (اخبارروز، ۲۹ مهر ۹۹ قرارداد ۲۵ ساله؛ پاسخ غافلگیرکننده چین به جمهوری اسلامی).

«گزارش» در جهان اقتصاد، ظریف را از این رو غافگیر شده برداشت می کند، زیرا وزیرخارجه چین، وانگ یی، «به ناگهان دستور کار جدیدی را روی میز گذاشت»!

در توضیح و توصیف درباره ی «دستور کار جدید» در دنیای اقتصاد، رابطه میان پیشنهاد پیش جمهوری خلق چین درباره ی انعقاد قرارداد ۲۵ ساله ی اقتصادی تا مسائل نظامی و امنیتی که دولت ایران پس از ۵ سال بررسی موافقت خود را با آن اعلام نموده است، با پیشنهاد جدید درک نمی شود که جهان اقتصاد آن را «دستور کار جدید» می نامد. «غافلگیری» برای تفسیر کننده در روزنامه ی جهان اقتصاد که در ایران انتشار می یابد، ناشی از آن است که روند نزدیکی روابط اقتصادی، نظامی و امنیتی میان چین و ایران که جمهوری خلق چین دنبال می کند، به مثابه ی گامی دراز مدت ارزیابی نمی‌شود که با پیامدهای دیگری همراه است و باید باشد تا به ثمر برسد. یکی از این پیامدها خنثی سازی سیاست جنگ طلبی و تجاوزگری امپریالیسم، در مرکز آن امپرالیسم آمریکا است. به این نکته به طور مجزا پرداخته خواهد شد.

برای «گزارش» در جهان اقتصاد سرشت صلح آمیز سیاست خارجی جمهوری خلق چین پدیده ی درک شده‌ای نیست.  نظریه پرداز اشاره‌ای به آن ندارد زیرا سرشت صلح آمیز را در سیاست «راه ابریشم جدید» یا به رسمیت نمی‌شناسد و یا درک نمی کند!

جمهوری خلق چین، پیشنهاد راه ابریشم جدید را در جهان برنامه‌ای ارزیابی می‌کند که سرشت تجاوزگرانه و نواستعماری کارکرد سازمان تجارت جهانی (و ت او) را خنثی می سازد، زیرا رابطه ی بازرگانی و اقتصادی میان کشورها را بدون بندهای مورد خواست سرمایه مالی امپریالیستی در و ت او توسعه می‌دهد و از دستبرد امپریالیسم مصون می دارد.

متأسفانه جهان اقتصاد سرشت صلح آمیز سیاست جمهوری خلق چین را برای توسعه ی روابط «اقتصاد تا مسائل نظامی و امنیتی» که مضمون طرح قرارداد پیشنهاد شده توسط چین به ایران و دیگر کشورها را تشکیل می دهد، به مثابه ی یک سیاست صلح آمیز ارزیابی نمی‌کند و آن را چنین درک نمی کند!

آیا کلیت حاکمیت ایرانِ ج ا نیز دچار این بدفهمی و توهم است؟ آیا آن‌ها نیز مضمون این قرارداد را مانند قراردادهای مشابه با امپریالیسم ارزیابی می‌کنند و می پندارند؟

برداشت ٬٬برد برد٬٬ که ورد زبان و اندیشه ی برخی ها شده است برای تعریف رابطه ی مسالمت آمیز میان کشورها با نظام های مختلف، و «گزارش» نیز بر آن هنگام ارزیابی از سیاست جمهوری خلق چین تکیه می کند، «کلیت» سیاست صلح آمیز و ترقی خواهانه ی جمهوری خلق چین را در بر نمی‌گیرد و تشکیل نمی دهد. باید در این سیاست سویه ی ترقی خواهی روابط را همیشه در مد نظر داشت و در همه ی ابعاد آن را درک نمود!

برداشت ٬٬برد برد٬٬، تا آنجا که مضمونی به معنای حفظ حقوق و حق حاکمیت دو طرف دارا است، می‌تواند به مثابه ی یک توافق حتی در چارچوب ٬٬لوبیسم٬٬ نیز برداشت شود. چنین برداشتی ولی نمی‌تواند برداشت جمهوری خلق چین باشد و نیست. هدف آن در عین حال جانبداری از رشد ترقی خواهانه و صلح آمیزِ جامعه ی بشری است. در جهت حفظ محیط زیست است. در جهت حفظ صلح و دوستی میان خلق ها قرار دارد و عمل می کند!

بی جهت نیست که وانگ یی، وزیر خارجه ی چین با شاره به «نگرانی های امنیتی مشروع همهٔ طرف‌ها .. [در منطقه]، پیشنهاد می کند که بستر ترتیبات گفت و گوی چند جانبه منطقه ای ایجاد شود .. [تا] مسائل امنیتی پیش رو در منطقهٔ خلیج فارس و خاورمیانه از طریق ابزارهای سیاسی و دیپلوماتیک حل شود».

این سیاست صلح آمیز، در برابر سیاست ماجراجویانه و جنگ طلبانه ی امپریالیسم مطرح شده است!

سیاست ضد مردمی امپریالیسم که با دامن زدن به اختلاف‌های مذهبی و قومی و منطقه ای، شرایط را برای ایجاد پایگاه های نظامی برای ناتو و ارتش تجاوزگر خود، فروش میلیارد دلاری اسلحه به کشورهای منطقه، که به ایجاد شدن برخوردهای منطقه ای می‌انجامد و انجامیده است.

دنیای اقتصاد که «فاکت» ها را در برابر خود قرار داده است و هاج و واج به این سو وآن سو می نگرد و نمی‌تواند غافگیر شدن خود را پنهان دارد، می نویسد: «گزارش رسمی از این دیدار روی سایت وزارت خارجه چین .. در ارتباط با روابط دو‌ جانبه میان تهران و پکن به ذکر این عبارت اکتفا می کند: ٬٬چین و ایران شرکای جامع استراتژیک هستند .. چین برای تقویت ارتباطات با ایران جهت تعمیق همکاری .. آماده خواهد بود٬٬».

برنامه ی صلح آمیز جاده ی ابریشم جدید را امپریالیسم و در راس آن امپریالیسم آمریکا با جنگ اقتصادی و در مجموع با «جنگ سرد دوم» پاسخ داده است و می دهد! امپریالیست های اروپایی و در راس آن آلمان نیز هر روز بیش تر به عنصر فعال در جنگ سرد جدید تبدیل می شود.

درواقع نیز نبرد میان دو سیستم سرمایه داری و سوسیالیسم وارد مرحله ی جدیدی شده است. شناخت دقیق و همه ی جانبه ی این نبرد و یافتن جایگاه تاریخی خود در آن توسط طیف چپ ایران، یکی از عمده ترین وظیفه ها است. حزب توده ایران در این زمینه نقشی مرکزی و تعیین کننده ایفا می سازد، باید ایفا سازد!

مسئولان جمهوری اسلامی تا چه اندازه آمادگی برای شرکت در یک روند صلح آمیز در منطقه دارا هستند؟ سیاستی که دارای مضمونی صلح آمیز است، زیرا علیه سیاست جنگ طلبی و تجاوزگری امپریالیسم، در راس آن امپریالیسم آمریکا قرار دارد؟

یک بار مسئول های کنونی در حاکمیت ایرانِ جمهوری اسلامی درنیافتند که مبارزه با ماجراجویی امپریالیسم، دفاع از صلح است. مبارزه ی ضد امپریالیستی، مبارزه ی صلح خواهانه است!

آن‌ها با پیروزی و آزادی خرمشهر، به پیشنهاد حزب توده ایران برای پایان دادن به جنگ با عراق تن ندادند، و پیروزی به دست آمده را مجرمانه بر باد دادند که به قیمت جانفشانی توده های مردم میهن دوست و قربانیان بسیار به دست آمده بود. اضافه بر آن، با یورش به حزب توده ایران، به روند سیر قهقرایی تند انقلاب بزرگ بهمن مردم میهن ما دامن زدند!

در سیاست مسالمت آمیز میان کشورهای با نظام های مختلف، دخالت در امور داخلی هیچ کشور دنبال نمی شود.

تغییر شرایط در هر کشور وظیفه ی نیروهای درونی آن است. ولی جهت گیری ترقی خواهانه سیاست همزیستی مسالمت آمیز، می‌تواند تنها هنگامی مؤثر واقع گردد که میان دو سیاست خارجی و داخلی توازنی متناسب برقرار باشد. این سویه ی بیان نشده در سیاست همزیستی مسالمت آمیز را دنیای اقتصاد به عنوان جنبه ی «غافلگیرانه» در پیشنهاد وزیر خارجه چین ارززیابی نمود.

«غافلگیری» که در روزنامه دنیای اقتصاد به عنوان دستاورد منفی برای سفر وزیر خارجه ایران محمد جواد ظریف طرح می شود، می‌تواند نزد دنیای اقتصاد و فراتر از آن ولی در جهتی میهن دوستانه و صلح آمیز تغییر داده شود. به این منظور باید جمهوری اسلامی به سیاست ماجراجویانه ی مورد خواست امپریالیسم برای دامن زدن به اختلاف‌های مذهبی و قومی در ایران و خارج از ایران پایان دهد!

در عین آمادگی لازم برای دفاع از حق حاکمیت ملی، از عنصر جنگ طلب، به عنصر صلح خواه بدل گردد. شرکت جمهوری خلق چین و روسیه در مانورهای نظامی با ایران، نشان آمادگی قابل اطمینان است برای هدف‌های استراتژیک این کشور ها که وزیر خارجه چین بر آن تأکید دارد و می گوید: «چین و ایران شرکای جامع استراتژیک هستند .. چین برای تقویت ارتباطات با ایران جهت تعمیق همکاری .. آماده خواهد بود»!

ولی حاکمان در جمهوری اسلامی چگونه می‌توانند در خارج از کشور سیاستی صلح آمیز را دنبال کنند، هنگامی که در ایران زندان ها پر از زندانیان سیاسی است؟ هنگامی که پشت زحمتکشان در طلب دستمزد عقب افتاده خونین است و با حکم های جابرانه ی یک دستگاه قضایی ضد انسانی روبرو هستند؟ هنگامی که طبقات حاکم و دستگاه دیکتاتوری در خدمت منافع آن‌ها به مجری برنامه‌های اقتصادی امپریالیستی بدل شده است؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *