آمریکا هراسی یا آمریکا ستیزی

– اخبار روز-دنیز ایشچی

مقدمه

موضوع انتخابات شدن آقای جو بایدن در ریاست جمهوری آمریکا و تدارک ایشان در زمینه مشخص کردن تیم خود برای تحویل  گرفتن حکومت در آمریکا توجه خیلی ها را به خود جلب نموده است. بدون شک در مورد ما ایرانیان، یکی از  موضوعات مهم در این رابطه، چگونگی روند پیشرفت رفع تحریمات اقتصادی  و بازگشت به برجام و  توافقات جدید در چهارچوبه های  نوین  میباشد. هر شخص و سازمان مسئول سیاسی اجتماعی در این رابطه بطور طبیعی باید خواهان کاهش تنش ها میان قدرتمداران حاکمه هر دو کشور و برداشته شدن تحریم ها بوده باشند، که فشار اصلی این تحریم ها و تنش ها بر دوش های مردم عادی سنگینی میکنند.

تلاش هایی که در میان بخش قابل توجهی از اپوزیسیون سکولار دموکرات ایرانی برای زدودن زمینه های فرهنگی سیاسی و امنیتی پدیده ای که تحت پوشش “روایت مقابله با آمریکا ستیزی” در چهارچوبه دامنه های متفاوت نیروهای سیاسی ایرانی، مطرح میباشد، که ضمن اینکه هدف آن در مرحله اول  مقابله با سیاستهای جمهوری اسلامی ایران را مد نظر قرار داده است، بصورتی غیر مستقیم بخش های دیگری از اپوزیسیون مخالف حاکمیت نظام سرمایه داری و سلطه گری های امپریالیستی در منطقه را نیز در بر میگیرد. در پرداختن به این موضوع، من هم لازم دانستم از یک زاویه دیگری تلاش کنم بر این موضوع پرتوافکنی کوتاهی نموده باشم.

چالش های جهانی انتی آمپریالیستی

لازم نیست در اینجا جاهای دوری برویم. چندین نمونه کوتاه برای اشاره به این موضوع شاید کفایت میکند. آمپریالیسم و سرمایه داری کلان نئولیبرالیستی در رو در روئی با پدیده پاندومی ویروس کرونا، عدم آمادی، ناتوانی ها و بحران های ساختاری خود را بصورت یک کشتی سوراخ سوراخ شده در حال غرق شدن نشان داد. این کشورها با تزریق دهها تریلیون دلار استقراضی و نیز بدون پشتوانه در اقتصاد فعلا قادر بوده اند تا مسّکنی برای رفع دردهای روزمره این بیماری فراهم نمایند. تاریخ نشان داده است که امپریالیسم جهت غلبه بر بحران های جهانی مشابه، از قبیل بحران های سالهای ۱۹۲۸ و یا ۲۰۰۸ دست به چه اقداماتی فاجعه آمیزی در مقیاس جهانی زده است.

لازم نیست ما در این مورد قدرتمداری حاکمه در آمریکا را به چالش بکشیم، کافی است به سخنان سخنگویان بخش نوین جامعه آمریکایی مانند “برنی سندرز” ها، یا خانم الکساندرا اوکازیو کورتز ها ، کریس هدجز ها، ابی مارتین ها، ریچارد وولف ها، الیزابت وارن ها و دهها مورد دیگری از داخل خود آمریکا که نظام سلطه گری امپریالیستی را به چالش میکشند و نقش ویران گرانه اجتماعی و زیست محیطی و جانی آن را به تصویر میکشند  گوش کرد، تا متوجه شد که عبور از سلطه گران ویرانگرانه امپریالیستی به ساختاری مردمی و  عادلانه تر به یک ضرورت تاریخی عاجل تمامی بشریت تبدیل گردیده است.

امریکا هراسی یک واقعیت

اپوزیسیون سیاسی سکولار دموکرات  ایران، حتی بخش اعظیم اپوزیسیون چپ ایران، آمریکا ستیز نیستند و هیچگونه دخالتی در امور سیاسی داخلی آنها ندارند. تکلیف قدرتمداری  حاکمه در آمریکا و چگونگی اداره آن کشور  را بطور طبیعی خود مردم آمریکا تعیین میکنند. اپوزیسیون سکولار، دموکرات، آزادیخواه و بخصوص چپ ایران، بصورت استراتژیک،  خواهان عبور و گذار از جمهوری اسلامی ایران، بعنوان بزرگترین و اصلی ترین مانع رشد و ترقی اجتماعی و شکوفائی آزادی و دموکراسی در کشور، یک یک حکومتی آزاد و دموکراتیک میباشند.  

این نه قدرت  های حاکمه در ایران و نه اپوزیسیون ایرانی بوده اند که در اطراف مرزهای آمریکا، و یا در داخل مرزهای آن کشور برای آنها تولید خطر نموده باشند. این حکومت ها و نیروهای سیاسی ایرانی نبوده اند که در ایالات متحده آمریکا اقدام به کودتا و تغییر رژیم نموده باشند، یا ناوگان نظامی خود را در سواحل آن کشور بطور دائمی مستقر نموده و از طریق دهها پایگاه نظامی خویش در مناطق اطراف آمریکا، آنها را محاصره نظامی نموده و برای آنها تهدید امنیتی تولید کرده باشند.

ما، به درستی حق داریم از دخالت های قدرتمداری حاکمه امپریالیستی آمریکا در به راه انداختن کودتا در کشورمان، به را انداختن جنگ های منطقه ای، مثل جنگ ایران و عراق، و تهدیدات مداوم اقتصادی سیاسی و نظامی آنها در هراس بوده باشیم. به عنوان نمونه در مورد عراق ما شاهد بودیم که آنها با وجود اینکه آژانس بین المللی تعیین شده از طرف سازمان ملل در کشور عراق نشانی از سلاح های کشتار جمعی نیافت، به بهانه وجود این نوع سلاح ها در آن کشور، به عراق لشکر کشی کرده و چنیدن سال جنگ تمام عیار در آن کشور به راه انداختند، که منجر به ویرانی بخش عمده آن کشور و کشته و زحمی شده صدها هزار، بلکه میلیون ها نفر، صدها میلیارد دلار خسارات اقتصادی گردید.

آمریکا ستیزی جمهوری اسلامی ایران

رژیم جمهوری اسلامی ایران،نقطه مقابل رژیم آپارتایدی حاکمه بر اسرائیل، که مبتنی بر ایدئولوژی صهیونیسم آپارتایدی  در منطقه هست، میباشد. این دو به مثابه  دو رویه یک سکه واحد  در خاورمیانه عمل می نمایند. کارنامه هیچکدام از این دو رژیم، دست کمی از دیگری ندارد. تفاوت قضیه در اینجا میباشد که رژیم جمهوری اسلامی ایران بر ایران حکومت میکند، و ما خواهان گذار از این حکومت به یک آلترناتیو آزاد، سکولار و دموکراتیک میباشیم. چالش های مربوط به مساله اسرائیل و فلسطین، برای ما یک موضوع خارجی محسوب میگردد که در مورد آن از طریق موازین و قوانین و نهادها و ارگان های بین المللی و مناسبات دیپلماتیک جهانی میتوانیم بصورت یک موضوع خارجی و در حد قابلیت ها و  توان خویش تاثیر گذاری مثبتی داشته باشیم.

بقای رژیم جمهوری اسلامی ایران بر پایه اسرائیل ستیزی، حضور فعال در تشنّج آفرینی های منطقه ای استوار می باشد. این رژیم بر پایه ایدئولوژی اسلامی شیعه گری، نه تنها خود را در نبرد به اسرائیل، بلکه در مقابل مسلمانان غیر شیعه  قرار داده و به دنبال بسط و گسترش نوار شیعه، از افغانستان تا لبنان میباشد. یکی از عوامل و رشته های به هم پیوند زننده این اتحاد، استراتژی ضد آمریکائی اسرائیلی آن می باشد. جمهوری اسلامی ایران، نه از یک زاویه انگیزه ای دفاعی استقامت گرایانه، بلکه از یک زاویه ارتجاعی، خرافی سلطه گرانه شیعی این استراتژی را تعقیب می نماید. 

عادی سازی مناسبات با آمریکا به چه مفهوم میباشد

روایت جاری “مقابله با آمریکا ستیزی”، مقابله با سیاستهای “اسرائیل ستیزی” و “عادی سازی مناسبات” با آمریکا و اسرائیل را  نباید به مفهوم تایید و دنباله روی از سیاست های سلطه گرانه منطقه ای آمریکا تعریف کرد، نه تروریسم آپارتاید صهیونیستی قدرتمداری حاکمه بر اسرائیل. این سیاست را نباید به مفهوم همصدائی و تایید شانتاژ ها و تبلیغات امپریالیستی علیه حقوق و منافع مستقل مردم ایران تلقی و تفسیر کرد. عادی سازی مناسبات با آمریکا و اسرائیل، نباید به مفهوم همصدائی و همراهی با آنها در سیاستهای خارجی، و همراهی با گروه بندی های جهانی که آنها به راه انداخته اند، و همصدائی با آنها در چین ستیزی، روسیه ستیزی، چپ ستیزی و غیره تفسیر کرد.

عادی سازی مناسبات ایران با آمریکا، برقرای مناسبات همطراز بر پایه های موازین و قوانین بین المللی میباشد. این در شرایطی میباشد که سیاست، مبتنی بر چالش های مربوط به توافقات میان قدرتمداری ها به تناسب توانمندی های هر طرف در مقابل طرف های دیگر میباشد. بر همین پایه، دوستی قدرتمداران سیاسی ایران با آمریکا، مانند دوستی گرگ و میش، موش و گربه، یا دوستی با خاله خرسه میباشد. ما، فقط میخواهیم از سیاستهای سلطه گرانه آنها در امان بوده باشیم. به قول مثل مشهور ایران، ما را به خیر تو امید نیست، شر مرسان.

پایان سخن

چپ های ایران، نباید تاریخ چندین صد ساله استعمار در کشور ما را، چه در شکل استعمار مستقیم، چه نو استعماری و توسط گماشتگان آنها در کشورمان به فراموشی سپرده باشند. نیروهای چپ، نباید آنچه را که در منطقه طی چندین دهه گذشته در افغانستان، عراق، لیبی، سوریه و یمن گذشته است، فراموش نمایند. چپ ایران، باید استقلال سیاسی ایران را بدون هیچگونه دخالت های سلطه گرایانه امپریالیستی، بخصوص از طریق گماشتن حکومت های دست چین و دست نشانده در تبعید توسط آنها در محور استراتژی خویش قرار دهند. بطور طبیعی چپ ایران، نه فقط خواهان آلترناتیو سوسیالیستی برای جایگزین پس از جمهوری اسلامی ایران میباشد، در عین حال این روند گذار را بصورتی دموکراتیک و در رقابت سالم با دیگر نیروهای سیاسی اپوزیسیون سکولار، دموکرات و آزادیخواه میخواهد به پیش ببرد.

 آمریکا هراسی چپ ایران یک عکس العمل مدافعه گرانه و مقاومتی بوده و بر محورهای استراتژی استقلال گرایانه سیاسی ما مبتنی میباشد.  چپ ایران عادی سازی مناسبات با آمریکا و اسرائیل را نه به مفهوم تکرار و همصدائی با آنها در سیاستهای سلطه گرایانه جهانی آنها میداند، و نه به مفهوم همصدائی با شانتاژ ها تبلیغات و پروپاگانداهای ضد چینی و ضد روسی و ضد چپ این حکومت ها تلقّی میکند ، بلکه این عادی سازی با به منزله پایبندی بر عرف های بین المللی و برابر حقوقی بر پایه های حقوق و موازین بین المللی در مناسبات مابین تلقی میکند.

دنیز ایشچی – ۴ دسامبر ۲۰۲۰   

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *