نقش ویران گر ولایت فقیه در جمهوری اسلامی!

مقاله ۲۱/۱۴۰۰
۱۶ مرداد ۱۴۰۰، ۷ آگوست ۲۰۲۱

پیش گفتار

خیزش دلاورانه مردم خوزستان برای آب، با آتش پاسخ داده شد؛ اعتصاب های کارگری با تازیانه و زندان پاسخ داده می شود؛ فریاد آزادی دانش جویان و زنان با مشت بر دهان پاسخ داده می شود.

”چپ” به درستی با نگاه به این خیزش ها به شور می آید، ولی باید به یاد داشت که شرایط ذهنی انقلاب آماده نیست.

اندوخته هایی که ما از همه ی انقلاب های جهان از پیرزمند تا شکست خورده داریم به ما می آموزد که نیروی سرکش توده هایی که زیر رهبری انقلابی ”چپ” نباشد به رهایی نمی انجامد بلکه همواره به سود نیروهای راست درون و یا برون رژیم بوده است.

هنگامی که رهبری جنبش در دست ”چپ” انقلابی نیست، جا برای بال پرواز گیری نیروهای واپسگرای پادشاهی و مذهبی باز می شود.   

ولی نمی‌توان از ترس به دست افتادن رهبری به دست نیروهای راست، گوشه نشینی گزید و یا امید به درست کاری رژیم با پند و اندرز داشت. ”چپ” هایی که این گونه سازش طبقاتی را آماج خود کرده اند و نبرد طبقاتی را از یاد برده اند، با درست انگاری کارهای سرکوب گرایانه رژیم توان جنبش را کم می کنند.”چپ” های که دل به نبرد ضدامپریالیستی رژیم بسته اند، باید آرام آرام نبرد دمکراتیک مردم را در سیاست های خود برجسته سازند. نمی توان دیگر سرکوب مردم را با تئوری های “ضدامپریالیستی” رویزیونیستی و “پاکی” ولی فقیه درست انگاشت. نبرد با نیروهای هوادار امپریالیسم در اپوزیسیون در کنار رژیم ایستادن نیست بلکه به دست گرفتن رهبری جنبش، با کار کوشا است.

بگذارید در زیر به بررسی “بی گناهی” و “پاکی” ولی فقیه در دشواری های بی آبی کنونی بپردازیم.

آیا بی آبی ناگهانی بوده است؟

هنگامی که انسان گفت و گو های سران رژیم در باره ی بی ابی را دنبال می کند، پی می برد که که ما با یک جمهوری نوین روبرو نیستیم بلکه برنامه های پیش گزاری شده و کارهای انجام شده بیشتر نشان از یک جمهوری موز (banana republic) را بر دوش خود دارد. (در دانش سیاسی، زبان زد ” جمهوری موز” در باره ی یک کشور ناپایدار سیاسی و پس مانده حقوقی به کار برده می شود).

دست اندرکاران رژیم سال ها راه رودخانه ها را برای تهیه آب صنعت ذوب آهن و پولاد وووو و  آب رسانی به باغ های پسته و فروش آب آشامیدنی به کشورهای همسایه دگرگون کرده اند که پیامد آن کم آبی کنونی است!

در سه دهه گذشته جمهوری اسلامی با پیروی از اقتصاد نئولیبرالیستی بی هیچ برنامه ریزی کلان به این گونه تولیدهای آب بر و آلوده کننده اجازه داد که در همه جا پای بگیرند که بی آبی و آلودگی آن به مردم رسید ولی سود آن به جیب از مابهتران رفته است.

برای تولید یک هندوانه ۴ کیلویی در کشور ۱۰۰۰ لیتر آب به کار برده می شود که سود آن به جیب بازرگانان می رود.

تولید ۳۰ میلیون تن فولاد در ایران در هر سال، به ۲۱ تریلیون لیتر آب (۲۱ میلیارد مترمکعب) نیاز دارد ولی سراسر ذخیره آب در پشت سد‌های کشور به ۲۴ میلیارد و ۹۵۰ میلیون مترمکعب رسیده است(تجارت نیوز ۱۳ مرداد ۱۴۰۰). کارخانه‌های تولید فولادی که به این همه آب نیاز دارند در دل دشت‌های خشک ایران پایه گزاری شده‌اند (تجارت نیوز ۱۳ مرداد ۱۴۰۰) . برای نمونه می توان از مجتمع فولاد مبارکه (اصفهان)، کارخانه صبا فولاد زاگرس (شهرستان بروجن)، ذوب‌آهن امیرکبیر اراک (استان مرکزی)، فولاد کویر دامغان (استان سمنان)، شرکت فولاد فسا (استان فارس)، فولاد یزد (استان یزد)، صنایع فولاد کرمان (استان کرمان) و چندین نمونه دیگر نام برد.

«سرانه آب تجدیدپذیر» نشان می دهد که به ازای هر کس چند لیتر آبِ تجدیدپذیر (آب‌های روان و نه آب‌های زیرزمینی) در هر کشور هست.اگر سرانه آبِ تجدیدپذیرِ یک کشور از ۱۷۰۰ مترمکعب در سال کم تر باشد، آن کشور در شرایط «تنش آبی» (Water stress) است. تجارت نیوز در روز چهارشنبه۱۳ مرداد ۱۴۰۰  می نویسد که هر شهروند «ایسلندی» ۳۲۵ برابر بیشتر از یک ایرانی «سرانه آب تجدیدپذیر» دارد. به گفته این روزنامه «سرانه آب تجدیدپذیر» کشور هر سال پایین رفته است بی آن که سران کشور کاری برای جلوگیری آن کرده باشند. در سال ۱۹۸۹ میلادی  سرانه آب تجدیدپذیر در ایران، ۲ هزار و ۳۷۰ مترمکعب بوده است در سال ۲۰۰۵ میلادی سرانه آب تجدیدپذیر در ایران ۲ هزار مترمکعب در سال بوده است. در سال ۲۰۱۴ میلادی سرانه آب تجدیدپذیر در ایران ۱۶۴۰ مترمکعب در سال رسیده بود.

همان گونه که می بینیم جمهوری اسلامی می توانست که روند کم آبی را با دیدن آمار پیش بینی کند.

نقش ولی فقیه در کشور

نیروهای آوازه گری (تبلیغاتی) رژیم با برنامه های باریک بین و تیزنگر به پاک شویی دست خونین ولایت فقیه در سرکوب خیزش خوزستان پرداخته اند.

«علی خامنه ای» در سخنانی خود در باره ی این خیزش مردم خوزستان می گوید:«مردم ناراحتیشان را بروز دادند و هیچ گله ای نمیشود از آنان داشت. » «خامنه ای» حتا پررویی را تا به آن جا می رساند که می گوید دشواری های آبی برای این است که دولت ها پند او را پیاده نکرده اند، انگار که ایشان مهندس شهرسازی و یا مهندس آب است؟ او حتا می گوید که برای انجام پند خود ۵۰ میلیون دلار پول (روشن نیست از کجا آورده است؟) به استان خوزستان داده است که هنوز هزینه نشده است.

همه ی سردمداران رژیم هنگام راه پیمایی و خیزش مردم و روبرو شدن با دشواری هایی که خود آفریده اند، نه تنها پاسخگو نیستند بلکه بستان کار می شوند و بار گناهان را بر دوش سردمداران پایین تر از خود می گذارند. از قالیباف گرفته تا خامنه ای، همه سردمداران رژیم خود را بخشی از پیاده کنندگان سیاست رژیم نمی دانند و سخن از دست پنهانی می کنند که هیچ کس نمی داند که در کدام کنام خزیده است.

پاک شویان ولایت فقیه چیزی در باره ی این نمی نویسند که بالاترین سردمدار کشور خامنه ای است؛ بزرگترین برنامه ریز و پیاده کن سیاست های اقتصادی، سیاسی، نظامی، اجتماعی و فرهنگی خامنه ای است؛ فرمانده همه ی نیروهای نظامی، پلیسی، بسیجی، پاسداری باز هم خامنه ای است؛ برگمارنده رییس قوه قضایی و همه ی  زندانبانان نیز باز خآمنه ای است؛ فرمانده همه ی نیروهای آماده ساز، سازمان دهنده ، آموزش دهنده،  دستور دهنده، گسیل کننده، و نیروهای سرکوب کننده نیز باز خآمنه ای است. مگر کسی فرای رهبر می تواند دستور سرکوب و دستگیری زندانی شکنجه و تیراندازی و کشتار راه پیمایی آرام مردم را بدهد؟  

اگر حق مردم است که از بی آبی فریاد بکشند، پس چرا پاسخ با گلوله داده می شود؟

دورویی و ریا این رژیم ان چنان گستاخانه است که گوبلز را در برابر آن فرشته می نمایاند. جمهوری اسلامی با دست چینی رئیسی آدم کش و برگماری او چون رییس جمهور دیگر آشکارا نشان می دهد که ولایت فقیه فرماندهی همه ی پهنه های زندگی اقتصادی اجتماعی و نظامی و فرهنگی جامعه را در دست دارد. حتا شورای نگهبان و مجلس خبرگان که می بایست بازرس کارهای ولایت فقیه باشند خود زیر سایه سنگین او می نشینند چه برسد به شورای تشخیص مصلحت نظام  و رادیو و تلویزیون و وزارت دفاع و وزارت اطلاعات و دیگر نهادها.  

پاک شویان دست خون آلود «خامنه ای» فراموش می کنند که او تنها کسی بود که می توانست اصل ۴۴ قانون اساسی را دگرگون کند و او بی آن که لرزشی در دست پیدا کند، نه تنها این کار را کرد بلکه پشتیبان همه ی دولت ها در پیش گرفتن سیاستهای اقتصادی نئولیبرالیستی بوده است. با این کار او  تیشه به ریشه اقتصاد کم جان ملی زد و مایه ورشکستگی کارخانه ها و بنگاه های تولیدی و صنعتی شد.

اگر ولی فقیه نباید پاسخگوی ورشکستگی اقتصادی و گسترش بیکاری، بی خانمانی، تنگ دستی، حاشیه نشینی، کار کودکان، تن فروشی زنان، اعتیاد جوانان، کارتن خوابی و گور خوابی در کشور باشد! پس چه کس دیگری باید پاسخگو باشد؟ مگر کسی دیگر سوی «خامنه ای» می توانست به پذیرش دستورهای نئولیبرالیستی بانک جهانی و صندوق بین المللی پول بپردازد و چراغ سبز برای خصوصی سازی بخش های ملی اقتصاد دهد. 

مگر کسی بی آن که «خامنه ای» بداند می تواند آب، خاک و جنگل را به بیگانگان بفروشد؟ اگر همه ی این کارها، بی آن که او بداند، انجام می شود، پس بودن او در جایگاه ولی فقیه برای چیست؟

چه باید کرد؟

انتخابات به روشنی نشان داد که مردم جان به لب رسیده از همه ی دسته های رژیم گذشته اند. شالوده کار ما بر پایه پشتیبانی از منافع طبقاتی  توده های رنج استوار است. پیش از انقلاب بالا بردن سطح آگاهی طبقاتی توده، و سازماندهی آن ها از برجسته ترین وظیفه های ما است. انقلاب به یک نیروی رهبری کننده انقلابی نیاز دارد که هم اکنون فراهم نیست. ”چپ” باید بردبار باشد و با گسترش خیزش ها در ژرفا و پهنا آرام آرام رهبری جنبش را به دست گیرد و شرایط ذهنی را آماده سازد.   

باید نبرد دموکراتیک را که بازتابی از ستم طبقاتی و اجتماعی، جنسی، جنسیتی، خلقی و فرهنگی است، در یک چارچوب ضدسرمایه داری گذاشت تا جنبش، چشم انداز سوسیالیستی پیدا کند. هم گامی با مردمی که برای نخستین حقوق انسانی خود یعنی نان و  آب و خانه و آزادی می رزمند بخشی از پیکار ”چپ” انقلابی نیز هست.

پیکار  مردم از اعتصابات کارگری، پرستاران، آموزگاران و آزادی خواهی لایه های میانی و نبرد خلق های زیر ستم باید با هم گره بخورد و آن چنان  توده‌ای‌ و سراسری شود که سرکوب را دشوار سازد و رژیم را به پس نشینی وادارد. این بدین معنی است که هم اکنون فراهم کردن زمینه های پیوند و هم آهنگی نبرد ضد دیکتاتوری ولایت فقیه و دموکراتیک آزادی خواهانه با پیکار طبقاتی علیه نظام سرمایه‌داری و رزم با دشمنان برون مرزی ما با سرکردگی امپریالیسم آمریکا از بزرگترین وظیفه نیروهای ”چپ” انقلابی است. ”چپ” بدین گونه خود را برای به دست گیری رهبری رستاخیز مردم آماده می سازد.

پایان سخن

همان گونه که دیده ایم روند کم آبی کشور در آمارها سال ها آشکار و نمایان بوده است. ولی دست اندرکاران رژیم ولایت به جای برنامه ریزی و جلوگیری از این دشامد (فاجعه) سر را مانند کبکی به زیر برف پنهان کرده بودند و امید داشتند که “انشاالله گربه است”.   

نقش ولایت فقیه در ورشکستگی سراسری کشور برجسته تر از آن است که بتوان با سخن های بی پایه و امید به نبرد “ضدامپریالیستی” و “پاکی” او از آن چشم پوشید.

امپریالیسم و رژیم‌ ضد مردمی و نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی به رهبری خامنه ای، با هم در بدبختی مردم و پس ماندگی اقتصادی و نابودی کشور دست دارند.  

در کشورهایی مانند ویتنام و چین که رهبری در دست نیروهای پرولتری است، از دهه هشتاد میلادی، از سودجویی امپریالیست‌ها، برای نمو اقتصادی کشور بهره جویی شد، ولی نظام سرمایه داری و چرکین میهن ما تولید صنعتی آلوده‌کننده، چون فولاد خام، میله گرد، ورق فولادی و تیرآهن را پذیرفت، بی آن که به پیامدهای آن بیندیشید و یا آلودگی را با برنامه گذرا بپذیرد، تا این که از آن برای نمو اقتصادی کشور سود جوید. به گزارش تجارت نیوز (چهارشنبه۱۳ مرداد ۱۴۰۰ ) ایران در سال ۲۰۲۰ میلادی، با تولید نزدیک به ۳۰ میلیون تن فولاد، دهمین تولیدکننده بزرگ فولاد جهان بوده است.   

هیچ کس از خود نپرسید که چرا امپریالیست ها به ایران توان گسترش صنعت پولادسازی را داده اند؟

شماری از سازمان‌ها، سندیکاها مانند «شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان»، «گروه اتحاد بازنشستگان»، «سازمان معلمان ایران» «سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه»‌ ، «سندیکای کارگران هفت تپه» ،«کانون نویسندگان ایران» از خیزش مردم خوزستان پشتیبانی کرده اند. پشتیبانی سازمان ها و نهادهای صنفی و مدنی  مستقل از خیزش مردم خوزستان، نشان از پختگی جنبش دارد.

”چپ” باید با پیوند دادن این جنبش ها به هم، رهبری این جنبش ها را به دست گیرد و شرایط ذهنی انقلاب را آماده کند.  

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *