آدریانا سالواتیرا:” اکنون می توانیم به انقلاب در بولیوی ادامه دهیم”

نویدنو           

مقدمه از توده ای ها  
وظیفه های در پیش رو در بولیوی؟
بی تردید پس از پیروزی خلق در انتخابات اخیر، تضمین دستاوردهای انقلاب بولیوی وظیفه ی اصلی روز است. امری که باید با برپایی ساختارهای حکومتی انقلابی عملی گردد. عمده ترین آن ایجاد زیربنای یک دستگاه پلیس و ارتش ملی و حافظ انقلاب و دستاوردهای آن است. باید دستگاه حاکمیت طبقات گذشته را کنار زد و از آن خلع ید نمود.

*****

گفتگوبا آدریانا سالواتیرا- برگردان: هاتف رحمانی

با نگاه به موفقیت قاطع جنبش برای سوسیالیسم بولیوی در انتخابات عمومی ۱۸ اکتبر، به راحتی می توان توازی هایی با اولین کارزار انتخاباتی موفقیت آمیز آن در سال ۲۰۰۵ یافت. همین طور بر خوردهایی که منجر به انتخابات جدید شد، موفقیت سال های قبل اوو مورالس در رقابت های قبلی، رشته ای از بحران ها را نشان می دهد ، که به رهبرمردم پرورش دهنده کوکائین کمک کرد تا به بالاترین مقام کشوری برسد.

قبل از آن زمان مدل اقتصادی نئولیبرالی توسط هوگو بانزر سوارز دیکتاتور نظامی معرفی و از سوی دولت دست راستی توسعه یافته و به بالاترین حد عدم محبوبیت خود رسیده بود. بولیوی از بحران اقتصادی متعاقب تحمیل بدهی صندوق بین المللی پول و”رفرم های” بعدی آن به خود می پیچید. و جنگ گاز ۲۰۰۳- شورش عظیمی علیه مناقصه های دولتی برای صادرات مقدار عظیمی از گاز طبیعی به امریکا از طریق شیلی-  تمام بازمانده های ثبات نئولیرالی را منفجر کرد. وقتی در سال ۲۰۰۵ انتخابات در بولیوی برگزار شد، کشتار”اکتبر سیاه” علیه جنبش های اجتماعی در شهر ال آلتو هنوز در حافظه مردمی زنده بود. کشور آماده تغییری ریشه ای تحت حاکمیت دولت جدید سوسیالیستی بود که سنت های سیاسی بومی و به اصطلاح “کاتاریست”(جنبشی مردمی در بولیوی قرن ۱۸ به رهبری توپاک کاتاری – مترجم) را هم (دربرنامه خود) گنجانده بود.

آخرین یکشنبه هم چون حرکت تند رو به جلوی سال های مصیبت بار نئولیبرالیسم به نظر می رسد که به پیروزی اولیه مورالس ختم شد. اقتصاد بولیوی تا کودتا ی نوامبر ۲۰۱۹علیه مورالس بالاترین رشد را در منطقه داشته است، اما امسال از کاهش ۶ درصدی رنج می برد چون سوء مدیریت بیماری همه گیر کووید-۱۹ و اقتصاد تحت حاکمیت رژیم جینی آنز ابزار های رشد را گرفت. کشتارهای پس از کودتا درسنکاتا و ساچابا،حتی مرگ بار تر از کشتار ال آلتو در سال ۲۰۰۳بود، که ماهیت سرکوبگر رژیم جدید و ادامه آشکارسنت دیکتاتوری های نظامی سابق آن را آشکار کرد.

رفتارهای رژیم به گسترش حمایت از جنبش برای سوسیالیسم کمک کرد. رسوایی های شرکتی مانند موردی که نشان داد صدها دستگاه تنفسی(ونتیلاتور) خریده شده با قیمت بالاتر و دیگر ابزار پزشکی مربوط به کووید -۱۹ از سوی اعضا رژیم آنز ربوده شده  در چپ نفرت و در راست نا امیدی ایجاد کرد، فاسد شدن محض رژیم جدید را معلوم کرد. تعقیب و آزار علیه فعال های سیاسی، روزنامه نگارها، رهبران جنبش برای سوسیالیسم و به تعویق انداختن ثابت انتخابات، شورش گسترده مردمی دیگری را در ماه اوت شعله ور کرد، که کشوررا  دچار وقفه کرد- و سرانجام دولت را به پذیرش انتخابات ۱۸ اکتبر ناچار ساخت.

از این رو تعجب آور نیست که نتیجه نهایی انتخابات ۲۰۲۰ تقریبا با نتایج انتخابات ۲۰۰۵ یکسان باشد. در حالی که جنبش.. ۵۵٫۱ درصد آرا را دریافت کرد، کارلوس مسا رئیس جمهور نئو لیبرال سابق ۲۸٫۸ درصد آرا و نامزد راست افراطی از سانتا کروز، فرناندو کاماچو ۱۴ درصد آرا را دریافت کردند. پیروزی قاطع جنبش… اکثریت آن را در هر دو مجلس ملی و سنا -۷۲نماینده از ۱۳۰ نماینده . ۲۱ نماینده از ۳۶ سناتور- را تضمین کرد که ثبات سیاسی ناشی از آن به پیش برد بهبود در اقتصاد و ساختار اجتماعی بولیوی اجازه خواهد داد.

آدریانا سالواتیرا در آخرین دولت مورالس رئیس سنای بولیوی بود. او با دنیس روجاتیوک (روزنامه نگار و نویسنده) و برونو سومرکاتالان(روزنامه نگار) در باره آینده بولیوی و به ویژه دشواری های ایجاد شده از سوی رژیم  درحال خروج  به گفتگو پرداخت.

د.ر: شما  تا روز قبل از انتخابات برای کارزار تبلیغاتی برای جنبش…به سراسر بولیوی سفر می کردید. کارزار انتخاباتی در هفته های اخیر چگونه بود، و رفقای جنبش… نسبت به آن چه به دست آورده اند چه احساسی دارند؟

آ.س: کارزار انتخاباتی کارزارنسبتا پر تنشی بوده است، چون روایت تقلب انتخاباتی (در ۲۰۱۹) برای مشروع کردن آن چه در نوامبر رخ داد، که یک کودتا بود، ساخته شده بود. همان طور که ما انتخابات ۲۰۱۹ را بردیم، انتخابات ۲۰۲۰ را هم با ۵۵ درصد بردیم .(این برد) مهم است، چون استدلال هایی که آن ها برای مشروعیت کودتا مورد استفاده قرار می دادند فرو پاشید.

دومین عنصر مهم آن است که انتخابات نمایشی ازروحیه وشجاعت مردم بولیوی بوده است. یک روز قبل از انتخابات، دولت جینی آنزمانور نظامی و “نمایش” نیروهای پلیس و ارتش را در خیابان ها برگزار و تلاش کرد مردم بولیوی را بترساند. و با این حال خودشان را در انتخابات با این رای ۵۵ درصدی ایزوله کردند.

امسال برای ما به عنوان رزمندگان جنبش … سال آموزش عمیق بوده است – سالی پر از درد، اما سالی که راه امید را نیز باز کرد که برای ما بسیار اهمیت دارد.

د.ر: جنبش … ۵۵ درصد از رای های ریاست جمهوری، و نیز اکثریت را درهر دو مجلس به دست آورد. آیا چنین نتیجه ای مورد انتظار بود- و ما نتایج آن را در مقایسه با انتخابات سال گذشته چگونه می توانیم توضیح دهیم؟

آ.س: ما حساب کرده بودیم که می توانیم در دور اول پیروز شویم، اما من از نیرویی که ما با ۵۰ درصد حمایت پیشی گرفتیم تعجب کردم. من باور دارم که دلیل پیروزی ما اساسا در این حقیقت نهفته است که جنبش… نیاز های مردم را در این بستر نا مطلوب تفسیر کرد، در حالی که احزاب دیگر بر سر آن که قانونی یا بهترین حریف برای جنبش… است مشاجره می کردند.

ما بر پاسخ دادن به پرسش هایی که مردم مطرح کردند، پاسخ به آن که ما چگونه به سوی باز پس گرفتن ثبات و رشد اقتصادی می رویم، چگونه برای ترویج روند های جدیدی از ایجاد مشاغل می رویم، اقتصاد تحت مدیریت لوئیس آرسه و داوید چوکهوانکا می تواند دوباره فعال شود متمر کز شدیم. من فکر می کنم این عامل تفاوت بنیادی در مقایسه با دیگر احزاب ایجاد کرد.

عامل  دوم آن است که مردم قادر به مقایسه و مقابله بودند. اپوزیسیونی که به مدت ۱۴ سال برنامه های سیاسی جنبش… ، انقلاب دموکراتیک و فرهنگی مارا مورد پرسش قرارمی داد و محکوم  می کرد، خودش با نشان دادن  نا کار آمدی و ناتوانی اش در مدیریت ماشین دولتی (بیشتر زمان سال ۲۰۲۰)اعمال قدرت کرد. بسیار بنیادی تر، ازلحاظ  سیاسی منطبق با منافع طبقاتی که به آن تعلق داشت عمل کرد. و در آن تقابل، مردم توانستند ببینند که آن ها یک سال پیش چگونه بودند و اکنون چگونه اند، زندگی آن ها یک سال پیش چگونه سازماندهی می شد، چگونه امور مالی آن ها برنامه ریزی شده بود. اکنون همه آن، نه تنها به خاطر بحران سلامت بلکه به خاطر مدیریت ضعیف امور عمومی فروپاشیده است.  

ب. س. ک: پس از پیروزی انتخابات دموکراتیک جنبش…، با اکثریت بزرگ، ما شاهد ادامه حمله شبه نظامی های راست افراطی به گروه های وابسته به جنبش… و به رسمیت نشناختن پیروزی بودیم. این حمله چه تاثیری روی جنبش های اجتماعی دارد- آیا آن ها توانسته اند در مقابل حمله های مختلف مقاومت کنند، و آیا تصمیم دارند این مشکل را در هفته های آینده نشان بدهند؟

آ.س: من اعتقاد دارم که  آن چه عملا وجود دارد تحریک خیابانی با هدف تقویت رهبری لوئیس فرناندو کوماچو ( نامزد راست افراطی) درسطح منطقه ای است.  آری، گروه های فاشیست شبه نظامی وجود دارند، اما هر بار، به یک اقلیت کاهش می یابند.

حتی مایک پمپئو پیروزی جنبش را به رسمیت شناخت،  پیروزی از سوی جامعه جهانی، از سوی کشورها، ناظران بین المللی، دادگاه عالی انتخابات، و از سوی احزاب سیاسی که در انتخابات شرکت کردند، به استثنای لوئیس فرناندو کوماچو به رسمیت شناخته شد.

بنا بر این من فکر می کنم این به صورت فزاینده ای درحال تبدیل شدن به تنها موضع، موضع بیشتررها شده، فاقد یک پیشنهاد بدیل است، اما تلاش می کند براهمیت خود لوئیس فرناندو کاماچو، به خاطر طرف گفتگوی معتبرساختن او برای منطقه(سانتا کروز) پافشاری کند. 

د.ر: سانتاکروز همیشه استان تعیین کننده ای در وضعیت سیاسی بوده است. آیا فکر می کنید دولت جنبش… در آینده با مشکل تجزیه طلبی و افراط گرایی مواجه خواهد شد؟

من فکر می کنم ما از سناریویی بسیار پیچیده آغاز می کنیم، چون تا اینجا جنبش…دیگر انحصاری روی بدنه مردمی ندارد. ما ظرفیت بسیج ملی را داریم، آری، اما باید حضور خود را، به ویژه در شهر سانتاکروز باز سازی کنیم.

مناطق شهری سانتاکروز دلا سیرا، به عنوان یک شهرداری، به هشت بخش تقسیم می شود. ما – البته- حضور قدرتمندی در مناطق روستایی داریم. اما در سال انتخابات  2014، ما سه حوزه رای را در مناطق جنوب- جنوب غربی به دست آوردیم، و امروز ما تنها یک حوزه را داریم، واین وضعیتی کاملا شکننده است. ما پلان ۳۰۰۰ (حومه کارگری) را هم از دست دادیم، که همیشه به عنوان استحکامات جنبش… تلقی می شد.

از این رو، این وضعیت سزاوار توجهی دقیق است. با از دست دادن دو حوزه و حفظ تنها یک حوزه در منطقه شهری، ما برای مقاومت در برابر پروژه فاشیستی در وضعیت ارضی با وضعیت دشواری  رو در رو هستیم،  که ضرورت بازسازی فعالیت هایمان را در آن جا نشان می دهد.

ما نباید راست را دست کم بگیریم.

اما فکر می کنم که مهم ترین ستیزه ای که کاماچو را احاطه می کند محافظه کاری شدید و منطقه گرایی است. این امر “خط” تبلیغات انتخاباتی او را معین کرده است، نه تنها ابزار سازی مذهب به مثابه هویت جمعیتی، بلکه استفاده از منطقه گرایی به عنوان پرچمی برای تحمیل بر کل کشور. من به عنوان یک بولیویایی فکر می کنم که این چیزی نیست که ما برای ساختن آن تلاش می کنیم : ما به صورت بنیادی به همگرایی به عنوان عامل اساسی برای توسعه ملی باور داریم .

ب . س.ک: شما چه آینده ای را برای راست بولیوی می بینید؟ آیا آن ها بدون رهبر رها خواهند شد؟ آیا می توانند در سال های آینده به اپوزیسیون واقعی جنبش… تبدیل شوند؟

آ.س: ما نباید راست را دست کم بگیریم. من باور دارم که یک برنامه سیاسی پشت سر کاماچو وجود دارد، اما آن طرح به لحاظ ارضی در مجلس سانتاکروز کاشته شده، در داخل محدوده پارلمانی پوشیده مانده، وما نمی توانیم آن را نادیده بگیریم. مشکل این برنامه آن است که موضوعی تحمیلی از سطح محلی به سطح ملی است و یک برنامه ملی این چنینی وجود ندارد.

دومین ستیزه ای که من در اطراف کاماچو می بینم آن است که عملا تاریخی از انزوا برای نیروهای پیوست شده به طبقه حاکم محلی را نشان می دهد، که با ظهور برنامه سیاسی ملی شکست خورد. من پیش از این شاهد این وضعیت در(شورش راست افراطی)  2008 بودم، که این سناریو مقابله بین منطقه و کشوربرای اولین بار ایجاد شد، وآن چه آلوارو گارسیا لینرا( که در آن زمان معاون مورالس رئیس جمهور بود) آن را “روند دو پاره شدن” نامید رخ داد. اپوزیسیون وارد شده به سانتاکروز شرقی به منظور مورد مناقشه قرار دادن شهرداری های محلی، فرمانداری ها ، وتعاونی ها، بر آن اساس با پیشنهاد اعمال مقاومت مایل بود به کانون ارضی خود وارد شود.

ب. س.ک:نقش زنان در این دولت جدید جنبش… چه خواهد بود؟ آیا انتقاد ازخودی از سطح قبلی مشارکت زنان وجود دارد، وآن نقش در این دوره جدید چه باید باشد؟

بی تردید ما پیشرفت ژرفی کرده ایم . ما اولین کشوری هستیم که به برابری جنسی، حتی در سطح محلی در نهادهای قانون گذاری دست یافته ایم. ما در تغییرساختار تصدی زمین، با تضمین آن که نسبت عناوین کشاورزی در دست زنان از ۱۵٫۶ به ۴۶٫۵ درصد افزایش یافت پیشرفت زیادی کرده ایم .ما در مقرراتی که سازو کار های زنان برای محافظت در برابر خشونت خانگی و نیز خشونت سیاسی را تضمین می کند پیشرفت کرده ایم . البته، هنوز کارهای زیادی برای انجام وجود دارد.

ما باید شکاف های تاریخی را که از پدرسالاری، سامانه باز تولید مزیت های جنسی بر می خیزد پر کنیم. من فکر می کنم باید روی مشارکت زنان و این که  ما زنان چگونه می توانیم برنامه های جنس محور را به پیش بریم یا نبریم واکنش نشان دهیم. نماینده پارلمان بودن یک زن الزاما به معنی آن نیست که ما روی جنس متمرکز شده ایم، و باید روی این امر واکنش نشان دهیم، تا اینجا یک چنین نمایندگی به منزله پیشرفت مهمی برای جامعه ما است.

به علاوه، من اعتقاد دارم که ما امروز می توانیم ظهور همکاران جوان خاص اعتبار برنامه سیاسی جنبش … را شناسایی کنیم . این فراتر از مرزهای نسلی است، که استقامت برنامه ما را به موازات پیشرفت ما در تحقق پایه های بنیادی آن – حق حاکمیت، دموکراتیزه کردن ثروت، و گسترش فرصت ها برای همه- ورای زمان تضمین می کند.

د.ر: آینده سازمان های جوانان در “انقلاب کمونی” بولیوی چیست؟

آ.س: هوگو چاوز زمانی به جوانان ونزوئلایی  اشاره کرد و در یک کنگره به آن هاگفت  که شما بهترین نسل هستید نه به خاطر آن که  پیروز شده اید بلکه به خاطر چالش هایی که  با آن ها رو در رو بودید، و من فکر می کنم که همین واقعیت امروز برای کشور ما مصداق دارد.

نسل ما چالش های عظیم بازگشت به مسیر دموکراسی، به یک دولت مشروع را بر آورده کرده است. پیشرفتی را که ما طی چهارده سال(ریاست جمهوری مورالس) به دست آورده ایم به رسمیت شناخته است و می خواهد به آن مسیر ادامه دهد، چون ظهور برنامه سیاسی محافظه کار به ما نشان داده است که بازگشت به عقب حتی در رابطه باپیروزی هایی که ما شاید بازگشت ناپذیر تلقی می کردیم امکان دارد. واقعیت آن است که می تواند رخ دهد. این امر به صورت کامل با برزیل و دولت ماکری در آرژانتین نشان داده شده است.

اما خود این تجربه یک چالش عظیمی را نشان می دهد، چون خود رزمندگی سیاسی باید محیط متفاوتی را نشان دهد. مشکل آن است که بسیاری از جوانان در بولیوی احتمالا ورای زندگی شناخته شده برای فعالان کارگری در زمینه هایی که کار می کنند رها می شوند. آن ها اشکال نوینی از سازمان، شیوه های جدیدی از ارتباطات و بیان خودشان را درپیش می گیرند. در اینجا چالش هایی برای این نسل، در ادامه دادن به ساختن آن افق مشترک ایده ها با استفاده از این ابزار های نو نهفته است. 

د.ر: آیا فکر می کنید بولیوی به اصلاح شرایط ارتباطات نیاز دارد؟ آیا چگونه می توانید ابزار های بدیل جدید ارتباطات را برای رقابت با رسانه های خصوصی ایجاد کنید- و آن ها را از قدرت شعله ور کردن کودتاها باز دارید؟

آ.س: من فکر می کنم که رسانه ها، به عنوان ماشین تبلیغاتی حکایت “تقلب انتخاباتی” که کودتا را مشروع کرد نقش مهمی را ایفا کردند، اما نه چیزی بیشتر از آن.

آخرین نظر سنجی که سایت پاگینا Página Siete منتشر کرد( قبل از انتخابات ۱۸ اکتبر)، می گفت که کارلوس مسا در شرایط قصد رای دادن پیش است، اندکی جلوتر از لوئیس آرسه. اما شما نتایج انتخابات یکشنبه گذشته را می بینید و مشاهده می کنید که این نظر سنجی به کل هیچ ارتباطی با واقعیت نداشته است .

این چه چیزی رابه شما نشان می دهد؟ که – البته-  این یک خروجی رسانه بود که به منافع انتخاباتی نیروی سیاسی معینی خدمت می کند. که آن (نیروی سیاسی ) را هم غیر مشروع می کند، چون به صورت آشکاری، هرکسی می فهمد چرا (آن نیرو) به جنبش… حمله می کند، چرا در نوشتار، در تیترها، در انتخاب تصویر زندگی تحت حاکمیت دیکتاتوری، از مشروع سازی و تحسین هر آن چه که به کارلوس مسا ربط دارد این قدر تندی وجود دارد.

پس از انتخابات، حتی انتشاراتی بود که ادعا می کرد کارلوس مسا یکی از سی فرد متنفذ در جهان در گفتگو در باره محیط زیست است- مردی که انتخاباتی را تنها با ۲۰ امتیاز باخت، تنها ژست او در رابطه با محیط زیست گرفتن یک سلفی  از خاکسترهای آتش جنگل در چیکویتانیا بود، اما در آن جا شما شاهد نقش رسانه های سیاسی بوده اید. این که آن ها یک موضع سیاسی اتخاذ کنند مشروع است، اما آن چه نه مشروع است و نه درست است، آن است که آن ها در باره آن دروغ می گویند.  تنها چیزی که ما از رسانه ها می خواهیم حقیقت است، حقیقت برای اطلاع رسانی، برای تحقیق، و برای اتخاذ موضعی باز و صادقانه.

ب.س.ک:جنبش … برای آینده چگونه آماده می شود؟ جنبش به چه شیوه ای تصمیم دارد آلترناتیو، رسانه مستقل و رسانه های عمومی ورای آن را تقویت کند؟

آ.س: دو پاسخ به این پرسش وجود دارد. اولی آن است که ما همراه با ایجاد جامعه ایستگاه های رادیویی تلاش مهمی انجام می دهیم.  این ها “نرده” رسانه را حول روایتی  که رزمندگان جنبش…را  به عنوان وحشی های غیر قابل تحمل، برنامه سیاسی جنبش… را به عنوان ایستادن در ویرانه ها، و تمام شیوه اتهام های وارد شده علیه ما رانشان می داد شکسته است.

ما آن تلاش را انجام دادیم، اما هنوز در می یابیم که اولویتی هم وجود دارد (برای اخبار از طریق رسانه های اجتماعی). این به صورت خود به خودی پدیدار نشد، بلکه به صورت بنیادی مدیون آن چیری است که در رسانه های مختلف برای دست یابی به دسترسی بیشتر سرمایه گذاری کرده است. فیسبوک بیشترین مراجعه را در بین همه رسانه ها، حتی بیشتر از شبکه های رسانه رسمی با بزرگترین مخاطبان تلویزیونی را دارد. اما ما از طریق یک روند قطبی شدن پیچیده زندگی کرده ایم : من همکارانی در ال آلتو و در تروپیک کوچاباما ( منطقه ای تفریحی در ساحل رودخانه در سانتاکروز- مترجم ) داشتم که به من گفت” روز ۱۱ نوامبر(روز کودتا) من تلویزیون را خاموش کردم و تا امروز به خاطر اطلاعات غلط تلویزیون به آن گوش نکرده ام.”

آن چه ما می توانیم انجام دهیم تنها ایجاد رسانه الترناتیو نیست، بلکه، به تقویت کیفیت این رسانه های آلترناتیو نیاز داریم به نحوی که آن ها محصولاتی را عرضه کنند که مردم می خواهند مصرف کنند. کار اساسی تنها ایجاد آن ها وبه کار انداختن ان ها نیست، بلکه تقویت محتوای آن ها است به نحوی که هر دوی آن ها از مردم بخواهند و برای حفظ اصول معینی همکاری کنند.

د.ر: شما در دولت جدید چه نقشی را مایلید ایفا کنید؟ چه برنامه هایی دارید- آیا به کار با جوانان برای تشکیل رهبری جدید ادامه خواهید داد؟

آ.س: من برای کارشناسی ارشد در توسعه انسانی و دموکراسی سازی ثبت نام کرده ام، و منتظر پاسخم. کنار گذاشتن پست دولتی که قبلا پنج سال آن را انجام می دادم- و امیدوارم به صورت مثبتی ارزیابی شود- رزمندگی در خدمات اجتماعی را متوقف نخواهد کرد.  مشارکت برای کشور محدود به برخی مسئولیت ها در دولت نیست، در واقع، در آموزش دانشگاهی، که می تواند درک شما را توسعه دهد هم قرار دارد.

اما فکر می کنم بازگشت به دست اندر کاری رزمنده  بنیادی است، چون درغیر این صورت ما چیز اساسی را از دست خواهیم داد. و مطمئنم که همکارانی که نقش های مدیریت دولت و روند های قانون گذاری و رهبری دولت عمومی را به دست می گیرند عمیقا همکارانی متعهد به پایه های اجتماعی برای آن چیزی خواهند بود که  برای تحقق آن بپا خواسته اند.

من نمی دانم جایگاه من کجاست، اما هر مسئولیتی که هست- از ساده ترین تا پیچیده ترین- من کاملا به آن متعهد خواهم بود.

د.ر: جامعه جهانی و دوستان بولیوی برای کمک به مردم برای احیا و بهبود کشورچند ملیتی بولیوی چه می توانند انجام دهند؟

من باور دارم که کار باز سازی به شدت پیچیده است، اما ما باید برای فعال سازی دو باره و تقویت همگرایی سازمان های بین المللی، مانند CELAC( جامعه کشورهای امریکای لاتین و کارائیب )، Unasur(  اتحاد خلق های امریکای جنوبی ) ، و ALBA(  اتحاد بولیواری برای امریکایی ها) – فضا هایی که در آن ها قیمومیت امریکا لغو شده است – همکاری کنیم . در این سازمان های منطقه ای، روابطی بین کشور ها وخلق ها برقرار شده است که به طور قطع نه  تنها و منحصر بر مبادلات تجاری، بلکه بر اساس روابط همبستگی بین خلق ها بود. آن ها فضاهایی بودند که نه تنها به دموکراسی و ثبات سیاسی در منطقه کمک می کردند، بلکه اصل حق حاکمیت ملی و احترام به انتخاب ها در هرکشوررا مورد تایید قرار می دادند.

ما غیبت این فضای همگرایی را دقیقا در لحظه بیماری همه گیر احساس می کنیم، چون کشور ها ترجیح می دهند به هم دیگر پشت کنند و مرزها را ببندند تا این که به طور مشترک به مبارزه علیه بحران سلامتی کمک کنند. من اعتقاد دارم این می تواند سناریو مهمی باشد که ما برای فعال سازی دوباره روابط بین المللی بین کشور ها وخلق ها، مبتنی بر همبستگی ومکمل هم بودن روی آن حساب کنیم.

د.ر: فکر می کنید پیروزی جنبش… چه تاثیری روی بقیه قاره خواهد داشت؟

آ.س: خیلی ها هیجان زده در باره پایان چرخه ترقی خواهی صحبت می کردند. اما پیروزی جنبش… اعتبار این برنامه سیاسی را ثابت می کند، تایید می کند که از این سوی تاریخ است که مردم ساختن آینده ای مستقل و با کرامت را همراه با عدالت اجتماعی آرزو می کنند.

من باور دارم که پیروزی جنبش… در بولیوی آن را نشان می دهد ، و نیز نقش روشن سیاسی نهادهایی مانند سازمان کشورهای امریکایی (OAS) را برجسته می کند. آن سازمان برای مشروع کردن یک کودتا تلاش کرد، خود را بازیگر اصلی مرکزی ساخت، به مردم بولیوی دروغ گفت. که در نهایت، به مرگ حداقل سی و چهارنفرازهم وطنان ما ختم شد، وخانواده های ما را داغدار کرد. سازمان کشورهای امریکایی یک سال ما را محروم ساخت، آن ها به بولیوی آمدند تا زندگی های ما را مختل کنند. آن هم باید مورد بحث قرار گیرد.

منبع: ژاکوبن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *