جدل فکری یا «مقابله»؟
نگاهی به ابرازنظر رفیق گرامی آرش وجدانی

سخن روز شماره ۴۰
۱۵ آبان ۱۳۹۹، ۵ نوامبر ۲۰۲۰

رفیق گرامی آرش، شما بالاخره باید تصمیم نهایی و جدی خود را اتخاذ و اعلام کنید که آیا هنگامی که از «ما» سخن می رانید، سخنگوی دو رفیقی هستید که در ابرازنظر پیش خود، آن دو را به عنوان «دو تن از اعضای هیئت تحریریه» ذکر کردید و یا «ما» را برای مشخص کردن کلیت هیئت تحریریه نویدنو به خدمت می گیرد که در ابرازنظر امروزتان ذکر کرده و نوشته اید: «ما (نویدنو)»!

اذعان شما در ابرازنظر پیش که «ما» در هیئت تحریریه تنها از دو تن تشکیل می‌شود که می‌تواند کاتگوری وار و به صورت دستوری بنویسد: «در نویدنو چیزی که عاصمی بفرسته چاپ نمیشه»، حکایت از جایگاه ویژه ای برای این دو تن در هیئت تحریریه نویدنو دارد. جایگاهی که قادر است با توانایی برای اجرای دستور «چاپ نمیشه» عمل کند.

به سخن دیگر از نیروی سحرآمیزی برخودار است که تن دادن به آن برای بقیه رفقای هیئت تحریریه نویدنو اجباری است. به اصطلاح «ما»ی تشکیل شده از دو نفر، مانند خدایان در افسانه های قدیم یونانی نقشی ٬٬خدای گونه٬٬ داراست. ولی خب، می‌دانیم که افسانه‌های یونانی یاوه هایی بودند برای توجیه قدرت زمینی حاکمان.

درستی و قابل اعتماد بودن آنچه را که اکنون مدعی هستید، یعنی مترداف بودن «ما» با کلیت هیئت تحریریه «نویدنو»، در ابرازنظر خود ولی به ثبوت نرسانده اید! آن را در سطح یک ادعا و «تز» مطرح نموده اید.

هنگامی که شما بدون هر توضیحی در ابرازنظر امروز خود تعریف جدید از «ما» را ارایه می‌دهید و می‌نویسد «ما (نویدنو)»، باید تعریف جدید شما از «ما» به عنوان ابرازنظر بی‌پایه و اساس و غیرمسئولانه ارزیابی شود، تا شما درستی آن را به اثبات برسانید. تا آن زمان می‌تواند و باید این ادعا را، به عنوان یک «تز» اثبات نشده، به عنوان یک نادرستی غیرقابل پذیرش ارزیابی نمود، که درستی آن را به  اثبات نرسانده اید.

البته کسی که آن هنگام که اقلیت (منشویک) را تشکیل می دهد، می‌تواند خدای گونه بگوید «در نویدنو چیزی که عاصمی بفرستد چاپ نمیشه»، می‌تواند خود را در ابرازنظر دوم به عنوان اکثریت (بلشویک) نیز بنماید، خود را کلیت هیئت تحریریه نویدنو بنماید و بنویسد: «بعد از این هیچ مطلبی از شما در نویدنو و ارژنگ درج نخواهد شد.»

نکته‌های پیش، نکته‌های جنبی و بی‌اهمیت هستند برای ارزیابی از مضمون سیاسی موضعی که شما در ابرازنظر اخیرتان طرح نموده‌اید و به آن در زیر پرداخته خواهد شد. بررسی پژوهشگرانه نکته‌های پیش تنها از این رو ضروری بود، تا نشان داده شود که سطح اندیشه ی منطقی و استدلالی در ابرازنظرهای شما، دارای چه سطحی است!

رفیق گرامی آرش وجدانی، شما مرا مجبور کردید سطح و جنس منطق شما را بشکافم. شما نامه ی دو روز پیش مرا که در آن پیشنهاد کرده بودم در ارتباط مستقیم و گفت و شنفت مستقیم و رفیقانه به نکته‌های مورد اختلاف بپردازیم، پاسخ ندادید و به جای آن ابرازنظر امروزتان را که چند روز پیش نیز ارسال کرده بودید، دوباره ارسال نمودید. گامی که معنای خاص خود را دارد. معنایی که در واژه ی «مقابله» نهفته است که در ابرازنظرتان به کار برده اید.

آیا با کارکرد شما کلیه رفقای هیئت تحریریه نوید نو موافقت دارند، از آن اطلاع دارند؟ تردید مجاز است!

«مقابله» در فرهنگ معین به معنای «تلافی کردن» به کار برده شده است. این مضمون با مضمون «جدل فکری» که برخوردی روشنفکرانه است برای شکافتن و واکاوی همه ی جانبه ی پدیده و یا مساله به منظور دریافت و درک مضمون آن، تفاوت ماهوی دارد. گفت و شنفت میان توده‌ای ها یک «جدل فکری» و افتراقی است و نه یک «مقابله»!

مضمون «مقابله»، وجود تضاد آشتی ناپذیر را میان دو موضع و منافع بیان می کند. در نبرد طبقاتی، حاکمان و محکومان در نبردی شرکت می‌کنند که نهایتاً باید با نفی در نفی موضع کهن به ثمر برسد. در این نبرد واژه «مقابله» واژه‌ای است به جا و بیان منطق در نبرد طبقاتی است.

رفیق گرامی، شما یا واقعاً مضمون و معنای واژه ی «مقابله» را نمی شناسید، و یا آن را آگاهانه به خدمت می‌گیرد تا آتش بیار معرکه باشید. البته امکان جمع هر دو نکته نیز در کارکرد شما منتفی نیست!

واژه ی به کار گرفته در ابرازنظر شما، واژه ی «مقابله»، با مضمون بحث میان توده‌ای ها هم خوانی ندارد. «جدل فکری» ما بر سر یافتن راهکاری سیاسی است با خواست و امید برای به حرکت درآوردن و تجمیع  نیروهای ما در یک سو.

تضاد حل نشده در مبارزه ی مشترک ما، در ناتوانی ما برای یافتن دیالکتیک نبرد در داخل و خارج از کشور است، که مسئول اصلی آن رهبری کنونی حزب توده ایران است، نه شما. با قطع مبارزه و بحث رفیقانه ی درون حزبی، با بستن درّ حزب به روی اندیشه ی انقلابی توسط «جناح راست» در رهبری کنونی حزب توده ایران، مسئولیت وضع نابسامان کنونی به طور مستقیم متوجه این جناح سردرگم در رهبری کنونی حزب طبقه ی کارگر ایران است.

در مورد ضرورت یافتن چنین دیالکتیکی نباید در این سطور توضیح داده شود. به آن پرداخته شده است و خواهد شد. در اینجا مایلم به مضمون سیاسی موضع شما بپردازم. هنگامی که شما می نویسید: «شما بیشتر از هر فرد می‌دانید که چه می کنید»، باید آن را به عنوان یک کمپلیمان درک نمود. شما محق هستید، من آگاهانه و در دفاع از مصالح عالیه حزب توده ایران می‌نویسم. این وظیفه‌ای است که رهبری وقت حزب توده ایران بر دوش من نهاد و من را در کنار رفیق عزیز علی خاوری برای انجام آن به خارج از کشور گسیل داشت. هر دوی ما هنوز زنده هستیم و آن را مدیون این تصمیم رهبری وقت حزب می دانیم.

در‌واقع هم جدل فکری توده‌ای ها که از سرشت انقلابی سنت و نظر و کارکرد حزب توده ایران دفاع می‌کند و علیه تحریف و خدشه دار نمودن آن می رزمد، تردیدی برای هیچکس، از جمله برای شما باقی نمی‌گذارد که چه هدف والا و مارکسیستی- توده‌ای توسط توده‌ای ها دنبال می شود.

توده‌ای ها، صرفنظر از تعداد آن ها، خواستار آن است که سیاست مستقل طبقاتی حزب توده ایران توسط حزب حفظ و به آن عمل شود. تحمیل یک سیاست سوسیال دمکراتیک راستگرا که خواستار تبدیل نمودن حزب توده ایران است به یک جناح ٬٬چپ٬٬، به ٬٬حزب چپ٬٬ اصلاح گر در یک نظام سرمایه داری «دمکراتیک و سکولار»، نقض آشکار سیاست مستقل طبقاتی حزب توده ایران، حزب طبقه ی کارگر ایران است!

حزب چپی که وظیفه ی آن پیشنهادهای تعمییراتی است برای ثبات نظام سرمایه داری!

برنامه‌ای که به معنای کوشش برای ابدی ساختن نظام سرمایه داری است.

کوشش ارتجاعی ای که اکنون در این واقعیت تبلور می‌یابد و خود می نماید که درست هنگامی که در نبرد طبقاتی جاری در ایران شرایط تغییرات بنیادین به منظور گذار از دیکتاتوری سرمایه ایجاد می‌شود، «جناح راست» به نیروی ترمز کننده جنبش انقلابی تبدیل شده است.

طبقه ی کارگر آگاه و مبارز ایران در دفاع از منافع آنی و آتی خود، و در عمل به وظیفه های طبقاتی خود در نبرد طبقاتی جاری، با طرح به جای مالکیت عمومی  به عنوان جایگزین برای خصوصی سازی و پیمانکاری که هدف آن تثبیت مالکیت خصوصی طبقات حاکم است، در جستجوی راه خروج ترقی خواهانه از بحران سرمایه داری حاکم بر ایران است،

در چنین شرایط که نامه مردم به درستی آن را شرایط رشد عینی وضع انقلابی ارزیابی نموده است، «جناح راست» حاکم بر رهبری کنونی حزب توده ایران به ترمز ژرفش نبرد طبقاتی از این طریق بدل گردیده است، که به بهانه نامتناسب بودن تناسب قوا به نفی مبارزه ی سوسیالیستی حزب توده ایران حکم می دهد و از این طریق راه تغییر تناسب قوا را به کمک تجهیز و سازماندهی طبقه ی کارگر مسدود می سازد.

خالی نمودن پشت طبقه ی کارگر ایران از طریق شرکت نکردن در بحث نظری- تئوریک برای راه خروج از بحران حاکم، هیچ معنای دیگری ندارد، جز تعطیل آگاهانه ی مبارزه سوسیالیستی به منظور انتقال آگاهی طبقاتی به درون لایه‌های زحمتکش و محروم میهن ما!

نیاز و ضرورت مبارزه ی نظری- تئوریک در شاریط کنونی غیرقابل انکار است! به این نکته باز هم پرداخته خواهد شد.

«جناح راستی» که به جای بیرون کشیدن وظیفه های روز از درون نبرد طبقاتی جاری، به گفته ی مارکس از درون «پراتیک انقلابیِ» زحمتکشان، به نوحه سرایی بپردازد که «اگر کوربین در انتخابات اخیر پارلمان بریتانیای کبیر پیروز شده بود، راه برقراری سوسیالیسم در انگلستان گشوده می شد»!

رفیق عزیز آرش وجدانی، شما در نویدنو مواضع «جناح راست» در رهبری کنونی حزب توده ایران را انتشار می دهید، ولی در «مقابله» با موضع انقلابی توده‌ای ها می گوید: «بعد از این هیچ مطلبی از شما در نویدنو و ارژنگ درج نخواهد شد»! آیا کارکرد شما از صراحت کافی برای نشان دادن و به اثبات رسانده جایگاه سیاسی- نظری شما برخوردار نیست؟

«رویا و اتهام»؟

آخرین نکته که باید شکافته شود، ادعای شماست در این باره که گویا توده‌ای ها و نگارنده دچار «رویا» هستیم درباره ی کارکرد «ما»! رویابافی ذهنگرایانه ای که همراه است با «اتهامات» به «ما» دراین باره که «ما را مجری ٬٬سوسیالیسم ارتجاعی٬٬» اعلام می کند!

شما ظاهراً فراموش نموده‌اید که اولین هشدار نه از سوی توده‌ای ها، بلکه در مصاحبه ی نامه مردم با رفیق عزیز علی خاوری طرح شد درباره ی کوشش هایی برای براه انداختن «سازمان»هایی در ایران. نویدنو که روزانه مقاله های نامه مردم را بازانتشار می دهد، به یک هفته زمان نیاز داشت تا مصاحبه رفیق خاوری را انتشار دهد. رابطه میان مصاحبه و کارکرد نویدنو برای انتشار ان، صریح‌تر از آن است که نیازی به توضیح بیشتر باشد.

توده‌ای ها، برخلاف اظهارات عام در مصاحبه رفیق خاوری، مساله را به طور مشخص مطرح نمود. نوشت که ظاهراً انتشار مجله ارژنگ زمینه سخنان عام رفیق خاوری را تشکیل می دهد.

دیرتر از طرف ارژنگ هیئت تحریریه مجله اعلام شد. ترکیب هیئت تحریریه، برداشت فوق را مورد تأیید قرار داد.

توده‌ای ها پیش تر مضمون مجله را در پاسخ به پرسش رفیق هاتف، مثبت ارزیابی نموده بود. تا آن هنگام از طرف توده‌ای ها مطلبی برای انتشار ارسال نشده بود که بدانیم نوشته‌های «عاصمی چاپ نمیشه»!

ترکیب هیئت تحریریه مجله ی ارژنگ که در آن نزدیکی مواضع ۱۰ مهر و راه توده قلابی قابل شناخت است، در ارتباط با هشدار رفیق خاوری، برای اندیشه فعال مارکسیستی پایبند به ارزیابی دیالکتیکی پیش شرط لازم را برای یک ارزیابی نخست از وضع ایجاد می سازد. نام آنچه که در جریان بود و در مصاحبه رفیق خاوری در ابهام و کلی گویی دفن شده بود، ساختار سیاسی- نظری ای است که آن را می‌توان «سوسیالیسم ارتجاعی» نامید.

«سوسیالیسم ارتجاعی» دارای دو سو است. ارتجاع در دوران های بحرانی می‌کوشد با نشان دادن در باغ سبز، در حین تعیین خط قرمزهایی که رفقای ۱۰ مهر آن را «ملاحظات و محصورات» خود می نامند، به مبارزه ی توده ها بند بزند. جریان های سردرگم که دستشان زیر ساطور دشمن طبقاتی است و برای ادامه حیات و مبارزه به لااقل کمی هوا برای تنفس نیاز دارند، در باغ سبز را به عنوان هوای آزاد می پندارند و به استحاله پذیری دشمن طبقاتی باور می آورند.

از نیاز ارتجاع به متحدان جدید در جامعه و پنداشت مبارزان درباره ی استحاله پذیری ارتجاع حاکم، یک سیمبیوز و ترکیب نامیمونی ایجاد می‌شود که راه سازش با طبقات حاکم را می گشاید، به جای جستجوی امکان مبارزه ی واقعی در شرایط خفقان کامل.

خفقانی که می‌تواند تا سطح خفقان در بازداشتگاه های هیتلری سنگین باشد، ولی قادر به مسدود ساختن مبارزه ی انقلابی نیست. تجربه آزادی بازداشتگاه آسویش توسط مقاومت سازمان داده شده توسط کمونیست ها، در تأیید درستی این ارزیابی است.

نگارنده بلافاصله با ابراز شادی نسبت به نفی چنین حرکت‌ها و باور به «سوسیالیسم ارتجاعی» که از طرف رفقای نویدنو اعلام شد، واکنش مثبت نشان داد و آن را به عنوان یک تعهد این رفقا پذیرفت. ولی خواستار آن نیز شد که باید در طول زمان  واقعی بودن این نفی به طور عملی قابل شناخت گردد. برخی نشانه‌های مثبت در این زمینه نیز در کارکرد و موضع گیری های رفقا قابل شناخت است. پافشاری رفیق آرش وجدانی و مقاومت او برای پذیرش موضع توده‌ای ها، نشان مثبتی در این زمینه نیست!

رفیق آرش، مساله اتهام زنی نیست. همانقدر که مساله خواست انتشار نظر و مقاله های توده‌ای ها در نویدنو نیز نیست. مساله یافتن راهکار انقلابی است که نیرو و نبرد رفقای در ایران و خارج از کشور را در مبارزه‌ای هم سو دسته کند. «جناح راست» در رهبری کنونی حزب توده ایران تاکنون آمادگی برای حل مساله نیافته است.

باید امیدوار بود که کنگره ی هفتم در پیش، با حل معضل، وحدت نظری و سازمانی در حزب توده ایران را ایجاد کند و شرایط ضروری را برای نبرد مشترک و موفق ایجاد سازد.

4 Comments

  1. سیامک

    رفیق ارجمند عاصمی!

    افزون بر سخن هایی که گفته شده است، من بر این باور هستم که درون مایه سخن دوست گرامی آرش این است که تارنگاشت نویدنو یک سازمان سیاسی نیست.

    بنابراین نویسندگان و گردانندگان این تارنگاشت از اندیشمندان “چپی” هستند که به یک گروه و یا سازمان سیاسی ویژه وابسته نیستند.

    آن ها در نوشته های خود به بررسی نکته های تئوریکی که “چپ” با آن درگیر هست می پردازند و دیدگاه های گوناگون در باره ی چالش های سیاسی روز دارند.

  2. فرهاد عاصمی

    رفیق عزیز سیامک، سپاس برای توضیح ها.
    من با ارزیابی شما کاملاً موافقم و آن را مورد تایید قرار می دهم.

    مساله ی اصلی سیاست «جناح راست» در رهبری کنونی حزب توده ایران است، که از یک سو بحث و جدل فکری درون حزبی را تعطیل نموده است، و از طرفی دیگر به سیاستی ادامه می دهد، که هویت طبقاتی حزب توده ایران، حزب طبقه ی کارگر ایران را به خطر انداخته است!

    یورش به حزب توده ایران توسط حاکمان در جمهوری اسلامی و قتل عام رهبران انقلابی حزب توده ایران با هدف ریشه کن ساختن نقش انقلابی حزب توده ایران در نبرد طبقاتی در ایران عملی شد.
    این سیاست ارتجاعی و ضد انسانی حاکمان ولی تنها آن هنگام از بازده مورد نظر ارتجاع حاکم در ایران و در جهان برخوردار است، هنگامی که صدای انقلابی حزب توده ایران خفه و موضع انقلابی آن از سیاست حزب طبقه ی کارگر ایران حذف شود.

    «جناح راست» در رهبری کنونی حزب توده ایران، در حالی که با سکوت نسبت به انتقادها به سیاست ش، انتقاد را ٬٬زیر سیبلی٬٬ از سرمی گذراند، توضیحی برای درستی سیاست خود ابراز نمی کند. نمی گوید که چرا خواست و شعار سراسری طبقه ی کارگر ایران را مبنی بر پایان دادن به خصوصی سازی و پایان دادن به نظم پیمانکاری، به شعار خود بدل نمی سازد و آن را به آماج نبرد نظری- سیاسی و روشنگرانه- ترویجی خود بدل نمی سازد؟

    این سیاست سازش با سیاست ارتجاع، سیاستی که در امتداد بی واسطه ی هدف ارتجاع قرار دارد برای ضربه زدن به حزب توده ایران با چه هدفی دنبال می شود؟ آرتجاع که نمی تواند حزب توده ایران را نفی کند، نمی تواند تاثیر نبرد انقلابی آن را در جامعه نابود سازد، می خواهد از آن شیر بی یال، دم و اشکن بسازد!

    مبارزه با این سیاست سازشکارانه وظیفه ی تاریخی و روز همه ی توده ای ها است! در این امر جای هیچ تردیدی وجود ندارد. هر کس باید نسبت به شرایط کار و زندگی خود در این سمت فعال گردد و خواستار تصحیح سیاست سازش طبقاتی باشد.
    «دوست گرامی آرش» و هیچ رفیق و دوست دیگری در کوشش برای تصحیح سیاست کنونی استثنایی را تشکیل نمی دهد.

    باید امیدوار بود که در کنگره ی هفتم حزب توده ایران که در پیش است، راه حل و دیالکتیک نبرد در داخل و خارج از کشور یافت شود و گره کور و بن بست ایجاد شده پایان یابد!

  3. سیامک

    رفیق ارجمند!

    گره کور گفتگو در همین جاست.

    آن چه که شما به درستی بخشی از وظیفه توده ای ها می دانید، نمی تواند به گفته دوست گرامی آرش بخشی از وظیفه گردانندگان نویدنو باشد، چرا که آن ها به هیچ گروهی وابسته نیستند و بدین گونه هیچ وظیفه ی ویژه ای در برابر حزب توده ی ایران برای خود نمی بینند.

  4. فرهاد عاصمی

    رفیق عزیز سیامک
    این سخن به جایی است که از قول رفیق آرش می نویسد: «آن ها به هیچ گروهی وابسته نیستند»!
    نتیجه گیری درباره ی وظیفه ی رفیق آرش و نویدنو در مجموع ولی تنها به «وظیفه ی ویژه ای در برابر حزب توده ایران» محدود نمی شود. این درست است که این رفقا نسبت به درستی و یا نادرستی سیاست حزب توده ایران «وظیفه ای .. برای خود نمی بینند». انتقاد به چنین موضعی مطرح نیست.

    انتقاد برمی گردد به سکوت این رفقا درباره ی ضرورت ایجاد شدن شرایط بحثی وسیع و همه جانبه درباره ی وظیفه های پیش رو در نبرد طبقاتی در ایران! اینجا دیگر نمی توان خود را فردی سیاسی ارزیابی نمود و طبق آن عمل کرد، ولی به پرسش درباره ی ضرورت و یا غیرضروری بودن بحث همه جانبه پاسخ نداد؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *