امپریالیسم امریکا نگران پای مال شدن حقوق انسان ها در ایران نیست!

مقاله ۱۵/۱۴۰۰
۱۲ تیر ۱۴۰۰، ۳ جولای ۲۰۲۱

پیش گفتار

جمهوری اسلامی شاید تنها کشوری در جهان باشد که سه رییس قوه های گوناگون آن، به گونه ای در کشتارهای انسان ها دست داشته اند. آن چه که ما در باره ی رییس جمهور و رییس قوه قضایی می دانیم، می تواند در هر دادگاهی برای گناه کاری آن ها زندان بیاورد.

هزاران انسان می گویند که “رییسی”، زندانیان سیاسی را در سال ۶۷ به چوبه دار فرستاده بود و آقای منتظری هم در نوار خود هنگام دیدار “رییسی” و دیگران آن ها را آدم کش خواند. سعید امامی و دیگران در روند بازجویی خود بارها گفته اند که کشتارهای زنجیره ای باید با پذیرش یک فقیه انجام گیرد و برای همین هم محسن اژه ای دستور این کشتار را در سال ۸۲ داده بود.

در باره ی قالیباف، رییس مجلس داده هایی که در دست است به اندازه دو تن دیگر آشکار و روشن نیست، ولی بسیار کسان نوشته اند و گفته اند که او از سردمداران سرکوب شورش خرداد سال ۱۳۸۸ بوده است. نواری هم در دست است که او با سربلندی بی‌شرمانه ای از پرتاب دانشجوها از خوابگاه به خیابان سخن می گوید.    

سرکردگی سه تا از برجسته ترین نهادهای جمهوری اسلامی از سوی کسانی که دست کم برای کشتار مردم می توانند به دادگاه کشیده شوند، به امریکا و هوادارانش بهانه داده است که تا با رونمای انسانی و پشتیبانی از حقوق انسان ها به نبرد با جمهوری اسلامی بپردازند.

بخش بزرگی از نبرد طبقاتی بر می گردد به جدل ایدیولوژیک ما با نیروهای بورژوازی؛ باید همان گونه که گرامشی می گوید، سنگرها را یکی یکی از آن ها پس گرفت و اندیشه گروهی جامعه را به سوی برنامه های سوسیالیستی کشاند.  بنابراین، برای “چپ” های انقلابی روشن گری در باره ی این که گویا امریکا دموکرات ترین کشور جهان است و برای پشتیبانی از حقوق پای مال شده مردمان جهان خود را به آب و آتش می زند و سربازان خود را در راه آزادی خلق ها از دست می دهد بسیار برجسته است.

بی تردید جمهوری اسلامی، جمهوری ستم، زندان، شکنجه و کشتار از سوی “اوباشان”(کیانوری) است، ولی بگذارید بررسی کنیم که آیا امپریالیسم چنان‌که دوستان امریکا می نمایند هست؟    

پیشینه کشتار انسان ها از سوی امپریالیسم غرب

این راز نهفته ای نیست که امپریالیست ها در کشتار خلق های جهان دست های پرخونی دارند. فهرست کشتارهای گوناگون انسان ها از سوی امپریالیسم درزاتر از آن است که بتوان آن را در این جا بازتاب داد. تنها بگذارید که برخی از این کشتارهای بزرگ را در این جا بازگو کنیم.

دولت های غربی در کشتارهای بسیار در گوشه و کنار دنیا و در کشور خود دست داشته اند.  استعمارگران بزرگ جهان از کشورهای غربی هم چون اسپانیا، پرتغال، هلند، فرانسه و انگلیس بوده اند. انسان کشی های بزرگ در آفریقا در گذشته دور و نزدیک از سوی امپریالیست های اروپا انجام شده بود. در سال  ۱۹۱۱ دولت آلمان در کشتار خلق های  «هررو» (Herero ) و «ناما» (Nama ) در آفریقای جنوبی که در آن ۶۰،۰۰۰ تا هرروی و  10،۰۰۰ نامایی کشته شده بودند دست داشت.«امانوئل مکرون» رئیس جمهور فرانسه نقش این کشور در کشتار رواندا در سال ۱۹۹۴ میلادی را پذیرفت.  

انگلیس در سال ۱۸۵۸ به دلیل دست یازی به سرچشمه های سودآوری که امپراتوری انگلیس می خواست آنها را از آن خود کند، به هند آمد. انگلیسی ها  چپاول خود را تا سال  1947 در هند دنبال کردند. در این سال ها فرمانروایی انگلیس مایه مرگ ۳۵ میلیون هندی شده است. (www.independent.co.uk: 2017/3/13)

امپریالیسم انگلیس و ژاپن میلیون ها انسان را در چین کشتند. امپریالیست های اروپا، آغازگر دو جنگ جهانی با میلیون های کشته ای که برجا گذاشته بود بوده اند.

استعمارگران انگلیسی و فرانسوی در سده پانزدهم میلادی مردمان بومی کانادا را کشتند تا کانادای “نوین” را پایه گزاری کنند. در روزنامه «لیانه زائوبائو» آمده است که کشتار سرخپوستان در کانادا حتا گسترده تر از کشتار استعمارگران آمریکایی انجام شده است. یادآوری شود که در همین زمان، با پیدا شدن استخوان های ۲۱۵ کودک در نزدیکی دبستان شبانه روزی در شهر «کملوپس» در غرب کانادا، ریاکاری سرمایه داری با روشن گری در باره ی تبه  کاری  سنگین انسان کشی در کانادا با رسوایی آشکار شد. به گزارش خود دولت کانادا، از سال ۱۸۹۰ تا سال ۱۹۹۶ میلادی، ۱۵۰ هزار کودک بومی در سراسر کانادا در دبستان های شبانه روزی آزار شده اند.

استعمارگرایان اسپانیایی و انگلیسی، مردمان بومی آمریکا را نابود کردند تا جمهوری “نوین” ایالات متحده را بسازند.  

نیازی به بازگویی تاریخ گذشته نیست، در دهه های گذشته امپریالیست ها در همه ی گوشه و کنارهای جهان خون ریختند تا زر بیندوزند. میان سالهای ۱۹۶۵ و ۱۹۷۵ میلادی، ایالات متحده و دوستانش بیش از ۷٫۵ میلیون تن بمب به روی توده های ویتنام، لائوس و کامبوج پرتاب کردند. امپریالیسم غرب در سال های گذشته در یوگوسلاوی، عراق، لیبی، سومالی، افغانستان و سوریه جنگ به راه انداخت و در کشتار فلسطینی ها در نواره غزه و کرانه غربی هم دست نیروهای اسراییلی بوده است.  

یکی از دلیل های بنیانی شکست انقلاب ما، یورش عراق به میهن ما بوده است که با سرمایه گذاری و پشتیبانی ایالات متحده انجام شده بود. امریکا حتا برای رویارویی با ایران به صدام جنگ افزارهای شیمیایی واگذار کرد.  

یورش به عراق نیز با یک دروغ بزرگ آغاز شد. هیچ جنگ افزار کشتار جمعی، و هیچ نشانی از پشتیبانی از القاعده در عراق پیدا نشد. رامسفلد که هوادار سرسخت سرمایه داری بوده است، در مارس ۲۰۰۳ به ABC’s This Week گفته بود: “ما می دانیم که آنها [جنگ افزار کشتار جمعی] عراق در کجا هستند. آنها در دوروبر تکریت و بغداد و شرق، غرب، جنوب و شمال هستند، ما از هوا ده ها کامیون برای جابجایی این جنگ افزارها و  پراکنده کردن آن ها را دیدیم.”    

آمریکای “پشتیبان حقوق انسان ها”، دست رامسفلد را برای شکنجه زندانی ها در عراق و افغانستان باز گذاشت تا او بتواند به هر تبه کاری که دوست دارد در این زندان ها انجام دهد. رامسفلد از بازداشت های “سایت سیاه”، زندان ابوغریب و بازداشت بی پایان تروریست های گمانی (فرضی) در خلیج گوانتانامو، برای از میان برداشتن انسان های بی گناه سود برد.   

۲۲ سال پیش بود که ناتو با رهبری آمریکا، بی آن که شورای امنیت سازمان ملل آن را پذیرفته باشد، به یوگسلاوی یورش برد. یورش ناتو به یوگسلاوی در ۲۴ مارس ۱۹۹۹ آغاز شد و ۷۸ روز به درازا کشید. بر پایه آمار خود ناتو، هواپیمایمان ناتو ۳۸۰۰۰ پرواز انجام دادند که بیش از ۱۰ هزار آن ها بمب افکنی بوده است. به گفته دست اندرکاران جمهوری صربستان ، بمب افکنی ۴۰۰۰ کشته و ۱۰۰۰۰ زخمی به جای گذاشته بود که دو سوم آنها غیرنظامی بودند. سی درصد از کسانی که در این بمباران ها کشته شده اند، کودکان هستند. هنوز مردم یوگسلاوی پیشین از پیامدهای آن ۱۵ تن بمب اورانیوم که ناتو بر سر آن ها ریخت رهایی نیافته اند. به گزارش جمهوری صربستان، بسیاری از کودکانی که پس از سال ۱۹۹۹ میلادی در این کشور به دنیا آمده اند، دچار بیماری های گوناگونی سرطانی شده اند. در دهه نخست پس از بمب افکنی ۳۰،۰۰۰ تن به سرطان دچار شدند که از میان آن ها ۱۸،۰۰۰ جان باختند. بمب های اورانیوم که در یوگسلاوی به کار برده شده بود، هزار برابر زیان آورتر از بمب های اتمی بود که در سال ۱۹۴۵ بر روی مردم در  هیروشیما و ناکازاکی ژاپن انداخته شده بود. خسارات مادی بالغ بر ۱۰۰ میلیارد دلار بوده است. https://tass.com: 2021/01/20) )

برآورد می شود که۳۱ هزار بمب اورانیوم ضعیف شده از سوی نیروهای آمریکا و دوستانش بر سر مردم عراق ریخته شد. ایالات متحده و دوستانش از سال ۲۰۰۱ تا سال ۲۰۱۹ بیش از ۳۲۶۰۰۰ بمب و موشک بر روی مردم دیگر کشورها ریخته اند، از آن میان بیش از ۱۵۲۰۰۰ بمب و موشک در عراق و سوریه افکنده شد. یعنی در ۲۰ سال گذشته میانگین روزانه بمب و موشک انداخته شد از سوی امریکا و دوستانش،  بر سر این مردمان بی چاره ۴۶ بمب و موشک بوده است. (https://www.salon.com: 2021/03/05)

آیا به راستی این همه کشتار برای ارمغان دادن “دموکراسی” به این خلق های “بربر و بی فرهنگ” بوده است؟

امپریالیسم به رهبری آمریکا به دنبال چیست؟

امپریالیسم با تضادی روبرو است که پیامد پیاده کردن سیاست اقتصادی نئولیبرالیستی در کشورهای پیشرفته سرمایه داری است که به تنگ دستی بخشی بزرگی از رنجبران این کشورها انجامیده است. یکی از پیامدهای ناگوار پیاده سازی اقتصاد نئولیبرالیستی برای خود سرمایه داری، پایین آمدن توان مصرف مردم در کشورهای سرمایه داری پیشرفته بوده است.

برای چاره جویی این چالش کشنده، امپریالیسم می خواهد که هزینه انرژی پایین بماند، تا هزینه تولید کاهش یابد و توان مصرف مردم در کشورهای پیشرفت سرمایه‌داری افزایش یابد. 

تردیدی نیست که امپریالیسم می خواهد که سرچشمه های گوناگون کشورها مانند نفت، گاز، مس و لیتیوم جهان را در دست داشته باشد و هم زمان دادوستد را با دلار انجام دهد، تا جای گاه دلار هم چون پول جهانی استوار بماند. هم اکنون، کشورهای امپریالیستی تلاش می کنند که با در دست داشتن بازار مالی و کنش های بانکی جهان پیوندهای اقتصاد جهانی و دادوستدها را به سود خود برنامه‌ریزی کنند.

اکنون که ما از هدف های امپریالیسم آگاه شده ایم، باید بررسی کنیم که چه سیاستی در برابر این هدف ها می توان انجام داد؟

بسیاری از نیروهای سیاسی ایرانی با یک چشمی یا کنار امپریالیسم بر ضد جمهوری اسلامی ایستاده اند و یا در کنار جمهوری اسلامی بر “ضد امپریالیسم” ایستاده اند.  بسیار باید هشدار بود که در این دام نیفتاد.

آیا مانند آن چه که هواداران شاهنشاهی و نیروهای راست درون و پیرامون جمهوری اسلامی می گویند، دوستی با آمریکا تنها راه پیشرفت اقتصادی و رفاه اجتماعی ما است؟

آیا مانند آن چه که جمهوری اسلامی و هواداران “ضدامپریالیستی” آن می گویند، باید با تنش آفرینی در خاورمیانه در برابر آمریکا ایستاد؟

کلید پیشرفت ما در گرو دوستی با آمریکا نیست

نیروهای سوسیالیستی انقلابی همواره خواهان تنش زدایی با همه ی کشورهای جهان و از میان آن ها امریکا بوده اند.  گفت و گوهای دراز و توان فرسا در باره ی تضاد، همیشه از هر جنگی بهتر است.

ولی نیروهای سوسیالیستی انقلابی به این باور ندارند که گویا راه نجات میهن در دوستی با آمریکا است؛ آن ها باور ندارند که پیامدهای ناگوار و کشنده سرمایه داری در جمهوری اسلامی با دوستی با امریکا با تلنگری از میان برداشته می شوند.

گروه های راست شاهنشهی و در درون جمهوری اسلامی مانند آقای زیبا کلام، این گونه وانمود می کنند که گویا کلید بهروزی، پیشرفت و رفاه میهن ما در دست بهبودی پیوند با امریکا هست. آن ها می گویند که برایند طبیعی دوستی با آمریکا، پیشرفت اجتماعی و نمو اقتصادی است.  

این سخنان از بن نادرست است و بیشتر به یاوه گویی می ماند. امروز همه ی کشورهای آفریقایی دوست امریکا هستند، آیا آن ها به رفاه اجتماعی و یا پیشرفت اقتصادی رسیده اند؟ از کشورهای نفت خیز دوست امریکا که بگذریم، دیگر کشورهای دوست آمریکا در هر کجای جهان که باشند، درگیر نداری و درماندگی هستند. از این رو، گفتن این که دوستی با امریکا شرط پیشرفت اقتصادی و اجتماعی است، سخنی نادرست است.

بسیاری از دوستان و دشمنان امریکا به یک اندازه بدبخت، درمانده، گرسنه و ناپایدار هستند، برای این که همه ی آن ها پیروی از سیاست‌های اقتصادی بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول و پیاده کردن برنامه های نئولیبرالیستی آن ها را پذیرفته اند. برای همین،  مصر و اردن دوست امریکا به اندازه جمهوری اسلامی دشمن امریکا، تا گردن در دریای بحران و ناآرامی شناور هستند.  

کلید پیشرفت ما در گرو تنش آفرینی جمهوری اسلامی نیست

روسیه و چین خواهان بر هم زدن نقش سرکردگی جهانی آمریکا هستند. پیدا کردن جانشینی برای دادوستد به جای دلار، یکی از بزرگترین و دشوارترین چالش برای پایدار کردن جهان چند قطبی است.

رژیم جمهوری اسلامی چون که نمی خواهد شیعه سازی خاورمیانه را فراموش کند و چون که می داند که بهای این کار سنگین است و امریکا و دوستانش او را گوش مالی می دهند، هم اکنون مانند روسیه و چین خواهان این است که دادوستد اقتصاد خود را در بازار جهانی با دلار انجام ندهد.

هم کاری جمهوری اسلامی با روسیه و چین نه تنها به معنای پای گذاشتن در راه رشد غیرسرمایه داری نیست بلکه حتا دوستی از دل و جان با روسیه و چین هم نیست. جمهوری اسلامی برای گریز از پیامدهای تحریم های آمریکا تن به این هم کاری داده است.

آقای دکتر رامین مهمانپرست دیپلمات بلندپایه و سخنگوی پیشین وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران و سفیر پیشین ایران در چهار کشور لهستان، لیتوانی، قزاقستان و تایلند در گفتگوی لایو با خبرگزاری اسپوتنیک روسیه (۲۹٫۰۴٫۲۰۲۱) در این باره چنین گفت:

آمریکا باید اکنون بپذیرد که دنیای جدید دنیای تک ‌قطبی نیست و حتی دو قطبی نیز نخواهد بود و مبنای همکاری ‌های منطقه ‌ای، چندجانبه و کمک کردن به وضعیت اقتصادی کشورهای مختلف برای رشد بر امنیت و ثبات در جهان تاثیرگذار خواهد بود….من بر این باورم در روابط بین‌الملل اساساً داشتن یک دوست ۱۰۰% یا یک دشمن صددرصد معنا ندارد.

همان گونه که می بینیم سیاست برون مرزی جمهوری اسلامی بر پایه های استوار پراگماتیسم (عمل گرایی) سوار است.

در این جا و آن جا سخن فراوان از ”منافع ملی”  رانده می شود. گویا برای این که جمهوری اسلامی از ”منافع ملی”  ایران پشتیبانی می کند، ما باید با آن سازش کنیم. باید به یاد داشت که مردم در پشتیبانی از ”منافع ملی”  خود نقشی ندارند. پشتیبانی از ”منافع ملی”  تنها در دادوستد جهانی و سیاست برون مرزی معنا پیدا می کند. از این رو، تنها طبقه های فرمان روا با نهادهایی که در دست دارند می توانند این کار را انجام دهند. این دولت ها هستند که به نمایندگی از مردم این کار را انجام می دهند. و از آن جایی که مارکسیسم دولت را نمآینده طبقه های فرمان روای جامعه می داند، پس ”منافع ملی”  یعنی منافع طبقه های فرمان روا

دولت های کم توان دیکتاتور و ضدمردمی، در این جا و آن جا می توانند خط سرخی در برابر نیروهای امپریالیستی داشته باشند، ولی هنگامی که در برابر خیزش نیروهای مردمی بر ضد خود شکننده می شوند، سازش با امپریالیسم را بر آشتی با توده ها برتری می دهند.  ”منافع ملی”  که این طبقه های انگلی از آن پشتیبانی می کنند، همانا هم کاری با بورژوازی جهانی برای دزدی هماهنگ از سرمایه ملی هم میهنان ما است. برای همین، دستگاه ستم ولایت فقیه درهای اقتصاد را بروی سرمایه های انگلی برون مرزی باز می کند و یا برنامه های اقتصادی آن ها را پیاده می کند. بورژوازی انگلی درون مرزها پیوستگی اش با بورژوازی دزد جهانی استوارتر و پایدارتر از پیوندش با رنج بران میهن ما است.   

در پیوند فراملی میان کشورها، آن کشورهایی که نیرومند هستند، دیگر کشورها را وادار  به پذیرش زور خود می کنند.

 نظام های دیکتاتور و ضدمردمی نمی توانند در برابر امپریالیست ها از ”منافع ملی”  پشتیبانی کنند. باور به این که نظامی که گرسنگانی را که خواهان مزد خود هستند به تازیانه می بندد و یا گلوی آزادی خواهان را با سنگدلی می فشارد و یا به گروه های دینی و خلقی خود ستم روا می دارد می تواند از ”منافع ملی”  پشتیبانی کند، پایه های سستی دارد.   

کشورهای کم توان، تنها با پشتیبانی نیروهای درون مرزی خود می توانند در برابر این نابرابری ایستادگی کنند. به سخن دیگر، راه نبرد ضدامپریالیستی در جهان امروز از دالان اقتصاد ملی- دموکراتیک می گذرد و نه با شیوه تنش آفرینی و جنگ افروزی. از همین رو، هیچ کسی در جهان تردیدی ندارند که کوبای سوسیالیستی در برخورد با نیروهای امپریالیستی به آن ها باج نمی دهد و سرمایه مردم را به ارزانی به آن ها نمی فروشد، ولی چنین رفتاری را نمی توان حتا در باره ونزوئلا امید داشت، چه برسد به رژیم سرمایه داری فقیهی جمهوری اسلامی که سراسر چرکین و ضدمردمی است.

امپریالیسم آمریکا در خلیج فارس برای پاسبانی از منافع امپریالیستی خود همه ی کشورهای عربی و هم چنین در کشورهای افغانستان، و بسیاری از کشورهای پیشین آسیایی اتحاد جماهیر شوروی پایگاه‌های نظامی دارد. گفتن این که جمهوری اسلامی در لبنان نیرو دارد برای این که می خواهد خود را از چنگ چنبر امپریالیسم برهاند بیشتر به یک شوخی می ماند.

ببیند کشورهایی که ما آن ها را در جهان در جبهه ضدامپریالیستی می دانیم، کدامشان از کره شمالی گرفته تا کوبای انقلابی، از ویتنام سوسیالیستی تا ونزویلا چاوزی، در برون از مرزهای خود به کار “ضدامپریالیستی” می پردازند؟

پایان سخن

به گزارش آمارهای خود امریکا، در آمریکا نزدیک به ۸۰۰ هزار کودک در کشت زارها و باغ های کشاورزی کار می کنند(http://nfwm.org: 2018/06). روزنامه واشنگتن پست در گزارشی نشان داد که  از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۶ میلادی، ۴۵۲ کودک هنگام کار جان باختند و ۴۷۰۰ کودک زخمی شدند(www.hrw.org: 2018/12/04). کارشناسان می گویند که شمار کشته و زخمی شدگان ۲۰ برابر این آمار است. آمریکا هم یگانه کشوری در جهان است که پیمان حقوق کودکان سازمان ملل را نپذیرفته است.

به گزارش سازمان بین المللی کارگر، امریکا که خود را سرکرده پشتیبانی از حقوق انسان ها می داند، تنها دو پیمان از میان ۸ پیمان اصلی این سازمان را پذیرفت. در آمریکا این بزرگترین پشتیبان حقوق انسان ها، حقوق کارگران پیوسته و روزانه پای مال می شود.

همان گونه که می بینیم، امریکا هیچ گاه پشتیبان حقوق انسان ها نبوده است و کارنامه بسیار سیاهی در این باره دارد.

از تنش زدایی با همه ی کشورهای جهان، از میان آن ها با امریکا، باید پشتیبانی کرد، ولی باید دانست که دوستی با امریکا مایه پیشرفت اقتصادی و رفاه اجتماعی ما نمی شود و امریکا پشتیبان حقوق انسان و خواهان آزادی راستین مردم ما نیست.   

بزرگ کردن نقش امپریالیسم در رویدادها ی درون مرزی، به اندازه نادیده گرفتن نقش امپریالیسم نادرست است. در این تردیدی نیست که دیالکتیک سازه های درون و بیرون مرزی، در درماندگی اقتصادی- اجتماعی جمهوری اسلامی نقش دارند. ولی مارکسیست ها همیشه سازه های درون مرزی را کارساز بنیانی می دانند و برای همین هم به نیروهای مردمی در درون کشور برای دگرگونی باور دارند.

امپریالیسم و دوستان شاهنشاهی برون مرزی آن و دوستان دینی آن در درون مرزها، چیزی فرای دیکتاتوری سرمایه بدون آخوند نمی خواند. ولی ما برای سرنگونی به دنبال انقلابِ مخملی و یا یورش امپریالیسم، جنگِ داخلی و پاره پارگی ایران، و تحریم رنجبران نیستیم.

تنها راهی که میهن ما را از تنش آفرینی به دور می کند و هم زمان آن را در برابر هدف های پرخاش گرانه امپریالیسم نیرومند می کند، برپایی یک جمهوری ملی- دموکراتیک است.   

برای همین، ما خواهان یک انقلابِ اجتماعی به رهبریِ طبقهٔ کارگر هستیم که با جابجایی طبقاتی در فرمانروایی جامعه و با پای گذاشتن در راه رشد غیرسرمایه داری، پایه های اقتصاد ملی و مستقل و عدالت اجتماعی را استوار کند.

One Comment

  1. جعفر

    مبارزه برای اجرای مصوبات حقوق بشر توسط جمهوری اسلامی اصلی ترین مبارزه است. و حق با سیامک است در این مورد آمریکا نمیتواند مثال ممتازی برای دیگران باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *