ایران، سوریه و مبارزه ی ضد امپریالیستی!

مقاله ۴۳/۹۹
۵ آذر ۱۳۹۹، ۲۵ نوامبر ۲۰۲۰

بی تردید شکست سیاست امپریالیستی در سوریه که با هدف پاره پاره کردن  جمهوری عربی و برقراری سلطه ی همه جانبه ی امپریالیسم بر این کشور دنبال می شد، موفقیت بزرگی را در مبارزه ی ضد امپریالیستی و برای برقرار صلح و آرامش در این کشور و منطقه و حفظ وحدت ملی سوریه تشکیل می دهد. نقش مردم سوریه، دولت و ارتش آن که از کمک ایران برخوردار است، و کمک دیگر متحدان و به ویژه کمک‌های سیاسی و نظامی فدراسیون روسیه در این موفقیت نقش درجه اول ایفا می سازد.

ولی روند صلح و حفظ وحدت این کشور مجدداً با خطر روبرو شده است. خطری که دارای سویه های متفاوتی است که توجه به هر کدام برای درک کلیت وضع ضروری است.

برای میهن ما ایران نیز درک کلیت وضع در سوریه و در ایران از اهمیت درجه اول و برجسته برخوردار است. زیرا درک کلیت شرایط با مساله ی حق حاکمیت ایران و امنیت و صلح برای ایران و مردم آن در ارتباط مستقیم قرار دارد.

از این رو جلب توجه کسانی که دست اندکار هستند، یکی از مهم ترین وظیفه های دائمیِ حزب توده ایران، حزب طبقه ی کارگر ایران را تشکیل می دهد. و این، اولین بار نیست که باید حزب توده ایران در این باره با احساس مسئولیت تاریخی هشدار دهد!

مصاحبه زنده یاد نورالدین کیانوری با مجله ی امید ایران، اردی‌بهشت ۱۳۵۸، یکی از برجسته‌ترین و همه جانبه ترین هشدارها است که به کمک ابرازنظر کننده گرامی تئودراکیس دوباره طرح و انتشار یافت. هشدار رفیق کیانوری که مضمون آن توضیح مبارزه ی ضد امپریالیستی به منظور دفاع از حق حاکمیت ایران و مردم میهن ما و حفظ صلح و آرامش در منطقه است، اکنون نیز از مبرمیت خاص برخوردار است!

هشدار دیگر حزب توده ایران به حاکمیت کنونی، که در خواست پایان دادن به جنگ ایران و عراق پس از آزادی خرمشهر عملی شد نیز با برخورد بهتری توسط حاکمیت  و سرنوشت بهتری روبرو نگشت. وضع هم‌اکنون باری دیگر در چنین مرحله‌ای پیچیده و خطرناک قرار دارد.

این پنداشت که با حذف ترامپ از ریاست جمهوری توسط مبارزه ی دمکراتیک مردم آمریکا، خطر برای ایران، استقلال آن و تمامیت آن پایان یافته است، برداشتی ذهنگرایانه و غیرواقعی است. جو بایدن را باید یکی از نمایندگان هارترین جناح حاکمیت امپریالیسم آمریکا ارزیابی نمود. هر خوش خیالی دیگر، سرابی کشنده است.

سویه های عمده ی خطر کدامند؟

اشاره شد که رهبران سوریه با دریافت کمک به ویژه از روسیه قادر شدند بر سر راه تلاشی کشور سد ایجلد کنند. پایداری این سد، تنها از طریق حل مساله ی ملی در سوریه و بهبود شرایط زیست مردم این کشور ممکن است.

در این کشور که بخشی از مردم ساکن آن حتی فاقد شناس‌نامه هستند، زیرا خلق کرد ساکن این کشور را تشکیل می دهند، از وضع ضد انسانی حاکم بر حقوق خلق کرد در سوریه حکایت می‌کند و شرایط خطرناکی را برای صلح در سوریه و منطقه و تمامیت کشور ایجاد نموده است، و به عنصر خطر درجه اول برای امنیت و تمامیت ارضی کشور سوریه بدل شده است.

حل نشدن مساله ملی در این کشور، به درّ ورود ارتش آمریکا به کشور و ایجاد پایگاه های نظامی و برقراری نفوذ امپریالیسم آمریکا ازجمله بر نفت این کشور تبدیل شده است. بخشی از مبارزان کرد که دل به «کشورهای غربی و کمک آمریکا و فرانسه» بسته اند، همانقدر به هشدارهای روسیه بی‌تفاوتی نشان می‌دهند و به طور لاابالی از کنار آن می گذرند، که دولت بشار اسد نیز چنین می کند.

دولت روسیه از روز آغاز شرکت فعال در تثبیت شرایط به سود سوریه و سرنوشت این کشور، خواستار شرکت خلق کرد در گفتگوها برای آینده سوریه شد. نه بخش راستگرا نزد مردم کرد ساکن سوریه و نه دولت بشار اسد مضمون پراهمیت خواست دولت روسیه را درک کردند و با محاسبه های نادرست، در جستجوی راه حلی دیگر برای مساله ی ملی در سوریه هستند.

عبداله اوچلان که در زندان ترکیه در بند است و دستش از آتش دور، در دفاعیات خود برای دادگاه حقوق بشر اروپایی با صراحت از شرکت خلق کرد در هر کشوری که هستند، در ساختارهای دمکراتیک همان کشور دفاع می کند. او کوشش برای جدایی سرزمینی کردها را از کشور مسکونی خود نادرست می داند، زیرا خلق کرد در طول تاریخ قادر نشده است به وحدت قبیله ها دست یابد. ایجاد جمهوری های مختلف کرد، برای نمونه در شمال عراق با سلطه ی خاندان بازرانی که در همراهی با اردوغان علیه حزب طرفداران اوچلان در پ کا کا عمل می کند، نمایی دیگر از ناتوانی خلق کرد را در گذشته قابل شناخت می سازد برای ایجاد وحدت قبیله های کرد و دولت واحد.

از این روست که اوچلان فشار را بر ایجاد شرایط دمکراتیک در هر کشوری که بخشی از آن سرزمین محل سکونت خلق کرد است، می گذارد.

بشار اسد نیز با تکیه به هژمونی عربی در کشور کثیرالملله سوریه، أتش بیار معرکه شده است. دولت سوریه، برخلاف موضع روسیه و پافشاری این کشور که اخیراً با اعلام رسمی خواست شرکت خلق کرد در مذاکرات توسط سرگئی لاوروف، وزیرخارجه روسیه اعلام شد، حق برخورداری خلق کرد در سوریه را از خودمختاری فرهنگی و اداری نمی پذیرد.

در چنین شرایط است که ارتش اسرائیل و دولت تجاوزگر نتانیاهو از امکان خالی بودن پشت دولت سوریه سواستفاده می‌کند و یه طور پیگیر با حمله ی نظامی به سوریه و بمباران مراکز دفاعی این کشور و متحدان ایرانی آن، امنیت این کشور و صلح را در منظقه به خطر می اندازد.

کشور روسیه آماده نیست، موشک های اس اس ۴۰۰ را در اختیار دولت سوریه قرار دهد، در حالی که این سیستم دفاعی پیشرفته را به دولت ترکیه فروخته است و پیشنهاد فروش آن را به عربستان سعودی نیز کرده است!

بدین ترتیب، جایگاه و سرشت ضد ملی سیاست دامن زدن به تفاوت‌های مذهبی و اختلاف‌های ملی میان خلق ها توسط سوریه و همچنین ایران قابل شناخت می گردد، که همانند سیاست امپریالیسم علیه منافع ملی و حق حاکمیت کشورها عمل می کند.

مبارزه ی ضد امپریالیستی در سوریه حکم می کند، که دولت بشار اسد بتواند راه حلی منطقی و به سود خلق های ساکن سوریه با کردهای ساکن سوریه بیابد و بر سر شکل و مضمون دمکراسی و حقوق قانونی خلق ها در این کشور به توافق برسد.

دفع تجاوزات اسرائیل تنها با اتخاذ یک سیاست میهن دوستانه و در عین حال با احترام گذاشتن به حقوق خلق ها در این کشور ممکن خواهد شد.

در حالی که روسیه با سرمایه‌گذاری بزرگ و تلفات بسیاری از شهروندان و نظامیان خود حفظ حاکمیت سوریه را ممکن ساخته است، آماده نیست، سیاست اصولی تأمین حق حاکمیت فرهنگی و اداری شهروندان کرد را در سوریه برای سیاستی قربانی سازد که جز اجرای سیاست امپریالیستی برای پاره پاره کردن کشورها نمی‌تواند هدفی دیگر را دنبال کند، سیاستی که در جهت حفظ سلطه ی امپریالیسم بر این کشور ها و مردم آن که توسط امپریالیسم دنبال می شود.

سیاست ضد امپریالیستی، سیاستی است علیه جنگ طلبی و تجاوزگری امپریالیسم.

سیاستی که از طریق دامن زدن به تفرقه ی مذهبی و قومی مورد خواست امپریالیسم دنبال می شود، نمی‌تواند دارای سرشتی ضد امپریالیستی باشد. چنین شیوه ای نمی‌تواند توسط آن‌هایی دنبال شود که خود را پایبند به مبارزه ی ضد امپریالیستی می نمایند. دامن زدن به تفرقه مذهبی و قومی، سیاستی است در خدمت سیاست امپریالیستی و همسو با آن است.

در سوریه بی تردید چنین وضعی برقرار است. امپریالیسم آمریکا توانسته است با سواستفاده از کارکرد دولت سوریه، ۵ پایگاه نظامی غیرقانونی را در این کشور به راه اندازد و بخش نفت خیز کشور سوریه را به طور عملی از این کشور جدا نماید.

وضع در ایران چگونه است؟!

در گفت و شنفتی با توده‌ای ها که خود را پشتیبانان سیاست انقلابی حزب توده ایران در سال‌های ۵۷ تا ۶۲ اعلام کردند، نکاتی در ارتباط با ارزیابی حزب توده ایران از سیاست ضد امپریالیستی مورد توجه قرار گرفت که در زیر به آن پرداخته می شود.

در گفت و شنفت توضیح داده شد که برنامه حداقل کارگری حزب توده ایران در آن سال‌ها و اکنون دارای دو بخش جدایی ناپذیر است: وظیفه ی مبارزه ی دمکراتیک و وظیفه ی مبارزه ی سوسیالیستی.

نمونه هایی از این سیاست انقلابی حزب طبقه ی کارگر ایران در آن سال‌ها ذکر شد.

ذکر این نمونه‌ها به ویژه از این رو ضروری بود، زیرا رفقایی که خواستار پشتیبانی از سیاست سال‌های انقلاب حزب توده ایران هستند، سیاست حزب توده ایران را به سیاست دمکراتیک- اتحادی آن محدود کرده و عمل به وظیفه ی سوسیالیستی حزب را مسکوت می گذارند.

می دانیم که این رفقا میان توده‌ای ها تنها نیستند. برای نمونه «جناح راست» در رهبری کنونی حزب توده ایران نیز، مبارزه ی حزب توده ایران را محدود به مبارزه ی دمکراتیک- اتحادی کرده و مبارزه ی سوسیالیستی را از این رو تعطیل نموده است، زیرا شرایط برای انقلاب سوسیالیستی در ایران موجود نیست.

هر دو جریان در این زمینه هم عقیده اند که مبارزه ی سوسیالیستی نوعی ٬٬چپ روی٬٬ است. آن‌ها باور ندارند که مبارزه ی سوسیالیستی حزب توده ایران «تکانه» اصلی برای تغییر «تناسب نامساعد نیروها» در ایران است. مبارزه‌ای که از طریق تغییر «تناسب نیروها» در جامعه شرایط و پیش شرط های لازم را برای انقلاب سوسیالیستی ایجاد می‌سازد و می‌تواند به  عزایم خوانی هر دو گروه پایان بخشد. مبارزه ی سوسیالیستی ازجمله از طریق انتقال آگاهی طبقاتی به درون جامعه و به ویژه به میان طبقه ی کارگر ایران به هدف تغییر تناسب نیروها به سود طحمتکشان، ترقی خواهی و میهن دوستی ضد امپریالیستی دست می یابد! تعطیل مبارزه ی سوسیالیستی و توصیه برای آن می‌تواند تنها خواست ارتجاع باشد!

گفت و شنفت میان توده‌ای ها

وظیفه ی این سطور دنبال کردن بحث درباره ی وظیفه ی دمکراتیک و سوسیالیستی حزب توده ایران نیست. در این مورد بسیار گفته شده است و هنوز باید بسیار نیز گفته شود. وظیفه ی این سطور بررسی نظر مشخصی است که در گفت و شنفتی توسط مدافعال سیاست حزب توده ایران در دوران انقلاب مطرح شد.

این رفقا برای حاکمیت کنونی، به ویژه برای «علی خامنه ای»‌ توان «ضد امپریالیستی» قایل هستند. خوشبختانه «جناح راست» در رهبری کنونی حزب توده ایران در این نظر با این رفقا همراه و هم عقیده نیست. باوجود این می‌توان میان مواضع آن‌ها و نزد «جناح راست» در ارتباط با مضمون مبارزه ی ضد امپریالیستی نکات مشترکی را نشان داد که در زیر انجام خواهد شد.

این گروه که مانند «جناح راست» سیاست انقلابی حزب توده ایران را درک نکرده است، ظاهراً با توجه به مقاله هایی که اخیراً در توده‌ای ها انتشار یافته است در ارتباط با سیاست تنش زدایی و ضد امپریالیستی، زمان را برای یادآوری این امر رسیده ارزیابی می کند، که بار دیگر نزد «علی خامنه ای» توان ضد امپریالیستی سراغ گرفته شود.

چند مقاله در توده‌ای ها که همچنین با سکوت «جناح راست» در رهبری حزب توده ایران روبرو شد (اخبارروز نیز برای انتشار آن آمادگی نشان نداد)، همراه شد با ارسال مصاحبه ی زنده یاد نورالدین کیانوری با هفته نامه ی امیدایران در اردی‌بهشت ۱۳۵۸ که رفیق تئودراکیس در اختیار گذاشت، برای این گروه که خود را پشتیبان سیاست حزب توده ایران در دوران انقلاب می داند، «علی خامنه ای» را مدافع توسعه ی رابطه میان ایران و جمهوری خلق چین و روسیه اعلام می کند. سیاستی که او باید گویا حتی علیه دیگر لایه‌های حاکمیت در ج ا به پیش ببرد!

فراتر از آن، در گفت و شنفت توسط این رفقا اضافه شد که «خامنه ای در سخنانی» به «نادرست» بودن تغییر در اصل ۴۳ و ۴۴ قانون اساسی اذعان داشته است. این رفقا هنوز سند این سخنان را که تقاضا شد، ارسال نکرده اند.

با این مقدمه می‌توان اکنون به بررسی برداشت از مضمون مبارزه ی ضد امپریالیستی از منظر حزب توده ایران، حزب طبقه ی کارگر ایران در ایران پرداخت.

مبارزه ی ضد امپریالیستی در کشورهای پیرامونی عمدتاً دارای سرشتی صلح‌امیز است.

این مبارزه با کوشش برای حذف علل وجود برخورد و تنش، هدف اصلی سیاست ضد امپریالیستی را برای ایجاد تشنج در کشور و منطقه خنثی می سازد. از این رو مبارزه ی ضد امپریالیستی در کشورهای پیرامونی سیاستی هوشمندانه ای است. ضعف امکان برخورد رودررو را با امپریالیسم، با شیوه ی دور زدن و  دورانی جبران می کند. دفاع از میهن و حق حاکمیت آن در چنین شرایطی با کم هزینه ترین و موثرترین کاربردها به پیش رانده می‌شود و در صورت لزوم  در جهت حفظ منافع ملی و حق حاکمیت کشور، در جهت تجهیز آمادگی و فداکاری توده های مردم در دفاع عملی از میهن سوق داده می شود.

تجهیز و سازماندهی توده های مردم که در ارتباط مستقیم قرار دارد با موضع مثبت توده های مردم در دفاع از سیاست صلح آمیز، بر این پایه سیاستی هوشیارانه و در عین حال قاطع علیه توطئه های امپریالیستی است. بدون درک ضرورت دفاع از منافع ملی توسط توده های میلیونی مردم به مثابه منافع بی‌واسطه ی دمکراتیک و میهن دوستانه خود، بدون شناخت و درک توده های مردم از وحدت منافع میهن و فرد، نمی‌توان آن‌ها را با زور و جبر بر روی «میدان های مین» فرستاد!

 به سخنی دیگر سیاست ضد امپریالیستی سیاستی است با دو وجه و سویه ی دمکراتیک و ملی!

میان این دو وجه ارتباطی دیالکتیکی برقرار است. برداشت مکانیکی از رابطه ی دو سوی سیاست دمکراتیک و ملی در کشور، برای نمونه آن طور که در شرایط کنونی در بلاروس قابل دیدن است، راه حل هوشمندانه نیست.

بلاروس تنها کشوری از اتحاد شوروی سابق است که  با حفظ بخش دولتی اقتصاد، تأمین امکان اشتغال و درآمد زحمتکشان را ممکن ساخته است، ولی فاقد یک برنامه مشخص اقتصادی برای شرایط این کشور به منظور رشد اقتصادی- اجتماعی است.

لذا می پندارد، بی برنامگی خود را در صحنه ی عمده ی اقتصاد سیاسی کشور، در صحنه ی سوسیو- اکونومی، با ممنوعیت تظاهرات و سرکوب و شیوه‌های تضیقی به خیال خود حل کند. حاکمیت قادر نیست، پوسته ی نفوذی تحت تأثیر کشورهای اتحادیه اروپایی را از خواست های عینی توده ها جدا سازد. بدون آن که بخواهیم میان وضع در بلاروس و ایران شباهتی قایل باشیم، باید اذعان داشت که وضع در ایران به مراتب اسفبارتر است. ندانم کاری و بی برنامه گی نقطه مشترک وضع در هر دو کشور است. به آن برمی گردم.

خرده بورژوازی ایجاد شده در طول سال‌ها در بلاروس، به مراتب کم‌تر در ساختارهای حاکمیت نقش یافته است، از برای نمونه در روسیه. پوتین با تعطلیل کردن تولید به علت پاندمی کرونا برای شش هفته، ادامه ی پرداخت حقوق کارکنان را از شرکت ها خواستار شد و آن‌ها نیز با کمی غرولند، به آن عمل نمودند.

در جمهوری خلق چین وضع شفاف‌تر است و مردمی- دمکراتیک. صاحبان شرکت های بزرگ بخش خصوصی که به میلیاردها دلار ثروت نیز دست یافته اند، اغلب اعضای حزب کمونیست چین هستند. آن‌ها خود را موظف به تحقق بخشیدن به برنامه ی اقتصاد سیاسی حزب کمونیست چین می دانند. آنوقت عجیب هم نیست که ادامه ی پرداخت دستمزدها در چین امری عادی است. شرکت علی بابا مخارج تاسیس بیمارستان های جدید را که در یک هفته برپاشدند می‌پردازد و یا شرکت دیگر مخارج و ساختارهای ضروری انفورماتیک را برای مبارزه با پاندمی کرونا در چین به طور رایگان به عهده می گیرد. در شهر ۱۱ میلیونی .. که اخیراً در بیمارستانی در آن سه مورد مثبت کویدور دیده شد، تست کلیه ۱۱ میلیون ساکنان شهر که بلافاصله در قرنطیه قرار گرفتند، در طول ۴ روز عملی شد. گامی که نشان وجود ساختار و برنامه ی مشخص برای خطرات ناگهانی در چین است. موفقیت در بند زدن به پاندمی و موفقیت در ارتقای سطح رفاه اجتماعی در این کشور اتفاقی نیست، بر پایه برنامه‌ای دقیق و فکر شده قرار دارد که در انطباق با شرایط و امکان های کشور تنظیم شده، همانطور که برنامه ی اقتصادی نیز از این ویژگی‌ها برخوردار است.

چنین سیاست مردمی- دمکراتیک و در خدمت مصالح ملی کشور، از عهده ی تصورها و برداشت‌های خام و آن طور که علی خامنه ای در سخنانی علیه خطر تجاوز آمریکا می‌گوید «باید قوی بشویم»‌، قابل حل و دسترسی نیست.

سخنان برخی از رفقا در گفت و شنفت اخیراً از مضمون عینی تهی است. معلوم نیست که چرا این رفقا از علی خامنه ای نمی‌خواهند که اکنون که به نادرستی «حکم حکومتی» خود اذعان دارد، حکم درباره ی تهی ساختن مضمون اصل های ۴۳ و ۴۴ قانون اساسی را ملغا سازد. رفقا قرار است، نظرشان را به طور کتبی به اطلاع برسانند.

بر این پایه است که رابطه ی دیالکتیکی میان سیاست مردمی- دمکراتیک و ملی- ضد امپریالیستی شناخته و درک می شود. مبارزه و موضع ضد امپریالیستی نمی‌تواند سیاستی ضد مردمی باشد که با نقض حقوق قانونی و اولیه انسان‌ها همراه است. چانه زدن رفقای پیش گفته درباره ی تعداد زندان سیاسی در ایران در گفت و شنفت در تضاد آشکار قرار دارد با واقعیت. هنگامی که به پر بودن زندان ها از زندانیان سیاسی اشاره شد که در تضاد آشتی ناپذیر قرار دارد با سرشت ضد امپریالیستی هر سیاست ملی، سخنگوی این رفقا با فرار به جلو، و با تکرار اتهامات دستگاه قضایی در خدمت طبقات حاکم در ایرانِ ج ا، زندانیان را در ایران «غیر سیلسی» نامید. آنوقت چنین سیاستی را «پشتیبانی از سیاست انقلابی حزب توده ایران در سال‌های انقلاب» می نامند! عجبا!

آن کس که نی خواهد با اشاره به وضع پایان یافته در هنگ کنگ، برای ایران نسخه بپیچد و راهکار ارایه دهد، نه آن شرایط و نه این شرایط را دریافته است!

بدین ترتیب تعریف دقیق و همه جانبه ی سیاست ضد امپریالیستی از دیدگاه مارکسیست- لنینیستی عبارت است از سیاستی مردمی- دمکراتیک و ملی- ضد هدف به بند کشیدن نواستعمارانه ی ایران توسط امپریالیسم!

سایه ی چنین سیاستی هم در ایران دیده نمی شود. حاکمیت سرمایه داری وابسته به اقتصاد امپریالیستی، با اجرای برنامه ی اقتصاد سیاسی نئولیبرال در طول قریب به چهل سال، رمق هر نوع «قوی شدن» را از مردم میهن ما و کل کشور سلب نموده است. خود به سد اصلی عقب‌ماندگی و ناتوانایی اقتصادی- اجتماعی ایران تبدیل شده است و لذا گذار از دیکتاتوری سرمایه و شکل اِعمال آن، یعنی دیکتاتوری ولایی، به دستور کار اول و تاریخی در برابر مردم میهن ما تبدیل شده است.

ادامه سیاست حضور نیروهای ایران در سوریه سیاستی ضد امپریالیستی نیست!

این سیاست در تضاد آشکار قرار دارد با سیاست صلح جویانه ی روسیه برای سروسامان دادن به وضع در این کشور که باید با توافق سیاسی میان خلق ها و باورها در این کشور کثیرالملله به سرانجام رسانده شود. ایرانِ ج ا با ادامه ی سیاست کنونی خود به «متحدان استراتژیک خود»، یعنی به روسیه و چین می فهماند که از توان شرکت پیگیر در کنار آن‌ها در نبرد ضد امپریالیستی برخوردار نیست! بی جهت هم نیست که پیشنهاد اخیر وزیر خارجه چین هنگام ملاقات ظریف از پکن، کوچکترین محملی را برای بحث و بررسی میان مقامات ایرانی ندارد.

وزیر خارجه چین خواستار شرکت ایران در گفتگوهای چند جانبه در منطقه شده است، به منظور تدارک شرایط همه جانبه ی انعقاد قرارداد ۲۵ ساله ی «اقتصادی- نظامی- امنیتی» میان دو کشور. جمهوری خلق چین با سیاست صلح آمیز «جاده ی ابرایشم جدید»‌ صحنه ی نبرد طولانی و تاریخی را علیه امپریالیسم و سیاست جنگ طلبانه آن دنبال می کند. این سیاست هوشمندانه و با به کارگیری شیوه ی دورانی، تحریکات امپریالیسم را در صحنه ی نبرد اقتصادی و اجتماعی خنثی می سازد. راه را بر توطئه های امپریالیستی به منظور دامن زدن به تسلیحات اتمی و موشکی گران قیمت می بندد.

ایرانِ ج ا که جامعه ی ایرانی را به «خودی و غیرخودی» تقسیم کرده است، به اختلاف میان شیعی و سنی و خلق های میهن ما دامن می‌زند که اجرای  سیاست قدیمی امپریالیستی است، چگونه می‌تواند مدعی موضعی ضد امپریالیستی باشد؟‌

چگونه می‌تواند سیاست ضد مردمی سرکوب و زندان، همراه با تشدید روزافزون درجه استثمار نیروی کار که هدف برنامه اقتصادی دیکته شده توسط سازمان های مالی امپریالیستی است، سیاستی ضد امپریالیستی از کار درآید که این گروه از رفقا مدعی آن نزد «خامنه ای» هستند؟

پیش تر اشاره شد که خوشبختانه «جناح راست» در رهبری کنونی حزب توده ایران موضع چنین جریان های انحرافی را نزد توده‌ای ها مورد تأیید قرار نمی دهد، ولی باوجود این میان سیاست «جناح راست» و این جریان های سردرگم و چه بسا آگاه، هم خوانی وجود دارد.

همه ی این جریان ها با این به اصطلاح استدلال که «تناسب قوا نامتناسب است» به نفی ضرورت مبارزه ی سوسیالیستی حزب توده ایران می پردازند. انگار هدف ابدی ساختن نامتناسب بودن تناسب نیروها را دنبال می کنند! 

رفقای مدعی پشتیبانی از سیاست سال‌های انقلاب حزب توده ایران، هنوز پاسخی نداده‌اند که آیا حزب توده ایران در این سال‌ها نیز به مبارزه ی سوسیالیستی خود مانند چهل سال پیش عمل نمود و یا خیر؟ این مبارزه در کدام موضع گیری ها و کارکردهای حزب توده ایران در این سال‌ها بروز نمود؟

«جناح راست» نیز کلمه‌ای در این باره بر زبان نمی آورد. گفته نمی شود که  به نظر آن‌ها اصلاً مضمون سیاست سوسیالیستی حزب توده ایران چیست؟ آیا این سیاست می‌تواند نقشی در تغییر «تناسب نیروها» ایجاد سازد؟ و اگر خیر؟، دلایل چنین ارزیابی چیست؟

رهبری حزب توده ایران در خارج از کشور که دستش زیر ساطور مستقیم ارتجاع حاکم نیست، با نفی عملی دیالکتیک مبارزه ی درون و خارج از کشور توسط «جناح راست»، مجرمانه با حذف مبارزه ی سوسیالیستی حزب توده ایران، به هم گامی با نیروهای سردرگم توده‌ای بدل شده است از قبیل راه توده ی قلابی، ۱۰ مهر، عدالت و دیگران! نقطه ی اشتراک وحشتناکی!

3 Comments

  1. aby

    باسلام ودرود به توده ای های شریف وخصوصن اساتید گرانقدر فرهاد وسیامک عزیز. رفقا به عقیده من بایستی در مورد نظر برخی از توده ای ها که معتقد به وجود عناصر ضد امپریالیسم در حاکمیت جمهوری اسلامی می باشند بی تفاوت نباید بود. این می تواند زمینه مناسبی برای گفتگو بین رفقای توده ای بوجود آورد. دلایل این رفقا باتوجه به تغییر شرایط جهانی به نفع نیروهای انقلاب واعتلای توان دمکرات های انقلابی ونقش ارتجاعی بورژوازی داخلی می تواند جالب باشد.

  2. فرهاد عاصمی

    «یانکی گوهم» و گرایش ضد امپریالیستی در ایران!

    رفیق عزیز ابی، سپاس برای ابرازنظر و محبت.
    حق باشماست رفیق عزیز ابی، در میهن ما از دیرباز مبارزه ی ضد امپریالیستی توسط توده های میلیونی مردم میهن ما پیگیرانه دنبال شده است. شعار «یانکی گو هم» که همه ی ما در شب‌های تاریک بر روی دیوارها در شهرها نوشتیم زیر خطر تعقیب و زندان، بیان این واقعیت است. موضع تاریخی حزب توده ایران در نبرد ضد امپریالیستی یک روز هم تغییر نکرده است و قطع نشده است.
    اکنون نیز باید این نبرد میهن دوستانه را با امپریالیسم و مدافعان آن در طبقه های حاکم در ایران با پیگیری دنبال نمود. باید نشان داد که سرشت مبارزه ی ضد امپریالیستی از چه ویژگی‌هایی برخوردار است.
    با چنین سیاست انقلابی می‌تواند حزب توده ایران گرایش های ضدامپریالیستی را در ایران و نزد لایه‌های متفاوت مردم تقویت کند و با انحراف ها مبارزه‌ای روشنگرانه- افشاگرانه بعمل آورد. شرایط حاکم بر ایران، بی تردید به طور روزانه تضادی آشتی ناپذیر را میان خلق و امپریالیسم ایجاد می‌کند و می پروراند که میان منافع توده های بزرگ مردم و به ویژه طبقه ی کارگر و زحمتکشان و منافع ارتجاع حاکم و متحدان امپریالیستی آن وجود دارد.
    تنها با چنین سیاستی می‌توان ضمن پشتیبانی و تقویت گرایش ضد امپریالیستی نزد توده های زحمتکش و مردم میهن دوست، ازجمله رفقای توده ای، به سد راه سواستفاده ارتجاع از این خواست مردمی و میهن دوستانه زحمتکشان ایران برای ارضای منویات طبقاتی ارتجاعی خود شد.
    حزب توده ایران هیچ‌گاه در تنگنای پاسخگویی مستدل و انقلابی در نبرد طبقاتی در کشور نیست. نه شیفته ی گرایش های مثبت و اصلاحات توسط طبقه های حاکم شده است، و نه ابایی داشته است، گام های مثبت و اصلاحی ارتجاع سلطنتی و حاکمان کنونی را با نام بنامد، تعمیق و پیگیری اصلاحات را خواستار شود.
    این مبارزه ی روشنگرانه وافشاگرانه ی حزب توده ایران، حزب طبقه ی کارگر ایران، سیاستی اصولی و پیگیر است که ناشی از خواست حزب توده ایران برای تغییر واصلاح به سود مردم و زحمتکشان میهن ما می باشد. حزب توده ایران آنقدر اصلاح طلب است که به خاطر اصلاحات در ایران که آماج نبرد دمکراتیک و روز جنبش توده‌ای و مردم میهن است، برای ایجاد شدن شرایط انقلاب در ایران می کوشد. اصلاح و انقلاب یک روند دیالکتیکی توامان است!
    علی خامنه ای در «دیدار روسای سه قوه و دیگر اعضای شورای عالی هماهنگی اقتصادی» چند روز پیش، با تأیید برنامه «دخالت در منطقه»‌، سرشت ارتجاعی سیاست خارجی تنش افزا و ماجراجویانه ج ا را باری دیگر عریان نمود. او با زدن دست رد به سینه ی سیاست نزدیکی و همکاری استراتژیک صلح آمیز مورد نظر جمهوری خلق چین که وزیر خارجه آن در سفر تمیز، وزیرخارجه ایران به پکن اخیراً پیشنهاد کرده است، بار دیگر به اثبات رساند که اجرای قریب به چهل ساله اقتصاد سیاسی دیکته شده توسط سازمان های مالی امپریالیستی در ایران از سر بی اطلاعی نیست که گویا علی خامنه ای به آن اذعان داشته است. او در این «دیدار» با تأیید برنامه «دخالت در منطقه» که با «دخالت امپریالیست ها» در منطقه توجیه شد، باری دیگر به اثبات رساند که پای اقتصاد سیاسی امپریالیستی، تنها پای یک سیاست ضد مردمی و ضد میهنی و ارتجاعی نزد طبقه های حاکم در ایران نیست. ارتجاع حاکم در ایران آماده است با دامن زدن به سیاست تنش زا و تجاوزگرانه ی دخالت امپریالیسم در منطقه پاسخی دهد که امپریالیسم به آن نیاز دارد.
    نفی سیاست نزدیکی صلح آمیز که جمهوری خلق چین برای روابط «اقتصادی- نظامی- آمنیتی» به ایران برای ۲۵ سال پیشنهاد نمود که هدف ایجاد شرایط آرامش و تفاهم را در منطقه ی خلیج فارس دنبال می کند، پای دیگر اجرای سیاست خانمان برانداز اجرای برنامه اقتصادی امپریالیستی را تشکیل می‌دهد که با «حکم حکومتی» علی خامنه ای برای نقض غیرقانونی اصل های اقتصادی قانون اساسی ایران ممکن گشته است!
    در نوشتاری که در ارزیابی نظر علی خامنه ای در این «دیدار» در دست تهیه است، سرشت موضع ایجاد شرایط تحریک آمیز در منطقه که نتیجه و پیامد سیاست ارتجاع حاکم در ایران است توضیح داده و شکافته خواهد شد. چنین مبارزه‌ای تنها سیاست هوشمندانه ی توده‌ای است برای تقویت گرایش ضد امپریالیستی در ایران و میان توده های میهن دوست از یک سو، و افشای سرشت دروغین سیاست ارتجاع حاکم از سوی دیگر، که می‌خواهد «صورتک» غیرواقعی ای برچهره بزند به امید باور توده ها و توده‌ای ها به موضع ضد امپریالیستی ارتجاع ایران!

  3. Mohsen

    درود به فرهاد گرامی جمهوری عربی سوریه درمبارزه میهنی ذوب شد ودوباره همچون سمندر از خاکستر برجاست بشار اسد دیگر دیکتاتور پیشین نیست ارتش ومردم سوریه از این سد مذاب گذشتند توجه رفیق عزیزم را به مصاحبه حزب کمونیست درنامه مردم جلب می‌کنم نظر شما در این باره چیست سالم وپرتوان باشی ارادتمند محسن. بدرود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *