بررسی ”طرح سند” کنگره هفتم! – (بخش پایانی)

مقاله ۹/۱۴۰۰
۱ خرداد ۱۴۰۰، ۲۲ مه ۲۰۲۱

پیش گفتار

در بخش یک و دو ارزیابی ”طرح سند”  ما به  بررسی دیدگاه نویسندگان ”طرح سند”  در باره ی راه رشد غیرسرمایه داری و سرشت انقلاب ملی- دموکراتیک پرداختیم. در این بخش به دیگر بخش های برجسته ”طرح سند”  نگاه می اندازیم.

در این بخش مانند بخش پیشین تلاش می شود که از “سوزن دوزی های بی انتها”(ا.ط) پرهیز شود و به درون مایه نوشته و کارایی آن در واکاوی شرایط میهن و چاره یابی آن پرداخته شود.

نخست به بررسی بخش جهانی بینی ”طرح سند”  می پردازیم. پس از آن نگاهی به بخش “سیمای جهان” ”طرح سند می اندازیم و در پایان به بررسی بخش های دیگر “سیمای ایران” می پردازیم.

جهان‌بینى

یکی از کارهای برجسته “طرح سند” پافشاری بر روی ایدیولوژی مارکسیسم- لنینیسم است. تردیدی نیست که راست گریان حزب توده ی ایران را کهنه اندیش می دانند و در این هم تردیدی نیست که “چپ” های نوین حزب توده ی ایران را خشک اندیش می خوانند که هرگز خود را به نیازهای روز سازگار نکرده است.

به ویژه با دانستن این که یکی از شرط های “چپ” های نوین برای همکاری و دوستی با حزب توده ی ایران دگرگونی ایدیولوژیک است، باید پافشاری دوباره “طرح سند” بر پاکیزگی ایدیولوژیک را ارج نهاد.   

“طرح سند” بسیار گسترده و روشن به این نکته برجسته می پردازد که چرا مارکسیسم- لنینیسم هنوز کاربرد تئوریک و عملی دارد. نیازی به بازگویی دوباره آن در این جا نیست. تنها افزوده شود که از آن جا که  مارکسیسم- لنینیسم یک جهان بینی علمی است، نیازی به دگرگونی  ایدئولوژی حزب و به “روز کردن” آن نیست. مارکسیسم- لنینیسم با دستاوردهای علم های گوناگون خود را سازگار می کند و با نگه داشت جانبداری طبقاتی رویش می کند و دگرگون می شود.     

بنابراین، آن چه که به بخش “جهان‌بینی” “طرح سند” بر می گردد، نگارنده نمی خواهد در شیپور مارکسیسم- لنینیسم در خطر است بدمد، ولی تنها می خواهد به یک نکته برجسته در این جا بپردازد. همان گونه که رفیقان “ده مهر” نیز گفته اند، جای پرسش است که چرا رفیقان گرامی نویسنده “طرح سند” نیاز داشته اند که جهان بینی را بر پایه مارکسیسم- لنینیسم بخوانند و نه خود مارکسیسم- لنینیسم؟؟!!

“طرح سند” می نویسد:

«جهان‌بینی حزب تودهٔ ایران، حزب طبقهٔ کارگر و زحمتکشان ایران، بر پایهٔ اندیشه‌های علمی مارکسیسم ـ لنینیسم بنا شده است….» (طرح اسناد هفتمین کنگرۀ…، ص ۳۸) [همه ی درشت سازی ها در این نوشته از نگارنده است] .

ما همواره گفته ایم که که مارکسیسم- لنینیسم جهان بینی کموینست ها است و یا گفته ایم که جهان بینی کمونیست ها مارکسیسم- لنینیسم است. برای نمونه کنگره ششم می نویسد:

 «جهان‌بینى حزب تودهٔ ایران، مارکسیسم لنینیسم است، و هدف‌های دور و نزدیک و مشی سیاسی و سازمانی آن از انطباق خلاق این جهان بینى علمى و انقلابى بر شرایط ویژهٔ جامعه ایران ناشى می‌شود….» (اسناد ششمین کنگرهٔ حزب تودهٔ ایران، ص ۲۴۷بهمن ماه ۱۳۹۱)

باید به یاد داشت که برنامه یی که در کنگره یک حزب پذیرفته می شود مانند قانون اساسی یک کشور است و نمی توان آن را در میان دو کنگره دگرگون کرد. پس باید واژه ها را به گونه ای برگزید که از آن ها نتوان برای دگرگونی آرام جهان بینی میان دو کنگره حزب سود جست.

خواننده با خواندن پافشاری بیش از اندازه ”طرح سند” به دوری از خشک اندیشی نباید به این برداشت برسد که شاید این پافشاری برای زمینه سازی “نواندیشی” در جهان بینی باشد. این درست است که مارکسیسم- لنینیسم خشک اندیش نیست و یک فلسفه علمی است که پا به پای علم گسترش می یابد و به روز می شود. این هم درست است که کمونیست ها با “انطباق خلاق این جهان بینى علمى و انقلابى” هدف‌های دور و نزدیک و مشی سیاسی خود را برنامه ریزی می کنند. دیگر نیازی به افزودن گزاره های بسیاری برای جلوگیری از خشک اندیشی نیست. خود مارکس هم از فلسفه هگل به گونه ای انتقادی سود جست و اقتصاد آدم اسمیت را هم دگرگون کرد. انگلس از دانش زمان خود به ویژه تکامل در کارهای فلسفی خود سود جست.

این نگرانی از این رو به جا است که سازمان اکثریت هم دوری آرام خود از مارکسیسم- لنینیسم را از بازنویسی نرم جهان بینی آغاز کرد و گزاره هایی هم چون “ما دیگر تفکر اجتماعی ـ تئوریک مترقی را در کنار مارکسیسم- لنینیسم  به کار می بریم” در نوشته های آن ها کم نبوده است. پس از آن، سازمان اکثریت اندک اندک مارکسیسم- لنینیسم را در کنار “دیگر تفکر اجتماعی ـ تئوریک مترقی”  گذاشت. پس از این زمینه چینی های آغازین، دگرگونی پایانی ایدیولوژیک انجام شد که پیامد آن برداشتن لنینیسم از جهان بینی سازمان اکثریت و به سایه افتادن مارکسیسم بوده است.  

بنابراین، نیازی به بازگویی اینکه جهان بینی مارکسیسم- لنینیسم خشک اندیشی نیست و ما از پژوهش علمی دیگران سود می جوییم  نیست. چون همواره چنین بوده است و همواره چنین می ماند. و گرنه ما بر علمی بودن فلسفه خود پافشاری نمی کردیم و آن را برجسته نمی نمودیم.  

نکته مهم در باره ی جهان بینی همان گونه که “طرح سند” به درستی می گوید، کاربرد جهان بینی برای دگرگونی جهان است. در این باره ”طرح سند”  به درستی می گوید:  

این بینش مارکس که می گفت فیلسوف ها تا کنون جهان را فقط توصیف کرده اند ولی اکنون باید دست به تغییر آن زد، در عرصهٔ عمل اجرا شد. (طرح اسناد هفتمین کنگرۀ…، ص ۱۵)

سیمای جهان در سوّمین دههٔ هزارهٔ سوّم میلادی

این بخش دربرگیرنده زیربخش های برجسته ای است که در این جا به بررسی برخی از این نکته ها می پردازیم.

یکی از نکته های درخشان “طرح سند” این است که امپریالیسم را با مقوله لنینی آن بررسی می کند، نه با اندیشه امپراتوری (Empire) آنتونی نگری (Antonio Negri) . “طرح سند” با همین دریافت لنینی از امپریالیسم پیوند جهانی سازی با اقتصاد نئولیبرالیستی را به روشنی باز می کند.

”طرح سند” در این بخش پیوند میان سرمایه داری جهانی و نئولیبرالیسم را به خوبی نشان می دهد. رویش بی کران بورژوازی مالی جهانی را به خوبی باز می کند و آن را در پیوند با دیگر ویژگی های جنگ افروزانه سرمایه داری و نابودی محیط زیست می بیند. ”طرح سند” می گوید:

«تولید سرمایه داری در حالی که تکنیک و سازمان فرایند تولید اجتماعی را ترقی می دهد، گورکنِ سرچشمهٔ ثروت ها، یعنی زمین و کارگر است»( ترجمهٔ ایرج اسکندری، انتشارات حزب تودهٔ ایران، ١٣۵٢ ، ص ۴۶)

”طرح سند” در این بخش به خوبی جایگاه فن آوری نوین را در اقتصاد جهانی کنونی نشان می دهد. ”طرح سند”  نشان می دهد که این فن آوری که می توانست به بهروزی انسان کمک فراوان کند، چگونه به ابزار سودورزی سرمایه داری دگرگون شده است. ”طرح سند”  به درستی می نویسد:

به دلیل سلطهٔ سرمایه داری، این دستاوردهای همه بشری به جای اینکه شرایط کار زحمتکشان و امنیت اجتماعی آنها را بهتر کند و فرصت های فراغت بیشتری برای آنها فراهم آورد، زندگی زحمتکشان را نامطمئ نتر و امنیت اجتماعی آنها را کمتر کرده است. (طرح اسناد هفتمین کنگرۀ…، ص ۹) علم و فنّاوری نوین و پیشرفته نیز مانند هر دستاورد بشری دیگر شمشیری دولبه است که سرمایه داری، در نبرد طبقاتی میان کار و سرمایه، از آن برای بقای خود و پیشبُرد هدف های خود استفاده می کند. این ابزار باید در خدمت منافع عمومی بشر باشند، نه در خدمت پایمال کردن این منافع.(طرح اسناد هفتمین کنگرۀ…، ص ۹)

به درستی نقش ویران گر سرمایه مالی برجسته می شود و “طرح سند” می نویسد که “در مرکزهای پُرقدرت سرمایه های مالی جهان مانند وال استریت (در نیویورک) و شهر لندن روزانه صدها میلیارد دلار سهام و اوراق بهادار و وامهای اعتباری و مسکن و حتّی بیمه های سرمایه گذاری و دیگر ابزارهای مالی جابه جا و خرید و فروش می شود که نقش بسیار زیانبار، انگلی، و ضدمردمی در حیات اقتصادی جامعهٔ بشری بازی می کند.(طرح اسناد هفتمین کنگرۀ…، ص ۸)”

در همین بخش از تلاش امپریالیسم برای نگه داری از برتری خود با کمک جنگ افزارهای پیشرفته و جنگ افروزی و دادوستد جهانی با دلار برجسته می شود. امپریالیسم حتا تلاش می کند که با پیاده کردن اقتصادی نئولیبرالیسم  و با جنگ افروزی به حل بحران سراسری سرمایه داری بپردازد. ”طرح سند” می گوید:

الگوی اقتصادی نولیبرالیسم نیز به صورت سازمان یافته و عملی جایگزین الگوی سرمایه داری «کِینزی» که زیر فشار زحمتکشان و برای « حفظ نظام » سرمایه، مجبور به دادن امتیازهایی به زحمتکشان و مزدبگیران شده بود.(طرح اسناد هفتمین کنگرۀ…، ص ۶)

در جای دیگری ”طرح سند” به درستی چاره یابی های غیرانقلابی در باره ی بحران ژرف سرمایه داری را ناکارآمد می داند و می نویسد:

در همین بخش بارها اندیشه هایی چون « سوسیالیسم دموکراتیک» یا «سرمایه داری با چهرهٔ انسانی» اندیشه های نازا و ناکارساز نامیده می شود. .(طرح اسناد هفتمین کنگرۀ…، ص ۱۶)

یکی از برجسته ترین نکته های این بخش سرفرازی “طرح سند” از پیشرفت های اقتصادی و اجتماعی جمهوری خلق چین است. ”طرح سند”  مانند بسیاری از گروه های ” چپ”  جهان نه تنها به دام چین ستیزی نیفتاده است بلکه از پیشرفت های بالنده و نگرانی های در پیش سوسیالیسم چینی به درستی سخن می گوید:

امروزه، با قدرت گیری اقتصادی و نظامی جمهوری خلق چین در عرصهٔ جهان، چشم انداز تغییری اساسی در قدرت انحصاری سرمایه داری و امپریالیسم جهانی دیده می شود،( طرح اسناد هفتمین کنگرۀ…، ص ۴) . هم زمان با افزایش قدرت اقتصادی جمهوری خلق چین که اکنون دوّمین قدرت اقتصادی بزرگ دنیاست، آمریکا که خود را در معرض سقوط از مقام ابرقدرتِ اقتصادی برتر جهان و عقب افتادن از چین می بیند،( طرح اسناد هفتمین کنگرۀ…، ص ۱۲) .

سیمای ایران در سوّمین دههٔ هزارهٔ سوّم میلادی

در بخش های یک و دو بررسی ”طرح سند” گفته شده است که ”طرح سند”  باوری به در پیش گیری راه رشد غیرسرمایه داری ندارد و برای همین انقلاب ملی- دموکراتیک را از سرشت غیرسرمایه داری آن تهی می کند و هدف های یک انقلاب بورژوا دموکراتیک را جانشین هدف های والای سمت گیری سوسیالیستی این مرحله می کند.

در این نوشته ما به بررسی نکته های دیگر این بخش از ”طرح سند”  می پردازیم.

یکی از بزرگ ترین برجستگی این بخش از “طرح سند” سرمایه گزاری نکردن به روی بخشی از بورژوازی انگلی فرمان روا است. “طرح سند” مانند برخی از گروه های توده ای به پنداربافی در باره ی بخش هایی از بورژوازی انگلی نمی پردازد. “طرح سند” بسیار روشن و با زبانی رک و راست باور داشتن به آرزوی دگرگونی با کمک لایه های بورژوازی در درون و پیرامون رژیم را به درستی یک سراب می داند. ”طرح سند”  می نویسد:

رژیم ولایت فقیه اصلاح ناپذیر است و فقط با طرد و حذف کامل آن از اهر مهای قدرت سیاسی می توان به گشوده شدن راه برای رهایی میهن از چنگال حاکمیت استبداد مذهبی کنونی امیدوار بود […].(طرح اسناد هفتمین کنگرۀ…، ص ۳۵) 

”طرح سند” به درستی ریشه بحران اقتصادی و تنگ دست سازی مردم را نیز در پیاده کردن اقتصاد نئولیبرالیستی می بیند و می گوید:

تحلیل طبقاتی این حکومت نشان می دهد که آنچه در ایران برپا شده است، نظام اقتصادی سرمایه داری با « سیمای اسلامی »  است؛ اقتصادی سرمایه داری که در  دهه های اخیر با در پیش گرفتن سیاست های اقتصادی-اجتماعی نولیبرالی نه فقط زیرساخت های تولیدی کشور را به شدّت ویران کرده، […].(طرح اسناد هفتمین کنگرۀ…، ص ۲۳) 

در بخش سیاست خارجی ”طرح سند”  به درستی از گفتگو با امریکا در باره ی برجام پشتیبانی می کند، بی آن که دشمنی امپریالیسم با مردم و انقلاب بهمن را فراموش کرده باشد. در این پیوند ”طرح سند”  می نویسد:

با وجود این، و بر اساس مواضع صلح طلبانهٔ حزب تودهٔ ایران، حزب ما از این عقب نشینی و امضای برجام به خاطر تأثیرش در کاهش تنش در منطقه و کاسته شدن از خطر درگیری های خطرناک نظامی در منطقه استقبال کرد و از همین رو، امروز هم معتقدیم که حفظ برجام در مقابل سیاس تهای تهاجمی و ضد مردمی دولت ترامپ و متحدان منطقه یی اش مثل نتانیاهو و حکومت بن سلمان در عربستان سعودی از اهمیت بسزایی برخوردار است.(طرح اسناد هفتمین کنگرۀ…، ص ۲۷)

سیاست های آشوب گرانه رژیم همراه با جنگ افروزی امپریالیسم، هر دو در ”طرح سند”  دشمنان بزرگ صلح در خاورمیانه خوانده می شوند. با این کار پیوند دیالکتیکی میان میهن دوستی و نبرد ضدامپریالیستی با نبرد ضددیکتاتوری به روشنی نشان داده می شود.

در این باره ”طرح سند” می نویسد:

حزب تودهٔ ایران همواره به خطر سیاست های ماجراجویانهٔ سران جمهوری اسلامی اشاره کرده است. چنین سیاس تهایی، از همان دورهٔ رهبری و ولایتِ خمینی و بر بدون هیچ توجیه پذیرفتنی به لحاظ منافع ملّی، همواره کشور ما را در وضعیتی پُرتنش و خطرناک قرار داده ، « صدور انقلاب اسلامی » اساس رویکرد به غایت ضدملّیِ است. (طرح اسناد هفتمین کنگرۀ…، ص ۲۵) سیاست خارجی مترقی باید در مسیر مبارزه با سیاس تهای تجاوزکارانهٔ امپریالیسم در منطقه و در پیش گرفتن سیاست های ترقی خواهانه و صلح آمیز باشد.(طرح اسناد هفتمین کنگرۀ…، ص ۲۶)

واکاوی طبقاتی از بورژوازی انگلی فرمانروا

”طرح سند” به درستی لایه های گوناگون بورژوازی انگلی فرمانروا را شناسایی می کند. در این باره ”طرح سند” می نویسد:

با تحکیم پایه های رژیم ولایی، به ویژه پس از پایان جنگ خانمانسوز هشت سالهٔ ایران و عراق، سرمایهٔ بزرگ تجاری و سرمایه داری بوروکراتیک-رانتی پایه های انحصاری قدرت سیاسی-اقتصادی خود را تحکیم کردند. (طرح اسناد هفتمین کنگرۀ…، ص ۲۸) سران جمهوری اسلامی به این واقعیت واقف اند که سه دهه تلاش شان برای انباشت سرمایهٔ خصوصی اختصاصی و رانتخوار در نهایت امر به متمرکز شدن قدرت اقتصادی-سیاسی در کانون لایه های انگلی بورژوازی مالی-تجاری و بوروکراتیک-نظامی (که به هرم قدرت نیز متصل اند) منجر شده است.(طرح اسناد هفتمین کنگرۀ…، ص ۲۸)

”طرح سند”  به درستی از فرجام  ناگوار پیوند با سرمایه های مالی غول پیکر جهانی سخن می گوید که همه ی گروه های درگیر در رهبری جمهوری اسلامی به ویژه ولی فقیه از مهندسان آن هستند. در این باره ”طرح سند” می نویسد:

سیاست های اقتصادی دولت های جمهوری اسلامی و از جمله دولت حسن روحانی، با پشتیبانی علی خامنه ای، بر اساس خصوصی سازی و واگذاری وسیع ثروت های ملّی به بازار سرمایه های مالی داخلی (مثل بورس)، در نهایت به پیوند با سرمای ههای مالی غول پیکر جهانی همراه با مالی گرایی فزاینده تر تمام شئون اقتصادی خواهد انجامید. (طرح اسناد هفتمین کنگرۀ…، ص ۲۸)

”طرح سند” بورژوازی بوروکراتیک را زیر فرمانروایی سپاه پاسداران می بیند و می نویسد:

رشد سرطانی سرمایه داری بوروکراتیک برخوردار از رانت دولتی و نقش فزایندهٔ سپاه پاسداران در حاکمیت اقتصادی-سیاسی کشور است. فعالیت های اقتصادی سپاه در مقام لایهٔ مسلطِ سرمایه داری کنونی بوروکراتیک ایران و در کل حاکمیت سیاسی، جنب ههای مهمی از آرایش طبقاتی جامعه را آشکار می سازد. (طرح اسناد هفتمین کنگرۀ…، ص ۲۹)

عملکرد اقتصادی-سیاسی سپاه (یعنی لایه ای که اکنون دستِ بالا را در سرمایه داری بوروکراتیک ایران دارد) در تضاد با منافع اکثریت مردم است. سرمایهٔ بزرگ تجاری و سرمایه داری بوروکراتیک، در کنار نوکیسه های وابسته به رده های گوناگون حاکمیت، عنصرهای عمدهٔ تشکیل دهندهٔ نظام اقتصادی حاکم به شمار می آیند. (طرح اسناد هفتمین کنگرۀ…، ص ۲۹)

”طرح سند” برای نام گزاری آن لایه بورژوازی که خواهان بهبود پیوند با غرب است، به ناگزیر نامی را بر می گزیند که می تواند خواننده را به برداشت نادرست در باره همکاری لایه های بورژوازی  انگلی در باره ی اقتصاد نئولیبرالیستی برساند. ”طرح سند” می نویسد:   

جناح اعتدال گرا-اصلاح طلبی که در ابتدا از لایه های بورژوازی بوروکراتیک برخاست، وظیفهٔ بسترسازی برای تعدیلهای اقتصادی به سود«بورژوازی مدرن نولیبرال» را عهده دار بوده است که ادامه اش به رشد و گسترش حیطهٔ عملکرد و تسلط سرمایه داری وابسته به سرمایهٔ خارجی (کُمپرادور) بر اقتصاد ملّی خواهد انجامید. پیشرَوی سیاسی و اقتصادی بورژوازی مدرن نولیبرال، با منافع اقتصادی لایه های پُرقدرتِ بورژوازی تجاری-سنّتی و بوروکراتیک و دیگر لایه های سرمایه داری انگلی در تقابل قرار می گیرد که زیر سایهٔ بنیادها و نهادهای نظامی-امنیتی و وابسته به دستگاه ولایت عمل می کنند. (طرح اسناد هفتمین کنگرۀ…، ص ۳۳)

دشواری که ”طرح سند”  با آن روبرو می شود، در این است که از یک سو به درستی همه ی لایه های بورژوازی انگلی را هوادار پیاده سازی اقتصاد نئولیبرالیستی می داند و از سوی دیگر با “بورژوازی مدرن نولیبرال” خواندن یک لایه بورژوازی انگلی خواننده را به تردید می اندازد. چون که ”طرح سند”  پیش از آن بورژوازی بوروکراتیک را زیر سایه سپاه انداخته است، به ناگزیر باید نام دیگری برای آن لایه که خواستار پیوند با غرب است بیابد. و در این تلاش نام بورژوازی مدرن نولیبرال را برای این لایه بورژوازی بر می گزیند. این نام خواننده را به این برداشت نادرست می رساند که گویا تنها این لایه هوادار نئولیرالیسم است. هر چند که خود ”طرح سند”  به این برداشت نادرست باور ندارد.       

بگذارید در زیر با نگاهی به سپاه پاسداران و بورژوازی بوروکراتیک به بررسی این نام گزاری بپردازیم.

تردیدی نیست که سپاه پاسداران هم چون هشت پایی به کنش های گوناگون در اقتصاد میهن ما می پردازد. این نهاد کارهای بازرگانی می کند؛ کارهای صنعتی به ویژه صنعت جنگ افزاری انجام می دهد؛ به خرید و فروش زمین و کارهای ساختمانی و راه سازی می پردازد؛ کنش های مالی بانکی که دربرگیرنده خرید و فروش سهام، وام دهی، وام گیری است فراوان انجام می دهد؛ با کمک دست نشاندگان خود در نهادهای دولتی به امتیازگیری، امتیازدهی، دریافت ارز ارزان، خرید کارخانه های و شرکت های دولتی می پردازد. همان گونه که می بینیم این نهاد در هر کار انگلی سودآور دست دارد. با همه ی این کنش ها، این ویژگی نظامی این نهاد است که پیوند دهنده همه ی کنش ها و کنش گران سپاهی است. برای همین نگارنده پیشنهاد می کند که این لایه انگلی بورژوازی را بورژوازی نظامی بنامیم. هیچ تردیدی نیست که این نهاد در پاسداری از منافع اقتصادی خود و در برخورد با دشمنان هم چون یک طبقه کار می کند.   

بورژوازی بوروکراتیک دربرگیرنده آن دسته از  کارمندان بلندپایه دولتی است که با بهره جویی از جایگاه خود در دستگاه دولتی به پول اندوزی می پردازند. این دسته در کشورهایی مانند کشور ما که از نبود دموکراتیزه شدن نهادهای دولتی رنج می برند به برداشت و دزدی از سرمایه مردم می پردازند. افزون بر این، این لایه بورژوازی با نقش کلیدی خود در برنامه ریزی اقتصاد کشور به رشوه گیری و امتیاز دادن به دوستان و آشنایان برای دادوستد با دولت می پردازد.  

اگر چه سپاه در دوران رییس جمهوری آقای احمدی نژاد بسیار کوشید تا سپاهی ها را در نهادهای دولتی هم چون کارمندان بلندپایه بگنجاند، ولی پس از رفتن او پاک سازی دوستان و آشنایان او دوباره انجام گرفت. برای همین به دید نگارنده هم اکنون نمی توان این لایه را در پیوند تنگاتنگ با بورژوازی نظامی سپاه پاسداران دانست.  

به دید نگارنده بورژوازی بوروکراتیک از هواداران سرسخت بهسازی پیوند با غرب است و در این جا و آن جا تا آن جایی که به “وحدت نظام” ضربه نزند در باره ی شیعه سازی خاورمیانه با  بورژوازی نظامی و بورژوازی بازرگانی زاویه دارد. نمونه های آن را می توان در گفتگوی خانم هاشمی و ” لو رفتن” گفتگوی آقای ظریف در باره ی نقش سپاه در سیاست خارجی و گفتگوی آقای زیبا کلام با رادیو اسراییل دید.

پایان سخن

تردیدی نیست که حزب توده ی ایران از انقلابی ترین نیروهای سیاسی که جایگاه سنگینی در میهن ما دارند است. یکی از ویژگی های انقلابی آن را باید در نپذیرفتن بهبودی شرایط میهن ما با کمک لایه های گوناگون بورژوازی انگلی دانست. در این زمینه حزب توده ی ایران به روشنی تضاد میان بیشتر مردم را با فرمانروایی ولایی جمهوری اسلامی یک تضاد آشتی ناپذیر می داند. “طرح سند” هم زمان باور به “تحول اجتماعی” و دگرگونی های ژرف اقتصادی- اجتماعی در جامعه دارد.   

با این همه ”طرح سند”  با نپذیرفتن راه رشد غیرسرمایه داری و تهی کردن سرشت انقلابی مرحله ملی- دموکراتیک ویژگی طبقاتی حزب توده ی ایران را زیر پرسش برده است. یکی از وظیفه های طبقاتی همیشگی حزب طبقه کارگر انجام وظیفه سوسیالیستی آن است. ”طرح سند”  با این که خوشبختانه به درستی روی جهان بینی مارکسیست- لنینیستی حزب پافشاری می کند، ولی با نداشتن یک چشم انداز و دورنمای سوسیالیستی در برنامه خود در عمل باوری به “این بینش مارکس که می گفت فیلسوف ها تا کنون جهان را فقط توصیف کرده اند ولی اکنون باید دست به تغییر آن زد(طرح اسناد هفتمین کنگرۀ…، ص ۱۵)” ندارد. 

با این که امپریالیسم توانست که سوسیالیسم را گذرا شکست دهد، ولی دوران ما هم چنان دوران سوسیالیسم است. سه راه رشد اقتصادی روبروی ما است.

۱- راه رشد سرمایه داری
۲- راه رشد غیرسرمایه داری
حزب به روشنی می گوید که “راه رشدی که […]، سمت گیری سوسیالیستی است که هنوز به معنای استقرار سوسیالیسم نیست، ولی محمل های لازم را برای گذار به سوی سوسیالیسم آماده می کند. “(برنامه پلنوم پانزدهم، صفحه ۶۹۲)
۳- راه رشد سوسیالیستی

آیا ما حزب کمونیستی را نشان داریم که راه نخست را برگزیده باشد؟

اگر حزب کمونیستی راه رشد سرمایه داری را با برخی از دگرگونی ها در این جا و آن جا بپذیرد، این همان برنامه ی یک حزب سوسیال دموکرات هست. کمونیست ها از روز زایش تاکنون با سوسیال دموکرات ها در باره ی واژگونی نظام سرمایه داری و یا اصلاح و دگرگونی آن درگیری داشته اند.

هیچ حزب کمونیستی در جهان برای این که اردوگاه سوسیالیسم فروپاشی کرده است، راه رشد سرمایه داری را نپذیرفته است.
درگیری ده ساله حزب کمونیست یونان با سوسیالیست های سیریزا (syriza) بر سر همین بوده است. حزب کمونیست یونان خواهان پینه زنی بر تن پوش ژنده سرمایه داری نبوده است و خواستار گام گذاشتن در راه رشد غیرسرمایه داری بوده است.
درگیری کنونی حزب کمونیست ونزوئلا با سوسیالیست های چاوزی هم بر سر همین است. حزب کمونیست ونزوئلا با این که از گام های بزرگی که سوسیالست ها برای عدالت اجتماعی برداشته اند پشتیبانی می کند، ولی خواهان در پیش گیری راه رشد غیرسرمایه داری است.

۴۶ سال پیش حزب توده ی ایران گفته بود:
سرمایه داری قدر نخواهد بود واپس ماندگی و وابستگی کشور را چاره کند و موجبات بهروزی حقیقی توده های وسیع مردم را فراهم سازد. (برنامه پلنوم پانزدهم، صفحه ۶۹۲).
در هم سنجی با سال ۵۴ چه دگرگونی هایی در کنش و سرشت سرمایه داری در درون میهن انجام گرفته است که بر پایه آن “طرح سند” که امید است که سرمایه داری هم اکنون بتواند “موجبات بهروزی حقیقی توده های وسیع مردم را فراهم سازد”؟

در همان زمان حزب توده ی ایران نوشته است که سرنوشت این انقلاب به سرکردگی طبقه کارگر بستگی دارد و برای همین حزب باید در راه آن تلاش کند و از پیش خود را شکسته خرده نداند.

سرنوشت نهایی انقلاب ملی و دموکراتیک و سمت تکامل تاریخی آن و درجه پیگیری آن با امر سرکردگی (هژمونی) انقلاب ارتباط تام دارد. تنها سرکردگی طبقه کارگر است که پیگیری انقلاب و تعمیق خصلت خلقی و شرایط اعتلا آن را بسوی سوسیالیسم تامین خواهد کرد. لذا حزب ما وظیفه خود می داند که با تمام قوا در را تامین سرکردگی طبقه کارگر در انقلاب ملی و دموکراتیک ایران مبارزه کند.
(برنامه پلنوم پانزدهم، صفحه ۶۹۱)

بخش “چپ” حزب توده ی ایران باید با سازمان دهی نیروهای خود این اندیشه نادرست را که تا برپایی یک اردوگاه سوسیالیستی نوین باید از سمت گیری سوسیالیستی دست کشید را در کنگره هفتم به چالش بکشاند.   

سرچشمه های کمکی

طرح سند کنگره هفتم

3 Comments

  1. جمال حق گو

    آقای سیامک با تحلیلت در مجموع موافقم ولی چرا آدمکشهایی مثل احمدی نژاد و ظریف را آقا صدا میکنی؟

  2. سیامک

    دوست گرامی جمال!

    داده ها و رویدادهای فراوانی نشان از خون خواری و آدم کشی جمهوری اسلامی دارد. دست اندرکاران خود این رژیم کشتار گروهی زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ را پذیرفتند و هم چنین ما می دانیم که سازمان امنیت جمهوری اسلامی “قتل های زنجیره ای” انجام داده است. ما قاضیان کشتارهای زندانیان سیاسی را می شناسیم. ما پیاده کنندگان “قتل های زنجیره ای” را هم (تا آنجا که خود جمهوری اسلامی گفته است) می شناسیم. بنابراین به آسانی می توانیم آن ها را آدم کش بخوانیم.

    ولی آدم کش خواندن احمدی نژاد و ظریف سخن دیگری است. در هیچ دادگاهی، درستی آدم کش بودن آن نشان داده نشده است. این دلیل آدم کش نبودن آن ها نیست، ولی باید تا هنگام نشان داده شدن آن در یک دادگاه از گفتن آن پرهیز کرد.

    کمونیست ها باید اهرم حقوق بشر را از دست بورژوازی بربایند. هیچ کس بیشتر از کمونیست ها ارج گزار حقوق مدنی انسان ها نیست. کمونیست ها هوادار آزادی اندیشه، آزادی بیان، آزادی دین و هوادار برابری همه در برابر قانون است. همه بی گناهند، مگر آن که در یک دادگاه درستکار و شایسته(صالح) گناه کار شناخته شوند.

    ما باید این را آویزه گوش سازیم، تا بتوانیم مردم را در روند نبرد “انسانی کردن انسان” به سوی خود بکشانیم.

  3. Mohsen

    سیامک دلاور درود ‌صد درود نمیدانم چرا بعضی از رفقا پس از گذشت نیم قرن هنوز از « راه رشد غیر سرمایه داری » تن شان کهیر میزند در ضمن میخواهم به اطلاع رفقا برسانم معما(puzzle) وابستگی راه توده (قلابی ) به ج.ا.حل شده مگر این همکاری به اذن حزب باشد خدا میداند بدرود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *