مبارزه ضد امپریالیستی، مبارزه‌ای هشیارانه و هدفمند است

سخن روز شماره ۴۸
۹ دی ۱۳۹۹، ۲۹ دسامبر ۲۰۲۰

رفیق گرامی ابولقاسم گلستانی نوشتاری انتقادی (در زیر ضمیمه شده است) را نسبت به مقاله ی «به ما می گویند در منطقه دخالت نکنیم» برای  انتشار در توده‌ای ها ارسال کرده‌اند که در پایان این مقدمه انتشار یافته است.

بیش از نیمی از نوشتار را توضیح سیاست تجاوزگرانه ی امپریالیسم علیه کشور ما و کشورهای دیگر در منطقه و جهان تشکیل می دهد، که با آن توافق نظر کامل میان ما وجود دارد. رفیق گلستانی با نتیجه‌گیری از سیاست توطئه آمیز و تجاوزگرانه ی امپریالیستی، به درستی با سیاست «تسلیم طلبانه» در برابر امپریالیسم مخالفت می کند. در برابر هم قرار دادن مبارزه ی ضد امپریالیستی و «تسلیم طلبی» که رفیق گلستانی مطرح می‌سازد و انتقاد خود را بر آن پایه استوار می سازد، ولی در عین حال نشان این واقعیت است که او و دوستان دیگر هم فکر با او، مضمون مقاله ی پیش گفته در توده‌ای ها را درنیافته اند. همانطور که سیاست مستقل طبقاتی حزب توده ایران را در دوران انقلاب در همه ی ابعاد آن درنیاته اند.

آین رفقا و دوستان درنیافته اند که مبارزه ی ضد امپریالیستی، که سیاستی صلح طلب، تنش زدا و هشیارنه است، نشان سیاستی انقلابی است که حزب توده ایران از بدو انقلاب به آن عمل نمود. خواست پایان دادن به جنگ میان عراق و ایران که حزب توده ایران با آزادی خرمشهر مطرح نمود و به علت پافشاری بر سر آن مورد یورش ارتجاع حاکم نیز قرار گرفت، دارای مضمونی عمیقاً ضد امپریالیستی است. حزب توده ایران آن زمان هشدار داد که ادامه جنگ توطئه ی امپریالیستی است برای نابودی انقلاب بزرگ مردم میهن ما. رفیق گلستانی به هشدار حزب توده ایران که در همه ی مقاله ها در این زمینه ذکر شده است، اشاره ندارد. ولی مدعی است که از سیاست حزب توده ایران در این دوران دفاع می کند. امری که نشان درنیافتن سیاست علمی و انقلابی حزب توده ایران در این دوران توسط این رفقا و دوستان است.

آنچه که بخش بیش از نیمی از نوشتار را در توصیف تجاوزگری امپریالیسم در ایران، منطقه و جهان در بر می‌گیرد و برشمرده می شود، استدلال برای درستی به اصطلاح تز «تسلیم طلبی» در برابر مبارزه ی ضد امپریالیستی نیست. این رفقا برای به ثبوت رساندن تز خود حتی یک استدلال نیز مطرح نمی سازند. در برابر هم قرار دادن مبارزه ی ضد امپریالیستی و «تسلیم طلبی» نشان مستدل بودن ارزیابی نیست. نشان درنیافتن مضمون مقاله «به ما می گویند ..» است که موضع صریح و قاطع میهن دوستانه حزب توده ایران در مخالفت با ادامه ی جنگ عراق و ایران پس از آزادی خرمشهر بیان میپکند و نشان می دهد. مخالفت با ادامه جنگ که حاکمیت ج ا آن را به عنوان بهانه برای یورش و دیرتر قتل عام توده‌ای به خدمت گرفت.  اکنون رفقای منتقد، همین همین ابزار سرکوب ارتجاع را به وسیله ی اتهام زنی به «تسلیم طلبی» به حزب توده ایران و صفحه توده‌ای ها به خدمت می گیرند.

در چند مقاله ی اخیر نگارنده سیاست هشیارانه حزب کمونیست چین، روسیه و کشورهای دیگر ضد امپریالیست را مورد بررسی قرار داده‌ام و از آن برای اتخاذ سیاستی مردمی و میهن دوستانه برای ایران پرداخته ام. برای نمونه در مقاله ی سیاست خارجی پر تضاد ج ا در خدمت اهداف امپریالیسم، نظر سرگئی لاوروف، وزیرخارجه روسیه و سفیر این کشور آناتولی ویکتوروف در تل اویو را شکافته و مضمون آن را توضیح داده ام

برخلاف سرگئی لورروف که نشانه‌های دفاع روسیه را از مواضع ایران برجسته می سازد، ازجمله در قرارد فرجام و در مخالفت با تحریم ها، سفیر فدراسیون روسیه در تل آویو، مواضع انتقاد ی روسیه را نسبت به کارکرد و سیاست تنش زایی ایران در منطقه برجسته می سازد.

آناتولی ویکتوروف ولی در بیان موضع انتقادی روسیه به کارکرد ایران، تناسب را بر خصمانه و غیرقانونی بودن گام های اسرائیل قرار می دهد. او در مصاحبه با روزنامه اورشلیم پست در ۸ دسامبر ۲۰۲۰ از آن صحبت می‌کند که «اسرائیل بیش از ایران موجب بی ثباتی در منطقه است ..»

به سخنی دیگر دیپلومات های روسیه، ضمن دفاع از منافع قانونی ایرانِ ج ا، موضع  انتقادی روسیه را نیز نسبت به سیاست ج ا در منطقه،  ازجمله در سوریه، مورد توجه قرار می دهند.

بدون تردید، و نگارنده این نکته را در مقاله هایی چند توضیح داده است که حضور سپاه پاسداران در سوریه در کنار ارتش روسیه، نقش موثری در خنثی سازی توطئه امپریالیسم برای تقسیم این کشور ایفا نموده است. روسیه پس از دسترسی به هدف، نیروی خود با سربلندی از سوریه خارج نمود. ایران ولی بر ماندن در این کشور پای می فشارد.

رفیق گلستانی و دوستان هم نظر او که تنها ظاهر امر را می نگرند، باقی ماندن نیروی پاسداران را در سوریه نشان مبارزه ی ضد امپریالیستی می پندارند. این در حالی است که این حضور غیر ضرور که روسیه با آن موافق نیست، راه را بر توافق میان دولت بشار اسد و کردهای سوریه بسته است. راه را بسته است برای یافتن یک راه حل سیاسی میان دولت سوریه، کردها و نیروهای میهن دوست دیگر بر سر به توافق برسند. امری که برای امپریالیسم آمریکا فضای لازم را ایجاد ساخته است، پنج پایگاه نظامی در شمال سوریه ایجاد ساخته و با اشغال بخش‌هایی از سرزمین سوریه به غارت منابع نفت این کشور بپردازند. ایران باری دیگر مانند وقایع در بوسنی، در کنار ارتش آمریکا در خدمت اهداف امپریالیسم در سوریه قرار گرفته است، شاید ناخواسته، ولی این در واقعیت امر تغییری نمی دهد.

مخالفت روسیه با این سیاست نادرست بشار اسد و متحد ایرانی آن در این امر تظاهر می‌کند که روسیه آماده نیست موشک های اس اس ۴۰۰ خود را در اختیار دولت سوریه قرار دهد که می‌توانست به مانع تجاوزات مداوم ارتش اسرائیل به سوریه و نیروهای ایرانی بدل شود. روسیه خواستار ایجاد توافق میان دولت بشار اسد و کردهای شمال سوریه است. ولی راه حل سیاسی در شرایط ادامه ی حضور سپاه پاسداران در این کشور پا نمی‌گیرد.

سیاست شیعگری ج ا که همان سیاست ایجاد برخوردهای مذهبی و قومی است که امپریالیسم و استعمارگران به آن عمل می کنند، تا به هدف‌های تجاوزگرانه خود دست یابند، در درون کشور نیز صحنه «خودی وغیرخودی» را برای تقسیم مردم ایجاد ساخته است. جمهوری اسلامی به جای پایبندی به قانون و آزادی‌ها دمکراتیک که دستاورد انقلاب بزرگ بهمن ۵۷ مردم میهن ماست، حقوق مردم را پامال می‌سازد و با بی دادگاه های خود برای زحمتکشان که خواستار دریافت دستمزد عقب افتاده، آزادی بیان و تشکیل سندیکا و اتحادهای اجتماعی آزاد هستند، احکام شلاق و زندان مرگ صادر می‌کند.

مبارزه ی ضد امپریالیستی، مبارزه‌ای هشیارانه، صلح دوستانه و تنش زدا است. ایرانِ ج ا نمی‌تواند خواستار کمک و همکاری جمهوری خلق چین، روسیه و دیگر کشورهای متحد آن باشد، ولی به سیاست خام و هضم فکری نشده ی مقابله به مثل با امپریالیسم بپردازد.

این به این معنا نیست که ایران باید از منافع دفاعی خود چشم بپوشد، چنین و روسیه نیز چنین نمی‌کنند و کوبای انقلابی هفتاد سال است که از شعار «دفاع از میهن یا مرگ» سخن می راند، ولی به تله ی سیاست توطئه گرانه و تجاوزگرانه امپریالیسم نمی افتند. چین اجازه نمی‌دهد امپریالیسم با دور جدید تسلیحات اتمی، امکان و منابع این کشور را به باد دهد. روسیه در این زمینه نیز همین سیاست را دنبال می کند. ایرانِ ج ا ولی نمی‌تواند رابطه میان حفظ منافع میهن ما و برنامه‌هایی را دریابد، که با حضور غیرضرور سپاه پاسداران در سوریه دنبال می‌شود.

تراژیک این سیاست نادرست برای مردم میهن ما، فاجعه انگیز است و آن را از کنار متحدان واقعی، چین و روسیه به عقب می راند. قرارداد همکاری اقتصادی- نظامی و امنیتی ۲۵ ساله با چین پا نمی گیرد، روسیه ناراضایتی خود را با سیاست ج ا علنی ساخته است.

فقدان شرایط فعالیت احزاب سیاسی در ایران که فعالیت حزب توده ایران محک اصلی برای درک سرشت ضد مردمی و ضد قانونی این سیاست ارتجاعی است، راه بحث عمومی و دمکراتیک را در ایران بسته است. ارتجاع حاکم با چنین سیاست غیرقانونی همچنین راه حل برای بحران اقتصادی روزافزون را نمی یابد. آیا می‌توان آن را سیاستی هشیارانه و مدبرانه ارزیابی نمود؟

***

نقدی بر مقالۀ «به ما می گویند در منطقه دخالت نکنیم»، نوشته فرهاد عاصمی

ابوالقاسم (خسرو) گلستانی

۶ دیماه ۱۳۹۹ – ۲۶ دسامبر ۲۰۲۰

فرهاد عاصمی، سردبیر سایت “توده ای ها”، در مقاله ای تحت عنوان «به ما می گویند در منطقه دخالت نکنیم» (به تاریخ ۲۳ آذر ۱۳۹۹ برابر با ۱۳ دسامبر ۲۰۲۰) [۱]، تحلیلی ارائه داده است که بسیار جای تأمل دارد، تأمل از اینکه ایشان انسان پرمطالعه ای است و تجربه طولانی نیز در صفوف حزب توده ایران دارد. ظاهراً نه آن تجربه ها و نه مطالعات وسیع هیچکدام نتوانست به یاری اش بیایند، و در حالی که به زبان طنز از بی خردی مقامات ایران و در رآس آن آیت الله خامنه ای در سیاست منطقه ای و جهانی می نالد، خود نیز تحلیلی خردمندانه در قوارۀ یک “توده ای” ارائه نمی دهد. قصدم پرداختن به همه مسائل مطرح شده در نوشتۀ ایشان نیست، بلکه پاسخی است به نقد ایشان در مورد سیاست منطقه ای جمهوری اسلامی.

یکم:

عاصمی می نویسد: «تنها نکته‌ای که علی خامنه ای با صراحت اعلام داشت، و آن را حتی با توجه به سیاست امپریالیستی [دولت های غربی] در منطقه توجیه نیز نمود، مساله ی “دخالت در منطقه” است! گفته شد: “سه کشور اروپایی … که خودشان بیشترین دخالت های نادرست را در مسائل منطقه دارند، به ما می‌گویند در منطقه دخالت نکنید”. در این بیان باری دیگر اذعان می‌شود که ایرانِ ج ا کماکان در گردابی قرار دارد که امپریالیست ها با سیاست تحریک آمیز و نظامی گری خود در منطقه به آن دامن می‌زنند و آن را به ابزار پیشبرد هدف‌های تجاوزگرانه خود بدل ساخته اند. پاسخ هوشمندترین نیروهای زمینی و آسمانی در کشور به توطئه ی امپریالیسم، افتادن مجدد در تله ی سیاست امپریالیستی است! آنوقت برخی ها می خواهند برای این به تله افتادن سرشتی “ضد امپرالیستی” دست و پا کنند!»

عاصمی در سایت “توده ای ها” که شباهتی به ادبیات حزب توده ایران در سالهای فعالیت آن بعد از انقلاب بهمن (پیش از یورش به این حزب در سالهای ۱۳۶۱ و ۱۳۶۲) ندارد، وانمود می کند که رویکردش در قبال سیاست منطقه ای ج اا با رویکرد رهبری کنونی حزب توده ایران که پس از یورشها به این حزب در خارج از کشور شکل گرفت، متفاوت است. حال آنکه هر دو ماهیتاً دارای یک ادبیات هستند، با این تفاوت که نشریه “نامه مردم” آن را “دخالت های ماجراجویانه” تعریف می کند و عاصمی “افتادن به تلۀ امپریالیستی”! و هر دو دارای یک پیام برای امپریالیسم جنایتکار به سرکردگی دولت ایالات متحده هستند، و آن اینکه اطمینان می دهند که “گزندی” به توسعه طلبی های تجاوزکارانۀ امپریالیستی وارد نمی سازند و به خوبی “واقف” هستند که “مزاحمت” ها و “ماجراجویی” های این یا آن دولت است که در طول تاریخ پای نیروهای نظامی امپریالیستی را به مناطق مختلف جهان از جمله در خاورمیانه و شمال افریقا کشانده است. به عبارت دیگر، گویی امپریالیسم غول خفته ای ست که تا زمانی که دولتی “دُمِ آن را لگد نکند”، هیچ خطری برای آنها ندارد!

به عنوان مثال، اگر در فاصله بین پایان جنگ جهانی دوم تا زمان تخریب اتحاد شوروی، دولت های سوریه، ایران، گواتمالا، شیلی، کنگو، غنا، اندونزی و بیشمار نمونۀ دیگر، “دُم” امپریالیسم امریکا را “لگد نمی کردند”، این رژیم دست به کودتاهای خونین برای سرنگونی آن دولت ها نمی زد و یا خون میلیون ها انسان را در جنگ کره و ویتنام نمی ریخت. و یا اگر پس از تخریب اتحاد شوروی، دولت هایی چون یوگسلاوی، افغانستان، عراق، سومالی، سودان، لیبی و سوریه “دست به ماجراجویی نمی زدند” یا “به دام تلۀ امپریالیستی” نمی افتادند، ده ها دولت غربی به رهبری امریکا با چنان شقاومتی به جان این ملت ها نمی افتادند.

با این ادبیاتی که عاصمی عرضه می کند، هیچ بعید نیست که به تقلید از رهبری کنونی ح ت ا (به طور نمونه، نشریه نامه مردم، شمارۀ ٨٧۶)، استدلال کند که «نقش ویرانگر نظام های دیکتاتوری منطقه» است که «شرایط عملکرد و کسب سَروری (هژمونی) امپریالیسم» را فراهم آورده است. در آن صورت باید از ایشان و مؤلفان “نامه مردم” پرسید که، مگر دُوَل امپریالیستی نیروهای “آزادی بخش” هستند که برای “رهایی” ملت های تحت حاکمیت “دیکتاتوری” دست به تهاجم نظامی به این کشورها زده اند؟ و اگر چنین است، پس چرا چنان تهاجماتی علیه رژیم هایی چون عربستان، قطر، امارات، مصر، بحرین، اسراییل و مانند اینها رخ نمی دهد که در دیکتاتوری سرآمدند؟ واقعیت اما این است که تمامی تجاوزات ددمنشانۀ امپریالیستی در سالهای پیش از تخریب شوروی با ترساندن ملتها از به اصطلاح “خطر کمونیسم” و پس از آن تحت نام “مبارزه با تروریزم” و تنها و تنها علیه دولت های “مستقل” انجام شده و تمامی ادعاهای دولت های متجاوز به کشورهای ذکر شده در بالا، از جمله “نسل کشی”، “حمایت از تروریزم”، “داشتن سلاحهای کشتار جمعی”، “نقض حقوق بشر” و مانند اینها، سناریوهای ساختگی و توطئه آمیزی بیش نبوده اند!

لااقل از زبان ژنرال امریکایی، وسلی کلارک، فرمانده جنگهای تجاوزکارانه به بالکان و از رهبران ناتو در افغانستان و عراق، بیاموزیم که به گفته او، هنوز عرق نظامیان در اشغال افغانستان خشک نشده بود که وزارت جنگ امریکا از جنگ علیه شش کشور دیگر سخن می راند، که ایران نیز یکی از آنها بود. و وقتی کلارک علت را جویا می شود، وزیر استدلال می کند که «ما اکنون ارتش قوی و آماده ای داریم»! یا لااقل از اولیور استون، کارگردان امریکایی، بیاموزیم که دولت امریکا در سی سال گذشته (پس از تخریب و تجزیه اتحاد شوروی) ۱۳ جنگ راه انداخت که ۱۴ تریلیون دلار هزینۀ آنها بوده است. آیا علت این دخالت ها و اشغالگری ها و یا به عبارت دیگر، جنگ های بی پایان امپریالیستی، “دخالت های ماجراجویانه” ی کشورهای قربانی و یا افتادن آنها به “تلۀ امپریالیستی” بود؟! و آیا پاسخ مثبت دولت های ایران و روسیه به درخواست دولت سوریه در قلع و قمعِ بیشمار تروریستهای آدمخوار که مورد حمایت امپریالیسم بوده اند، افتادن به “تله امپریالیستی” و یا “دخالت های ماجراجویانه” بود؟! آیا مشخصاً در مورد سوریه، وقتی ایران و روسیه به کمک این دولت شتافتند، به سرزمینی تعرض کرده یا آن را به اشغال در آورده اند؟! آیا تقابل امپریالیسم با چین، روسیه، ونزوئلا، جمهوری خلق کره و غیره برای آن است که آنها در “تله امپریالیستی” افتاده و یا به “دخالت های ماجراجویانه” دست زده اند؟!

در نوشته های عاصمی همانند نشریه “نامه مردم” اثری از غرور ملی و مقاومت طلبی به چشم نمی خورَد. به عکس، سرشار از نصایح تسلیم طلبانه در برابر ددمنشی امپریالیسم امریکا و متحدان اوست. و دقیقاً به همین دلیل است که مقاومت های ملت های منطقه که ج اا نقش برجسته ای در آنها دارد، از سوی اینها “دخالت های ماجراجویانه” و “افتادن به تله امپریالیستی” تعبیر می شوند و مورد شماتت قرار می گیرند. این سیاست هیچ قرابتی با گفتمان انقلابی و میهن دوستانۀ حزب توده ایران در دوران رهبری دکتر نورالدین کیانوری و پیش از آن ندارد و کاملاً با آن در تضاد است. و این نشان از حاکم شدن رویزیونیسم و اپورتونیسمی خطرناک بر تفکر سیاسی این مدعیان به ظاهر “توده ای” دارد.

دوم:   

عاصمی ضمن اینکه به درستی سیاست صلح آمیز چین و روسیه را می ستاید، می گوید: «سیاست ضد امپریالیستی، سیاستی صلح آمیز است. سیاست صلح آمیز سیاستی است که از ترفند ایجاد برخورد رو در رو که امپریالیست ها دنبال می کنند دوری می گزیند! شیوه ی دورانی به منظور خنثی ساختن تحریکات امپریالیستی و نه افتادن در تله هایی که آن‌ها برپا می دارند!»

می پرسیم مگر به جز این است که جمهوری اسلامی برای “دوری گزیدن” از “ایجاد برخورد رو در رو با امپریالیست ها” به قرارداد برجام تن داده است؟ از شش کشور امضا کننده این توافقنامه که یک سوی این قرارداد بودند، به جز روسیه و چین، سایر دولت ها که تمامی از بلوک “غرب” هستند، هیچکدام به تعهدات خود پایبند نمانده اند، چه امریکا که در می ۲۰۱۸ خودسرانه و رسماً از آن خارج شد و چه سه کشور اروپایی که فقط در ظاهر در این قرارداد مانده اند و مثل مستعمرات امریکا دائم چشم شان به رهنمودهای ارباب بود. زیرپا گذاشتن توافقنامه ها از سوی دُوَل غربی البته هیچ تازگی ندارد. پس از اشغال سرزمینهای بومیان سرخ پوست امریکا، که به کشتار میلیونها تن از آنان انجامید، بین دولت ایالات متحده امریکا و بومیان بیش از ۴۰۰ معاهدۀ صلح بسته شده بود که تمامی آنها از سوی این دولت زیر پا گذاشته شد. آیا حق جمهوری اسلامی نیست که به این دولتها اعتماد نکند؟ با این حال، مگر به جز این است که جمهوری اسلامی کوشید که در تلۀ امپریالیستی – پذیرش برجام های متعدد برای تسلیم کامل ایران – نیفتد؟ آیا پس از خروج یکجانبۀ دولت دونالد ترامپ از برجام، ردّ مذاکره با آن دولت یک تصمیم کاملاً درست و متناسب با ارزشهای ملت ایران از سوی جمهوری اسلامی نبود؟ مراد از جمهوری اسلامی دولت غربگرای تحت مدیریت حسن روحانی نیست که همانند سایر نئولیبرال ها، در صدد بر باد دادن حیثیت ملی میهن ما در برابر امپریالیسم ریاکار و ددمنش غرب برآمده است. و بسیار حیرت انگیز اینکه، در ادبیات امثال فرهاد عاصمی، همانند “نامه مردم”، تسلیم طلبی و همصدایی با همان نئولیبرال های بی غیرت موج می زند. و لذا، جای تعجب نیست که اینان همصدا با امپریالیسم و عوامل نئولیبرال آن در درون حکومت، درست علیه هسته اصلی مقاومت در درون حکومت، یعنی حلقۀ آیت الله خامنه ای، بسیج شده اند. آیا این یک ننگ پاک نشدنی نیست که یک نیروی سیاسی به صِرف مخالفت با یک نظام سیاسی، دولت بی غیرت و ضدملیِ تیم حسن روحانی را به حال خود رها سازد و هم و غم خود را درست علیه جریانی در درون حکومت بسیج کند که به رغم ضعف هایش دست کم اقتدار و عزت ملی میهن ما را در برابر توطئه ها و تهدیدهای بی پایان امپریالیستی حفظ کرده است؟!

خلاصه کلام اینکه، به اعتقاد نگارنده، جمهوری اسلامی آنجا که نیاز بود، هر چند به ناگزیر، وارد نبرد نظامیِ “رو در رو” با تروریستهای وحشی در سوریه و عراق شد که ساخته و پرداختۀ سازمانهای اطلاعاتی امپریالیستی بوده اند. و آنجا که نیاز به “دوری گزیدن” از برخورد نظامی با امپریالیست ها و روی آوردن به دیپلماسی غیرنظامی بود، این هنر را داشت که چنین کند؛ به طور مشخص قرارداد برجام، صرف نظر از مشکلات آن که مجال بررسی آن در این مقال نیست.  

[۱] https://tudehiha.org/fa/13043      

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *