جمهوری اسلامی رفتنی است، ولی جایگزینی پیشرو بسته به آمادگی شرایط ذهنی انقلاب دارد!

مقاله ۱۷/۱۴۰۰
۲۱ تیر ۱۴۰۰، ۱۲ جولای ۲۰۲۱

پیش گفتار

رژیم های دیکتاتوری نوین، خیلی زود دریافتند که برای دزدی و سرکوب می توانند دست به کارهای نادرست بسیاری بزنند، ولی نیازهای پایه ای یک جامعه هم چون آب، نان و برق را باید تهیه کنند. جامعه هایی که زیر چکمه ی ستم گران خون ریز رنج می برند، توانایی پذیرش زور را تا آن جا که نیازهای نخستین انسان فراهم است دارند. 

رویدادهای کشور نشان می دهد که جمهوری اسلامی آن چنان ورشکسته شده است که حتا این توان را هم دیگر ندارد. مردم برای نداشتن آب و نان هیچ بهانه ای و هیچ پوزشی را از رژیم های دیکتاتور نمی پذیرند. خشکی، نباریدن باران، یورش ملخ ها به گندم زارها، هیچ یک از این بهانه را نمی توان پذیرفت. کوچک ترین وظیفه یک رژیم فرمان روا این است که دست کم برای این روزهای سخت برنامه ریزی داشته باشد و هنگام دشامد (فاجعه) طبیعی و کمبودهای ناگوار، مردم را به درماندگی نکشاند.

راستش این است که دست اندرکاران نهادهای کوچک و بزرگ جمهوری اسلامی سرگرم انباشتن زر بیشتر در گنجینه های پنهانی خود هستند و کسی دلش برای مردم نمی سوزد و سرش برای چاره جویی دشوارهای آن ها نمی اندیشد. جمهوری اسلامی چارگامه میهن ما را به سوی ورشکستگی می راند. 

بدین گونه، همان گونه که آموزگار بزرگ انقلاب، لنین گفته بود، هنگامی که بالادستان نمی توانند مانند گذشته فرمان روایی کنند و فرودستان نمی خواهند دگر ستم پذیر باشند، بدان گاه شرایط عینی انقلاب فراهم است.

مردم میهن ما این روزها چه می کشند؟

میهن ما کشور دارایی است و باید بتواند که کار، نان، خانه، بهداشت، و کالاهای بهتر و ارزان تری برای مردم ما تهیه کند. ولی بورژوازی انگلی در آن فرمان روایی می کند که تنها در اندیشه پول اندوزی فراوان و تند است. این همه پول نفت می توانست در پیشرفت دادن تولید و صنعتی کردن میهن به کار برده شود، می توانست یک چتر پوششی اجتماعی و بهداشتی برای مردم ما فراهم کند، ولی همه ی این سرمایه ها به جیب آقایان می روند و یا برای تنش آفرینی هزینه می شوند.

جمهوری اسلامی کارگران را تازیانه می زند و آن ها را از کارخانه بیرون می کند. کالاها تنها برای پول داران یافت می شود و قیمت ها روزانه افزایش می یابند. نرخ تورم هر روز بالا می رود و مردم گرسنه تر می شوند.

به گزارش اسپوتنیک (https://ir.sputniknews.com/:03.02.2021)، یک کیلو موز با قیمت  ۵۰ تا ۶۰ هزار تومان و  یک کیلو گیلاس با قیمت یک میلیون تومان در خرده فروشی‌های بالای شهر تهران فروخته  می شود.

بار تورم به ویژه بر دوش لایه های پایینی جامعه سنگینی می کند. میانگین نرخ تورم در این دوره ۱۰ ساله ۲۱.۷ درصد بوده، در برابر آن میانگین نرخ دستمزد کارگران در این یک دهه ۱۹.۹ درصد افزایش یافته است (www.bbc.com: 2020.04.09) .

ناصر چمنی، نماینده کارگران در شورای عالی کار گفت “فقط در بخش خوراکی‌ها بیش از ۷۶ درصد افزایش در سبد معیشت دیده می‌شود.”محمدرضا تاجیک، نمایندۀ کارگران در شورای عالی کار ایران، متوسط هزینه کارگران را ۱۰ میلیون تومان اعلام کرده است(www.bbc.com: 2021.02.12) .

جمهوری اسلامی نه تنها هیچ برنامه اقتصادی برای برون رفتن از چالش های بسیار میهن ندارد بلکه از توان فراهم کردن نیازهای زیرساختاری مردم هم چون آب و برق نیز درمانده است.

بسیاری از شهرها هفته ها است که در خاموشی به سر می برند. در این گرمای تابستان مردم ساعت ها برق ندارند.

اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس‌جمهوری، ایران جهانگیری روز چهارشنبه ۱۶ تیر (هفتم ژوئیه) گفت، ، ایران با ۱۱ هزار مگاوات کسری برق روبرو است. قرار است این کسری با تعطیلی صنایع بزرگ و کاهش زمان فعالیت ادارات دولتی تامین شود تا مدت زمان قطع برق خانگی کاهش یابد.

به گزارش «تسنیم»، محمد ملاکی، عضو سندیکای تولیدکنندگان برق در نشستی رسانه ای گفت: «در هر هفته ۱۲۵میلیون کیلووات‌ساعت خاموشی رقم می‌خورد و ۲۵۰میلیون دلار خسارت این خاموشی‌ها به اقتصاد کشور می‌شود، اگر این خاموشی برای دوماه ادامه یابد، حدود ۲میلیارد دلار زیان اقتصادی به کشور وارد می‌کند.»

جمهوری اسلامی بیش از چهل سال برای پیدا کردن راه چاره ای برای این گونه چالش ها زمان داشته است، ولی برنامه ریزی برای چپاول سرمایه میهن و سرکوب مردم شورشی برجسته تر از فراهم کردن نیازهای روزانه مردم بوده است. ایران شرایط آب و هوای خوبی برای تولید برق خورشیدی و بادی دارد، ولی هم اکنون این سرچشمه های انرژی پاک تنها برای کمتر از  یک درصد از تولید برق کشور به کار برده می شوند(https://barghnews.com: 2020.07.05).

بیش از سه هزار روستای سیستان و بلوچستان هیچ گونه سامانه آب‌رسانی ندارند و آب خود را از تانکرها تهیه می‌کنند (https://www.isna.ir: 2021. 05.23).

فرزندان تنگ دستان و رنج بران برای رهایی از گرمای جان گداز تن به آبی می سپارند که پر از تمساح است. مدیرکل محیط زیست سیستان و بلوچستان می‌گوید همه قربانیان تمساح‌ها، کودکانی هستند که برای رهایی از گرما به ناگزیر به زیستگاه آنها نزدیک می شوند.

به گزارش خبرگزاری ایسنا، کرمی‌نژادا، مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب خوزستان از شهروندان این استان خواست برای مقابله با کم آبی در خانه آب ذخیره کنند.

جمهوری اسلامی حتا نتوانست به اندازه کشورهای پس مانده جهان بیماری همه گیر کرونا را رام کند و یا به درمان مردم بیمار بپردازد و یا به آن ها واکسن زند. به گزارش خبرگزاری «تسنیم»، روز پنج‌شنبه هفدم تیر وزارت بهداشت جمهوری اسلامی گفت که تنها در یک شبانه‌روز گذشته بیش از ۲۳ هزار نفر به بیماری کووید دچار شده اند. او هم چنین افزود که شمار شهرهای قرمز کرونایی در ایران به ۱۲۰ شهر رسید و هم‌اکنون هیچ شهری آبی نیست.

ننگ تا به آن جا رسیده است که مردم میهن ما برای واکسن زدن به کشورهای همسایه می روند. به گزارش «تسنیم»، روح‌الله لطیفی، سخنگوی گمرک ایران می گوید: « طی دو روز گذشته ۱۸۰۰ نفر ایرانی وارد ارمنستان شده‌اند، از اول تیرماه نیز تاکنون مجموعاً ۴۳۰۰ مسافر ایرانی برای تزریق واکسن وارد این کشور شده بودند. »

خبرگزاری ایلنا گزارش داده است که چندین ایرانی که در صف‌های دراز واکسن در مرز ایران و ارمنستان در روزهای گذشته ایستاده بودند، به دلیل گرمازدگی بیهوش شده‌اند.

حتا رسانه های خود جمهوری اسلامی از روزگار “سیاه” سیستان و بلوچستان؛ گورستان های پر و بیمارستان‌های خالی از تخت می نویسند. ده شهرستان سیستان و بلوچستان بیمارستان ندارد و گاه نیاز است که فرد برای درمان و رسیدن به بیمارستان بیش از ۱۰۰ کیلومتر طی کند.

تنش و دلهره ای همیشگی مردم میهن ما، شمار بیماری های مغزی و عصبی را بسیار افزایش داده است.

حسین پاکدامن، رییس انجمن مغز و اعصاب ایران، گفته است سن سکته مغزی در ایران ۱۰ سال پایین آمده و سالانه ۱۸۰ هزار نفر بر اثر سکته مغزی می‌میرند. ایشان هم چنین گفته است که  ۸۵ هزار بیمار دچار به ام‌اس، یک میلیون و ۳۲۰ هزار بیمار دچار به صرع و ۷۵۰ هزار بیمار دچار به آلزایمر در ایران داریم.

بار گناه این نابسامانی ها بر دوش کیست؟

چرا این گونه است؟

زیرا سرمایه مردم و سرچشمه های طبیعی میهن ما در دست بورژوازی انگلی است، نه در دست مردم. حتا دانشمندان بورژوازی هم پنهان نمی کنند که در شیوه تولید سرمایه داری (پیش رفته و یا پس مانده) سود ورزی سرمایه بر بهبودی زندگی مردم می چربد. این همان چیزی است که مردم میهن ما سال ها است که با گوشت و پوست خود آن را احساس می کنند.

در گذشته بورژوازی از تکنوکرات ها برای رهبری سیاسی کشور سود می جست، ولی هم اکنون از این پوشش چشم می پوشد و خود نهادهای سیاسی رهبری را به دست گرفته است. بورژوازی انگلی با در دست داشتن نهادهای فرمان روایی بیشتر و بیشتر سازوکارهای سیاسی را با منافع طبقاتی خود سازگار و هم آهنگ می کند. بدین گونه، درآمیزی اقتصاد و سیاست هر روز بیشتر می شود و پیوند ناگسستنی آن ها آشکارتر. بورژوازی انگلی با در دست داشتن نهاد دولت، دستمزد ها را پایین نگه می دارد و به بهانه های گوناگون به سرکوب خواست های اقتصادی کارگران می پردازد.  

بورژوازی انگلی با کمک بخش دولتی به خرید و فروش سودآور سرمایه و نیازهای کشور می پردازد. با این شیوه رانت خواری افزایش یافته است. با یکه تازی بورژوازی نظامی در نهادهای فرمان روایی کشور، اقتصاد زالویی هر روز گسترده تر می شود.

یکه تازی بورژوازی نظامی ولی بی هزینه نیست. از یک سو، بورژوازی نظامی که همه ی نهادها را در دست گرفته است از چنان نیروی اقتصادی، نظامی و ایدیولوژیک برخوردار است که با فریب و زور به مردم  زراندوزی خود را روزانه می گستراند. از سوی دیگر، این انحصار او را با بخش های بزرگتری از جامعه در تضاد آشکار می گذارد و از نیروی و توان نرمش او می کاهد. این انحصار، جامعه را از پندارهای دموکراسی بازی و پینه زنی این قبای ژنده رها می کند و رژیم را با باریک شدن تنه، در انزوای سیاسی می اندازد.  بدین گونه، باور پندارگرایانه راه جویی دمکراسی مابانه در جمهوری اسلامی، در اندیشه ی بسیاری از مردم فرو خواهد ریخت.

درهم آمیختن بورژوازی نظامی با نهادهای دیگر به معنای این است که نبرد اقتصادی نیز به ناگزیر یک ریخت سیاسی به خود می گیرد. نبرد مزدی طبقه کارگر نیز به کشمکش با سیاست های دولت پیوند می خورد.

از این رو، بحران جامعه ریشه در یک سیستم سرمایه داری دارد، بحرانی که تنها با نابودی این سیستم از میان برداشته می شود. نمی توان مانند راست گرایان تنها به جنگ دیکتاتوری ولی فقیه رفت و بیشتر مردم را در برابر یورش بورژوازی انگلی تنها گذاشت. میان بورژوازی انگلی جمهوری اسلامی و بورژوازی رانده شده شاهنشاهی در امریکا هم سانی شگفت انگیزی در باره ی دور کردن سر نظام سرمایه از زیر شمشیر خشم توده ها است.  

تنها راه چاره برای چالش های بی شمار اقتصادی- اجتماعی، جایگزینی شیوه تولید سرمایه داری با سوسیالیسم است. وقتی دستگاه تولید در مالکیت اجتماعی باشد و نهادهای رهبری در دست رنج بران و پیش گامان آن ها باشد، می توان از سرمایه هنگفت نفتی و انسانی میهن برای فراهم کردن نیازهای مادی و فرهنگی مردم بهره برداری کرد.

نیروی دگرگونی جامعه تنها در بازوان و مغزهای رنج بران اندیشمند و اندیشمندان رنج بر (مارکس) نهفته است. دیگر طبقه ها، از کشاورزان، خرده بورژوازی شهری و روستایی گرفته تا لایه های میانی و بورژوازی ملی دریافته اند که شرایط کشور باید ریشه ای دگرگون شود. طبقه کارگر همراه با پیش گامان خود می تواند و باید راهی پیدا کند، تا بیشتر مردم را در نبرد طبقاتی علیه سرمایه انگلی که از خون مردم می نوشد دوروبر خود گرد هم آورد.

آیا راه رشد غیرسرمایه داری شدنی است؟

امپریالیسم با همه ی توانایی هایی که هنوز دارد، دیگر تنها نیروی بزرگ در جهان نیست. جمهوری خلق چین در راه سوسیالیسمی گام گذاشته است که در آن نهادهای فرمان روایی جامعه در دست کارگران و دیگر سخت کوشان است. با دستاوردهای فراوانی که جمهوری خلق چین بدست آورده است، دیگر نمی توان سوسیالیسم را یک اندیشه پنداری خواند که در آرزوی ساختن  بهشت در آرمان شهر است. دستاوردهای اقتصادی و پیشرفت اجتماعی جمهوری خلق چین که در تاریخ انسانی همانند ندارد، تنها با سوسیالیسم شدنی است.   

جمهوری خلق چین با خونسردی ستایش انگیزی تنش زدایی را با ایستادگی در برابر زورگویی امپریالیسم درآمیخته است.  جمهوری خلق چین همراه با سیاست تنش زدایی خود، جبهه ضدامپریالیستی را نیرومند می کند و از هر شکافی در گردان سرمایه سود می جوید تا یکه تازی امپریالیسم را  رام کند. جبهه ای که چین با روسیه درست کرده است، توانایی جلوگیری از جنگ جهانی نوین را دارد. این جبهه، امپریالیسم را به ناگزیر به پذیرش همزیستی مسالمت آمیز بین دولت های گوناگون وا می دارد.       

کمک های جمهوری خلق چین به خلق های دیگر بر پایه ارزش های سوسیالیستی، هم چون همبستگی و برادری میان مردم استوار است. هم زمان، پیشنهادهای زیرساختار سازی جمهوری خلق چین به این کشورها کمک می کند که  از ناچاری به دام سرمایه گذاری استعماری امپریالیسم نیفتند.    

پایان سخن

با بودن رژیم سرمایه داری اسلامی برخی از هم میهنان ما امروز می میرند و برخی ها از ترس آینده تا مرز مرگ نگران هستند. رژیمی که نمی تواند پایه ای ترین نیازهای شهروندان خود را فراهم کند، دیر و یا زود واژگون خواهد شد. وظیفه پیش آهنگان طبقه کارگر سو دادن پیشرو به خیزش مردمی برای سرنگونی است. این کار، همانا فراهم کردن شرایط ذهنی انقلاب است.

آری! راست هم اکنون نیرومندتر از ما است. نیروهای راست که از کمک امپریالیسم نیز برخوردار هستند می خواهند خیزش توده ها را افسار بزنند و با سرنگونی ولایت فقیه توده ها را به خانه ها برگردانند. آن ها خواهان برپایی یک سرمایه داری ددمنشانه با چهره ی غیراسلامی هستند.

ولی ما تنها نیستیم. توده های رنج بر و تنگ دست، خلق های زیر ستم با ما هستند. تنها سیاست های ضددیکتاتوری و غیرسرمایه داری سوسیالیست های انقلابی، بازتاب دهنده منافع بیشتر توده های میهن ما است. باید به توده ها گفت که سرمایه داری در کشور ما بیمارتر از آن است که به توان کشور را با کمک چهره ای غیراسلامی آن نجات داد و بورژوازی انگلی در میهن ما ددمنشانه تر از آن است که به توان آن را با پند به کناره گیری کشاند.  

بهبود و افزایش نیروی سوسیالیستی جمهوری خلق چین و بحران ژرف امپریالیسم، راه روشن دیگری به طبقه کارگر و مردم همه کشورها، برای رهایی از یوغ سرمایه و در دست گرفتن سرنوشت خود نشان می دهد.

با پیشرفت های شگفت انگیز جمهوری خلق چین و کمک های انترناسیونالیستی آن، گام گذاشتن در راه سوسیالیسم، برای کشورهای پیرامونی و کشورهایی مانند کشور ما شدنی است.        

با کمک جمهوری خلق چین و چندقطبی شدن جهان، کشورهای “جهان سوم” با خواست و توان توده های خود، هم اکنون می توانند راه رشد غیرسرمایه داری را پایه گزاری کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *