انتخابات ریاست جمهوری نشان دهنده ورشکستگی سراسری جمهوری اسلامی!

مقاله ۱۳/۱۴۰۰
۳۱ خرداد ۱۴۰۰، ۲۱ ژوئن ۲۰۲۱

همان گونه که جمهوری اسلامی برنامه ریزی کرده بود، مایه شگفتی کسی نیست که نام یک کس که هزاران زندانی سیاسی او را هم دست کشتارهای سال ۶۷  می دانند، از صندوق رای بیرون آمده است.   

سخن های گوناگونی در گوشه و کنار شنیده می شود که گزینش رئیسی، بخشی از سازش درونی بورژوازی نظامی برای به دست گیری سددرسد نهادهای تصمیم گیری کشوری است. بورژوازی نظامی، برنامه ولی فقیه آینده را نیز از پیش کشیده است و مجتبی خامنه ای را برای در دست گرفتن این نهاد آماده کرده است.

این که چرا جمهوری اسلامی یک آدم کش را به رئیس جمهوری بر می گزیند، جای شگفتی است. ولی شگفت انگیز تر از آن، روشن شدن ورشکستگی سراسری جمهوری اسلامی است.

جمهوری اسلامی در این انتخابات نشان داده است که هیچ برنامه ای برای برون رفت از چالش های گوناگون کشور ندارد. بنابراین، حتا اگر جمهوری اسلامی چنین آدم کشی را نیز بر نمی گزید، باز راه چاره ای برای مردم میهن ما در چارچوب تنگ جمهوری اسلامی یافت نمی شد.  

بگذارید در زیر خیلی کوتاه به بررسی برنامه های سه نامزد گزیده نشده ریاست جمهوری اسلامی بپردازیم.  

آقای رضایی با شعارهای مردم فریبانه می خواست دولتی برای ایرانی سربلند بسازد که در آن پرداخت یارانه ۴۵۰ هزار تومانی ماهانه، پرداخت حقوق ماهانه به زنان خانه‌دار به حساب خودشان، تامین زمین رایگان،  اعطای وام خرید مسکن ۴۰-۵۰ ساله، بخشی از برنامه او بود.

اگر کسی می توانست زمین رایگان به مردم بدهد، پس چرا جمهوری اسلامی با رییس جمهورهای گوناگون و رنگارنگ خود هیچ گاه نتوانست این کار را انجام بدهد؟

 شگفت انگیز است که برای رسیدن به این هدف های مردم فریب، او هیچ سخنی از چگونگی راه اقتصادی نمی گوید. ایشان هیچ سخنی از برخورد و نبرد با بورژوازی زمین خوار نکرد و چیزی هم در باره ی این که چگونه می خواهد زمین رایگان فراهم کند نگفت. روشن نیست که چگونه یک تن می خواهد فرمان ریاست جمهوری یک کشور را در دست گیرد، بی آن که حتا بداند که چه گونه را اقتصادی می تواند برای رسیدن به هدف های خود پیاده کند. ولی راستش این است که رضایی مانند سه نامزد دیگر راه چاره ای فرای دنبال کردن راه اقتصادی خانمان برانداز نئولیبرالیستی نمی دید و نمی خواست.

آقای قاضی می خواست با دولت سلام با وعده ی اصلاح قانون سربازی، حل مشکل کرونا، حل مشکل بورس، اعطای وام ازدواج ۵۰۰ میلیونی، تغییر نحوه مدیریت در فضای مجازی ایرانیان را به بهشت برساند. ببینید که کار جمهوری اسلامی به کجا رسیده است که یکی از چهار تنی که توانست در انتخابات نامزد شود می خواهد فرمان رهبری نهاد ریاست جمهوری اسلامی کشور را در دست گیرد، تا وام ازدواج دهد و یا چالش سربازی را چاره جویی کند. قاضی می خواست رییس جمهور شود تا “مدیریت فضای مجازی” را دگرگون کند. کاری که اگر هم به آن اندازه برای کشور برجسته باشد که باید آن را انجام داد، باید با پذیرش مجلس انجام شود و سپس دولت آن را پیاده کند.

انگار همه ی نامزدها، خودخواسته مانند کبکی سر در برف نهان کرده بودند، تا گرسنگی، درماندگی و بی کاری مردم را نبینند و راه اقتصادی را که در چهار دهه دنبال می شود را زیر پرسش نگیرند. ولی راستش این است که آقای قاضی مانند رضایی راه چاره ای فرای دنبال کردن راه اقتصادی خانمان برانداز نئولیبرالیستی نمی دید و نمی خواست.  هر دوی این آقایان در این اندیشه بودند که با بزک کردن روی زشت جمهوری اسلامی در اینجا و آنجا می توان کار را به سرانجام رساند.   

آقای همتی می خواست که ایران به FATF به پیوندد، با حجاب نرم برخورد کند، یارانه و ساخت خانه را افزایش دهد و ” فقر را تا ۴ سال آینده” نابود کند و در اندیشه “معیشت کارگران” باشد.

اگر جمهوری اسلامی که خود ۷۵% مردم را زیر خط نداری می داند می توانست تنگ دستی و تهی دستی را نابود کند، پس چرا در این چهل و سال و اندی بر شمار آن ها هر سال افزوده شده است؟ با چه برنامه هایی ایشان می خواست که نداری را از میان بردارد؟   

ایشان که یکی از هواداران خط اقتصادی دولت بوده است، سخنی از این نگفته است که چرا دولت روحانی با کارگران به نبرد برخواسته بود؟ آیا این تضاد، تضاد میان چگونگی “معیشت کارگران” و پیاده کردن خط سرمایه داری- نئولیبرلیستی با پیامدهایی هم چون خصوصی سازی نبوده است؟ اگر بوده است، چگونه ایشان می توآنست با پیاده کردن همان سیاست اقتصادی، هم زمان در اندیشه بهبودی “معیشت کارگران”  باشد؟

این بار بسیاری از مردم با رای ندادن خود نشان دادند که هنگام دگرگونی های ریشه ای فرا رسیده است. بسیاری از رویدادها نشان از این دارد که این “نه “، آغاز ایستادگی بزرگی در برابر ستم و گرسنگی و بی کاری است.

هم اکنون وظیفه سوسیالیست های انقلابی این است که این “نه” را در چارچوب راه رشد اقتصادی کشور بگذارند و به مردم نشان دهند که هیچ دسته ای از جمهوری اسلامی خواهان دوری گزیدن از راه رشد سرمایه داری- نئولیبرالیستی نیست و برای دستیابی به نان، کار و خانه باید با سرنگونی روبنا و زیربنای جمهوری اسلامی به دنبال یک دگرگونی ژرف اقتصادی- اجتماعی رفت.

با روشن گری در باره ی راه رشد اقتصادی کشور، ما همزمان نشان می دهیم که برنامه گروه های راست چیزی سوای جمهوری اسلامی بدون آخوند و ولایت فقیه نیست و آن ها با برنامه های نئولیرالیستی جمهوری اسلامی نه تنها دشمنی ندارند بلکه خواهان گسترده تر کردن آن ها هستند.       

تنها نیروهای انقلابی سوسیالیستی به رهبری حزب توده ی ایران، برنامه از پیش نوشته شده ای در باره ی اقتصاد ملی- دموکراتیک دارند که توان دگرگونی ریشه ای اقتصادی- اجتماعی کشور را دارد. دگرگونی هایی که نه تنها کشور را به پیشرفت اقتصادی ملی می رساند بلکه با پیاده شدن به بهبودی شرایط زندگی کارگران و دیگر رنجبران نیز خواهد انجامید.

سرنگونی جمهوری اسلامی- سرمایه داری و دوری از راه رشد اقتصادی سرمایه داری تنها راه نجات میهن و مردم ما است، راه دیگری نیست.

One Comment

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *