”نگاه به شرق” رژیم برای نبرد با امپریالیسم نیست!

مقاله ۱۰/۱۴۰۰
۹ خرداد ۱۴۰۰، ۳۰ مه ۲۰۲۱

پیش گفتار

یکی از پیامدهای ناگوار پیاده سازی پرخاشگرانه سیاست نئولیبرالیستی در جهان، آغاز یک دوره برده داری نوین کشورها در سده ما است. دالان های تودرتوی بسیاری کنسرن ها، شرکت های نیرومند انحصاری، بانک ها و نهادهای مالی را به هم پیوند می دهند و آن ها با همکاری هم سیاست های کلان جهان را برنامه ریزی می کنند.

این دسته با شیوه های گوناگون تصمیم می گیرند که چه رژیمی را بالا ببرند و چه رژیمی را پایین بیاورند. با فشار امپریالیسم آمریکا حتا شرکت های کوچک صنعتی به ناگزیر باید از سرمایه گزاری و دادن فن آوری به کشورهایی مانند کوبا سوسیالیستی خودداری کنند. امپریالیسم حتا از دادن وام های کوچک به کشورهایی که دوست ندارد خودداری می کند و بانک جهانی چشم بسته این دستورها را انجام می دهد.   

گسترش خواهی پرخاشگر امپریالیسم آن را وامی دارد که پیوسته به دنبال یافتن نیروی کار ارزان برای تولید کالا و  یافتن بازارهای فروش کالا و دستیابی به سرچشمه های خام اولیه باشد. در این رهگذر امپریالیسم بدون همکاری لایه های بورژوازی انگلی در این کشورهای پیرامونی نمی تواند به آماج های ناپاک و آلوده خود دست یابد.  

همکاری بورژوازی انگلی با امپریالیسم

 سیاست نئولیبرالیستی، استقلال ملی و اقتصادی کشورها را و خودسالاری دولت های ملی را از میان برداشته است. روشن است که نهادهای مالی امپریالیسم مانند بانک جهانی، صندوق بین المللی پول، سازمان تجارت جهانی با فشار به دولت هایی که راه رشد غیرسرمایه داری ندارند توانستند که سرچشمه های طبیعی و ملی این کشورها را بدزدند و طبقه کارگر را به بردگی وادارند و از آن در شرایط بد کاری، بدون برخورداری از حق اعتصاب و سازمان دهی در سندیکا، ددمنشانه بهره برداری کنند.

لایه های گوناگون بورژوازی به ویژه در کشورهای “جهان سوم” برای پیاده سازی دستورکار نئولیبرالیستی بسته به شرایط تاریخی ملی و فرهنگی کشور به یک دستگاه کم و بیش دیکتاتوری روبنایی نیاز دارند تا بتواند برنامه های اقتصادی- اجتماعی و سیاسی و فرهنگی نئولیبرلیسم را با سرسختی و دل سنگی پیاده کند.  بدین گونه ما رژیم نظامی- بودایی در تایلند؛ رژیم نظامی- اسلامی در ایران، ترکیه، پاکستان و مصر ووو؛ رژیم نظامی- مسیحی در فیلیپین؛ رژیم نظامی- یهودی در اسراییل ووو  داریم که کار همه ی آن ها پیاده کردن اقتصاد نئولیبرالیستی بر پایه تاریخ ملی- فرهنگی و دینی کشور است.

پیشروی کند و تند نئولیبرالیسم در این کشورها ژرف دهنده تضادهای سه گانه بوده است؛ تضاد ملی با امپریالیسم، تضاد مردم با روبنای دیکتاتوری و تضاد طبقه کارگر، رنجبران و لایه های میانی با زیر بنای سرمایه داری. این تضادهای سه گانه با هم پیوند درونی دیالکتیکی دارند.

کسانی که دلشان برای استقلال ملی می سوزد نمی توانند تضاد مردم با دیکتاتوری لایه های بورژوازی انگلی که با فراهم کردن شرایط برده داری در کشور، استقلال اقتصادی کشور را بر باد داده اند را فراموش کنند و یک سویه به گنده گویی های رژیم گوش کنند و برای آن دست بزنند. 

بنابراین هنگامی که به ویژگی ضدامپریالیستی در درون کشور نگاه می کنیم، نمی توانیم این نبرد را جدا از سمت گیری اقتصادی کشور بررسی کنیم. آن چه که روشن است این است که سخن گفتن از نبرد ضدامپریالیستی در کشوری که پیاده کننده گستاخانه اقتصاد نئولیبرالیستی است، بیشتر به یاوه سرایی می ماند.        

نگاه به ”شرق” و پیاده کردن سیاست نهادهای امپریالیستی

رژیم جمهوری اسلامی یک نظام سرمایه داری با روبنای ولایی است. همه ی لایه های بورژوازی انگلی به پندهای بانک جهانی و صندوق بین المللی پول گوش دادند و آن را پیاده کردند و می کنند. همه ی دولت ها (دولت رفسنجانی، خاتمی، احمد ی نژاد و روحانی)، با پشتیبانی خود ولایت فقیه این خط را پیش برده اند.

همه ی آن هایی که در جمهوری اسلامی “نگاه به شرق” دارند، در خصوصی سازی های گسترده و از میان برداشتن یارانه و دیگر کمک های اجتماعی، سرکوبی طبقه کارگر، کاهش دستمزد، جلوگیری سازماندهی،  تازیانه زدن بر پشت کارگر اعتصابی، زندانی کردن زنان، روزنامه نگران و دانش جویان آزادی خواه و دزدی سرمایه ملی دست داشته اند. هیچ کدام از این به ”شرق” نگاه کنندگان نه تنها هیچ گاه در کنار خلق های ستم کش، طبقه کارگر رنجبر و آزادی خواهان سرکوب شده نایستادند بلکه همه ی آن ها را سرکوب کردند و به زندان و شکنجه فرستادند.  نگاه به ”شرق” اگر با در پیش گیری راه رشد غیرسرمایه داری، و همراه با آزادی سیاسی و آزادی سندیکاها پیاده نشود، تنها تاکتیکی است برای گریز از پیامدهای کشنده تحریم امپریالیسم که بیش از همه برای پاسبانی از منافع طبقاتی بورژوازی انگلی انجام می شود.      

درگیری میان رژیم و امریکا برای چیست؟

این رژیم به همه ی خواست های اقتصادی نهادهای مالی امپریالیستی تن در داده است، ولی امپریالیسم آمریکا هنوز خشنود نیست و تا هنگامی که این رژیم شعار نابودی اسرائیل را می دهد، فشار امپریالیسم بر آن خواهد بود. تضاد رژیم جمهوری سرمایه داری اسلامی با امپریالیسم آمریکا، تضاد میان شیعه سازی خاورمیانه و نابودی اسرائیل از یک سو و پشتیبانی امپریالیسم از اسرائیل هم چون “لات چاقوکش” خاورمیانه از سوی دیگر است.

رژیم ولایت فقیه برای بر آورده شدن آرزوهای بلندپروازانه خود در شیعه سازی خاورمیانه با امپریالیسم امریکا درگیر است و نه برای منافع ملی کشور ما. تنها دوری از سیاست های اقتصادی نئولیبرالیستی می تواند به سود منافع ملی ما باشد، نه گنده گویی های بی پشتوانه و کنش های تنش آفرین.

آقای ولادیمیر ساژین خاورشناس روس در باره ی بلندپروازی های شیعه سازی جمهوری اسلامی به اسپوتنیک می گوید: 

سپاه همچنین در خاورمیانه و در سراسر جهان از طرق مختلف فعالیت می کند. در سال ۲۰۱۶، فرمانده کل وقت سپاه، سرلشکر محمدعلی جعفری، گفت که تهران ۲۰۰ هزار جنگجو را برای جنگ در منطقه آماده می کند. ده ها هزار نفر از جوانان شیعه تحت آموزش “جهاد” در سوریه، عراق، افغانستان، پاکستان و یمن قرار دارند. از سال ۲۰۱۵، مرحوم سرلشکر سلیمانی شروع به ایجاد نمونه هایی از سپاه در عراق و حزب الله در سوریه کرد. نیروهای اصلی سپاه و  قدس امروز به سوریه، عراق، یمن، لبنان اعظام می شوند. (sputniknews.com: 22.05.2021)

پایان جهان یک قطبی

جبهه نیرومندی در جهان می خواهد با جهان یک قطبی به سرکردگی امپریالیسم آمریکا نبرد کند. رهبری این جبهه در دست یک کشور سوسیالیستی (جمهوری خلق چین) و یک کشور سرمایه داری (روسیه) که با بورژوازی جهانی درگیری دارد است. در جهان کنونی، یک اردوگاهی دارد بزرگ می شود که می خواهد و می تواند در برابر زروگوی هایی امپریالیسم بیاستد. این اردوگاه نوین یک اردوگاه سراسر سوسیالیستی و انقلابی نیست، ولی می خواهد با سازمان دهی یک جبهه مشترک از کشورهایی که به شیوه های گوناگون درگیری اقتصادی و سیاسی با سرکردگی امپریالیسم آمریکا دارند رهبری آمریکا را به چالش بکشاند.

برای همین، کشورهایی که سمت گیری سوسیالیستی دارند، مانند کوبا، جمهوری خلق چین و جمهوری سوسیالیستی ویتنام، برای بهره گیری و فراهم کردن شرایط خوب پیشرفت اجتماعی به همکاری با همه ی نیروهایی که در جهان به گونه ای با امپریالیسم درگیر هستند نیاز دارند. بنابراین، این کشورها به کشورهای دیگر به هر گونه ای که می توانند کمک می کنند، تا در گردان سرمایه داری شکاف بیندازند.   

این که امروز رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی به سوی سیاست های چین و روسیه گرایش دارد، بیش از همه ی پیامد فشار امپریالیسم و از ناچاری است. به سخن دیگر، پرزوری امپریالیسم و نداشتن نرمش در برابر شعار نابودی اسراییل، جمهوری اسلامی را ناخواسته به نگاه به ”شرق” واداشته است.

رژیم برای گریز از تنگنایی که امپریالیسم برای او ساخته است، به ناگزیر به همکاری با چین و روسیه گرایش دارد. اگر چه که هیچ یک از این دو کشور خواهان نابودی اسراییل نیست، ولی هر دو کشور برای کم توان کردن نیروی امپریالیسم امریکا به همکاری با جمهوری اسلامی نیاز دارند و برای همین این دو کشور چندان به شعار نابودی اسراییل جمهوری اسلامی بها نمی دهند.   

تضاد میان لایه های انگلی بورژوازی در باره ی نگاه به ”شرق”

تضادی که میان بورژوازی نظامی و بورژوازی بوروکراتیک در باره ی “نگاه به شرق” و یا پیوند با غرب هم اکنون ما می بینیم، تضاد میان دو لایه انگلی برای دستیابی به منافع خود است. هیچ نیروی پیشرو و “چپ” نباید برای ژرفش جنبش روی این تضاد سرمایه گزاری کند، اگر چه که بهره جویی از این شکاف درست است.

بورژوازی نظامی پیوسته در تلاش است که تا چوب لای چرخ تلاش بورژوازی بوروکراتیک برای بهبودی پیوند با غرب بگذارد. آقای ظریف در گفتگو با سعید لیلاز می گوید که هنگامی که دیپلماسی جمهوری اسلامی به تنش زدایی با کشورهای غربی روی می آورد، سپاه در اینجا و آن جا دست به آشوب هایی می زند تا این کار به انجام نرسد- مانند یورش نیروی دریایی سپاه به کشتی های خارجی در خلیج فارس و به آتش کشیدن سفارت عربستان سعودی در تهران و سرکنسولگری در مشهد.

این تلاش بورژوازی بوروکراتیک را نباید به معنای این دانست که دیگر لایه های بورژوازی انگلی هوادار خط اقتصادی نئولیبرالیستی نیستند. این به معنای این هم نیست که بورژوازی بوروکراتیک برای “حفظ نظام” در برابر سیاست شیعه سازی خاورمیانه بورژوازی نظامی کرنش نمی کند. ظریف با “ظریفی” می گوید که سخن از درگیری در باره ی شیوه انجام کارها است و نه از سرشت سیاست برون مرزی. به سخن دیگر، می توان از سخنان ظریف این برداشت را کرد که بورژوازی بوروکراتیک برای شیعه سازی از شیوه های نوین نرم می خواهد سود جوید و بورژوازی نظامی با تیغه شمشیر. ظریف می گوید که انقلاب تولید اسلحه و تفنگ نیست، بلکه نشر ارزش های اخلاقی، معنوی و فرهنگی است.

ظریف حتا خواهان بهره جویی از هر دو شیوه است و برای همکاری در این باره آماده است، او تنها از یکه تازی بورژوازی نظامی خرده می گیرد و دل گیر است.

بورژوازی نظامی هم اکنون دست بالا را در میان لایه های بورژوازی انگلی دارد و برای همین با این که بورژوازی بوروکراتیک برای چارچوب زدن به سیاست برون مرزی سپاه کوشیده است، ولی نتوانست این کار را به انجام برساند. ساژین می گوید:

یک نکته مهم این است که فرمانده قدس مستقیماً به آیت الله خامنه ای گزارش می دهد و هیچ مسئولیتی در قبال دولت، یا ستاد کل یا سایر ساختارها ندارد. زمانی حسن روحانی رئیس جمهور سعی داشت تدابیری برای محدود کردن نفوذ سپاه از جمله کاهش اشتهای اقتصادی سپاه، ممنوعیت فعالیت های سیاسی در خارج از کشور و نظارت بر سیاست خارجی اتخاذ کند. با این حال، ناموفق بود. رئیس جمهور ایران نمی تواند فعالیت های سیاسی و اقتصادی سپاه را محدود کند. (در همان جا)    

ساژین هم چنین می افزاید که:

اکنون سپاه “یک دولت در درون یک کشور” است. بخش اصلی اقتصاد، انواع زیرساخت ها، برنامه های هسته ای و موشکی، تولید و تهیه سلاح و تجهیزات نظامی در دست سپاه متمرکز شده است. علاوه بر این، سپاه دارای عملکردهای تبلیغاتی، اطلاعاتی، ضد جاسوسی و پلیس است. سپاه ابزار اصلی در مبارزه با هرگونه تظاهرات مخالفانی است که با ایدئولوژی محافظه کار تندرو سازگار نیستند. (در همان جا)    

پس اگر بخش کلیدی اقتصاد در دست سپاه است و نگاه به سوی ”شرق” این نهاد راستی است، ما می بایست نشانه های فراوانی از دوری از اقتصاد نئولیبرالیستی و فراهم کردن شرایط آزادی سازماندهی کارگری و آزادی حزب ها و سازمان های سیاسی می دیدیم که نمی بنیم.

پایان سخن

همان گونه که می بینیم دشمن طبقاتی هیچ برنامه ای برای برون رفت از چالش هایی که مردم ما با آن ها روبرو هستند ندارد و می خواهد هم چنان خط اقتصادی نئولیبرالیستی را دنبال کند. سیاست نگاه «بسوی شرق» اگر در نهاد خود سمت گیری غیرسرمایه داری نداشته باشد، چیزی فرای یاوه گویی نیست. سیاست نئولیبرالستی همه ی لایه های انگلی بورژوازی با سمت گیری غیرسرمایه داری و استقلال ملی آشکارا در تضاد است. 

ساژین می گوید:

روشن می شود که در حال حاضر تنها یک مرکز قدرت در ایران وجود دارد – محافظه کار رادیکال، در راس آن مقام معظم رهبری و فرمانده معظم کل قوا آیت الله خامنه ای، که ابزار اصلی وی برای حل همه مشکلات خارجی و داخلی، سپاه با “شمشیر برنده” آن –  قدس است. (در همان جا)    

یک بار دیگر به خوبی نشان داده می شود که گذاشتن بار گناه سیاست های اقتصادی نئولیبرالیستی تنها بر دوش بورژوازی بوروکراتیک درست نیست. همان گونه که آقای ساژین می گوید، همه ی ابزارهای فرمانروایی در دست بورژوازی نظامی با همکاری ولایت فقیه است و اگر این لایه بورژوازی انگلی خواستی برای دوری از سیاست نئولیبرالیستی و در پیش گیری سمت گیری غیرسرمایه داری می داشت، همه ی نهادها و ابزارهای در دست خود را به آسانی می توانست در این راه بسیج کند و در راه انجام این کار به کار برد.  

اگر “نگاه به شرق” بورژوازی نظامی رنگ و بوی استقلال ملی می داشت و به راستی از ته دل می بود، این کار می بایست با خودداری از خصوصی سازی آغاز شود و با پیاده سازی برنامه های سراسری اجتماعی برای کاهش نابرابری اجتماعی دنبال شود؛ حق اعتصاب و سازمان دهی کارگران پذیرفته شود؛ و روند آزادی حزب ها و سازمان های “چپ” و سوسیالیستی برای نیرومند کردن  نبرد ضدامپریالیستی آغاز گردد.

آیا کسی حتا به بهترین ذره بین ها می تواند نشانه های انجام چنین کارهایی را از سوی بورژوازی نظامی ببیند؟

2 Comments

  1. Mohsen

    درود بر سیامک دلاور مثل همیشه پربار و وزین خسته نباشی سیامک جان درتارنگاشت عدالت نامه کتبی احمدی نژاد به سربار نجات خواندم واقع تعجب کردم از گروهی که خود را پیرو سوسیالیسم علمی میدانند البته جزوه صد روز مارکس نوشته دیتمار دات با ترجمه زیبای مفتون خیلی جالب بود تندرست وشاد باشی بدرود

  2. سیامک

    رفیق محسن جان!

    سخن درست را از زبان شما شنیدم.

    به یاد دارم که شما در پاسخ به رفیقی نوشته بودید: “چپ” هم اکنون کم توان است و ما باید از همه ی نیروها برای هم کاری بهره جویی کنیم.

    این سخن در باره ی رفیقان “عدالت” هم درست است. آن ها هوادار و هم وند (عضو) حزب توده ایران بوده اند؛ مارکسیسم-لنینیسم را می پذیرند؛ با سوسیال دموکراسی سازی جهان بینی حزب سر سازش ندارند.بدبختانه، هم زمان بزرگترین پیاده کننده اقتصاد نئولیبرالیستی، احمدی نژاد را پیامبر خود کرده اند.

    اتحاد و انتقاد تنها در با گروه های خرده بورژوازی و بورژوازی ملی نیست، در برابر دیدگاه های آن هایی که خود را توده ای می دانند هم تنها راه درست برخورد،اتحاد و انتقاد است.

    پیروز باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *