پیوند مضمونی نبرد دمکراتیک و سوسیالیستی حربه ی لنین در انقلاب اکتبر!

مقاله ۴۰/۹۹
۱۹ آبان ۱۳۹۹، ۹ نوامبر ۲۰۲۰

آموزشی برای تغییرات انقلابی در پیش در ایران!

مقاله ی نقش ویژه و متمایز لنین در انقلاب اکتبر که در توده‌ای ها بازانتشار یافت و رفیق رحمان حسن زاده آن را در اخبارروز انتشار داده است، از سویه های متعددی شایسته ی دقت خاص است. سپاس از رفیق حسن زاده برای نگارشِ مقاله!

عمده ترین نکته در موضع لنین در دوران میان آوریل تا اکتبر ۱۹۱۷ پیوند مبارزه ی دمکراتیک پیگیر است به مثابه حربه ایجاد شرایط برای انقلاب سوسیالیستی در روسیه. لنین مبارزه دمکراتیک را «شرط واسط»، شرط میانجی ارزیابی می‌کند و می‌نامد برای رشد انقلاب بورژوا- دمکراتیک فوریه به انقلاب سوسیالیستی اکتبر در روسیه.

هنگامی که لنین در چهارم آوریل ۱۹۱۷ از مهاجرت بازگشت، همانطور که در مقاله ی رفیق حسن زاده نیز نشان داده می شود، وضع حزب سوسیال دمکرات روسیه را بسیار نابسامان یافت. منشویک ها خواستار دفاع از دولت موقت بودند. آن‌ها می‌خواستند به عنوان بخش ٬٬چپ٬٬ در جمهوری دمکراتیک زیر رهبری بورژوازی به وظیفه ی تحکیم و ثبات شرایط از طریق تعمییرات اجتماعی از ٬٬چپ٬٬ بپردازند. بلشویک های سردرگم، از این سیاست و از دولت موقت پشتیبانی می کردند.

به ارزیابی لنین با توجه به شرایط حاکم بر روسیه، و وضع حزب سوسیال دمکرات روسیه، تعمیق انقلاب فوریه به انقلاب سوسیالیستی نمی‌توانست بی‌واسطه عملی گردد.

او ولی شرایط عینی را برای تعمیق انقلاب آماده می دید، زیرا دولت موقت خواستار ادامه ی جنگ امپریالیستی و دفاع از ٬٬میهن٬٬ بود. در حالی که زحمتکشان، سربازان، روستائیان و کارگران که بار اصلی جنگ و فشار گرسنگی و فقر جانشان را به لب رسانده است، دیگر نمی‌خواهند چوبدست اجرای سیاست امپریالیستی باشند.

درایت لنین در چنین شرایط پیچیده در طرح شعار «صلح، نان، زمین»، به آن پرچم جایگزینی بدل شد که زیر سپر مضمون هدف دورنمایی آن برای برپایی سوسیالیسم، امکان واقعی برای پاسخ به نیازهای دمکراتیکِ آنی زحمتکشان ایجاد شد.

نیازهای دمکراتیک- مطالباتی توده های میلیونی برای بهبود شرایط زندگی خود در لحظه ی تاریخی، که هدف و مضمون نبرد دمکراتیک پیگیر را در شرایط میان آوریل و اکتبر تشکیل می‌داد، از طرف لنین به حربه براّ برای تعمیق انقلاب و تصاحب اکثریت در «شوراها»‌ به کار گرفته شد.

لنین با یورش نظری و با استدلال آتشین به مواضع تسلیم طلبانه منشویک ها و دیگر عناصر سردرگم، نشان داد که مبارزه ی دمکراتیک حربه تجهیز نیرو برای تحقق بخشیدن به انقلاب سوسیالیستی است. او نبرد دمکراتیک را به حربه ی اساسی برای کسب دمکراتیک اکثریت در «شوراها ..» به کار گرفت. لنین مبارزه ی پیگیر دمکراتیک را به پیش شرط، به «واسطه»، به میانجی برای تعمیق انقلاب بورژوایی به انقلاب سوسیالیستی بدل نمود و به پیروزی رساند.

لنین به منشویک ها که مدعی بودند که خواست او برای به ثمر و به پایان رساندن کامل انقلاب بورژوایی فوریه ۱۹۱۷ خواستی عجولانه است برای تحقق بخشیدن به انقلاب سوسیالیستی، زیرا گویا هنوز شرایط عینی برای انقلاب سوسیالیستی وجود ندارد، پاسخ می دهد: «دستیابی به این هدف، یعنی نفی مالکیت خصوصی بر نیروهای مولده و برپایی جامعه ی سوسیالیستی، نیازمند سطح رشد بالای نیروهای مولده در سرمایه داری و سطح بالای سازماندهی طبقه کارگر می باشد. بدون آزادی سیاسی نه امکان رشد کامل نیروهای مولده در جامعه مدرن بورژوایی ممکن است و نه تحقق یافتن آزاد و علنی نبرد طبقاتی، و یا ایجاد روشنگری سیاسی، و یا تربیت و ایجاد بهم پیوستگی توده های پرولتاریا ممکن و قابل تصور است. ازاین رو طبقه ی آگاه پرولتاریا به طور مداوم به وظیفه خود برای برپایی آزادی کامل سیاسی پایندی نشان می‌دهد و برای تحقق بخشیدن به آن می رزمد و برای تحقق بخشیدن به یک جمهوری دمکراتیک می کوشد.» (لنین، جنگ و سوسیال دمکراسی روسیه، ۲۱، ص۱۹- به نقل از آلفرد کوزینگ، جهان جوان ۲۹ اکتبر).

آلفرد کوزینگ، مارکسیست آلمانی که در ۲۱ اکتبر امسال در ۹۱ سالگی در گذشت، پس از نقل نظر پیش گفته از لنین می نویسد: لنین به طور اساسی رابطه ی تنگی میان مبارزه ی دمکراتیک و سوسیالیسم قایل است. .. رابطه میان دمکراسی و سوسیالیسم در اندیشه ورزی لنین از جایگاه بزرگی برخوردار است ..، تا جایی که او دستیابی به دمکراسی را به شرط غیرقابل تردید برای پیروزی انقلاب سوسیالیستی ارزیابی می کند: «پرولتاری نمی‌تواند به شکل دیگری به پیروزی دست یابد، جز از طریق ایجاد دمکراسی، یعنی از این طریق که دمکراسی را به طور کامل برقرار سازد، از این طریق که با پیگیری خواست های دمکراتیک خود را طرح و برای تحقق بخشیدن به آن ها برزمد.»

پس از این توضیح ها در مقاله ی  پرولتاریای انقلابی و حق تعیین سرنوشت ملت‌ها (لنین، ۲۱، ص ۴۱۵)، لنین چنین ادامه می دهد: «این حرف مزخرفی است که انقلاب سوسیالیستی و نبرد انقلابی علیه سرمایه داری را به عنوان مبارزه‌ای در برابر مبارزه برای برقراری دمکراسی قرار می دهد.» کوزینگ اضافه می‌کند که از همین بیان می‌توان دریافت که لنین «سوسیالیسم را به معنای به ثمر و سرانجام رساندن روند دمکراتیک در جامعه ارزیابی می کند» (همانجا).

با چنین ارزیابی است که وحدت مبارزه ی دمکراتیک و سوسیالیستی توسط مارکسیست آلمانی نیز مورد تأیید قرار می‌گیرد که زنده یاد جوانشیر آن را در سیمای مردمی حزب توده ایران می شکافد و توضیح می دهد. جوانشیر این وحدت را برنامه حداقل کارگری ایران می‌نامد! آن را روندی یکپارچه و تجزیه ناپذیر اعلام می کند!

با چنین برداشتی است که لنین میان ماه های آوریل  تا اکتبر ۱۹۱۷، در نبرد برای تحقق بخشیدن به دمکراسی در روسیه، به عنوان وسیله و حربه «واسط» و میانجی برای پیروزی انقلاب سوسیالیستی می رزمد و با دستیابی به اکثریت بلشویکی در شوراهای انقلابی، انقلاب سوسیالیستی اکتبر را به ثمر می رساند.

طیف سردرگم چپ ایران و در مرکز آن «جناح راست» در رهبری کنونی حزب توده ایران، روند یکپارچه مورد نظر لنین را اراده گرایانه و غیرمستدل به دو روند مستقل تقسیم می کند. با جدا ساختن مصنوعی مبارزه ی دمکراتیک و سوسیالیستی و با قرار دادن مبارزه ی دمکراتیک در برابر مبارزه ی سوسیالیستی، مضمون مورد نظر لنین را نقض می کند. آن‌ها برداشتی غیرمنطقی و نادرست را مطرح می‌کنند و مدعی می‌شوند که گویا مبارزه برای دمکراسی و سوسیالیسم دو مرحله‌ مستقل را در نبرد طبقاتی تشکیل می دهد. این تز نادرست و غیرمستدل را «جناح راست» وسیله قرار می دهد برای توجیه سیاست تسلیم طلبانه خود در خدمت حفظ نظام سرمایه داری.

این در حالی است که به گفته ی رفیق دنیز ایشچی در مقاله ی یا سوسیالیسم یا دمکراسی در اخبارروز (۲ نوامبر ۲۰۲۰ بازانتشار در توده‌ای ها): «تنها میتوان [و باید] از ظرفیت های محدود ایجاد شده در شرایط دموکراتیک، برای ترویج و تبلیغات و بسیج سوسیالیستی استفاده نمود».

نبرد طبقاتی در ایران کنونی و جایگاه حزب توده ایران در آن

بدون تردید شرایط حاکم بر ایران کنونی و شرایط در روسیه در ماه های آوریل تا اکتبر در ظاهر شباهتی ندارد. ولی با کمی دقت می‌توان شباهت‌های پراهمیتی را میان دو صحنه ی تاریخی نبرد طبقاتی در روسیه آن زمان و ایران کنونی یافت. شباهت هایی که کمک هستند و می‌توانند باشند برای اتخاد سیاست انقلابی توسط حزب توده ایران، حزب طبقه ی کارگر ایران در نبرد طبقاتی جاری در ایران.

بی تردید نبرد طبقاتیِ زحمتکشان در ایران کنونی که سی سال و بیش تر زیر چکمه ی ٬٬مدرن ترین٬٬ اقتصاد سیاسی سرمایه داری دست و پا زده است و خون داده است و به نبرد در بدترین و فاشیست مآبانه ترین شرایط ادامه داده است، شرایط لازم عینی را برای ارزیابی مارکسیست- لنینیستی از سطح نیروهای مولده در ایران به دست می دهد.

در ایران به طور عمده تضاد اصلی میان دیکتاتوری استثمارگر و غارتگر سرمایه داری وابسته به اقتصاد امپریالیستی و طبقه ی کارگر انقلابی آن بر قرار است: تضاد میان کار و سرمایه.

شرایط حاکم ناشی از اقتصاد سیاسی نئولیبرال امپریالیستی در سی سال اخیر به همه ی گردان های زحمتکش ایران آگاهی طبقاتی را آموخته است. آگاهی طبقاتی ای که در شعار و خواست آن‌ها تظاهر می‌کند و متبلور می شود.

– خواست و شعار پایان دادن به‌خصوصی سازی و پایان دادن به نظم پیمانکاری که به شعار سراسری و همگانی زحمتکشان ایران بدل شده است، بیان بی‌واسطه ی مضمون یورش انقلابی زحمتکشان است به مدرن ترین و ضد انسانی ترین اقتصاد سیاسی امپریالیستی. بیان سطح عالی آگاهی طبقاتی طبقه ی کارگر ایران و دیگر زحمتکشان یدی و فکری ایران است!

خواست و شعاری که دو وجه اصلی اقتصاد سیاسی دیکته شده ی سرمایه مالی امپریالیستی را برای تشدید استثمار نیروی کار در شرایط اعمال ٬٬مدرن ترین٬٬ شیوه ی تولید سرمایه دارانه افشا می‌کند و مورد یورش انقلابی زحمتکشان قرار می دهد.

این یورش از یک سو سرشت تغییرات انقلابی در پیش را قابل شناخت می‌سازد. شعار انقلابی پایان دادن به‌خصوصی سازی هستی اجتماعی و پایان دادن به نظم استثمارگرانه و ضد انسانی پیمانکاری دیگر اجازه نمی‌دهد زحمتکشان را با وعده و وعیدها برای سیاست تعمیراتی و مهندسی اجتماعی نظام بورژوایی قانع نمود و به آن‌ها مبارزه برای برنامه ی افشا شده ی «جمهوری دمکراتیک سکولار» را تفهیم و القا نمود. ناقوس نبرد نهایی شنیده می شود!

– خواست و شعار پایان دادن به‌خصوصی سازی و پایان دادن به نظم پیمانکاری توسط طبقه ی کارگران و زحمتکشان ایران که به شعارهای عمومی و سراسری در ایران بدل شده است برای گذار از اقتصاد امپریالیستی، از سوی دیگر کنشگر تاریخی، یعنی طبقه ی کارگر ایران را به عنوان سوبژکت تاریخی قابل شناخت می‌سازد که برای دستیابی به تغییرات انقلابی پیش رو می رزمد.

طبقه ی کارگر ایران و دیگر زحمتکشان یدی و فکری که زنان و خلق های میهن مشترک محروم ترین آن هستند، با خواست و شعارهای انقلابی خود گذار از دیکتاتوری سرمایه را طلب می‌کنند و برای این گذار می رزمند که در لفافه دیکتاتوری مذهب ارتجاعی پوشانده شده است.

کوشش عناصر وازده مانند فرخ نگهدار و بهزاد کریمی که می کوشند تضاد اصلی حاکم بر ایران را با تضادهای فرعی مانند تضاد با «تحریم»ها جایگزین سازند تا بتواند هم صدا با بی بی سی و دیگران راه سلطنت طلبان را به صحنه نبرد طبقاتی در ایران بگشایند، همانقدر ناتوان خواهد بود برای انحراف شعار و خواست توده های زحمت کش در ایران که کوشش برای نفی وحدت نبرد دمکراتیک پیگیر و نبرد سوسیالیستی توسط جریان های سردرگم طیف چپ و «جناح راست» در رهبری کنونی حزب توده ایران ناموفق و نازا خواهد بود.

شعار زحمتکشان از شرایط حاکم عینی و انکارناپذیر بر نبرد طبقاتی جاری در ایران بیرون کشیده شده است.

شعار زحمتکشان در «پراتیک انقلابی» مستقل خودِ زحمتکشان و نمایندگان فداکارشان زاییده شده است که نشان سطح عالی آگاهی طبقاتی آنان است.

طبقه ی کارگر ایران اجازه نخواهد داد که وازدگان و جریان های سردرگم چپ خاک به چشمانش بریزند. طبقه ی کارگر ایران اجازه نخواهد داد که جناح های سوسیال دمکرات، به عنوان نیروی ٬٬چپ٬٬ و انواع ٬٬حزب چپ٬٬ در «جمهوری دمکراتیک» و زیر رهبری بورژوازی، به وظیفه ی تحکیم و ثبات نظام فرتوت سرمایه داری بپردازند و آن را به عنوان تعمییرات اجتماعی در سرمایه داری از ٬٬چپ٬٬ برای ایجاد دمکراسی موهوم و تعریف نشده ی خود در «جمهوری سکولار» به خدمت بگیرند!

طبقه ی کارگر آگاه ایران مبارزه ی خود را به منظورتحکیم و تعمیق تجهیز و توسعه ی سازماندهی طبقه ی کارگر از طریق طرح پیگیر خواست های دمکراتیک خود به پیش خواهد برد و شرایط را برای تغییرات انقلابی در سرمایه داری ضد مردمی و ضد ملی و وابسته به اقتصاد جهانی امپریالیستی در ایران و دیکتاتوری درنده خوی آن ایجاد خواهد نمود. بی تردید مبارزات پیگیر دمکراتیک در جریان کارگران و زحمتکشان ایران چنین دورنمای ظفرنمود را نوید می‌دهد و برپا خواهد ساخت!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *