سوسیالیسم ناب رویایی و یا سوسیالیسم پر پیچ و خم دنیایی!

مقاله ۴۶/۹۹
۱۳ دی ۱۳۹۹، ۲ ژانویه ۲۰۲۱

پیش گفتار

سخن گفتن از دشواری های پیاده کردن سوسیالیسم برای ما که درگیر نبرد آزادی و برابری هستیم، شاید سخن روز نباشد و یا شاید برخی ها آن را بیهوده بدانند. ولی همزمان باید پذیرفت که هیچ نیروی کمونیستی در هیچ جای جهان بی آن که از سوسیالیسم سخن بگوید، گام به نبرد آزادی بخش نمی گذارد. نبرد دموکراتیک با نبرد برای برپایی سوسیالیسم پیوند دیالکتیکی دارد. برای همین هم یک رزمنده کمونیست در کشوری مانند کشور ما، باید یک اندیشه روشنی در باره ی آینده ای که از آن سخن می گوید داشته باشد و گرنه سخنان او به پراکنده گویی رویاپردازان می ماند که هیچ وابستگی و پیوندی با زندگی نابسامان روزانه مردم ندارد و گوش مردم را همچون یاوه های بی پشتوانه و پریشانگویی آرمانگرایان چایخانه نشین آزار می دهد.    

سوسیالیسم ناب رویایی 

“چپ” های ناب به چیزی کمتر از سوسیالیسم ناب خشنود نیستند. بسیاری از آن ها که حتا یک تعاونی کوچک را هم رهبری نکرده اند، می خواهند هر کشوری، بر پایه اندیشه های رویایی آن ها، سوسیالیسم نابی بسازد که از هرگونه نرمش به دور است.  

اما سوسیالیسم ناب در هیچ زمانی پدید نیامده است و در هیچ کجا یافت نمی شود. سوسیالیسم نابی که با واقعیت روز همخوانی و همسازی نداشته باشد را تنها می توان در دوران جولان اینگ ساری و پول پوت در کامبوج یافت. این دهقان زاده های خرده بورژوا دریافت خشکی از سوسیالیسم داشتند. در دنیایی که آن ها پدید آورده بودند، یک آموزگار برای این که به کار “بیهوده” آموزشی می پردازد و روشن اندیش است به اردوگاه های کار برای شخم زدن و کاشتن زمین کشاورزی فرستاده می شد. این بی سواد ها حتا نمی دانستند که خود مارکس هرگز نه داس کشاورزی و نه چکش کارگری به دست داشته است. ولی نمی توان مارکس را برای این کمبود از دیگران کمتر “مارکسیست” دانست.

راستش این است که اندوخته های پیروزمندانه و شکست خورده ما به خوبی نشان می دهد که دگرگون کردن انسان به آن آسانی نبود که ما می اندیشیدیم. هر کشور سوسیالیست در چنبر جهان سرمایه داری پیرامون خود است. شیوه بی بند باری زندگی که شیوه تولید سرمایه داری پرچم دار آن است، از هر در و پنجره ای به جهان سوسیالیسم رخنه و مغزها را آلوده می کند. در این جهانی که سرمایه داری مانند تاوسی زشت های خود را می پوشاند و پیروزی های فردی و سرمایه اندوزی را به نمایش می گذارد، دولت سوسیالیستی باید به شهروند خود بیاموزاند که برای خوشبختی دیگران کار کند، سختی بکشد و حتا جان دهد. و ما امروز می دانیم که این کار آسانی نیست.  

ما آموختیم که “برای انسانی کردن انسان باید تمام جامعه را انسانی کرد” و این کاری است بسیار دشوار؛ بسیار دشوارتر از آن که می اندیشیدیم. اردوگاه های کار و گرفتن زمین کشاورزی از دهقانان کوچک و سازمان دهی آن ها در کلخوزها و سوخوزها پاسخ گو نبود و با ایستادگی این انسان ها روبرو شد.

پس اگر ما نخواهیم، مانند جمهوری اسلامی که انسان ها را با کوبان تازیانه به اسلام رهنمایی می کند، انسان ها را به زور به سوی سوسیالیسم بکشانیم، چه کار دیگری می توانیم بکنیم؟ 

ما از پیش برخی از برنامه های کلان را در روند انسانی کردن انسان می دانیم. آن چه که روشن است، واژگونی نظام بهره کشی انسان از انسان است. آن چه که روشن است، زندگی هماهنگ انسان با طبیعت پیرامونش است. آن چه که روشن است، برپایی نظام نوینی است که سوسیالیسم نام دارد.     

اما از پیش بسیاری از کوچه و پس کوچه ها را برای رسیدن به این بهشت انسانی نمی شناسیم. روشن نیست که برای رسیدن به آماج گاه سوسیالیستی، از چه راه و با چه آهنگی باید گام گذاشت.  زمان به ما آموخت که گام گذاشتن به سوسیالیسم، راهپیمایی در گذرگاه های هموار و از پیش ساخته نیست. سوسیالیسم راه پر پیچ و خم و با بلندی ها و سرپایینی های بسیار است که گاهی باید راه رفته را برگشت، تا چاره دیگر جستجو کرد.     

در این روند ماندگاری و آرمیدن برابر با مرگ است. همواره، مانند دوچرخه سواری که ایستادنش برابر با افتادن است، باید در جنبش بود. برای برپایی سوسیالیسم، بارها باید از راه رفته برگشت و گام به راه تازه ای گذاشت. همواره باید نوآور بود و نوسازی را پیشه خود کرد.

باید پذیرفت که اندیشمندان و دانشمندان بورژوازی بسیار پویاتر برای نگهداشت سرمایه داری کار کرده اند. آن ها از هر پیشنهاد سوسیالیستی که سرشت بهره کشی سرمایه داری را زیر پرسش نبرده است، با گشاده رویی و خردمندی سود جستند.

در برابر آن ها، هواداران سوسیالیسم بسیار با رهنمودهای بنیان گذاران خود به خشکی برخورد کرده اند و سال ها هر گونه چاره یابی برای افزایش بهره وری در تولید را به نام رویزییونیست نپذیرفتند و هنوز هم برخی از آن ها به دنبال سوسیالیسم در نوشتارها هستند تا بررسی سوسیالیسم راستین در کشورها. باید بپذیریم که ما سال ها رنج کشیده ایم و بسیار کشته داده ایم، تا آن چه را که امروز می دانیم دریابیم.

هر کشور سوسیالیستی با دشواری ها و چالش های مشخص خود روبرو است. در نوشته گذشته در باره تلاش کمونیست ها برای رهجویی در باره ی دشواری های جمهوری دموکراتیک چین سخن گفته ایم و در این نوشته کوتاه به چالش هایی که کوبا با آن روبرو است و به راهگشاهایی که در چنته خود دارد می پردازیم.

کمونیست هایی که درگیر پیاده سازی سوسیالیسم نیستند، به هنگام خرده گیری در باره برنامه های بهسازی کشوری سوسیالیستی به جا است که یک آن بیاندیشند که سوسیالیسم چیست؟

برای پاسخ گویی به این پرسش کلیدی، نخست باید پرسید که سوسیالیسم برای چیست و برای کیست؟ آیا ناب بودن و پیاده کردن نکته به نکته آن چه که بنیان گذاران جهان بینی سوسیالیستی گفتند به خودی خود می تواند یک هدف باشد؟ یا این که هدف فراهم کردن شرایط بنیانی برای آسایش و بهروزی مردم است. آیا پخش برابر تهی دستی همان سوسیالیسم است، یا هدف سوسیالیسم افزایش آسایش و آسان کردن زندگی مردم است؟

آیا می توان به برابر بودن مردم در برابر گرسنگی خشنود بود و آن را تنها برای این که همه ی مردم به یک اندازه گرسنه هستند سوسیالیسم خواند؟  بنیان گذاران سوسیالیسم در این اندیشه بودند که سوسیالیسم به آن اندازه جامعه ای پیشرفته بسازد که در آن انسان ها با کاربرد کمترین زمان به آفرینش بیشترین کالاهای نیازمند جامعه می پردازند و بیشتر زمان آزاد خود را برای نوآوری هنری و پیشرفت اندیشه ای خود به کار می برند و تا توان دارند از زیبایی های بی پایان زندگی کام می جویند.    

سوسیالیسم کوبایی سال ها برای بسیاری از انسان های پیشرو یک سوسیالیسم  ناب بوده است. از سوسیالیسم کوبایی می توان بسیار گفت و فراوان نوشت، ولی آن چه که روشن است این است که این راه همواری نبوده است؛ کمونیست های کوبایی هرگز در راه شکوفایی سوسیالیسم باز نایستادند و همیشه از نرمش، نواندیشی و نوسازی برای رسیدن به آماج های والای خود سود جستند.   

بگذارید در زیر کوتاه به این بپردازیم که کوبا هم اکنون برای پیشرفت سوسیالیسم چه برنامه هایی را در پیش دارد.  

چالش های اقتصاد کوبا چیست؟

بیش از نیم سده امپریالیسم آمریکا و اروپا تلاش کرده اند تا با به زانو درآوردن اقتصاد کوبا، مردم کوبا را به سرسپردگی وادار کنند.  نزدیک به شش دهه دشمنی ایالات متحده امریکا با کوبا به مردم کوبا ۱۰۰۰ میلیارد دلار زیان رسانده است. تنها از آوریل ۲۰۱۹ تا مارس ۲۰۲۰ ، محاصره کوبا از سوی ایالات متحده بیش از ۵٫۵ میلیارد دلار (نزدیک به ۱۴ میلیون دلار روزانه) به کوبا زیان رسانده است.

 با این همه کوبا با سختی ها و چالش هایی روبرو است که نمی توان بار گناه همه ی آن ها را تنها بر دوش امپریالیست ها گذاشت.

کوبا پر از کشتزارهای نیشکر، تنباکو و ذرت است. با این همه، کوبا با کمبود تولید فراورده های کشاورزی دست و پنجه نرم می کند و نزدیک به هشتاد درسد از فراورده های کشاورزی مورد نیاز جامعه را با خرید از کشورهای دیگر تهیه می کند. کارشناسان کشاورزی می گویند که کوبا با یک برنامه درست می تواند، برای پنج برابر جمعیت کنونی خود فراورده های خوراکی تولید کند.

نیاز به یادآوری است که دولت برای خودبسندگی کشاورزی تلاش های بسیاری کرده است. در سال ۱۹۹۳، دولت بخشی از زمین های دولتی را به کشاورزان واگذار کرد، اما کشاورزان می بایست فراورده های خود را با قیمت ثابت به دولت می فروختند. پس از آن بهسازی بخش کشاورزی دنبال شد و به کشاورزان بخش خصوصی که ۷۰ درسد فراورده های کشاورزی را تولید می کنند، اجازه داده شد تا  20 درسد از کالاهای خود را در بازارها بفروشند. پس از آن بیش از ۳٫۵ میلیون هکتار (۱٫۵ میلیون هکتار) زمین دولتی رایگان به کشاورزان کوبایی برای بهره داری واگذار شد و آن ها حتا می توانند این زمین ها را به فرزندان خود برای کشت بسپارند.   

با این همه، هنوز زمین های بارور فراوانی در بخش‌های دورافتاده ویران مانده اند و زیر کشت نرفته اند. نزدیک به ۵۰ درسد از زمین های کشاورزی کوبا زیر کشت نمی روند. هم اکنون کمک اجتماعی و قیمت بسیار ارزان کالاهای روزمره، بسیاری از جوانان را از کار کردن در بخش کشاورزی وامی دارد و انگیزه ای برای کار در ده های دوردست به آن ها نمی دهد. باور اقتصاددانان کوبایی بر این است که شکاف میان کمک اجتماعی و گرفتن دستمزد باید به آن اندازه باشد که انگیزه هر کس برای بهبودی زندگی خود بیشتر شود.   

کوبایی های بسیاری که توانایی پرکاری و آفرینش بیشتر را دارند، هم اکنون به خریدن کالاهای ارزان دولتی خشنود هستند. پشتیبانی از بی کاران و کم کاران اگرچه کار انسانی بسیار بزرگی است، ولی همزمان هزینه بزرگی برای جامعه داشته است. افزون بر این، این انسان ها با بدور بودن از جامعه کاری، لذت همکاری در کار دسته جمعی و بهروزی در آفرینش را از دست می دهند. هنگامی که یک بیکار به کار کردن می پردازد، او نه تنها خودبسنده می شود بلکه با همکاری با دیگران یک انسان هدفمند می شود که با آفرینش خود در کارخانه، کارگاه و یا شرکت ها به پیشرفت اقتصادی و بالا بردن تولید به جامعه نیز کمک می کند.       

برای پیشرفت اقتصادی جامعه بسیار مهم است که همه کسانی که توانایی کارکردن را دارند در جایی کار کنند و میوه ای و یا کالایی بیافرینند. اگر نیروی کار بیشتری گام به کار تولیدی نگذارد و بهره وری در کار تولیدی افزایش چشمگیری نیابد، به آنگاه پایان کار، شکست بزرگی برای سوسیالیسم خواهد بود. و با این کمبود، پیش ساخت های نیرومند یک جامعه سوسیالیستی  پایدار کم جان و ناتوان خواهد شد.   

داده های دولتی در باره بیکاری تنها بیکاری آزاد را اندازه گیری می کند و بنابراین بیکاری پنهان در بخش دولتی را نادیده می گیرد. بخش دولتی  کوبا از بیکاری پنهان رنج می برد، یکی از پیامدهای داشتن کارکنان بیش از نیاز در بخش دولتی این بوده است که بهره وری نیروی کار در بخش دولتی کم شده است.  بهره وری نیروی کار و انگیزه های کار کمتر از بخش خصوصی است. یارانه به شرکت های دولتی که بهره وری کمی دارند، کسری بودجه دولت را افزایش می دهد.

سیاستمداران کوبا این دشواری ها را می شناسند و در سال های گذشته برنامه ای را برای کاهش شمار کارکنان در بخش دولتی آغاز کرده اند. آن ها در سال های ۲۰۱۲-۲۰۱۱، شمار کارمندان دولتی را نیم میلیون کاهش دادند و خویش کارفرمایان (مانند آرایشگر و دوزنده) خصوصی بیش از ۴۰۰ هزار افزایش یافته است.

اما برخی از کارکنان دولتی که به بخش غیردولتی جابجا شده بودند، نتوانستند به اندازه نیاز به پیشرفت اقتصادی کشور کمک کنند. برخی از آن ها مالیات بیش از اندازه بر درآمد و دردسرهای کاغذبازی دولتی را دلیل دلسرد شدن خود می دانند.  

چگونه می توان این دشواری ها را از میان برداشت؟ چگونه می توان بهره وری در تولید را افزایش داد؟ چگونه می توان به کوبایی ها انگیزه کار و بالابردن دستمزد داد؟ به سخنی دیگر، چگونه می توان سوسیالیسم پیشرفته نوینی ساخت؟

نزدیک به ده سال در حوزه های حزبی، شوراهای شهر و روستا گفتگوهای فراوانی در باره ی پیشرفت اقتصادی انجام شده است که برنامه کنونی بهسازی اقتصاد، میوه آن تلاش ها است. در ماه های گذشته دولت و سیاستمداران کوبا برنامه نوین اقتصادی را به گونه ای روشن و باز با مردم درمیان گذشته اند. از زمان پیروزی انقلاب در سال ۱۹۵۹ تاکنون، کسی برای زنده ماندن نیازی به کار کردن نداشته است.  اما دگرگونی های نوین نه تنها شیوه سازماندهی اقتصاد کشور را دگرگون می کند بلکه همچنین بازتاب نام سوسیالیسم را در اندیشه کوباهایی ها دگرگون خواهد کرد.  

۱۸ دسامبر (ACN) رئیس جمهور کوبا گفت: در سال ۲۰۲۱ خواست مردم کوبا و انقلاب آنها، نه تنها ایستادگی در برابر ستیزگری امپریالیست ها، بلکه پیشبرد برنامه ها برای پیشرفت اقتصادی و اجتماعی کوبا نیزاست.   

پاسخ کوبا به چالش های چیست؟

سخن خیلی کوتاه؛ برنامه دولت، انگیزه دادن به کوبایی ها برای پرکاری است.

انگیزه برای پرکاری

تا کنون همه ی خانواده های کوبایی با پشتیبانی دولت، همه ی کالاهای روزمره مانند خوراک، پوشش و دیگر کالاهای مصرفی و همچنین برق و حمل و نقل، را ارزان بدست می آوردند و نگران گرسنگی و بی خانمانی نبوده اند. یارانه ها هزینه بسیار هنگفتی برای دولت شده است و همزمان انگیزه سخت کوشی و درگیری در کار دشوار برای فراهم کردن نیازهای بنیانی زندگی را کم کرده است. هدف این بهسازی ها و دگرگونی ها در اقتصاد، افزایش تولید خانگی و افزایش بهره وری از نیروی کار است.

درون مایه بهسازی اقتصادی کنونی، افزایش بهره وری با انگیزه دادن مردم به کار در شرکت های دولتی سوسیالیستی و خصوصی است. هدف این برنامه این است که درآمد خانواده ها با دستمزد فراهم شود و نه با یارانه از سوی دولت. با پیاده شدن اندیشه نوین اقتصادی دولت، یارانه کاهش می یابد و یا حتا در برخی از زمینه ها از میان خواهد رفت. هدف این است که قیمت کالاها، بازتاب دهنده هزینه تولید آن باشد. از سوی دیگر، دستمزدها و کارانه (حقوق) بازنشستگی افزایش خواهد یافت، تا توان خرید مردم را کاهش ندهد. دستمزد و کارانه بازنشستگی و قیمت کالا ها در بازار، هم زمان افزایش خواهند یافت. به سخنی دیگر، یارانه ها برای پایین نگه داشتن قیمت کالاها برداشته می شود و به جای آن به کسانی که به آن نیاز دارند داده می شود.     

برای پیاده کردن درست این برنامه، دستمزدها به ۳۲ پله بخش می شوند. پایین ترین دستمزد ماهیانه ۱۹۱۰ پزو و بالاترین آن ۹۵۱۰ پزو در ماه است (میانگین امروز دستمزد در بخش دولتی اقتصاد ۱۰۰۰ پزو است). کارانه بازنشستگی از ۵۰۰-۳۰۰ پزو به ۱۷۳۳- ۱۵۲۸ پزو افزایش می یابد.  

ساعات کار هفتگی برای بیشتر کارکنان ۴۰ ساعت می شود، اما می توان برای دریافت دستمزد بیشتر، تا ۴۴ ساعت در هفته کار کرد. دستمزد کارگران و کارمندان در کارخانه ها، کارگاه ها و بخش دولتی می تواند، بر پایه کار خوب و بهره وری بالا افزایش یابد. هر شرکتی می تواند بخشی از سود خود را، برای بالا بردن بهره وری و افزایش شمار کالاهای تولیدی، به کارکنان خود واگذار کند.  

دستمزد در بخش خصوصی که نزدیک به ۶۰۰۰۰۰ کارکن دارد، بالاتر از بخش دولتی است و امید است که این شکاف انگیزه خویش کارفرمایی را میان کارکنان دولتی بیشتر کند.  

از سوی دیگر، از اول ژانویه، قیمت بسیار ارزان کنونی هر کیلووات ساعت برق، ۵۰۰ درسد افزایش می یابد. اما قیمت ها بر پایه درآمدها برنامه ریزی می شود، آنانی که درآمد کمتری از دیگران دارند، پول کمتری برای هر کیلووات ساعت پرداخت می کنند. یک خانواده که ۳۰۰ کیلووات ساعت ماهانه به کار می برد، چهار پزو برای هر کیلووات ساعت خواهد پرداخت. اما اگر یک خانواده بیش از ۵۰۰۰ کیلووات ساعت به کار برد، قیمت هر کیلووات ساعت به ۲۵ پزو (یک دلار آمریکا) افزایش می یابد. هم اکنون کسانی که کمتر از ۱۰۰ کیلووات ساعت ماهانه برق به کار می برند، ۹ پزو در ماه پرداخت می کند، ولی از سال ۲۰۲۱ این قیمت به ۴۰ پزو افزایش می یابد. این افزایش قیمت به همه ی خانواده های کوبایی انگیزه می دهد تا با کاهش مصرف برق هم به خود و هم به دولت کمک کنند. اما کمک های دولتی برای پایین نگه داشتن قیمت کالاها و آب و برق، بی درنگ از میان برداشته نخواهد شد.     

آسان کردن خویش کارفرمایی

یکی از پیامدهای ویروس کرونا برای کوبا بسته شدن کنش های گردشگری بوده است که درآمد و اندوخته ارزی دولت را بسیار کم کرده است. با از دست دادن ارز، دولت در ماه گذشته به رستوران های خصوصی اجازه داد که در کلان فروشی ها (عمده فروشی ها) خرید کنند. هزاران رستوران، تختخواب و صبحانه (bed and breakfast )، مکانیکی اتومبیل و ده ها گونه دیگر کارهای خصوصی هم اکنون اجازه یافته اند که به خرید و فروش کالاهای برون مرزی در بازارهای کلان فروشی بپردازند (کاری که تا سال ۲۰۲۰ بر دوش دولت سنگینی می کرد). برایند این کار این است که ۶۱۳۰۰۰ شرکت های کوچک و بزرگ ناگزیر نیستند که به فروش کالاهای کمیاب در خرده فروشی های کم ارزش کوبا یا خرید در بازار سیاه بپردازند. این کار می تواند به پیشرفت بخش خصوصی و کارآفرینی کمک فراوان کند. دولت همچنین به شرکت های خصوصی کوچک نیز اجازه داده است تا با کمک دهها شرکت دولتی، قرارداد واردات و صادرات کالا با دیگران ببندند.

رسانه های دولتی گزارش داده اند که ۲۱۳ دارندگان رستوران برای خرید آبجو، آرد، خمیرمایه، میگو، شکر، روم و روغن پخت و پز به بازارهای کلان فروشی در هاوانا و شهر هولگوین درخواست داده اند.

در کنار آسان کردن خرید در کلان فروشی  و خرید و فروش برون مرزی، دولت می خواهد اجازه گشایش شرکت های خصوصی کوچک و میانه را بدهد. دولت همچنین می خواهد با دادن اجازه دادوستد گسترده میان شرکت های خصوصی و دولتی به بخش خصوصی برای خرید و فروش از شرکت های دولتی کمک کند.

سرمایه گذاری شرکت های برون مرزی

در پایان سال ۲۰۲۰، کوبا ۲۹ پروژه سرمایه گذاری برون مرزی به اندازه ۲.۴  میلیارد دلار را در کشور پیاده کرده است. این سرمایه گذاری ها در بخش گردشگری، ساخت و ساز، معدن و صنعت انجام شده است. بیش از نیمی از این پروژه با ۱۰۰ درسد سرمایه گذاری برون مرزی پیاده شده است. این پروژه ها ۱۱۷۶۳ کار برای کوبایی ها در ۲۱ شرکت برون مرزی از میان آن ها ۱۱ شرکت چند ملیتی پدید می آورد.

در این میان، کارخانه های رنگ سازی که با همکاری و  سرمایه گزاری Devox Caribe مکزیکی و یکی دگر که با همکاری و سرمایه گذاری Tot Color اسپانیایی که آغاز به کار کرده اند، دستاوردهای برجسته ای داشته اند. یک کارخانه برق با سرمایه برون مرزی به نام  Eolica Rio Seco II در بانز در استان شرقی هولگوین ساخته شده است که  تا ۹۶.۶ مگاوات برق تولید خواهد کرد. با نگاه به ۲۰۲۱ ، در آغاز دسامبر ۲۰۲۰، کوبا نمونه هایی از ۵۰۳ پروژه با ارزش ۱۲.۷ میلیارد دلار را با سرمایه گذاری برون مرزی پیش گزاری کرده است و ریزبرنامه های پیاده کردن آن ها را چیده است. 

هنگام سخن گفتن از سرمایه گذاری برون مرزی در کوبا، نباید جمهوری خلق چین را از یاد برد. پکن و هاوانا امسال ۶۰ سالگی پیوند دیپلماتیک با هم را بر پایه برادری، دوستی و احترام جشن گرفتند. کوبا و چین پیمان نامه تازه ای برای همکاری در بخش گردشگری بسته اند. همکاری کوبا با چین به ویژه در زمینه های علمی و فناوری که کوبا از پیشرفت چشمگیری در این پهنه ها برخوردار است در سال های آینده گسترده تر خواهد شد. این همکاری های به کارآفرینی در اقتصاد کوبا کمک بسیاری خواهد کرد. برخی از شرکت های چینی برای بازاری کردن بازرگانی قهوه، عسل و زغال به کوبا کمک خواهند کرد. چین می خواهد که در آینده نزدیک از بزرگترین بازارها برای صادرات کالاهای کوبایی و خدمات پزشکی کوبایی باشد. شرکت های برجسته چینی در پروژه های نوسازی زیرساخت ها، گسترش منابع تجدید پذیر انرژی شرکت خواهند کرد. 

اقتصاد یک ارزی

در  ۲۵ سال گذشته، دو ارز با ارزش های گوناگون در کنار هم در اقتصاد کوبا در گردش بوده است. یک پزوی کوبایی (CUP) و همچنین یک پزوی ارزی (CUC) برای خرید کالاهای برون مرزی در فروشگاه های ویژه. امروز پزوی (CUC) ۲۴ برابر پزوی (CUP) ارزش دارد. در آغاز کار (CUC) پول ارزی گردشگران و خرید کالاهای زینتی و فرنما بوده است، اما پس از آن زمان کوتاهی این ارز به همه ی دامنه های اقتصادی گسترش یافته است. سیستم دو ارزی طبقه نوینی از کارآفرینان را در کوبا پدید آورد که بیشتر از کارکنان دولتی درآمد داشته اند. این کار شکاف اجتماعی میان کارکنان بخش گردشگری و دیگر بخش های اقتصاد پدید آورده بود.  

از سال نو ۲۰۲۱، تنها یک واحد پول در کوبا افزار دادوستد خواهد بود و CUC از میان برداشته خواهد شد. پرداخت دستمزد و دیگر دادوستدها از این پس باید به پزوی کوبا انجام شود. دارندگان  CUC  تا شش ماه آینده با نرخ ارز ۲۴ به یک می توانند در بانک ها به جای آن CUP بخرند.

سخنان پایانی

در ماه هایی که بیماری همه گیرکرونا جهان را دچار دشواری های فراوان کرد، کوبا روزانه شاهکارهای بسیاری آفرید. این کشور با این که کمبود دارو، خوراک و دیگر کالاهای روزانه داشته است، اما با پشتیبانی سوسیالیسم، مرگ و میر کمتری از دیگر کشورها داشته است. کوبا بیش از دوازده دارو برای درمان بیماری کرونا ساخته است و چهار واکسن در روند پایانی آزمایشی دارد.

اما پیامدهای زیان آور کرونا اقتصاد کوبا را زمین‌گیر کرد. همزمان با کرونا با پایین آمدن قیمت نفت، ونزوئلا که یکی از بزرگترین فراهم کنندگان نفت کوبا بوده است، مانند گذشته توان کمک به کوبا را ندارد.

بزرگترین شاهکار کمونیست های کوبایی پذیرش دشواری ها و تلاش برای یافتن راه چاره ها بوده است. آن ها خود را با دروغ و بزرگ نمایی سرگرم نکرده اند بلکه با دلاوری با مردم خود رک و راست از سختی ها سخن گفته اند و با آن ها برای نبرد با چالش ها هم اندیشی کرده اند.

پس از سال ها نرخ نمو صفری، کوبا امسال نرخ نمو منفی داشت. هم اکنون امید است که برنامه هایی که هم اکنون پیاده می شود، کشور را به دستیابی به نرخ نمو شش تا هفت درسدی تولید ناخالص کمک کند.

کوبا با بهسازی نوین اقتصادی می خواهد که بهره وری تولید را افزایش دهد. کوبا می خواهد با بالا بردن قیمت کالاها، انگیزه پرکاری کوبایی ها را افزایش دهد. باور اقتصاددانان کوبایی بر این است که با پیاده شدن برنامه های دردست، انگیزه بیکاران و کم کاران برای جستجوی کار و دستیابی به درآمد بیشتر بالا می رود. هدف این است که بیشتر آنهایی که از کمک اجتماعی و یارانه برخوردار می شوند، برای پیشرفت سطح زندگی خود گام به بازار کار بگذارند و یا پرکارتر شوند.   

اقتصاددانان کوبایی بر این باور هستند که با پدید آوردن انگیز کار کردن  و کار آفریدن، چنان درآمد مردم را افزایش دهند که به پیشرفت اقتصاد و خودبسندگی (خود کفایی) کالاهای روزمره کمک کند. هدف این است که اندک اندک نقش کوپن ها برای تهیه کالاهای روزانه از میان برداشته شود.     

برنامه بهسازی کنونی نگرانی هایی هم آفریده است. اگر افزایش قیمت ها با افزایش تولید همراه نباشد، قیمت ها، به دلیل کمبود کالا، در بازار سیاه می توانند از اندازه برنامه ریزی شده بالاتر روند که این کار تورم پدید خواهد آورد. تورم می تواند یکی از پیامدهای ناگوار پیاده کردن این برنامه باشد. همزمانی افزایش خرید مردم و افزایش قیمت ها دشوارتر از آن است که بتوان تورم را نادیده گرفت. دولت پایین نگه داشتن قیمت ها را تنها وظیفه خود نمی داند بلکه از کمیته های انقلابی و مردم می خواهد که درگیر این وظیفه بزرگ شوند و با دولت در این باره همکاری کنند.   

یکی از نگرانی های رفیق طبری در باره سرنوشت کشورهای سوسیالیستی، ریشه در دشواری هایی داشته است که کوبا هم اکنون با آن روبرو است.  طبری بر این باور بود که نسل جوان در کشورهای سوسیالیستی که در جنگ های رهایی بخش درگیر نبوده است، ارزش دستاوردهای سوسیالیستی را به درستی در نمی یابد و آن را  حق طبیعی خود می داند. نسل جوان نمی داند که آموزش، درمان، خانه، رفت و آمد رایگان و یا ارزان در کشورهای سوسیالیستی، برآیند نبرد طبقاتی بوده است که باید برای نگهداشت و پربارکردن آن همواره کار کرد. همان گونه که رفیق طبری پیش بینی می کرد، ما دیدیم که  با فراهم کردن چهارچوب های بهروزی و آسایش انسان ها، انگیزه نسل جوان برای شکوفایی سوسیالیسم در کشورهای سوسیالیستی اندک اندک کم شد، تا آن جایی که نسل جوان این کشورها در پایان با پشتیبانی نکردن از سوسیالیسم تیشه بر ریشه خود زدند.    

کمونیست های کوبا این کمبود انگیزه را شناسایی کرده اند. امید است که کوبا، با پیاده کردن برنامه های بسیار خود، بتواند به خوبی از پس دشواری ها بربیاید و یک سوسیالیسم پیشرفته و نوین بسازد.

سرچشمه های کمکی

debate on Cuba

news about Cuba

ministry of foreign affairs republic of Cuba

agriculture in Cuba

2 Comments

  1. تئودراکیس

    خجالت نکشید . سوسیالیسم قرن بیست از اراده کمونیستها تراوش کرد ودر مسیر ارتجاعی پیش رفت و کاملا شکست خورد . بهترین قانون اساسی در شوروی در ۱۹۱۸ و ۱۹۳۶ نوشته شد کو آن قانون اساسی ؟. مردمان زمانیکه در فضای سرمایه داری رها میشوند خود را یا به مثابه کارفرمای استثمار کننده می یابند یا نیروی کار اسثمارشونده و همه بطور اتوماتیک این را قبول میکنند وتا زمان تحولات اجتماعی به آن تن میدهند ولی در سوسیالیسمی مانند سوسیالیسم قرن بیست یا باید بزور از استثمار جلوگیری کرد که نتیجه آن مجمع الجزایر گولاگ میشود یا باید بسمت استثمار نیروی کاررفت که نتیجه اش فروپاشی است . در هر دو صورت هنوز هر شخص برای سوسیالیسمی که اوتوماتیک هر شخصی در آن سیستم جایگاه خود را پیدا کند آمادگی ندارد . این آمادگی زمانی رخ میدهد که درصد زیادی از کارها بصورت اتوماسیونی انجام شود بطوریکه هم نیاز به کالا باشد و هم سود تولید کالا صفر یا نزدیک صفر باشد . نمونه بارز آن سیستم مخابرات است که هم اکنون هم مورد نیاز مبرم است هم تقریبا مجانی است . درست است که شرکتها از اینترنت سود خود را میبرند ولی همین اینترنت هم در سالهای آتی مجانی میشود . در اینصورت نه شما میتوانید تعطیلش کنی نه سودی از آن کسب کنید . سوسیالیسم بسرعت در حال ظهور از دل تکنولوژی های دیجیتال و اتوماسیون و رباتیک و سیستمهای اقتصادی- اجتماعی حاصل از آن است .وظیفه چپ جلوگیری از پیشرفت سرمایه داری که خود را مضمحل میکند نیست وظیفه آنها اجتماعی کردن سازمانیافته پیشرفتها در جهت استفاده عموم است که در شرایط تسخیر قدرت عملی میشود و لاغیر . هر سیستمی که در مقابل پیشرفت تکنولوژی و ماشینیسم و سیستم اقتصادی – اجتماعی حاصل از آن بایستد ارتجاعی است همین شبکه های اجتماعی مجازی عین سوسیالیسم در حوزه خود است ولی چپ ها اصول عام را رها کرده اند و در بند جزئیات و ایسم های دویست و صد سال قبل گیر کرده اند . و فکر میکنند رسیدن به سوسیالیسم به آن سادگی نیست که قبلا می گفته اند . سختی سوسیالیسم همان سختی سرمایه داری پیشرفته است نه چیز دیگر چند سال دیگر حمل و نقل اوتومات میشود و نیازی به نیروی کار نیست هم اکنون پهپادهای کوچک وظیفه پیکها را تا حدودی انجام میدهند . مدارس و دانشکاهها حداقل فضا و کارکنان را خواهند داشت وبه کمک فضای مجازی همه در منزل آموزش میبینند حتی آزمایشگاهها شبیه سازی میشوند . همینطور در مشاغل دیگر بسرعت بسوی سوسالیسم قرن بیست و یک پیش میروند و کمونیستها در سوسیالیسم روستایی زمان استالین یا خروشچف یا مائو و غیره گیر کرده اند . چپ بجای پیاده کردن سوسیالیسم قرن بیستم باید تلاش کنند که با تسخیرو یا مشارکت در قدرت کشور خود را به اوج پیشرفت تکنولوژیکی و همزمان ثروت انبوه عمومی و نیز حفاظت از محیط زیست و دیگر حقوق انسانی برسانند و و باز هم همزمان رفاه زحمتکشان را ازثروت عمومی متحقق کنند . جامعه جهانی پیشرفته چهارنعل بسمت سوسیالیسم پیشرفته که از دل سرمایه داری پیشرفته بیرون می آید در حرکت است تنها جهان سوم عقب افتاده است چون سرمایه دارانش عمدتا انگلی و ضد تولید و پیشرفت هستند و کمونیستهایش هم در قرون سابق در باتلاق ارتجاعی فرو رفته اند . رسیدن به سوسیالیسم سخت نیست راهی که کمونیستهای قرن بیست در پیش گرفتند ناهمواراست و دچار کج و کولگی است . کو آن مزارع دولتی شوروی که ابتدا بطور انبوه تولید میکردند و الان تولیدشان صفر است . تجربه چین میتواند برای جلوگیری از تخریب محیط زیست و جنبه های منفی دیگر سوسیالیسم چینی اعم از استثمار منابع طبیعی ملل دیگر بنفع رفاه چینی ها به کمک بیاید و احتمالا ترکیبی از تجربه سوسیالیسم شوروی و چینی بتواند راه گشا باشد .

  2. فرهاد عاصمی

    رفیق تئودراکیس گرامی
    نکته ی مرکزی و پر اهمیت در سخن شما، تکیه ی شما بر ضرورت تصاحب قدرت سیاسی توسط کمونیست ها است. این وظیفه ی عام و برای همه ی کشورها است.
    وظیفه ی خاص یافتن برنامه ی مشخصی است که مبتنی است بر شرایط و امکان های هر کشور در ارتباط با نیروی ترقی خواه و کمونیست کشورهای دیگر. باید از تجربه و درس ها مثبت و منفی گذشته و حال برای برپایی برنامه و عملی ساختن آن بهره برد.

    تجربه در جریان در چین که هنوز پایان نیافته است، نشان می دهد که «تغییر و حرکت» هسته ی مرکزی موفقیت را تشکیل می دهد که به معنای اصل عام است. مضمون آن می تواند و باید برای هر کشور و شرایط متفاوت، متفاوت باشد.

    وظیفه ی روز توده ای ها یافتن این برنامه جایگزین برای ایران است تا بتوان از آن برای تجهیز و سازماندهی توده ی های زحمت به منظور گذار از دیکتاتوری سرمایه و شکل ارتجاعی کنونی مذهبی آن بهره گرفت.
    دستتان را می فشارم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *