سازمان دهی توده ها، یا امید به سپاهی ها!

مقاله ۲۲/۱۴۰۰
۲۴ مرداد ۱۴۰۰، ۱۵ آگوست ۲۰۲۱

پیش گفتار

با گزینش دسته نشانده آدم کشی مانند رئیسی و به سر کار آمدن دولت او، بورژوازی نظامی یک بار دیگر تلاش می کند که همه ی پهنه های اقتصادی – اجتماعی، سیاسی و فرهنگی کشور را به دست گیرد.

برخی ها (از میان آن ها دسته هایی که خود را  توده ای می خوانند) هنوز ”نگاه به شرق” رژیم را که برای گریز از پیامدهای تحریم است، به نبرد امپریالیستی برگردان می کنند و امیدوارند که تلاش ها دوباره در راه درست به کار گرفته شود.

هیچ تردیدی نیست که امپریالیسم با خودداری از برداشتن تحریم‌های فشار خود را بر ساختار شکننده رژیم ولایت بیشتر کرده است. ولی اگر سیاست برون مرزی رژیم بر پایه منافع ملی توده های رنج بر و خلق های زیر ستم برنامه ریزی می شد، این لایه های اجتماعی هزینه آن را با آغوش باز می پذ یرفتند (هم چنان که بیش تر مردم کوبا آن را پذیرفتند).

ولی به جای هم راهی با مردم، لایه های انگلی بورژوازی ایران هر نوای آزادی را به خاموشی کشاندند و سرکوب کردند و با پیاده کردن سیاست‌های اقتصادی نئولیبرالی هرچه بیشتر رنج بران، کارگران و لایه‌های میانی و پایینی جامعه را بدبخت کرده اند.

سرمایه داری نئولیبرالیستی خط اقتصادی جمهوری اسلامی

بورژوازی نظامی به رهبری سپاه و فرماندهی ولایت فقیه پیش تر، حتا با سرکوب خونین هواداران آقای موسوی و جنبش سبز هشت سال تلاش کرده بود که تا به پندار خود با یک دست کردن فرماندهی، کشور را به راه درست بکشاند.

زنده یاد فریبرز ریس دانا در چند نوشته با داده های بسیار در آن زمان به روشنی نشان داده بود که دولت های آقای احمدی نژاد اگر چه با کاربرد گفتمان “چپ” به سر کار آمده بودند، ولی از راست ترین دولت های تاریخ میهن ما بوده اند.

فراموش نشود که در زمان احمدی نژاد، ایشان به دستور بانک جهانی صندوق بین المللی پول  یارانه ها را به زیان مردم دگرگون کرد، و کارخانه ها و صندوق های اجتماعی را به دوستان سپاهی خود سپرده بود.

برایند هشت ساله ی دولت های روحانی هم، چیزی فرای پشتیبانی از رانت خواری و بورژوازی انگلی نبوده است. دولت در برابر کرونا نه تنها برنامه ای نداشته است بلکه به امید خرید واکسن از بخش خصوصی بوده است. در زمان دولت های هشت ساله او بخش های صنعتی میانه و کوچک به مرز نابودی رسیده اند، چون که از پرمهری بورژوازی بوروکراتیک بهره مند نبوده اند. در همین دوران،  ارزهای ارزان به دوستان لایه انگلی بورژوازی بازرگانی واگذار شده بود، تا دوستان کالاهای پر نما، ولی بی ارزش به کشور بیاورند و یا ارز را در بانک های برون مرزی پنهان کنند. آقای روحانی اقتصادی را بنیان گذاشته است که هم اکنون برای خرید یک دلار می بایست نزدیک به سی هزار تومان پرداخت کرد. حتا بازاری به ریخت و روی کشورهای سرمایه داری در کشور نیست.  

آن هایی که به پاک شویی ولی فقیه و سپاه می پردازند فراموش می کنند که این دو نهاد بورژوازی نظامی پشت سر دولت روحانی، بشر اسد را از دمشق به تهران آوردند و برگرداندند. اگر در بورژوازی نظامی خواست و توان نبرد با کرونا می بود، بی تردید راهی برای خرید واکسن می یافت، ولی به جای آن نمایندگان سپاه دستور دستگیری آقای زالی که به روشنگری در باره ی ناتوانی این دسته پرداخته است را به نیروهای خود داده اند. آقای زالی، رئیس ستاد مقابله با کرونای تهران گفته است که رژیم ایران چون می‌ اندیشید واکسن گران است، از خرید آن خودداری کرد و حتا کمک‌های جهانی و پزشکان بدون مرز را از فرودگاه برگرداند.

هم کاری لایه های انگلی بورژوازی با هم

نزدیک به چهار دهه است که بورژوازی انگلی در دستگاه فرمانروایی جمهوری اسلامی بی هیچ رودربایستی، پشتیبان سرمایه‌داری بزرگ از هر گونه آن بوده است. بیش از سی دهه، همه ی دولت های جمهوری اسلامی به پیاده سازی ویران گر سیاست‌های نئولیبرالی اقتصادی پرداخته است. بیش از سه دهه است که سه بورژوازی بزرگ و انگلی میهن ما؛ بورژوازی نظامی، بورژوازی بازرگانی و بورژوازی بوروکراتیک با همه ی درگیرهای بزرگ و کوچک در درون خود، پیاده کنندگان سیاست اقتصادی نئولیبرالی در درون، سیاست شیعه سازی خاورمیانه در برون و سیاست های درهای باز اقتصادی برای خرید کالاهای بنجل و یا پرنما بوده اند.  

این سه لایه بورژوازی انگلی همیشه به خط قرمزهای هم دیگر ارج گذاشته اند و تا آن جا که در توان داشته اند از آن نگذشته اند.

وارونه آن چه که پنداشته می شود، بورژوازی نظامی به رهبری ولایت فقیه نه تنها با اقتصاد نئولیبرالی در نبرد نبوده است بلکه تنها کسی که می توانست با کنار گذاشتن اصل ۴۴ قانون اساسی راه اقتصاد نئولیبرالی را در کشور بگشاید خود ولی فقیه بود که او بی آن که شرم کند، این کار ضد قانون اساسی را انجام داده است. 

وارونه آن چه که پنداشته می شود، بورژوازی بوروکراتیک هیچ گاه در برابر نقشه شیعه سازی خاورمیانه بورژوازی نظامی به گونه ای جدی نایستاده است بلکه همان گونه که آقای ظریف در یکی از توییترهای خود نوشته بود، همیشه دستورهای ولی فقیه را با جان و دل پیاده کرده است.

هم اکنون هم اگر چه که سپاه بورژوازی بوروکراتیک را به زیر فرمانروایی خود در آورده است، ولی به ارزبازی، رانت خواری، کاغذبازی، وام دهی و زمین خواری این لایه انگلی بورژوازی نه تنها کاری ندارد بلکه از آن ها برای رسیدن به هدف های خود سود می جوید.

این که دستگاه انتخاباتی رئیسی با رهبری پنهانی ولایت فقیه و سپاه با واکاوی ژرف از روان جامعه پیاده کردن برخی از سیاست های اصلاح خواهان و کاربرد گفتمان آن ها را در پیش گرفته است، این به این معنی نیست که آن ها دریافتند که کشور و مردم آن را باید نجات داد. آن ها دریافتند که برای نجات خود و در دست نگه داشتن برتری های اقتصادی- اجتماعی خود، دست به بزک کاری هایی در اینجا و آنجا بزنند. ولی آن ها از آن جا که خاستگاه طبقاتی دیگری دارند و از لایه های انگلی ترین بورژوازی جهان هستند، هیچ گاه از دید طبقاتی به پیاده کردن منافع مردم رنج بر و تنگ دست نمی پردازند.

همه ی این ریاکاری ها در سخن، برای پوشاندن دزدی سرمایه ی مردم و نگه داشت برتری های طبقاتی خود است. ”نگاه به شرق” رژیم که برخی ها در “چپ” به آن امید بسته اند تنها و تنها برای رهایی از پیامدهای کشنده تحریم است و هرگز نباید آن را به معنی دگرگونی راه اقتصادی جمهوری اسلامی درک کرد. برای دگرگون شدن راه اقتصادی باید جابجایی طبقاتی در فرمان روایی جمهوری اسلامی انجام شده باشد؟ در چه زمانی یک طبقه پیشرو، فرماندهی جامعه را به دست گرفته است؟ نمایندگان سیاسی این طبقه پیشرو در دستگاه فرمانروایی چه کسانی هستند؟

امید به دولت رئیسی سرابی بیش نیست

می گویند سالی که نیکوست، از بهارش پیداست. سال بدبختی و درماندگی نیز، از زمستانش پیدا است. برای روشن گری در باره ی امید پنداربافنه برخی ها به دولت رئیسی، بگذارید نگاهی به نام های پیشنهادی وزیران آینده داشته باشیم.

عیسی زارع پور- وزارت ارتباطات

معاون قوه قضائیه و رئیس مرکز آمار و فناوری اطلاعات قوه قضائیه، ریاست مرکز توسعه فناوری اطلاعات و رسانه‌های دیجیتال وزارت ارشاد در دولت احمدی‌نژاد بوده است.

امین حسین رحیمی- وزارت دادگستری

مشاور رئیس قوه قضاییه، دادستان دیوان محاسبات کشور و مشاور عالی رئیس قوه قضائیه و رئیس مرکز امور هماهنگی قوه قضاییه بوده است.

جواد اوجی- وزارت نفت

معاون وزیر و مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران، مدیرعامل شرکت بهره برداری نفت و گاز زاگرس جنوبی از سال ۸۳ تاکنون، وزیر نفت دولت محمود احمدی‌نژاد بوده است.

سید رضا فاطمی امین- وزارت صمت

مدیرعامل سازمان اقتصادی رضوی، قائم مقام تولیت آستان قدس رضوی بوده است.

محمد مهدی اسماعیلی- وزارت ارشاد

مدیرکل نظارت و ارزیابی برنامه‌های تولیدی سیما، مؤسس قرارگاه رسانه صداوسیما بوده است.

امیر آشتیانی- وزارت دفاع

از سال ۱۳۹۸ تا کنون جانشین رئیس ستادکل نیروهای مسلح، جانشین فرمانده کل ارتش جمهوری اسلامی بوده است.

حسین باغگلی- وزارت آموزش و پرورش

مدیرعامل بنیاد فرهنگی رضوی، عضو کارگروه پرورشی آموزش و پرورش استان خراسان رضوی، مشاور تخصصی در طراحی برنامه‌های آموزشی و تربیتی، عضو هیأت مدیره موسسه جوانان آستان قدس رضوی و عضو هیأت اندیشه‌ورز کودک و نوجوان حرم مطهر رضوی بوده است.

علی اکبر محرابیان- وزارت نیرو

وزیر صنایع و معادن احمدی نژاد رئیس و نماینده ویژه محمود احمدی نژاد در ستاد تبصره ۱۳، مشاور رئیس جمهور و رئیس ستاد طرح‌های ویژه دولت نهم.

حمیدرضا سجادی – وزارت ورزش

از سوی احمدی‌نژاد به عنوان وزیر پیشنهادی ورزش برای کسب رأی اعتماد به مجلس معرفی شد اما نتوانست رأی اعتماد مجلس را کسب کند.

سید اسماعیل خطیب – وزارت اطلاعات

حضور و فعالیت در اطلاعات عملیات سپاه از سال ۱۳۵۹، فعالیت در وزارت اطلاعات، ریاست مرکز حفاظت و اطلاعات قوه قضائیه و رییس حراست آستان قدس رضوی بوده است.

سید احسان خاندوزی- وزارت اقتصاد

نماینده تهران در مجلس، مدیر کل اقتصادی سابق مرکز پژوهش‌های مجلس، کارشناس کمیسیون اقتصاد کلان و بازرگانی مجمع تشخیص مصلحت نظام.

احمد وحیدی – وزارت کشور

فرماندهی سپاه قدس، وزیر دفاع در دولت احمدی نژاد، نخستین فرمانده سپاه قدس بوده است.

رستم قاسمی- راه و شهرسازی

فرمانده قرارگاه خاتم‌الانبیاء، وزیر نفت وزیر احمدی نژاد، رئیس هیئت مدیره شرکت صنعتی دریایی ایران (صدرا)، رئیس هیئت مدیره شرکت کشتی‌سازی خلیج فارس (ایزوایکو) بوده است.

عزت الله ضرغامی – میراث فرهنگی

معاون وزیر دفاع در امور مجلس وزارت دفاع، ریاست صدا و سیما در ۱۰ سال بوده است و اکنون عضو شورای عالی فضای مجازی و شورای عالی انقلاب فرهنگی است.

حسین امیرعبداللهیان – وزیر امور خارجه

مشاور وزیر امور خارجه (۱۳۹۵)، رئیس ستاد ویژه عراق وزارت خارجه، سفیر جمهوری اسلامی در بحرین، مدیرکل خلیج فارس و خاورمیانه وزارت خارجه (۱۳۹۸)، دبیرکل دبیرخانه کنفرانس بین‌المللی حمایت از انتفاضه فلسطین بوده است. 

با نگاهی به آن هایی که برای در دست داشتن فرماندهی وزارت خانه ها نام برده می شود، می توان دریافت که آن ها در کنام چرکین ترین، بدنام ترین و واپسگرایانه ترین آموزشگاه های جمهوری اسلامی پرورش یافته اند. برخی از این ها در استان قدس رضوی، زیر سیاه ایت الله طبسی پرورش یافته اند. کسانی که در مشهد زندگی کرده اند می دانند که دستگاه قدس رضوی از دزدترین و ستم گر ترین نهادها بوده است و هست. برخی از این ها هم در خود قوه قضایه، زیر رهبری آدم کشانی مانند اژه و رئیسی پرورش و آموزش دیده اند. در این باره تنها می توان گفت که “آن چه که عیان است چه حاجت به بیان است”.   برخی از این ها در دستگاه دزدی و ریای احمدی نژاد پرورش یافته اند و برخی از این ها هم در دستگاه انقلاب فرهنگی پرورش و آموزش دیده اند.

آن های که به دگرگونی خط اقتصادی جمهوری اسلامی امید بسته اند باید ببینند که از چه کسی برای رهبری اقتصاد کشور نام برده می شود.

آقای سید احسان خاندوزی خود سال ها مدیر کل اقتصادی مرکز پژوهش‌های مجلس و از کارشناس برتر کمیسیون اقتصاد کلان و بازرگانی مجمع تشخیص مصلحت نظام بوده است. اگر ایشان خواست و توان دگرگونی خط سرمایه داری نئولیبرالیستی کشور را داشتنه اند، پس چرا در چنان جای گاه بزرگی که برای این دگرگونی داشته اند کاری نکرده اند.

آیا می توان به این دسته که دربرگیرنده خون سردترین سرکوب گران، آزمندترین رانت خواران و واپسگرایان است، امید پیاده کردن آزادی و عدالت اجتماعی در کشور داشت؟

گریز از تحریم

”نگاه به شرق” جمهوری اسلامی هیچ گاه برای دگرگون کردن راه رشد اقتصادی سرمایه داری با ددمنشانه ترین شیوه اقتصادی نئولیبرالیستی نبوده است.

گره کور هم در همین جاست. جمهوری اسلامی اگر هم به ناگزیر به تنش زدایی با عربستان و دیگر کشورها بپردازد، ولی نمی تواند دست از شیعه سازی خاورمیانه بردارد. در دست گیری سراسری فرماندهی همه ی نهادهای فرمانروایی از سوی بورژوازی نظامی، برای رسیدن به همین هدف بوده است. این لایه ی بورژوازی می خواهد که آن چنان گفتگوی برجام را رهبری کند که در راه انجام هدف “مقدس”  شیعه سازی خاورمیانه چندان دشواری فراهم نکند. و امریکا هم می خواهد تا آن جا با این سیاست شیعه سازی خاورمیانه ولایت فقیه کنار بیاید که به امنیت اسراییل ضربه نزند.

هنگامی که این هم سنگی پدید آید، آن چنان که امریکا بتواند امنیت اسراییل را با یک پیمان نامه با جمهوری اسلامی پابرجا کند و جمهوری اسلامی هم نگران دشواری شیعه سازی خود در خاورمیانه نباشد، در آن زمان ”نگاه به شرق” جمهوری اسلامی نیز دگرگون خواهد شد. همان گونه آقای اولادی برادر عسگر اولادی به روشنی گفته است جمهوری اسلامی از بی چارگی به سوی شرق نگاه می کند.   

پایان سخن

”نگاه به شرق” و یک‌دست کردن فرمانروایی جمهوری اسلامی زیر «ولی فقیه»، چون که نمی تواند هم راه با یک سیاست اقتصادی ضد نئولیبرالی در راستای منافع مردم باشد، نجات دهنده جمهوری اسلامی نیز نمی تواند باشد بلکه چند سالی به زندگی انگلی او می افزاید. 

هیچ کسی در نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی از خود نپرسیده است که هنگام گام گذاشتن به راه اتمی، باید همه پرسی از مردم خود انجام شود.  گام گذاشتن در راه اتمی که در برگیرنده سرمایه گزاری هنگفت در فن آوری است و سپس در روند انجام این کار با هزاران شیوه ی تحریم اقتصادی امپریالیسم روبرو می شود، هزینه ای بسیاری برای مردم میهن ما فراهم می کند که سنگینی آن به دوش رنج بران ما است. هیچ یک از سران رژیم، هیچ هزینه ای برای این بلندپروازی خود پرداخت نکرده اند. خود و فرزندانشان در کشورهای همسایه ایران مانند ترکیه، آذربایجان، ارمنستان، امارت و حتا در کشورهایی مانند انگلیس و کانادا در خانه های پرشکو و پرنما در آرامش زندگی می کنند و برخی ها حتا تابعیت دوگانه دارند.

امید داشتن به این دسته ها “آزموده را آزمودن” است و به همین دلیل نادرست.  

“چپ” باید یک بار برای همیشه، امید به یک لایه بورژوازی انگلی برای نجات میهن را فراموش کند و با برنامه ای آزادی خواهانه و با پیش گزاری یک خط اقتصادی که گام به دوری از راه رشد سرمایه داری می گذارد، توده ها را به سوی خود بکشاند. تنها با این گونه برنامه، می توان خشم جوشان کنونی توده ها را در راه درست سازماندهی کرد و شرایط ذهنی انقلاب را فراهم ساخت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *