خبری که در ایران مسکوت ماند! علت سکوت چیست؟

سخن روز شماره ۱
۱ فروردین ۱۴۰۰، ۲۱ مارس ۲۰۲۱

آنطور که روسیا تودی اطلاع داد، رئیس مجلس ج. ا.، قلیباف، دوشنبه ۲۱ فوریه ۲۰۲۱ با پیامی اختصاصی از طرف آیت الله خامنه ای برای ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه به مسکو سفر نمود. خبر در رسانه‌های غربی نیز سروکله ای در  خور مضمون آن نشان نداد.

در این پیام آیت الله خامنه ای باصراحت نسبت به سیاست استراتژیک خارجی ایران در جهت نزدیکی و همگامی با «شرق» صراحت دارد و اعلام می‌دارد که در جدل و مذاکرات آینده در ارتباط با سرنوشت برجام، در سیاست استراتژیک و سوق الجیشی خود تغییری نخواهد داد.

خامنه ای در نامه ی خود مورد تأکید قرار داده است که قرن بیست ویکم «بی تردید» قرن آسیا است. ایران می خواهد در  سیاست خارجی جانبدار، شرق در برابر غرب باشد و همچنین کشورهای نزدیک را مورد اولویت قرار می دهد. مضمونی که می‌توان از گزارش امیر عبدوالله یان در ارایه خبر، درباره مضمون پیام خامنه ای به پوتین، بر شمرد.

انتشار این خبر به طور مستقیم بر روی صفحه ی اینترنتی خامنه ای، اشاره به اهمیت مضمون و مأخذ آن دارد. این نکته را برجسته می‌سازد که سرنوشت قرارداد اتمی با غرب در سال ۲۰۱۵ تأثیری بر روی سیاست استراتژیک ج. ا. ندارد.

پیش تر هم مطبوعات داخلی درباره تدارک قرارداد ۲۵ ساله با چین نوشته بودند که به آن پیش تر در همین صفحه پرداخته شده بود.

کوشش برای برپایی یک دنیای چند قطبی، روسیه، چین  و ایران را به یک دیگر پیوند می دهد!

در نظر اول، مضمون خبر در تأیید نظر رفقای ۱۰ مهر و دیگران است، ولی آن‌ها نیز سکوت را ترجیح می‌دهند، زیرا تضاد درونی را در خبر درک نمی‌کنند و یا نمی‌خواهند مطرح سازند.

تضاد، تضادی چند سویه!

۱- تصحیح سیاست خارجی ج ا برای همگامی با روسیه و چین که گامی به جا و در جهت رشد ترقی خواهانه جامعه ی ایرانی است، نمی‌تواند در سطح جامعه به بحث گذاشته شود، در حالی که مدافعان اصلی انقلاب، طبقه کارگر و مبارزان آن زیر ضربه ی شلاق و در بند زندان ها هستند.

۲- روسیه و چین در هیچ جای سخنان خود نسبت به شرایط داخلی ایران سخنی ابراز نداشته اند. آن ها به درستی چنین سخنی را دخالت در امور داخلی ارزیابی می کنند. حل فصل آن را وظیفه ی نیروهای داخلی کشور می دانند. با این وضع در سوریه نیز روبرو هستیم. ایران، آنطور که سرگئی لاوروف اخیراً اظهار داشت به این اصل پیوسته است.

۳- حاکمیت ج ا ولی در کارکرد سیاسی خود در جامعه و با مدافعان آنقلاب فاقد برنامه است. خواستار سکوت تأیید آمیز مدافعان انقلاب درباره ی شرایط سیاسی کنونی است. تا کی؟ تاکی چنین سیاستی در داخل مانع رشد مناسبات با چین و روسیه ادامه خواهد یافت؟

بدون شرکت فعال در توضیح و موشکافی شرایط بغرنج و چند سویه، توده‌ای‌ها نقش راهبردی خود را در نبرد طبقاتی از دست می دهند.

2 Comments

  1. سیامک

    برخی از رفیقان ما بیهوده با فانوسی که هر روز کم سو تر می شود، در تاریک خانه های جمهوری اسلامی که هر روز گسترده تر و ژرف تر می شود، به دنبال رویکردی درست که دیگر یافت نمی شود می گردند.

    این رفیقان به تازگی نامه آقای خامنه ای که از سوی آقای قالیباف به رایزن پوتین داده شده است را بهانه ای دیگر برای ضدامپریالیستی خواندن جمهوری اسلامی یافته اند.

    سیاست های برون مرزی کشورها بر پایه همکاری های پیچیده و تودرتوی تاکتیکی و استراتژیک، گذرا و یا میان زمان و بلند زمان برنامه ریزی می شود.

    نگاه به شرق نه تازه است و نه ویژه جمهوری اسلامی، بنابراین نمی توان آن را دلیل بر ضدامریالیستی خواندن رژیم دانست. بسیاری از سیاستمداران شرقی دریافتند که خود را صد در صد به غرب وابسته نکنند. این نگاه به شرق از سوی بسیاری از سیاستمداران بلندپایه همچون اردوغان ترکیه، دوترته فیلیپین، بن سلمان عربستان، و خامنه ای جمهوری اسلامی انجام می شود.

    بگذارید تنها برای نمونه نگاهی به بزرگترین دشمن جمهوری اسلامی در خلیج فارس یعنی عربستان سعودی داشته باشیم.

    روسیه و عربستان سعودی رویکردهای همانندی در آفریقای شمالی دارند. هر دو این کشورها از حکومت نظامی عبدالفتاح السیسی در مصر پشتیبانی می کنند، و هر دو از خلیفه حفتر و ارتش ملی لیبی در جنگ میان گروه ها در لیبی پشتیبانی می کنند. به گزارش لوموند عربستان سعودی کمک پولی به گروه واگنر، یک سازمان شبه نظامی روسی، برای پشتیبانی از حفتر می دهد. پس از شکست نیروهای امپریالیستی در سوریه عربستان سعودی نیز برای نخستین بار از بودن نیروهای روسیه در سوریه پشتیبانی می کند.

    چین بزرگترین وارد کننده نفت عربستان است. در سپتامبر ۲۰۱۴، عربستان سعودی برای پدافند (دفاع) از مکه و مدینه موشک های بالستیک CSS-5s را از چین خریداری کرد. پروانه تولید هواپیماهای بدون سرنشین CASC Rainbow (CH) ساخت چین در سال ۲۰۱۷ به عربستان سعودی داده شد.
    همه از رزمایش دریایی جمهوری اسلامی با روسیه و جمهوری خلق چین سخن می گویند، شاید کمتر کسی بداند که جمهوری خلق چین رزمایش دریایی همانندی با عربستان سعودی در سال ۲۰۱۹ برگزار کرده بود.
    در برابر این همکاری ها بن سلمان در سفر سال ۲۰۱۹ خود به چین از سیاست جمهوری خلق چین در برابر اویغورها و در هنگ کنگ پشتیبانی کرد. شهزاده سعودی در همین سفر برای ساختن پالایش گاه ها و صنعت پتروشیمی در چین ۱۰ میلیارد دلار سرمایه گزاری کرد.

    آیا کسی می تواند چنین آدمکش پرآوازه را ضدامپریالیست بداند؟

    اردوغان هم، چنین همکاری هایی با جمهوری خلق چین و روسیه دارد. اردوغان آدمی است که کردها را با خونسردی می کشد و آنچنان واپسگرا هست که حتا پیمان پشتیبانی از زنان در برابر ستم مردان را نپذیرفت. آیا کسی این نماینده بورژوازی و دیکتاتور اسلامی را می تواند ضدامپریالیست بداند؟

    دوترته فیلیپین هم برای بالا بردن نیروی چانه زنی خود با امریکا پیوندهای بسیار دوستانه ای با جمهوری خلق چین و روسیه دارد. دوترته در هفته گذشته چندین کنشگر “چپ” را در روز روشن در مانیل به رگبار بست و رهبر یکی از ددمنشانه ترین کشور سرمایه داری در جهان است. آیا کسی می تواند چنین آدمکش پرآوازه را ضدامپریالیست بداند؟

    پیشنهاد من به این رفیقان گرامی این است که به جای کاربرد نیروی کم ما برای یافتن چیزی که در جمهوری اسلامی سرمایه داری یافت نمی شود، آستین ها را بالا بزنند و به آگاه سازی و سازماندهی رنجبران بپردازند، تا ما در فردای سرنگونی که بی گمان نزدیک است، در برابر نیروهای واپسگرای شاهی و شیخی کم توان نمانیم. تنها راه درست در پیشگیری یک سیاست مستقل طبقاتی است و نه امید بستن چهل ساله به بخشی از لایه های بورژوازی جمهوری اسلامی.

  2. احسان

    کاملا با رفیق سیامک موافقم که اگر خامنه ای و رهبر دیکتاتوری دینی ایران ضدامپریالیست است، اردوغان و مانند او هم باید باشند. اگر ایشان و نظام ضدامپریالیست اند، القاعده و طالبان و داعش – که همگی دست پروده خود امپریالیسم اند- هم باید ضدامپریالیست باشند.

    آنچه که جمهوری اسلامی ولایی، ترکیه اردوغان، فیلیپین دتروئه را در مقابل آمریکا قرار داده است، تضاد منافع سیاسی و مادی ای است که بین تمام این نیروهای شرور و ضدانسانی بوجود آمده است و هر یک از این دو سو- به عنوان نمونه دیکتاتوری دینی ایران و امپریالیسم آمریکا – تنها به فکر منافع اقلیت حاکم بر کشور خود هستند، نه به فکر تامین منافع اکثریت مردم کشورشان.
    همان طور که پیش از این رفیق سیامک در مقاله ای جداگانه شکافته اند، باید ببینیم و درک کنیم که نیرویی ضدامپریالیست است که عدالت خواه باشد، عدالت به سود منافع اکثریت جامعه.
    پس بیاییم فتیله فانوس ذهن مان را بالاتر بیاوریم و با نور و روشنایی بیشتر به اندرون تاریک خانه های حکومت های دیکتاتوری ایران، ترکیه و مانند آنها بنگریم. تا این شناخت عمیق به دست نیاید، نمی توان در کنار طبقه کارگر کشور خود و دیگر کشورهای جهان قرار گرفت، که تمام منافع اقتصادی و زیست محیطی و دیگر حقوق بنیادشان از جمله آزادی های مدنی شان به دست نیروهای ضدمردمی حاکم بر کشورشان لحظه به لحظه پایمال می گردد، که مهمترین دلیلش اجرای همه جانبه سیاست های اقتصادی سرمایه دارانه نئولیبرالی ضدبشری است که بر اقشار گوناگون اجتماعی مانند کارگران، معلمان، بازنشستگان، پرستاران و دیگر حقوق و مزدبگیران کشور هستند.
    وقتی درک کنیم که امپریالیسم هدف اصلی اش پایمال کردن حقوق بنیادین فردی و اجتماعی تمامی فرودستان تمام جهان است، می توانیم به سادگی درک کنیم که هر نیروی سیاسی حاکم بر کشوری که همین هدف را در آن سرزمین بر مردم خودش دنبال می کند، می توانیم بگوییم هر دوی این دو نیرو دشمن تمام زحمتکشان مزد و حقوق بگیر هستند و پس باید با هر دو – یعنی امپریالیسم و حکومت ضدمردمی کشور خپد- به طور همزمان مبارزه کرد، تا بتوان نیرویی را به قدرت سیاسی رساند که حقوق دمکراتیک و سوسیالیستی این زحمتکشان را تامین کند.
    عیدتان مبارک،
    سال نوی شمسی را با مبارزه با امپریالیسم و دیکتاتوری دینی ایران محکم تر از پیش پیش ببریم.
    در پایان بدرود رفیق خاوری را به تمام توده ای های راستین تسلیت می گویم. روح اش شاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *