«به ما می‌گویند در منطقه دخالت نکنیم»!

سخن روز شماره ۴۴
۲۳ آذر ۱۳۹۹، ۱۳ دسامبر ۲۰۲۰

به معنایی می‌توان «دیدار روسای سه قوه و دیگر اعضای شورای عالی هماهنگی اقتصادی» را با «رهبر»‌ به عنوان دیدار هوشمندترین نیروهای زمینی و آسمانی در کشور به منظور یافتن راه حل مشکلات ایران ارزیابی نمود.

در «دیدار» چند هفته پیش، آنطور که در رسانه ها انتشار یافت، اما جز یک مشت سخنان عام و مبهم، اندیشه‌ای در جهت رفع معضلات کشور مطرح نشد. حتی آنجا که برخی از این مشکلات، مانند «کسری بودجه» به زبان نیز آورده شد، برنامه‌ای برای بر طرف ساختن آن طرح نشد.

صحبت از «خنثی» ساختن تحریم ها شد، ولی راهکاری بیان نشد. «افزایش سرمایه گذاری، جهش تولید و حمایت از قشرهای ضعیف» خاطرنشان شد، ولی برای هیچ کدام حتی یک تصویر خام نیز به بحث گذاشته نشد.

سخنان عام، مبهم و تهی از مسئولیت علی خامنه ای در «دیدار روسای سه قوه و دیگر اعضای شورای عالی هماهنگی اقتصادی» دو روز پیش، اعتراف به این واقعیت است که حاکمیت نظام سرمایه داری که تا خرخره در وابستگی به اقتصاد سیاسی امپریالیستی فرو رفته است، حتی دارای یک برنامه و راهکاری ساده برای برطرف ساختن شرایط بحران اقتصادی و پاندمی و دیگر معضلات به سود مردم و ایران نیست.

نداشتن برنامه‌ای فکر شده و موزون برای معضلات، راهی دیگر جز ادامه اجرای برنامه ی دیکته شده توسط سازمان های مالی امپریالیستی برای حاکمان باقی نمی گذارد! این در حالی است که حتی اقتصاددانان ایرانیِ پایبند به نظام جمهوری اسلامی نیز به منظور مبارزه با مشکلات اقتصادی کشورخواستار تنظیم برنامه‌ برای اقتصاد ملی کشور هستند.

تنها نکته‌ای که علی خامنه ای با صراحت اعلام داشت، و آن را حتی با توجه به سیاست امپریالیستی در منطقه توجیه نیز نمود، مساله ی «دخالت در منطقه» است!

گفته شد: «سه کشور اروپایی .. که خودشان بیشترین دخالت های نادرست را در مسائل منطقه دارند، به ما می‌گویند در منطقه دخالت نکنید و ..».

در این بیان باری دیگر اذعان می‌شود که ایرانِ ج ا کماکان در گردابی قرار دارد که امپریالیست ها با سیاست تحریک آمیز و نظامی گری خود در منطقه به آن دامن می‌زنند و آن را به ابزار پیشبرد هدف‌های تجاوزگرانه خود بدل ساخته اند.

پاسخ هوشمندترین  نیروهای زمینی و آسمانی در کشور به توطئه ی امپریالیسم، افتادن مجدد در تله ی سیاست امپریالیستی است! آنوقت برخی ها می خواهند برای این به تله افتادن سرشتی «ضد امپرالیستی» دست و پا کنند!

سیاست ضد امپریالیستی، سیاستی صلح آمیز است. سیاست صلح آمیز سیاستی است که از ترفند ایجاد برخورد رو در رو که امپریالیست ها دنبال می کنند دوری می گزیند!  

سیاست ضد امپریالیستی سیاستی صلح آمیز است با دنبال نمودن شیوه ی دورانی به منظور خنثی ساختن تحریکات امپریالیستی و نه افتادن در تله هایی که آن‌ها برپا می دارند! ایرانِ ج ا در این زمینه تجربه‌های منفی بسیاری داراست. ادامه جنگ میان ایران و عراق اولین تله ای است که هوشمند ترین نیروهای آسمانی و زمینی با وجود هشدار حزب توده ایران در آن افتادند.

با به کار گرفتن سیاست هوشمندانه ی دورانی با توطئه های امپریالیستی، زمینه داخلی تجهیز توده های مردم ایران برای دفاع از منافع ملی و تمایت ارضی کشور در صورت پیش آمدن خطر عاجل ایجاد می شود. شرایط برای دادن پاسخ‌ دندان‌شکن به سیاست نظامی گری و تجاوزگرانه ی امپریالیستی ایجاد می شود.

جمهوری خلق چین و روسیه در زمینه ی مبارزه با سلطه گری امپریالیسم، ضمن تقویت اقتصاد و قدرت دفاع خود، از سیاست تنش زدایی پیروی می کنند. اقتصاد سیاسی جمهوری خلق چین برای دوران گذار از سرمایه داری به سوسیالیسم که آن را «سوسیالیسم چینی» می نامند، نمونه ی نمادین برای چنین سیاست مدبرانه و شیوه ی هوشمندانه نبرد دورانی است!

جمهوری خلق چین که به نیروی عمده اقتصادی در جهان تبدیل شده است، در پیشبرد این شیوه ی مبارزه دورانی عیه سلطه گری و نظامی گری امپریالیسم گام های پر اهمیتی برداشته است. ابتکار «جادهٔ ابریشم جدید» نمودی است برای این مبارزه ی ضد امپریالیستی و صلح آمیز در جهان. در این نبرد جهانی، شین جین پینک، دبیرکل حزب کمونیست چین و رئیس جمهور این کشور در تاریخ اول دسامبر ۲۰۲۰ باری دیگر اعلام نمود که «واکسن های ضد ویروس کرونا ثروت‌های عمومی بشریت هستند»! روسیه و کوبا و ویتنام نیز در این نبرد سهیم هستند.

جمهوری خلق چین اعلام نمود که واکسن های تولید شده در این کشور، پس از دریافت اجازه، به ویژه در اختیار کشورهای قاره آفریقا قرار داده خواهد شد (جهان جوان اول دسامبر ۲۰۲۰)

بدون تردید این سیاست انساندوستانه به مانع عمده‌ای برای شرکت های فراملیتی امپریالیستی تبدیل خواهد شد، تا بتوانند  سودورزی های خود را به قیمت سرنوشت  مردم کم درآمد در جهان به ویژه در آفریقا و آسیا، ارتقا دهند. دورانی دوباره آغاز می شود، آنطور که در زمان حضور اتحاد شوروی در صحنه ی جهانی بر قرار بود. امپریالیسم چاره‌ای ندارد به درنده خویی خود ظاهری آراسته تر از آن بدهد که ترامپ ها و نونازیست ها دنبال می کنند.

جمهوری خلق چین در نبرد ضد امپریالیستی دست خود را به سوی ایران و مردم آن دراز کرده است. دعوت ایران برای مذاکره های چند جانبه در منطقه ی خلیج فارس با کشورهای همسایه، عمده ترین گام ضد امپریالیستی و صلح آمیز در تدارک همکاری میان ایران و چین است.

حزب توده ایران، همانطور که بر ضرورت پایان دادن به جنگ میان ایران و عراق پای فشرد، اکنون نیز خواستار سیاستی صلح آمیز برای ایران است.

حاکمیت سرمایه داری وابسته به اقتصاد جهانی در ج ا ولی، هوایی دیگر در سر دارد. هوایی که در عمل علیه منافع ملی و انسانی توده های میلیونی مردم میهن ما عمل می کند!

هوایی که می‌خواهد به قیمت سلامت و منافع مردم میهن ما، همگام با سیاست تنش سازی امپریالیستی گام بردارد و در خدمت تحقق بخشیدن به سیاست امپریالیستی باشد!

2 Comments

  1. احسان

    رفیق عاصمی
    بخش اعظم تحلیل شما از سیاست تنش زای خارجی ج ا ایران در منطقه و جهان را تایید می کنم اما بعید می دانم که ج ا ایران غیرعامداته چنین سیاست خارجی ای را برگزیده باشد. دوام و تداوم این نظام دیکتاتوری دینی به چند سیاست اتخاذ شده از ابتدای انقلاب تاکنون بستگی تام و تمام داشته و در آینده نیز خواهد داشت. ١) سیاست خارجی تنش زا که مهترین هدف آن سرکوب هر نوع اعتراض در داخل کشور و سرکوب نیروهای مترقی صبح طلب است، سیاستی که ضدمنافع ملی ایران بوده و خواهد بود؛ ٢) سیاست اقتصادی نئولیبرال که اتخاذو اجرای آن از ابتدای ریاست جمهوری رفسنجانی تاکنون هدفی جز تامین منافع اقلیت حاکم و نیز تامین منافع برکشاندکان این اقلیت بر سر قدرت سیاسی و اقتصادی دنبال نمی کند و نخواهد کرد؛ ٣) سیاست فرهنگی اسلامی و تحمیل آن بر دست کم ٨٠% مردم و به ویژه زنان و جوانان؛ ۴) سیاست انتخاباتی، که عملا جمهوری را به حکومت بدل ساخته است، سیاستی که حاکمیت دینی نیاز دارد در هر برهه زمانی انتخابات را به نوعی مهندسی کند که دوام و تداوم‌ آن را برای مدتی تضمین کند، به عنوان نمونه، روحانی در ٩٢ انتخاب شد تا حاکمیت فقط مذاکره از قبل آغاز شده در دوره احمدی نژاد را دنبال و تکمیل کند تا بتواند با فروش منابع عظیم مواد خام مانند نفت به درآمدهایی برای هزینه های عمومی دست یابد. یا در سال ٩۶ رئیسی را علم کرد تا مردم را وادار به انتخاب بین بد و بدتر بکند. و این روزها هم می بینیم که با به راه انداختن بحث مربوط به ورود نظامیان به عرصه انتخابات ( گویی سابقا نبوده است)، بار دیگر مردم را به انتخاب بین بد و بدتر وادارد، که انتخاب شدن یک نظامی یا غیر نظامی بستگی تام به جو بایدن و ولی فقیه و بیت ریز و درشت او دارد، که آن طور که بویش به مشام می رسد نوشیدن جام زهر دیگر یا به فدرت رسیدن یک حکومت “انقلابی” نظامی در ایران است، که با “بهترین و انقلابی ترین مجلس پس از انقلاب [خامنه ای]” یکدست شود تا بلاهای دیگری را بر سر مردم ما فرود آورند.
    اتخاذ و اجرای این چهار سیاست داخلی و خارجی بوده و خواهد بود که کمک می کند این حاکمیت دینی دیکتاتوری سر قدرت بماند، پس این را صرفا افتادن به دام تله امپریالیسم آمریکا و اروپا و کشورهای ارتجاعی و نژادپرست منطقه دانست.

    نتیجه گیری: هدف مبارزه نیروهای مترقی باید محو این سیاست های ضدمردمی باشد. چگونه؟ آنها باید پیش از هر جیز، باید نخست دست به اتحاد و ائتلاف بزنند تا یک جایگزین/ آلترناتیو مترقی را برگزینند. هدف این جایگزین باید برآوردن خواست های و نیازهای امروز و فردای ایرانیان باشد. سپس راه های مسالمت آمیز کنار زدن این حاکمیت دیکتاتوری دینی را بیابند. و پس از استقرار چنین ائتلاف مردمی بتوان سیاست خارجی تنش زدا، سیاست اقتصادی مردمی و سیاست فرهنگی، سیاسی، اجتماعی را اتخاذ و اجرا کرد. در غیر از این حالت، باید منتظر رویدادهای بسیار خطرناک دیگری بود که کشور و مردم ما را تهدید می کند، که مهمترین آن رویارویی نظامی بین ایران و غرب، جنگ های خانمان سوز داخلی و تگ تکه شدن ایران که این خواست امپریالیسم و تمام کشورهای ارتجاعی منطقه و نیز صهیونیسم است، که این روزها شاهدبم چگونه با سیاست های غلط ج ا ایران اسرائیل توانسته با چندین کشور طرح دوستی ببندد تا به اهداف نزاد پرستانه و ضدانسانی اش در سرزمین های اشغالی از جمله فلسطین و نیز منطقه بویژه ایران دست یابد.
    به امید تشکیل یک ائتلاف مردمی و استقرار حکومتی دمکراتیک در ایران

    1. فرهاد عاصمی

      سیاست انقلابی حزب توده ایران را برای توده ها بشکافیم

      رفیق احسان عزیز
      حق با شماست حاکمیت سرمایه داری وابسته در ایران و شکل دیکتاتوری مذهب ارتجاعی آن، به راه محتوم سرنوشت خود ادامه می دهد و تنها با گذار انقلابی از آن می توانند مردم میهن ما و زحمتکشان و کلیت طبقه ی کارگر ایران به تغییرات بنیادین در جامعه دست یابند.

      توضیح های شما در این باره به جاست. مساله دیگر اما توضیح سیاست انقلابی حزب توده ایران است برای زحمتکشان و مستدل ساختن محتوای مردمی- ملی آن ازجمله در ارتباط با سیاست تنش زای خارجی ج ا

      شما در ابرازنظر دیگر، به طور غیرافتراقی، تفاوت مخالفت غیرمستدل نسبت به سیاست رهبری کنونی حزب توده ایران را با انتقاد به جا به این سیاست در این یا آن مورد با یکدیگر مخلوط می کنید.

      تاکنون «جناح راست« در رهبری کنونی حزب توده ایران جز از «سیاست ماجراجویی خارجی» که ج ا دنبال می کند، بیان و توضیح دیگری درباره ی سیاست تحریک آمیز نظام سرمایه داری وابسته به اقتصاد امپریالیستی برای توده ها نداشته است. به منظور افشاگری این بیان کافی نیست. حزب توده ایران باید ابعاد این سیاست ضد مردمی و ضد ملی را برای توده ها مردم بشکافد و برایشان قابل شناخت سازد.

      شما می دانید که توده ای ها در همین چند هفته ی گذشته چندین مقاله در این باره نگاشته است و با توضیح سیاست مدبرانه و هوشمندانه حزب توده ایران نسبت به توطئه های دشمن هشدار داده است. هشداری که با خواست پایان به جنگ عراق و ایران پس از آزادی خرمشهر آغاز شد.

      ظاهراً سکوت درباره ی سیاست خارجی ج ا خط قرمزی را تشکیل می دهد که «جناح راست» در رهبری کنونی حزب توده ایران حق عبور از آن را ندارد. همانطور که همچنین حق مبارزه ی سوسیالیستی را در ایران نیز ندارد.

      این دو مرز بیان این واقعیت است که رهبری «جناح راست» در حزب توده ایران که نتوانسته است دیالکتیک نبرد در درون و خارج از کشور را بیابد. بدین ترتیب، حتی بخش خارج از کشور رهبری که می تواند و باید بگوید، نمی گوید!

      این انتقادها و انتقادهای دیگر که بارها درباره ی آن نوشته شده است، مخالفت با نادرستی سیاستی است که چهل سال است درجا می زند.

      درحالی که میان جریان های اپوزیسیون در طیف چپ و تا جمهوری خواهان توافق بر سر برنامه «حداقل» که شما نیز تکرار می کنید، سال ها است ایجاد شده و آن ها همصدا با «جناح راست» در رهبری حزب توده ایران خواستار «جمهوری سکولار و دمکراتیک» هستند، جبهه ی مورد نظر «جناح راست» پا نگرفته است و نخواهد گرفت.

      گذار از دیکتاتوری تنها از راه تغییرات بنیادین عملی خواهد شد که در آن نقش طبقه ی کارگر ایران و «هفته تپه پایتخت اعتصاب جهان» در آن تعیین کننده خواهد بود. باید در کنار این مبارزات قرار گرفت به جای کوشش نافرجام برای برپایی یک جبهه ی نامتجانس ماورای طبقاتی.
      تئوری و پراتیک از وحدت برخوردارند! باید سیاست مورد نظر حزب را برای توده ها شکافت و آن را در ارتباط با شرایط مشخص حاکم تئوریزه نمود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *