مضمون همبستگی پرولتری در نبرد جهانی کنونی میان دو سیستم سرمایه داری و سوسیالیسم

مقاله ۳۶/۹۹
۲ آبان ۱۳۹۹، ۲۳ اکتبر ۲۰۲۰

اندیشه‌هایی برای بحث و بررسی درباره ی اشکال ممکن نبرد طبقاتی در جهان میان نیروی نو و کهن!

مقدمه: دو نکته در آغاز.

اولی این نکته است که نوشتار کنونی، اشاره شد، «اندیشه هایی برای بحث» است و هیچ ادعای دیگری برای همه جانبه و کامل بودن ندارد؛

دومین نکته ای که باید ذکر کرد، این نکته است که این نوشتار واکنش تئوریک است نسبت به کوشش سرمایه مالی جهانی به منظور ٬٬وحدت و بهم پیوستگی٬٬ کشورهای جهان در زیر سیطره ی جهانی امپریالیسم که آن را ٬٬جهانی سازی٬٬ می نامند.

پرسشی که ذهن مرا به خود مشغول داشته است، این پرسش است که آیا نباید از این سیاست سرمایه داری برای حفظ و تداوم سلطه ی نیروی نو در جهان آموخت؟ آیا باید علیه جهانی سازی امپریالیستی، نقش همبستگی انترناسیونالیستی پرولتری را تقویت نمود و آن را در برابر سیاست ارتجاعی و ضد انسانی امپریالیسم قرار داد و به عنوان حربه ی نبرد میان دو سیستم سرمایه داری و سوسیالیستی در جهان درک نمود و به کار گرفت؟

اگر می‌توان به این پرسش پاسخی مثبت ارایه داشت، که به نظر می‌رسد که می توان، آنوقت این پرسش درخور اندیشیدن و بحث مطرح است که چگونه می‌توان چنین تقویت انترناسیونال پرولتری را در ارتباط با مبارزه ی نیروی ترقی خواه در کشورهای در حال رشد به کوششی بهم پیوسته و یکپارچه بدل نمود؟

چگونه می‌توان در حال حاضر به پیوندی هم سو برای فعالیت اقتصادیِ مجموعه ی کشورهای سوسیالیستی با جنبش های ترقی خواهانه در کشورهای دست یافت؟

توافق برقرار است که نظام سوسیالیستی در جهان امروز که جمهوری خلق چین نوک پیکان آن را تشکیل می دهد، با نیروی ترقی خواه در کشورهای پیرامونی کلیتی را تشکیل می‌دهد که دارای منافع مشترک علیه کوشش نواستعماری امپریالیسم هستند در مبارزه علیه برقراری سیطره امپریالیسم بر کشورهای خود. به سخنی دیگر این «کلیت» از وحدت درونی منافع برخوردار است و لذا کلیتی بهم پیوسته را تشکیل می دهد.

رشد ترقی خواهانه در کشورهای پیرامونی و رشد موزون سوسیالیسم در کشورهای سوسیالیستی در مرحله ی کنونی روند واحدی را برای نوسازی اقتصادی- اجتماعی جهان و حفظ محیط زیست تشکیل می‌دهد و دارای محتوایی هم سو است! میان مبارزه برای اقتصاد سیاسی ملی- دمکراتیک در مرحله انقلاب در کشورهای پیرامونی و زیر سیطره ی امپریالیسم، و مبارزه برای رشد موزون اقتصاد سوسیالیستی در کشورهای سوسیالیستی وحدتی مضمونی و تاریخی ایجاد شده و برقرار است.

 اشکال مشخص ممکن برای چنین برنامه ی استراتژیکی کدام اشکال هستند؟

در ابرازنظری، رفیقی پرسیده بود که آیا همه ی کشورهای در حال رشد می‌توانند «مانند چین به کارخانه ی جهان» تبدیل شوند؟ اشاره ی او برای ذهن نگارنده یکی از تکانه ها برای یافتن پاسخ به پرسش طرح شده است!

پرسش درباره ی امکان تبدیل شدن همه ی کشورهای جهان به «کارخانه»، تئوریزه کردن شرایط حاکم در جهان نیست. پرسش برای انتقال مکانیکی یک تجربه و نمونه به همه ی کشورها است. یافتن و توافق بر سر تئوری برای شرایط کنونی نبرد میان دو سیستم سرمایه داری و سوسیالیستی در جهان، کوشش است برای تئوریزه کردن همان شرایط از دیدگاه ترقی خواهی اجتماعی و نبرد میان نو و کهن!

مضمون بحث، یافتن محتوای انسان دوستانه برای رشد و توسعه است که می‌تواند تنها مضمونی در هم نوایی با طبیعت و محیط زیست و نیازهای آن قرار داشته و عملی گردد. دیالکتیک هستی اجتماعی انسان، و دیالکتیک طبیعت دارای ریشه ی مشابه هستند. انسان برخاسته از طبیعت است. نیروی کار انسان و ٬٬مادرزمین٬٬، طبیعت در کلیت آن، تنها منبع های ایجاد ثروت هستند. حفظ انسان دوستانه ی هر دو مضمون پرسش درباره ی «چگونه می‌خواهیم زندگی کنیم» را تشکیل می دهد. پرسشی که باید به آن پاسخ ترقی خواهانه داد. پرسشی که برای پاسخ، نیاز به تعریف کیفیت زندگی دارد. تعیین جایگاه نیازهای اولیه انسان. پاسخ انسان دوستانه به مصرف گرای!

توجه به شرایط در بلاروس، میان آذربایجان و ارمنستان، در اوکرایین و دو جمهوری مردمی در شرق آن و در بخش‌های بسیاری در جهان می‌تواند برای شناخت راهی که باید جستجو نمود و درک ضرورت آن کمک باشد. در یوگسلاوی، دیتریش گنشر، وزیر اسبق خارجه ی آلمان امپریالیستی، به رسمیت شناختن ٬٬استقلال٬٬ اسلووانی را پیش از آن که از طرف خود این بخش از یوگسلاوی اعلام بشود، اعلام نمود! در اوکرائین ارتجاع جهانی کوشید با ایجاد دو نیروی «طرفدار نزدیکی به روسیه» و نزدیکی به «اتحادیه اروپا» به هدف برسد. اکنون فرش سرخ برای نماینده های اوزپسیون بلاروس در برلن پهن می کنند. با ارسال مزدوران اسلامی توسط ترکیه به آذربایجان که در لباس یک شرکت ٬٬پاسدار٬٬ عملی شده است، به جنگی دامن می زنند که برنده ای ندارد. میان خلق هایی که هفتاد سال در آرامش و دوستی در کنار هم زیستن جنگ به راه می اندازند. درحالی که، همانطور که دبیرکل حزب کمونیست ترکیه نیز در مصاحبه‌ای بیان داشت، راه حل مشکلات و اختلاف‌ها نزدیکی و وحدت این خلق ها است!

امپریالیسم آمریکا می‌کوشد با توسعه ی ناتو و با ایجاد پایگاه های نظامی در سراسر جهان و به کمک و بهانه ی اتحادیه های همکاری اقتصادی و انواع دیگر ترفند ها، برای نمونه رابطه میان ویتنام و چین سوسیالیستی را به رو در روی بکشاند. این فهرست را می‌توان در آمریکای لاتین و جنوبی و به ویژه در ارتباط با کوبای سوسیالیستی ادامه داد.

سیاست مبارزه با اندیشه ی چپ و تقویت اندیشه راست، سیاست جدید امپریالیستی نیست و محدود به منطقه و کشور خاصی نمی شود. سیاست عمومی است که ازجمله برای پیروزی ضد انقلاب در اتحاد شوروی نیز از آن بهره گرفتند.

برنامه ی نیروهای ترقی خواه در جهان و کشورهای سوسیالیستی در برابر این سیاست حیله گرانه، موفق نبود. همه از همبستگی انترناسیونالیستی پرولتری و خلق های زیر فشار استعمار سخن راندیم. ولی مضمون آن در جمع چه بود؟

درک ٬٬ما٬٬ از انترناسیول پرولتری در کشورهای پیرامونی آن بود که بکوشیم، قدرت سیاسی را به چنگ آوریم، بقیه ی وظیفه ها را اتحاد شوروی نشان می‌دهد و راه تحقق بخشیدن به آن را برایمان می‌گوید و می گشاید. کمک‌های بی شائبه ی اتحاد شوروی به کشورهای جهان سوم، به کوبای انقلابی، به ویتنام درگیر در جنگ رهایی بخش علیه امپریالیسم، نشانه‌هایی از این سیاست انقلابی بود که در هر دو عنصر آن، واقع‌بینانه و اساسی است.

تصاحب قدرت سیاسی شرط نخست است و نقش کمک نیروی نو در جهان برای نو و بازسازی اقتصادی- اجتماعی کشور پیرامونی توسط دولت های سوسیالیستی، شرط دوم است.

رفقای چینی امروز هم مورد تأکید قرار می‌دهند که کمک‌های اتحاد شوروی برای ایجاد زیربنای اقتصاد مادر و سنگین در جمهوری خلق چین، بی همتا و برای رشد اقتصادی در این کشور تعیین کننده بوده است.

برداشت برخی از چپ ها و حتی توده‌ای ها که گویا «راه رشد غیر سرمایه داری، تئوری برای ساختمان سوسیالیسم در کشورهای پیرامونی برای دوران حضور و کمک کشورهای سوسیالیستی است»، سهم مردم کشورهای پیرامونی را که برای رهایی ملی و دمکراسی می رزمند، نفی می‌کند و در سایه قرار می دهد. آن‌ها را به تن دادن به شرایط حاکم فرامی خواند و لذا برداشتی پوزیتیویستی است که برخی ها هنوز به آن باور دارند. این نشان برداشت مکانیکی ٬از سیاست مارکسیستی- لنینیستی انترناسیونال پرولتری است!

توصیف بیش از این وضع در گذشته و حال، سخن را به درازا می کشاند، گرچه گفتنی هنوز باقی است. پیشنهاد جدید برای فکر کردن به آن چیست؟ به این پرسش بپردازیم.

ایجاد وحدت اقتصادی ضد امپریالیستی

به نظر می‌رسد مضمون درسی که می‌توان از سیاست امپریالیستی به خدمت مبارزه ی ضد امپریالیستی گرفت، کوشش گام به گام و پراگماتیستی است برای ایجاد وحدت اقتصادی در کشورهای پیرامونی با کشورهای سوسیالیستی.

نمونه ی «اتحادیه اروپایی»، نمونه‌ای زنده در برابر ما برای چنین کوشش پیگیر و هدفمند امپریالیستی است که باید بدل آن را به عنوان جایگزین ترقی خواهانه و رهایی بخش برای نیروی نو در جهان طرح ریخت.

برای رهبران کنونی جمهوری فدراتیو روسیه دیگر تردیدی وجود ندارد که امپریالیسم هدف پاره پاره کردن روسیه را دنبال می کند، همانطور که برای جمهوری خلق چین نیز دنبال می کند. برای کوبا، ونزوئلا، ایران و کشورهای دیگر دنبال می کند.  تنها تحت شرایط دامن زدن به اختلاف‌های قومی- ملی و مذهبی و منطقه ای و امثال آن است که امپریالیسم می‌تواند در طول زمان سلطه ی سرمایه ی مالی خود را بر جهان برقرار ساخته و «بربریت» در جریان را به سود منافع خود تحکیم بخشد.

در برابر این برنامه، نیروی ترقی خواه باید در جهت یافتن وحدت اقتصادی ای حرکت کند که پاسخ شایسته و مؤثر به کوشش امپریالیسم و سرمایه مالی آن باشد.

اگر در گذشته، در جنگ سرد گذشته، تناسب قوا در صحنه ی اقتصادی و فنی- تکنولوژی به طور چشمگیر به سود اقتصاد سرمایه داری برقرار بود، اکنون ما با وضع به شدت تغییر یافته‌ای روبرو هستیم.

بدون تردید سپر دفاع نظامی روسیه و چین در شرایط کنونی می‌تواند مانعی جدی در برابر خطر جنگ جهانی باشد. از این رو نیز امپریالیسم و در راس آن آمپریالیسم آمریکا به جنگ سرد دوم دامن می زند. می‌خواهد در جنگ‌های موضعی در کناره های روسیه و چین و ویتنام و کوبا و در آمریکای جنوبی- لاتین، و با فشار تحریم های اقتصادی که تا مرز ناممکن ساختن خرید دارو و وسایل درمانی و بهداشتی و مواد غذایی ادامه دارد، به هدف ضد انسانی خود دست یابد.

جمهوری خلق چین، ویتنام و چند کشور دیگر دارای برنامه ی اقتصاد ملی برای توسعه و رشد رفاه و عدالت اجتماعی و همچنین حفظ محیط زیست و حفظ منابع برای نسل های آینده هستند. اقتصاد ملی در چین از توانایی برخوردار شده است که قادر است جوابگوی تجاوزات اقتصادی امپریالیسم باشد. با برنامه راه ابریشم جدید، کوشش در این زمینه وجود دارد، کشورهای دیگری را برای نزدیکی و همکاری اقتصادی- فنی- تکنولوژیکی و بازرگانی با جمهوری خلق چین تشویق بکند. ارتباطات اقتصادی گسترده با کشورهای پیرامون اتحادیه اروپایی و به ویژه با بسیاری در قاره ی آفریقا، کشورهای سابق اتحاد شوروی در آسیای میانه و به طور عمده با روسیه، نشان این کوشش پیگیر جمهوری خلق چین و حزب کمونیست چین است.

وظیفه ی این سطور پند و اندرز به رفقای حزب کمونیست چین نیست. آن‌ها با هشیاری و ظرافت راه آینده انسانی را در چین و فراتر از آن هموار و سنگفرش می کنند. باوجود این می‌توان برجسته ساخت که رابطه ی اقتصادی- اجتماعی چین سوسیالیستی با کشورهای پیرامونی و سرمایه داری دارای منافع مشترک مانند روسیه، می‌تواند از طریق توضیح و نشان دادن ضرورت داشتن یک اقتصاد ملی با برنامه ی تنظیم و زمانبدی شده و کمک فکری- فرهنگی برای تنظیم آن، نقش برجسته‌ای در پیش بردن هدف ترقی خواهانه انترناسیونالیسم پرولتری در شرایط کنونی داشته باشد.

به نظر می‌رسد بتوان به کمک برنامه ی اقتصادی با دورنمای مشترک برای کشورهای مورد نظر کار روشنگرانه را آغاز نمود. این برنامه باید با توجه به نیازهای و امکان های هر کشور توسط کارشناسان آن تدارک دیده شود و باید در طول زمان در اجماع عمومی پذیرفته و مورد تأیید قرار گیرد.

توافق بر سر تنظیم چنین برنامه ی هم سو می تواند گام نخست را برای نزدیکی میان کشورها با شرایط متفاوت باشد و در وحدت دورنمایی آن در اتحادیه ی انترناسیونال پرولتری سرباز کرده و هدف مشترک را به پیش ببرد.

برنامه اقتصادی مشترک به مثابه ی حربه ای برای ایجاد سیستم مالی و روابط تجاری به سود کشورهای ذینفع می‌تواند در این روند نقش موثری ایفا سازد. این کشورها را از تأثیر گذاری دستگاه‌های مالی امپریالیستی مصون دارد. می‌تواند ایجاد شدن شرایط برای رشد گام به گام وحدت اقتصادی در همه ی کشورهای ضد امپریالیستی را تقویت کرده و نهایتاً قابل دسترسی سازد.

برنامه‌ای که می‌تواند با بازار دو میلیاردی انسانی خود، به اهرم پرتوانی در برابر سیاست اقتصادی امپریالیستی بدل گشته و در برابر فشارها مقاومت کرده و خطرات ناشی از فشار امپریالیسم را دفع و خنثی سازد.

جمهوری خلق چین در این زمنیه فعال است. دفاع از فعالیت داخلی و جهانی این کشور و کمک به آن توسط نیروهای ترقی خواه ضرورت تام دارد. روشنگری درباره ی پیروزی ها و کمک به حل مشکل ها باید به عنوان حربه ای کارا درک شود در مبارزه ی روشنگرانه علیه «بربریتی» که امپریالیسم می‌کوشد سلطه ی آن را هر روز بیش تر بر سرنوشت انسان حاکم سازد . این حربه را باید به کارگرفت با هدف یافتن جایگزینِ انسانی میان گردان های ترقی خواه به منظور تقویت وحدت جنبش سوسیالیستی و ترقی خواهانه در جهان.

شاید ایجاد شرایط و بحث عمومی- جهانی برای تنظیم چنین برنامه ای، بتواند گامی مثبت در این زمینه باشد.

برگزاری سمینارهای علمی در این زمینه می‌تواند وظیفه ی پر باری باشد.

One Comment

  1. Mohsen

    درود بر رفیق ارجمند فرهاد عزیز وقتی نوجوان بودم برای اولین کتاب های جلد سفید مارکس و انگلی ولنین کبیر می خواندم میدیدم حرف دل ما را میزند حالا هم به سایت های مختلف راه کارگر وبرزگر وتوده ده مهر ونوید نو ‌کهنه مقاله های فرهاد عاصمی حرف دل ما را میزند پایدار باشی بدرود « بالا بلند عشوه گر نقش ساز من. کوتاه کرد قصه زهد دراز من»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *